باور نادرست ۱ در مورد UX: افراد واقعاً در وب مطالب را می‌خوانند!

باور نادرست ۱ در مورد UX: افراد واقعاً در وب مطالب را می‌خوانند!

فکر می‌کنید چند درصد از افراد واقعاً مطالب منتشر شده در فضای وب را می‌خوانند یا حتی خود شما وقتی که صفحه‌ای را باز می‌کنید، آیا آن‌ را به‌ صورت کامل، دقیق و کلمه‌ به‌ کلمه مطالعه کرده یا اینکه فقط نگاهی می‎‌‌اندازید تا ببینید چیزی که به دنبالش هستید را پیدا می‌کنید یا خیر؟

ابتدا به ساکن لازم است تا به بررسی معانی دو واژه‌ٔ Scan و Skim بپردازیم. اِسکن یعنی نگاه سریع و اجمالی به متن و گشتن به‌ دنبال کلمات مهم یا کلمات مورد نظر و اِسکیم عبارت است از خواندن سریع متن برای پیدا کردن ایدهٔ کلی متن بدون تمرکز بر روی جزئیات در پاراگراف‌ها.

با این تفاسیر،‌ بایستی گفت که افراد فقط زمانی متنی را کلمه‌ به‌ کلمه در وب می‌خوانند که محتوای آن برایشان خیلی جذاب باشد چرا که آن‌ها اغلب صفحات را به‌ صورت سطحی می‌خوانند یا اصطلاحاً اِسکیم می‌کنند و به‌ دنبال کلیدواژه‌های هایلایت شده، تیترهای معنی‌دار، پاراگراف‌های کوتاه و لیست‌هایی که راحت بشود آن‌ها را مرور کرد می‌گردند. در واقع، از آنجایی که آن‌ها عجله دارند تا اطلاعاتی که به‌ دنبال آن هستند را سریع پیدا کنند، چیزهایی که به‌ نظرشان بی‌ربط هستند را رد کرده و اصلاً نمی‌خوانند.

در چنین شرایطی، اصلاً نباید انتظار داشت تا کاربران محتواهایی که نه راحت اِسکن می‌شوند و نه خیلی به چیزی که به‌ دنبال آن هستند ربط دارد را دقیق مطالعه کنند و از همین روی باید از متن‌هایی با پارگراف‌های طولانی، دستورالعمل‌های غیرضروری، نوشته‌های تبلیغاتی و به‌ طور‌ کلی پُرحرفی در مقالاتی که در بستر وب منتشر می‌شوند، اجتناب کرد.

درآمدی بر تحقیقات صورت گرفته روی نحوهٔ مطالعهٔ کاربران
در سال ۲۰۱۳ کمپانی Chartbeat، که آمار و ارقام تحلیلی به وبلاگ‌ها و سایت‌ها ارائه می‌دهد، وب‌سایت Slate (یک مجلهٔ اینترنتی) و دیگر وب‌سایت‌ها را آنالیز کرد و دریافت که اکثر کاربران فقط ۵۰ تا ۶۰ درصد از یک مقالهٔ تحت وب را اِسکرول کرده و مطالعه می‌کنند. چیزی که جالب است اینکه در ظاهر هیچ ارتباطی میان میزان مطالعهٔ کامل یک پُست و اشتراک‌گذاری آن توسط کاربران فضای آنلاین وجود ندارد چرا که افراد به‌ راحتی یکسری محتواها را حتی بدون اینکه آن‌ها را مطالعه کنند هم به اشتراک می‌گذارند!

رفتاری که ما در قالب اِسکن و اِسکیم در زمینهٔ خواندن متون طولانی از خود بروز می‌دهیم، حتی بر روی خواندن و درک رمان‌ها و دیگر متونی که ساختاری طولانی و بلند دارند نیز تاثیرگذار است. بر اساس تحقیقات انجام شده، نحوهٔ اِسکن و اِسکیم ما بر روی خواندن متون مهم دیگری که خارج از فضای آنلاین هستند هم تأثیرگذار بوده و ما را در برابر خواندن این متون به‌ نوعی ناشکیبا کرده و نمی‌توانیم آن‌طور که باید و شاید تمرکز کنیم.

مطالعه‌ای که Jakon Nielsen در سال ۲۰۰۸ در زمینهٔ ردیابی چشم کاربران انجام داد، نشان داد که در یک صفحهٔ‌ معمولی سایت فقط کمتر از ۲۰٪ محتوا به‌ طور دقیق و کامل خوانده می‌شود (ردیابی چشم شامل پروسهٔ محاسبهٔ نقطه‌ای که چشم به آن خیره شده و همچنین محاسبهٔ حرکات چشم می‌باشد و به زبان ساده‌تر می‌توان گفت که ردیابی چشم در واقع همان پروسهٔ اندازه‌گیری فعالیت چشم است که با استفاده از دستگاه ردیاب چشم انجام می‌شود.)

در یک آزمایش دیگر، Nielsen سَبک‌های جمله‌بندی مختلفی را بر روی یک وب‌سایت آزمایش کرد که در این آزمایش نوشتار مختصر و مفید، قابل‌اِسکن و هدفمند باعث شد تا میزان مطالعهٔ متن و خوانده شدن توسط کاربران ۱۲۴٪ بهتر شود!

در یک مطالعهٔ دیگر، Gery Mc Govern دریافت که فقط ۱ نفر از هر ۱۵ نفر کاربر اینترنتی می‌تواند اطلاعات خاصی که به‌ صورت قابل‌اِسکن در متنی قرار داده نشده را پیدا کند. به‌ عبارت دیگر، کاربران باید دنبال جمله، کلمه یا اطلاعاتی می‌گشتند که به طور معمول یافتن آن‌ها دشوار بود (Steve Krug در کتاب Don’t Make Me Think خود ادعا می‌کند که یکی از مهم‌ترین حقایق درباره‌ٔ کاربران اینترنتی این است که آن‌ها متون را نمی‌خوانند، بلکه اِسکن می‌کنند.)

چه زمانی افراد متنی را کلمه به کلمه می‌خوانند؟
اگر افراد اطلاعاتی را پیدا کنند که واقعاً جذب آن شده و به آن علاقه‌مند باشند، به احتمال زیاد آن مطلب را کلمه‌ به‌ کلمه می‌خوانند. تحقیقات حاکی از آنند که اگر افراد برای لذت بردن مطلبی را بخوانند، آن مطلب را عمیق‌تر و کامل‌تر مطالعه می‌کنند و حتی خواندن مطلب روی صفحهٔ کامپیوتر و موبایل هم برایشان سخت به‌ نظر نمی‌آید و هرگز اذیت نمی‌شوند.

همچنین مطالعات مرتبط دیگر حاکی از آنند افرادی هم هستند که در اینترنت مطالب را به‌ طور کامل می‌خوانند به طوری که این گروه از کاربران متون را اِسکن نمی‌کنند بلکه از ابتدا تا انتهای آن‌ را می‌خوانند و در این میان صفحاتی در وب که به‌ خوبی برای خواندن سریع طراحی شده‌اند و اصطلاحاً ساختاریافته‌ هستند (به‌ طوری‌ که دقیقاً اطلاعاتی که کاربر به دنبالش هست را با نظم خاصی در اختیارش می‌گذارند) به احتمال زیاد به‌ طور کامل خوانده می‌شوند.

باور نادرست ۲ در مورد UX: تمام صفحات باید با ۳ کلیک در دسترس باشند!

منبع