لطفا جاواسکریپت مرورگر خود را فعال سازید!

نحوه فعال سازی در کروم
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
نحوه فعال سازی در فایرفاکس
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
درآمدی بر قانون تشابه (گشتالت)

درآمدی بر قانون تشابه (گشتالت)

Gestalt یک کلمهٔ آلمانی بسیار بااهمیت به‌خصوص برای طراحان می‌باشد و در این مقاله قصد داریم به بررسی اصول قانون گشتالت و بار معنایی زیادی که این کلمهٔ کوچک برای طراحان وب‌سایت با خود به‌همراه دارد بپردازیم.

تئوری Gestalt به‌صورت کاملاً موجز توسط روانشناسان این حوزه نظیر Kurt Koffka به‌صورت زیرخلاصه شده است:

کلیّت و نتیجهٔ نهایی، چیزی فراتر و متفاوت از جمع اجزا است!

درکی که انسان از یک مفهوم کلی دارا است به‌مراتب متفاوت از درکی است که وی از اجزای تشکل‌دهندهٔ آن مفهوم کلی دارد؛ درعین‌حال، این مفهوم کلی موجودیتی کاملاً مجزا بوده و الزاماً حاصل‌جمعی از اجزا تشکیل‌دهنده‌اش نمی‌باشد!

ما با درکی کامل از اصول Gestalt، می‌توانیم دست به خلق تجربیات بصری جذاب‌تر و بهتری در طراحی وب‌سایت‌ها و اپلیکشین‌ها بزنیم؛ می‌توان بااستفاده از مزیت‌هایی که این مجموعه قوانین برای دیزاینرها به‌ ارمغان می‌آورد، طراحی‌هایی به‌مراتب متفکرانه‌تر و کاربرپسندتر داشت و مهم‌تر از همه این‌که بدانید چه بخشی از کار شما، بر روی کاربرانتان تأثیرگذار است.

اصول Gestalt چیست؟
اصول گشتالت مجموعه‌ای از قوانینی هستند که به شرح چگونگی درک عناصر بصری توسط چشم انسان می‌پردازد و قسمت‌های اصلی آن عبارتند از مواردی نظیر این‌که چگونه چشم انسان یک شکل را به‌صورت کامل و واحد فارغ از تجمیع بخش‌های تشکیل‌دهندهٔ آن می‌بیند و همچنین کاهش پیچیدگی تصاویر پیچیده به اشکال ساده‌تر.

Gestalt واژه‌ای آلمانی است که در لغت به‌معنی «شکل یا فرم» می‌باشد؛ اصولی که ریشهٔ آن به Max Wertheimer روانشناس اتریشی مجارستانی الاصل مربوط به سال‌های (1880-1943) باز می‌گردد و سپس توسط (Wolfgang Köhler (1929) ،Kurt Koffka (1935 و  (Wolfgang Metzger (1936 مورد بررسی و تکمیل واقع شده است.

هدف اصلی محققان این زمینه، یکپارچه‌سازی تئوری‌های مشابه و ارائهٔ نظریه‌ای واحد برای توضیح ایجاد ارتباط بین عناصر یک طرح به‌صورت ناخودآگاه توسط انسان می‌باشد که در ادامه به بررسی یکی از اصول گشتالت با نام Law of Similarity یا «قانون تشابه» می‌پردازیم.

تشابه
چشمان انسان تمایل به ایجاد رابطه بین عناصر مشابه در یک طرح دارد؛ این تشابه می‌تواند به دلیل استفاده از عناصر پایه‌ای نظیر اشکال، رنگ‌ها و اندازه‌ها باشد.

استمرار
مسیرها، خطوط و منحنی‌های موجود در یک طرح توسط چشمان کاربر دنبال شده و او ترجیح می‌دهد یک جریان ادامه‌دار از عناصر بصری را دنبال کند تا اشیاء مجزا و بدون ارتباط با یکدیگر را.

تمامیت
چشم کاربر تمایل به دیدن اشکال کامل دارد و چنانچه عناصر بصری کامل نباشند، کاربر می‌تواند با تکمیل عناصر بصری جاافتاده، شکلی که در معرض دیدش قرار گرفته را به‌صورت ذهنی کامل نماید.

مجاورت
چیدمان مرتب اشکال ساده در کنار یکدیگر می‌تواند به خلق یک تصویر پیچیده‌تر منجر شود.

پس‌زمینه
چشم انسان می‌تواند اشکال را از پس‌زمینه متمایز نموده و تفاوت، بعد و عمق را درک نماید.

نظم و تقارن
طراحی می‌بایست متقارن و کامل باشد که در غیر این صورت کاربر سعی در تجسم تصویر کامل نهایی مطلوب خود خواهد داشت.

آشنایی بیشتر با قانون تشابه (Law of Similarity)
چشمان انسان تمایل به درک عناصر مشابه در یک طرح به‌عنوان تصویری کامل، شکلی واحد و یا گروهی منسجم دارا است، حتی اگر آن عناصر جدا از یکدیگر باشند. به‌نظر می‌رسد مغز انسان مهارت بالایی در ایجاد ارتباط بین عناصر دارای طبیعت یکسان دارد و این در حالی است که در این پروسه، اشکال مختلف و رابطهٔ مابین آن‌ها با یکدیگر پردازش و درک شده سپس از سایر عناصر موجود در طرح جدا می‌شوند.

چشمان انسان دارای عملکرد بسیار خوبی در تکمیل فضاهای خالی موجود و اتصال نقاط به یکدیگر می‌باشند؛ لازم به ذکر است تمامی این موارد با سرعت بسیار بالا و به‌صورت ناخودآگاه انجام می‌شود.

تشابه می‌تواند تأثیر گرفته از شکل، اندازه و رنگ عناصر باشد؛ هنگامی که شما اشیاء با درجهٔ بالایی از تشابه را با گروهی از اشیاء متفاوت و ناهمگون مخلوط می‌کنید، مغز انسان با اختصاص دادن زمان و انرژی در پی خلق ارتباط بین آن‌ها برمی‌آید و به این صورت می‌تواند سعی در درک رابطهٔ آن‌ها با یکدیگر داشته باشد.

بگذارید یک آزمایش کوتاه داشته باشیم؛ یک مداد و یک برگ کاغذ برداشته، 10 دایره در قسمت‌های مختلف صفحه بکشید، (فضای خالی برای کشیدن اشکالی هم‌اندازه بین دایره‌ها باقی بگذارید) و در ادامه در هرجایی در فضاهای خالی، 5 یا 6 مثلث بکشید (البته به یاد داشته باشید که رعایت کامل اصول رسم هندسی مدنظر نمی‌باشد) سپس ۳ نقطه در بین این اشکال بکشید. درنهایت، برای دقایقی از کمی دورتر به طراحی خود نگاه کنید.

چه چیزی در آغاز نگاه توجه شما را به خود جلب نمود؟ چشمان شما ابتدا متوجه نقاط شدند، درست است؟ دلیل این حالت هم نوع ساختار هندسی نقاط است که خود از نقاط کوچکتر تشکیل شده‌اند، در حالی که سایر اشکال از خطوط ساخته شده‌اند.

طراحی با مدنظر قرار دادن اصل تشابه در ذهن
در وب و طراحی تعاملی (Interactive)، قانون تشابه می‌تواند برای ایجاد مشارکت در ایجاد ارتباط بین عناصر مرتبط استفاده شود و این در حالی است که این رابطه می‌تواند فیزیکی و یا مفهومی باشد. شما می‌توانید با کمک به چشمان کاربر برای تشخیص قسمت‌هایی از طرح که می‌خواهید برجسته‌تر بوده و بیشتر مورد توجه قرار گیرند، بالاترین سطح بازخورد از این خصوصیت طبیعی و تمایل انسان به قانون تشابه را داشته باشید.

لینک‌ها
لینک‌ها و سیستم‌های راهبری برای این‌که به کاربر اجازه داده شود تا محتوای وب‌سایت را ببینند و به صفحات مختلف دسترسی داشته باشد، ضروری هستد؛ درصورتی‌که لینک‌ها در میان محتوای متون صفحه قرار داشته باشند، می‌بایست حتماً دارای طرحی مشخص و البته یکسان باشند تا کاربر بتواند به‌راحتی آن‌ها را تشخیص داده و استفاده نماید؛ در این راستا، لینک‌ها دارای رنگی متفاوت بوده و همچنین از نظر شکلی نیز می‌بایست تفاوت‌هایی با سایر عناصر صفحه داشته باشد (به‌صورت پیش‌فرض بسیاری از کاربران متنی آبی دارای خطی در پایین را یک لینک قلمداد می‌کنند).

استفاده از اصول تشابه در منوها -که مجموعه‌ای از لینک‌ها هستند- به کاربران کمک می‌کند تا روابط بین هر گروه از لینک‌ها را ببینند و سپس گزینه‌های مشابه راهبری مرتبط با یکدیگر و یا دارای مکانی مشابه در ساختار سلسله مراتبی وب‌سایت را درک نمایند.

محتوا
ما همچنین می‌توانیم از رنگ، اندازه و نوع فونت، هایلایت کردن و ... برای ایجاد تفاوت و مشخص کردن انواع محتواها -حتی پیش از آن‌که کاربر آن‌ها را بخواند- استفاده نماییم؛ برای مثال، نقل‌قول‌ها که در فضایی مشخص قرار می‌گیرند، دارای فونت کمی بزرگتر و حالت مورب بوده و به‌راحتی قابل شناسایی هستند. رعایت چنین استاندارهایی برپایهٔ رعایت اصول قانون تشابه می‌باشد، اما گرچه مفاهیم پایه‌ای طراحی در اکثر وب‌سایت‌ها یکسان است، ولی ظاهر آن‌ها با یکدیگر متفاوت می‌تواند باشد.

با شکستن قانون تشابه در برخی موارد نیز می‌توان توجه ناگهانی کاربر را به قسمت خاصی از صفحه مثل دکمه‌های CTA و غیره جلب نمود؛ تصمیم‌گیری دربارهٔ ایجاد ارتباط و تشابه بین عناصر و یا جداسازی آن‌ها از یکدیگر به‌راحتی می‌تواند عملکرد چشم و ذهن کاربر را تحت‌تأثیر قرار دهد (CTA مخفف واژگان Call To Action بوده و منظور از آن‌، دکمه‌هایی است همچون دکمهٔ خرید محصول، دکمهٔ استخدام، دکمهٔ ثبت‌نام و غیره که ارزش افزوده‌ای برای کاربران ایجاد می‌کنند).

هدرها
قسمت هدر سایت نقشی ضروری در سازماندهی و ایجاد محتوای خوب و ساخت‌یافته برای موتورهای جستجو و کاربران دارد؛ به‌صورت معمول، این بخش از وب‌سایت در بالای محتوای صفحه بوده و دارای فونت، رنگ و سایز متفاوتی از سایر قسمت‌های موجود در صفحه می‌باشد.

طراحی مناسب این بخش می‌تواند به یافتن نقاط مرتبط در محتوا توسط کاربر کمک کرده و جریان کاری کلی صفحه را مدیریت نماید که در این صورت، زمان حضور کاربر در سایت نیز افزایش خواهد یافت.

سخن پایانی
در روانشناسی Gestalt سعی در فهم هرچه بیشتر ادراک بصری انسان در راستای استفاده از آن در طراحی و خلق فرآیندها می‌باشد؛ در این تئوری، ذهن برپایهٔ جنبه‌های متفاوتی از افکار انسان استوار بوده و عملکرد و ادراک فرد از جهان اطراف بسیار در افکار او تأثیرگذار هستند.

 سازماندهی فرآیندهای شناختی برای درک چگونگی و تفسیر جریان ثابت اطلاعات بصری که از چشمان انسان وارد مغز وی شده و تفسیری منسجم، بامعنی و سودمند از جهان را موجب می‌شود، در 20 سال گذشته از جمله موضوعات مهم علمی و تحقیقاتی برای متخصصان روانشانسی Gestalt بوده است.

فهم پتانسیل اعمال و تفکر Gestalt به ما کمک می‌کند تا به خلق عناصری با جذابیت بیشتر بپردازیم؛ مطالعهٔ این تئوری، بینشی جدید را به‌همراه خواهد داشت و ما را یاری می‌دهد تا فعالیت‌هایمان را با اصول مهندسی در راستای تأثیرگذاری بیشتر بر چشمان و ذهن کاربران انجام دهیم.

با شروع از قانون تشابه، ما درمیابیم که با استفاده از مواردی نظیر لینک‌ها، محتوا و هدرها می‌توانیم توجه کاربر را به گزینه‌های مشخصی جلب کنیم و مغز او را پیوسته درگیر طرح نماییم که این به‌معنای ماندگاری بیشتر کاربران در وب‌سایت است.

منبع


علی فلاحی