Design Consistency به چه معنا است و چگونه کمک به UX بهتری می‌کند؟

Design Consistency به چه معنا است و چگونه کمک به UX بهتری می‌کند؟

Consistency (ثبات و یکپارچگی) یک اصل کلیدی در فرایند طراحی محصول است که بدون رعایت چنین اصلی هرگز نخواهیم توانست یک محصول منحصر‌به‌فرد به بازار عرضه کنیم. جالب است بدانیم که ثبات و یکپارچگی از جمله اصول مهم طراحی هستند که طراحان تمایل دارند همواره از آن تخطی کنند! موضوع یکپارچگی در طراحی مبحث بسیار بزرگی است و در نتیجه تمام سعی خود را در این پست خواهیم کرد تا این مسأله را به نکات کلیدی‌اش خلاصه کرده تا بدین‌ وسیله یاد بگیریم که چگونه از یکپارچگی در طراحی‌های خود بهره برده تا در نهایت بهترین تجربه‌ٔ کاربری را برای کاربران خود رقم بزنیم. 

Consistency در طراحی به چه معنا است؟
Consistency (یکپارچگی) یکی از مهم‌ترین اجزای فرایند پیچیدهٔ طراحی است. در واقع، صفت یکپارچه به طرحی داده می‌شود که قابل‌درک و بسیار کاربردی باشد و در کل، زندگی را برای کاربرانش به مراتب راحت‌تر می‌سازد. روی هم رفته، هنگامی که عناصر مشابه ظاهری یکپارچه و شبیه به یکدیگر داشته باشند، میزان کاربردی بودن و قابلیت یادگیری کاربر بهبود می‌یابد.

هنگامی که یکپارچگی در طراحی‌های شما وجود داشته باشد، کاربران به‌ سادگی می‌توانند یافته‌های قبلی خود در استفاده از سایر بخش‌های سرویس یا محصول شما را در حین استفاده از بخش‌های جدید منتقل کرده و سازوکار جدید را به‌ سرعت فرا بگیرند. به عبارت دیگر، در صورت وجود یک طرح یکپارچه، به‌ جای اینکه با مراجعه به یک بخش جدید محصول درگیر فهم چگونگی کاربرد رابط کاربری (UI) آن بشوند، می‌توانند از داشته‌های قبلی خود در ارتباط با نحوهٔ کارکرد محصول استفاده کرده و بیشتر تمرکز خود را روی محتوا بگذارند (در همین راستا، می‌توانید به مقالهٔ تفکر طراحی (Design Thinking) چیست؟ نیز مراجعه نمایید.)

ما انسان‌ها به طور معمول ثبات را دوست داریم؛ بدن ما مدام در تلاش است تا ثبات و پایداری خود را حفظ کند چرا که این دو اصل به ما احساس امنیت می‌دهند! پس ضروری به‌ نظر می‌رسد تا در فرایند طراحی محصول نیز این اصل را تا حد ممکن رعایت کنیم اما در پاسخ به این سؤال که «فواید یکپارچگی در طراحی چیست؟» بایستی به موارد زیر اشاره کرد:

- یادگیری سریع‌: وقتی که ما یک محصول به‌ اصطلاح Consistant (یکپارچه) داشته باشیم، کاربر سریع‌تر یاد می‌گیرد که چگونه از آن سرویس استفاده کند. این‌گونه فرض کنید که عناصر یکپارچهٔ طرح شما مانند حروف الفبا هستند؛ هنگامی که کاربر الفبای طرح شما را یاد بگیرد، می‌تواند به هر جای محصول شما سر بزند و بدون هیچ مشکلی با رابط کاربری آن ارتباط برقرار کند. در واقع، داشتن رابط کاربری بی‌ثبات مانند این است که بخواهیم با کاربر با چند زبان مختلف سخن بگوییم که در این صورت، فقط کاربران حرفه‌ای می‌توانند کار خود را پیش برده و از محصول ما استفاده کنند (البته شکی نیست که حتی حرفه‌ای‌ها هم از این کار لذت نخواهند برد!)

- از بین بردن آشفتگی: اگر کاربر گیج شود، به زودی احساس ناامیدی خواهد کرد و در نهایت به سمت رقبای ما کشیده می‌شود. مگر غیر از این است که ما نمی‌خواهیم کاربرنمان همچنین حسی پیدا کند؟

- جلوگیری از هدر رفتن بودجه و زمان: یک طرح با‌ثبات طرحی است که با استفاده از اجزای از پیش تعریف شده طراحی می‌شود که این سیاست به طراحان و صاحبان ایده اجازه می‌دهد تا بدون صرف زمان گران‌بهای خود، به سرعت بتوانند در مورد مسائل مختلف طراحی تصمیم‌گیری کرده و همچنین باعث می‌شود که طراح از زمانش برای کارهای به‌ مراتب مهم‌تر استفاده کند.

آشنایی انواع یکپارچگی در فرایند طراحی محصول
حال که به‌ خوبی با مفهوم Consistancy در فرایند طراحی آشنا شدیم، بیایید نگاهی بیاندازیم به چند نوع مختلف ثبات و یکپارچکی که دانستن آن‌ها هنگام طراحی بسیار حائز اهمیت است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

- یکپارچگی ظاهری: عناصر قرار گرفته در رابط کاربری که حس یکسانی منتقل می‌کنند، ثبات ظاهری را در دید کاربران ایجاد می‌کنند که این نوع ثبات باعث افزایش قابلیت یادگیری نحوهٔ کار با یک محصول یا سرویس آنلاین می‌شود. در خلال یک طرح، عناصری مانند فونت‌، سایز، دکمه‌ها، برچسب‌ها و دیگر چیزهای مشابه باید یکپارچه باشند تا ثبات ظاهری را حفظ کنند.

- یکپارچگی در عملکرد: عناصری که وظایف آن‌ها در یک راستا است نیز باید دارای یکپارچگی باشند و در این صورت است که می‌گوییم محصول‌مان دارای «یکپارچگی در عملکرد» است. این نوع ثبات و یکپارچگی باعث می‌شود تا محصول ما بیشتر قابل‌پیش‌بینی‌ باشد (قابل‌پیش‌بینی بودن یک محصول در نهایت منجر به آرامش خاطر و امنیت فکری کاربر می‌شود.) به عنوان مثال، مسیر بازگشت به یک صفحه قبل در بخش‌های مختلف وب‌سایت باید کاملاً یکسان باشد.

- یکپارچگی داخلی: این نوع یکپارچگی ترکیبی از یکپارچگی ظاهری و یکپارچگی در عملکرد است که قابلیت یادگیری و کاربردپذیری وب‌سایت یا اپ موبایل شما را افزایش می‌دهد. حتی زمانی که صفحات و قابلیت‌های جدیدی معرفی می‌کنید، مادامی که یکپارچگی داخلی را حفظ کنید، کاربران می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

- یکپارچگی خارجی: این نوع یکپارچگی هنگامی وجود دارد که ثبات در طراحی بین چند طرح یا سیستم مختلف مطرح شود؛ به این صورت که دانش کاربر در مورد یک محصول، در محصول دیگر هم بتواند استفاده شود (به عنوان مثال، سرویس‌های مختلف Google را می‌توان مثال زد که دانش قبلی‌مان در استفاده از یکی از محصولات می‌تواند ما را در نحوهٔ کار با محصولات دیگر یاری رساند یا به عنوان مثال دیگری برای یکپارچگی خارجی، رابط کاربری محصولات مختلف شرکت Adobe را می‌توان مثال زد به طوری که مثلاً اگر فتوشاپ را بلد باشید، خیلی راحت‌تر می‌توانید شروع به استفاده از ایلاستریتور و دیگر برنامه‌ها کنید.)

چگونه در طراحی نرم‌افزار ثبات و یکپارچگی داشته باشیم؟
برای برخورداری از ثبات و یکپارچگی در فرایند طراحی محصول باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که عنصری در طراحی و یا عملکردی از محصول خود را بارها و بارها تکرار کرده و با این کار، کاربران را برای رسیدن به هدفشان، که همان استفادهٔ سریع و بهینه از نرم‌افزار است، ساپورت کنیم. برای این کار هم توصیه می‌شود که راه‌کارهای زیر مد نظر قرار داده شوند:

- عناصر بصری: حروف‌چینی، رنگ‌ها، فواصل، جدول‌بندی، اندازه و جایگاه قرارگیری عناصر باید تعریف شده و سپس در جای‌جای وب‌سایت یا اپلیکیشنی که طراحی می‌کنید رعایت شوند. علاوه بر این، یک ساختار سلسله‌مراتبی بصری منسجم تعریف کنید که در آن چیزهای مهم‌تر بزرگ‌تر از چیزهای کم‌اهمیت‌تر نشان داده شوند. همچنین الگوی رنگ‌آمیزی یکسانی را در تمام طرح استفاده کرده و حاشیه‌گذاری‌ها و فاصله‌گذاری بین خطوط باید در تمام عناصر مشابه یکسان باشند. در همین راستا، برای کسب اطلاعات بیشتر توصیه می‌کنیم به مقالات زیر مراجعه نمایید:

- درآمدی بر قانون تشابه (گشتالت)
انتقال پیام از طریق سلسله مراتب بصری در طراحی سایت

ارائهٔ یک رابط کاربری یکپارچه به کاربر اجازه می‌دهد تا نحوهٔ کار با سیستم را به‌ سرعت بیاموزد و #تجربهٔ کاربری خوبی را برایش به ارمغان خواهد آورد. در واقع، رعایت اصل یکپارچگی در طراحی همچون به‌کارگیری از اصول فِنگ‌شویی در چیدمان منزل است که حضور در چنین منزلی را برای اعضای خانواده به‌مراتب خوشایندتر می‌سازد.

- زبان و لحن صحبت با کاربر: زبان و لحنی که شما در فرایند استفادهٔ کاربران از یک سرویس استفاده می‌کنید، بر حس کاربر نسبت به محصول تأثیرگذار است؛ زبان و لحن خود را یکپارچه نگاه دارید تا این‌گونه به نظر برسد که صدایی واحد با کاربر سخن می‌گوید. اگر می‌خواهید از لحنی دوستانه در طراحی محصول خود استفاده کنید، همواره از زمان خوشامدگویی تا حتی زمان‌هایی که پیام‌های خطا به کاربر نشان داده می‌شوند، در سَبک صحبت کردن خود باثبات باشید (سرویس ایمیل Mailchimp مثال خوبی برای زبان و لحن یکپارچه است.)

- از الگوهای آشنا استفاده کنید: افرادی که از محصولات طراحی شده توسط ما استفاده می‌کنند، خواه دیجیتال یا غیردیجیتال، به‌ نوعی با حال‌وهوای سایر محصولات مشابه آشنایی دارند؛ به این معنی که آن‌ها سرویس‌های دیگر را تجربه کرده‌ و یاد گرفته‌اند و همچنین الگوهای استفاده شده در آن‌ها را به خوبی می‌شناسند. در همین راستا، ما هم باید این قضیه را به فال نیک بگیریم و الگوهای آشنا را در طراحی‌های خود به کار بندیم. با این کار، در حقیقت مسیر کاربر در حین استفاده از محصول‌مان بسیار هموارتر خواهد شد و افراد نیازی ندارند تا مکث کنند که «خُب حالا چه‌طور از این استفاده کنم؟» و مستقیماً می‌توانند با اِتکا به تجربیات قبلی خود، از آن سرویس استفاده کنند. 

- یکپارچگی را خَم کنید اما نشکنید!
ممکن است این بحث پیش بیاید که یکپارچگی می‌تواند برای کاربر بسیار خسته‌کننده باشد و چنانچه همواره چیزها را یکپارچه نگاه داریم، هرگز نوآوری و خلاقیتی به‌ وجود نخواهد آمد. بایستی گفت که ما ابتدا به ساکن باید قوانین را خوب یاد بگیریم، سپس آن‌ها را به نرمی تغییر دهیم. بله، به زبان عامیانه «خَمش کن اما نشکنش!»

از بین رفتن یکپارچگی به معنای نابودی طراحی و تجربهٔ کاربری است که هم به‌ ضرر کاربر است و مهم‌تر از آن، به‌ ضرر کسب‌وکارمان! در واقع، در صورت نداشتن یکپارچگی در طراحی، فرآیند طراحی کُند می‌شود و هزینهٔ زیادی صرف چیزهایی همچون انتخاب رنگ برای اجزای مختلف طراحی در طول زمان می‌شود و این در حالی است که اکثر اعضای تیم طراحی، وقت باارزش خود را برای تصمیماتی که باید از پیش گرفته می‌شد و اینک به‌ طور مجدد استفاده می‌شد، از دست می‌دهند!

سخن پایانی
یکپارچه نگاه داشتن عناصر بصری رابط کاربری به این معنی است که در کوتاه‌مدت، یا اصلاً نیاز به اِعمال تغییرات نخواهیم داشت و یا اگر هم چنین نیازی احساس گردد، تغییرات جزئی صورت خواهد گرفت و در نیاز نیاز به اِعمال این‌گونه تغییرات، درک صحیح خصوصیات کاربر توسط طراح مسئله‌ای کلیدی است و تمام تصمیمات در طراحی، باید از این درک سرچشمه گیرد. به عبارت دیگر، تغییرات را تنها زمانی روی طرح نهایی اِعمال کنید که تعداد زیادی از کاربران آن‌ را از شما خواسته باشند. در واقع، ایجاد این تغییرات کوچک محصول شما را، با حفظ یکپارچگی، به نسخهٔ بهتری ارتقاء خواهد داد اما لزوماً اِعمال تغییرات وسیع، کمکی به بهبود محصول نخواهد کرد.

در واقع، طراحی خود را با انتظارات کاربران هم‌تراز کنید. در واقع، کاربران کسب‌وکارتان را مانند دوستان خود خوب بشناسید و این توانایی را در خود تقویت کنید تا با نگاه به چشمان ایشان، احساس قلبی آن‌ها را حس کنید و با آن‌ها یک‌دل شوید.

حال نوبت به نظرات شما می‌رسد. با گشت‌زنی در وب فارسی، چند درصد از وب‌سایت‌ها را دارای یکپارچگی، با مفهومی که در این مقاله بدان اشاره شد، می‌یابید و اینکه به عنوان یک کاربر، چقدر به یکپارچگی یک وب‌سایت، اپ و یا نرم‌افزار اهمیت می‌دهید؟ نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با سایر کاربران سکان آکادمی به اشتراک بگذارید.

منبع