چطوری هر چیزی را در 20 ساعت یادبگیریم؟

چطوری هر چیزی را در 20 ساعت یادبگیریم؟

یکی از تفریحات مورد علاقه ی من دیدن و شنیدن سخنرانی های TED هست. این سخنرانی ها برای من در موضوعات مختلف الهام بخش بوده است. یکی از این سخنرانی ها که بسیار برای من جذاب بوده است سخنرانی آقای Josh Kaufman در TEDxCSUاست. این سخنرانی با عنوان The first 20 hours – How to learn Anything قابل مشاهده است. در این پست قصد دارم این سخنرانی و چیزی را که از آن آموختم را برای شما هم تعریف کنم.

آقای Kaufman سخنرانی خود را از جایی شروع میکند که فرزندشان بدنیا آمده است او بعد از دوهفته فکر می کنند که دیگر وقت آزادی نخواهند داشت. این فکر برای عموم افرادی که بچه دار می شوند ایجاد می شود. بخصوص اگر این افراد تا قبل از آن وقت هایی از زمان درخانه بودنشان را صرف مطالعه یا آموختن چیز جدیدی می کردند.

ایشان که فردی علاقه مند به یادگیری چیزهای جدید است، حالا با بحران بزرگی روبرو شده است و آن هم نداشتن وقت کافی برای مطالعه و تمرین است. برای همین تصمیم می گیرد به کتابخانه برود تا شاید جواب سوالی را بدست آورد که می توانست گره از این مشکل باز کند. 

ما چگونه یاد می گیریم؟ و چطور می توانیم سریع یادبگیریم؟

او در نهایت بعد از مطالعه و بررسی کلی کتاب و وب سایت در این موضوع به این نتیجه می رسد که ما 10000 (10 هزار) ساعت نیاز داریم تا چیزی را یاد بگیریم.

برای اینکه تصور درستی از 10000 ساعت داشته باشیم خوب است بدانیم که 10000 ساعت یعنی زمانی که شما برای یک شغل تمام وقت به مدت 5 سال صرف می کنید. این عدد خیلی زیاد است و ما همه تجربه ی یادگیری مطالب جدید را داریم ولی شاید برای یادگیری هیچ چیزی این همه زمان صرف نکرده باشیم. پس چیزی در این عدد اشتباه است.

قانون 10000 ساعت توسط یکی از اساتید دانشگاه در آمریکا بدست آمده است که روی موسیقی دان ها، قهرمان های شطرنج، ورزشکار های حرفه ای و ... مطالعه کرده است و رسیدن تا آن سطح را این طور ارزیابی کرده است و می گوید هرچقدر روی مسئله ی اصلی تخصص شان بیشتر تمرکز کرده اند و کارهای اصلی شان را بیشتر تمرین کرده اند بهتر هم شده اند. و آنهایی که در رشته شان جزء بهترین ها هستن حدود 10000 ساعت تمرین کرده اند.

در اینجا داستان یک کلاغ و چهل کلاغ پیش آمده است. به گونه ای که ابتدا نتایج تحقیقات نشان می دهد:

حدود 10000 ساعت طول می کشد تا در زمینه ای خیلی رقابتی و دشوار حرفه ای و موفق شوید و در بالاترین سطح آن قرار بگیرید.

بعد تبدیل شده است به:

حدود 10000 ساعت طول میکشد که در زمینه ای حرفه ای شوید.

بعد تبدیل شد به:

حدود 10000 ساعت طول میکشد که درزمینه ای خوب شد.

بعد تبدیل شد به این که:

حدود 10000 ساعت طول میکشد تا یک چیز را یاد بگیریم.

پس جمله ی آخری که دهن به دهن به امروز رسیده است جمله ی صحیحی نیست.

تحقیقات درباره ی یادگیری یک موضوع جدید، نمودار زیر را نشان می دهد:

نمودار زمان انجام یک کار به زمان تمرین

نمودار بالا به ما می گوید که وقتی یک کار را شروع می کنیم از ما زمان زیادی می گیرد. دلیل این موضوع این است که با یک کار جدید روبرو هستیم و ما هنوز بلد نیستیم آن کار را چطور انجام بدهیم. با یک مقدار تمرین بهتر و بهتر و بهتر می شویم. و همانطور که می بینیم، قسمت اول تمرین در بهتر شدن ما تاثیر زیادی دارد. این نمودار نشان می دهد که ما با یک مقدار تمرین در یک موضوع جدید می توانیم پیشرفت خیلی زیادی داشته باشیم.

نکته ی حائز اهمیت این است که ما در انجام یک کار یا یادگیری یک موضوع، خیلی زمان برایمان مهم نیست و مهم تر از آن، این است که چقدر خوب آن کار را انجام می دهیم. در نتیجه در نمودار بالا به جای مفهوم زمان، تمرکز مان را روی خوب انجام دادن کار قرار می دهیم. پس با نمودار زیر روبرو می شویم. این نمودار بسیار مشهور و شناخته شده ای هست. اسم این نمودار، نمودار یادگیری است.

نمودار یادگیری

داستان نمودار بالا این است که، وقتی شروع میکنیم، تقریبا هیچ چیزی بلد نیستیم. ولی با یک مقدار کمی تمرین، به یک باره خیلی پیشرفت می کنیم. پس مرحله ی اول پیشرفت خیلی سریع اتفاق می افتد. بعد در یک نقطه ی خاص یادگیری بشدت آرام می شود. و بهتر شدن و کسب مهارت های بیشتر خیلی سخت می شود و زمان بیشتری می گیرد.

فرض کنیم قرار است تا یک حد قابل قبولی از موضوعی که اصلا با آن آشنا نبوده ایم پیش برویم. یعنی فاصله ی بین نمودار اصلی و نقطه چین قرمز، برروی محور زمان تمرین، می خواهیم بدانیم این مدت زمان چقدر است؟

طبق تحقیقات 20 ساعت

شما می توانید از ندانستن هر مهارتی که فکرش را بکنید، چه یادگیری یک زبان باشید یا یادگیری نقاشی یا هر چیز دیگری، فقط کافیست 20 ساعت به طور متمرکز برروی آن وقت بگذارید و مرتب چیزهای جدید و سخت تری را در آن موضوع یاد بگیرید، بعد از 20 ساعت، از میزان پیشرفت تان تعجب می کنید.

20 ساعت کار متمرکز برروی یک چیز یعنی برای یک ماه شما فقط روزانه 45 دقیقه روی آن موضوع وقت صرف کنید(البته 7-8 روز هم می توانید استراحت داشته باشید 😉) پس ببینید، جور کردن 20 ساعت آنقدرها هم سخت نخواهد بود.

چهار گام ساده برای سرعت بخشیدن در یادگیری یک مهارت

انجام دادن این کار روش خاصی دارد و اینطوری نیست که روی یک چیز، 20 ساعت وقت صرف کنید و توقع داشته باشید این پیشرفت های چشم گیر اتفاق بیفتد.

در این بخش راهی برای هوشمندانه، کارآمد و موثر تمرین کردن، توسط آقای Kaufman معرفی می شود. راهی که تضمین می کند ما آن 20 ساعت را به کارآمدترین شکل ممکن هزینه کنیم. این روش روی همه چیزی قابل اجراست.

گام اول: مهارت را تجزیه و تحلیل کنید.

تصمیم بگیرید دقیقا می خواهید وقتی یادگیری تان تمام شد، قادر به انجام چه کاری باشید. بعد آن مهارت را بررسی کنید و به تکه های کوچک تبدیلش کنید. بیشتر چیزهایی که ما به عنوان مهارت می بینیم، درواقع، یک مجموعه ی بزرگ، از مهارت ها هستند که از اجزای کوچکی تشکیل شده اند و انواع چیزهای مختلف را نیاز دارند.

هرچقدر بتوانید آن مهارت را به بخش های جزئی تر تقسیم کنید، راحت تر قادر به تصمیم گیری هستید. باید تصمیم بگیرید کدام قسمت از آن مهارت بیشتر به شما کمک می کند، تا به چیزی که می خواهید برسید. حالا می توانید همان چیزها را با اولویتی که بدست آورده اید، تمرین کنید. اگر اول چیزهای مهم تر را تمرین کنید، قادر خواهید بود در کمترین زمان ممکن کارایی تان را بهبود ببخشید.

گام دوم: به اندازه ای که بتوانید مشکلاتتان را حل کنید یاد بگیرید

سه یا چهار منبع در مورد چیزی که می خواهید یاد بگیرید پیدا کنید. این منابع می توانند کتاب یا دوره یا هر چیز دیگری باشند. ولی به واسطه ی آنها، تمرین کردن را به تعویق نندازید. مثلا، 20تا کتاب درباره ی این که "چطوری با کامپیوتر برنامه نویسی کنیم" پیدا نکنید و پیش خودتان بگویید، هروقت اینها تمام شد، تمرین را شروع می کنم. کار درست این است که به اندازه ای یاد بگیرید که بتوانید تمرین کنید و همزمان با تمرین کردن، اشتباه هایتان را پیدا کنید و اصلاح شان کنید. با این روش، یادگیری تبدیل می شود به راهی برای بهتر شدن و بهتر یادگرفتن. زیرا مشکل های تان را پیدا می کنید و سعی می کنید از راه دیگری مسئله را حل کنید که اشکال های کمتری داشته باشد.

گام سوم: موانع تمرین را از بین ببرید.

اینترنت، تلویزیون و موبایل که توجه ما را جلب خودشان می کنند و همه ی چیزهایی که جلوی شما را برای تمرین کردن می گیرند را از اطراف خود حذف کنید. و هرچقدر بیشتر بتوانید از عزم و اراده تان برای حذف موانع ذکر شده استفاده کنید، بیشتر می توانید در این مسیر موفق بشوید.

گام چهارم: حداقل 20 ساعت تمرین کنید.

وقتی میدانیم که چیزی از یک مهارت نمی دانیم، وضعیت بسیار ناراحت کننده ای به وجود می آید، که به آن حصار ضعف و ناکامی می گویند. ما دوست نداریم احساس نفهم بودن کنیم. و اینکه احساس نفهمی کنیم یک حصار در اطراف ما ایجاد می کند که مانع حرکت ما به سمت یادگیری یک چیز جدید بشود.

پس وقتی از قبل قول و قراری بذاریم که کاری که می خواییم انجام بدهیم را برای حداقل 20 ساعت تمرین کنیم، قادر خواهیم بود تا بر آن حصار اولیه غلبه کنیم. و به اندازه ای پای تمرین بنشینیم که نتیجه ی مثبتش را ببینیم.

چهار مرحله ی ساده ی بالا را به درستی انجام بدهید تا بتوانید هرچیزی را یاد بگیرید.

مانع اصلی برای یادگیری یک چیز جدید، به توانایی های ذهنی مان ربطی ندارد، این نیست که شما قرار باشد یه سری نکته، راز و رمز و این چیزها را یاد بگیرید. مانع اصلی درواقع احساسی است، ما می ترسیم.

احساس نفهم بودن حس خوبی نیست، در شروع یادگیری هر چیز جدیدی، درواقع احساس کند ذهن بودن و نفهم بودن میکنیم. پس مانع اصلی یک چیز ذهنی نیست، احساسی هست.

 

20 ساعت برای هرچیزی وقت بذارید، هرچیزی که میخواهد باشد، شما آن را یاد می گیرید.

از بهترین نوشته‌های کاربران سکان آکادمی در سکان پلاس