مهارت های یک Team Lead یا رهبر تیم

مهارت های یک Team Lead یا رهبر تیم

مدیر و رهبر دو سمت و مفهوم جدا از هم هستند. که همیشه در یک نفر جمع نمی شوند. ممکن است فردی مدیر خوبی باشد ولی توانایی رهبری یک تیم را نداشته باشد. برخی از ویژگی های مهم رهبری هست که اصلا در عنوان مدیر پوشش داده نمی شود. در بعضی دیگر از ویژگی های مشترک، رهبر باید یک پله بالاتر از مدیر بایستد.

 در این مقاله قصد دارم مهارت های یک Team Lead یا رهبر تیم خوب را که طی سالها کارکردن به عنوان مدیر یا رهبر تیم های فنی تجربه کرده ام را  به شما بگویم. سعی کرده ام خلاصه گویی کنم ولی بازهم متن طولانی شده است که بابت این موضوع امیدوارم از مطالعه ی آن خسته نشوید 😉

با مطالعه ی مهارت های یک Team  Lead، می توانیم بفهمیم آیا رهبرتیم خوبی داریم یا هستیم و البته برای خودمان نردبانی را تعریف کنیم که در هر کدام از این مهارت ها، هر سال یک گام بالاتر بایستیم.

مسئله ها را به خوبی حل می کند.

مسئله یا مشکل بخش جدایی نشدنی از هرکاری است که ما انجام می دهیم. هرچقدر تلاش کنیم تا همه چیز مرتب و محاسبه شده پیش برود، بازهم عوامل بیرونی یا داخلی وجود دارد که باعث ایجاد مشکل می شود. این مشکلات می تواند از جنس های مختلفی مثل مریض شدن یکی از اعضا تیم یا تامین نشدن بخشی از بودجه ی مالی یا هر چیز دیگری باشد. یک Team Lead خوب باید به مهارت حل مسئله مسلح باشد. یعنی باید بتواند احتمال بروز برخی از مشکلات را از قبل پیش بینی کنید و برای زمان بروز آنها نقشه ی جایگزین داشته باشد. همچنین باید بتواند برای مشکلات پیش بینی نشده هم سهمی قائل شود تا در صورت بروز راه حل هایی را در نظر بگیرد. نکته ی خیلی مهم در این مهارت این است که باید راه حل های ارائه شده توسط یک رهبر به گونه ای باشد که تیم را از مشکل خارج کند و همزمان باعث رشد توانایی های تیم شود تا یا دیگر آن مشکلات بروز نکند یا در صورت بروز تیم بتواند به راحتی با آن ها روبرو شود. 

در مجموع توانایی ارزیابی یک چالش، تفکر انتقادی در مورد راه حل های بالقوه، و فرموله کردن پاسخ برای هر کسی که وظیفه رهبری یک تیم را بر عهده دارد ضروری است.

زبان اعضای تیم را می فهمد و با آنها ارتباط خوب دارد.

از نظر من، مهارت برقراری ارتباط دو بخش اصلی و مهم دارد. اول اینکه شما به عنوان یک رهبر قرار است با اعضای تیم ارتباط داشته باشید و دوم اینکه با ایجاد این کانال ارتباطی قرار است اهداف و شرایط مجموعه ای که در آن هستید را به خوبی به اعضای تیم منتقل کنید. به دلیل همین پیچیدگی است که برای برقراری ارتباط به جای کلمه ی مهارت از کلمه ی هنر استفاده کردم و تبدیل شدن به یک رهبر قوی به معنای تسلط بر هنر ارتباط است. رهبری قوی تیم نه تنها مستلزم ارتباط منظم است، بلکه باید این ارتباط زیرکانه طراحی و اجرا شود.

بخش اول از هنر برقراری ارتباط که بین رهبر و اعضای تیم است، تا حد زیادی به هوش هیجانی مربوط می شود که در بخش بعدی به آن پرداخته ام.

ولی استفاده ی درست از این کانال ارتباطی یعنی همسو کردن تمامی اعضای تیم با اهداف استراتژیک مجموعه، تا با مطمئن شویم تمامی تلاش ها و فعالیت های اعضای تیم در راستای تحقق این اهداف است. و برای تحقق این هدف بسیار مهم لازم است به وضوح بیان کنید که اهداف استراتژیک مجموعه چیست و از تیم ها و اعضای آنها دقیقا چه انتظاراتی برای رسیدن به آن اهداف وجود دارد. با این کار دیگر تیم سردرگم نخواهد شد.

در برقراری ارتباط با اعضای تیم موارد زیر بسیار کلیدی هستند:

  • اهدافی که قرار است به اعضای تیم منتقل کنید را در قالب پیامی شفاف و قابل فهم برای آنها طراحی کنید. اینکه هدف را بدانیم با اینکه آن را به خوبی درک کرده باشیم تفاوت های زیادی دارد.
  • در ارتباطی که با اعضای تیم برقرار می کنید، به ارتباطات غیرکلامی دقت خیلی زیادی داشته باشید. حرکات دست ها، وضعیت بدن ، حالت چهره و تماس چشمی کمک خیلی زیادی به درست تر منتقل شدن پیامی دارد که در بند اول با دقت طراحی اش کردید.
  • در ارتباط تان با تیم حداقل دو برابر زمان حرف زدن تان سعی کنید گوش بدهید. گوش دادن باعث درک بهتر اعضای تیم می شود. یادمان باشد که قصدمان برقراری ارتباط موثر است و نه یک سخنرانی بسیار خوب. خیلی مدیران سخنران های خوبی هستند و می توانند حتی انگیزه ی اعضای تیم را تحریک کنند ولی یک رهبر باید بتواند ارتباط خوبی برقرار کند.

هوش هیجانی بالایی دارد.

هوش هیجانی یا EQ یکی از مواردی است که باید هر کسی در خودش آن را توسعه دهد و با تمرین های مختلف و کسب دانش از منابع معتبر سطح هوش هیجانی خود را بالا ببرد. هوش هیجانی به توانایی فرد در مدیریت احساسات خودش و دیگران اشاره دارد. طبق تحقیقاتی که روی مدیران و رهبران موفق در دنیا انجام شده است، متوجه شده اند که همه ی این افراد هوش هیجانی بالایی دارند.

فردی که دارای حس خودآگاهی، همدلی و سایر مهارت های اجتماعی است، کسی است که می تواند به دیگران انگیزه بدهد و بر آنها تأثیر بگذارد. حتما پیشنهاد می کنم در صورتی که قصد دارید مدیر یا رهبر بشوید (یا همین الان هستید) روی هوش هیجانی و مهارت همدلی کردن خود سرمایه گذاری زیادی کنید.

یکی از کتابهای خوب در این حوزه کتاب هوش هیجانی برای مدیران پروژه است. که توسط آنتونی مرسینو نوشته شده است و موسسه ی آریانا قلم هم آن را منتشر کرده.

تیم را برای رسیدن به اهداف سازماندهی می کند.

اول از همه باید بدانیم که تیم ها دور هم جمع می شوند تا هدفی را محقق کنند. و یکی از اصلی ترین جنبه های مدیریت یا رهبری تیم، انجام کارهای لازم برای رسیدن به همان هدف توسط اعضای تیم است. ازطرف دیگر یکی از جنبه های کاری رهبر تیم نظارت بر بودجه و زمان بندی پروژه است. یک دیگر از کارهای روزانه ی رهبر تیم، نظارت بر موارد فنی مورد استفاده است. بخش دیگر برنامه ریزی برای توسعه فردی و فنی اعضای تیم و چندین کار دیگر که به درستی انجام دادن همه ی این کارها ممکن نیست مگر اینکه سازماندهی (Organization) دقیقی صورت گرفته باشد.

سازماندهی در یک جمله یعنی رهبر باید دستورالعمل های محکمی را ایجاد کند که نه فقط دیگران، بلکه خود او هم از همه ی آنها پیروی کند. نکته ی کلیدی در سازماندهی رعایت صد در صدی دستورالعمل ها توسط خود رهبر است چرا که اعضای تیم در تمامی لحظات در حال نگاه کردن به رهبرشان هستند و انحراف یک درصدی رهبر باعث می شود اعضای تیم چندین برابر از دستورالعمل ها فاصله بگیرند. به قول یکی از مدیران من که همیشه میگفت: "اگر باغبان یک میوه از درخت بکند، بقیه درخت را می کنند."

در واگذاری وظایف ماهر است.

تفویض کار یا واگذاری وظایف یک مهارت کلیدی برای مدیران و رهبران است تا زیر بار کارهای متعدد دفن نشوند. بسیاری از افراد درباره ی واگذاری وظایف دچار اشتباه شناختی می شوند. تفویض کار به معنای واگذاری کارهایی نیست که نمی‌خواهید انجام دهید بلکه به این معناست که حجم کاری خود را کم کنید، اطمینان حاصل کنید که افراد مناسب وظایف مناسب را انجام می‌دهند و همزمان اعضای تیم را توانمند سازید.

هر چند که مدیریت خرد (Micro Management) اعضای تیم می تواند برای شما وسوسه کننده باشد ولی باید بدانید که این کار یا حتی قبول کارهای متعدد، در حالی که شما را از ارائه ی راهبردها، نوآوری ها و برنامه های توسعه دور کند، نه برای شما خوب است و نه برای تیمی که با شما کار میکند و نه برای مجموعه ای که قصد دارید با این کارها آن را به اهداف استراتژیکش نزدیک کنید.

در هر تفویض کاری باید دقت کنید که فرد مناسبی را برای انجام آن کار انتخاب کنید، مطمئن شوید ابزارهای کافی در اختیار او قرار دهید تا در آن کار موفق شود و در ادامه با مربیگری برای او، فضایی را ایجاد کنید تا تجربه های جدیدی کسب و کند و در مسیر رشد خود قرار بگیرد. شما با این کار درحال تربیت و آموزش رهبر بعدی هستید و مجموعه ی خود را به یک مجموعه مولد تبدیل می کنید که می تواند محیط مناسبی برای رشد و قبول مسئولیت اعضایش باشد.

دانش فنی به روز دارد.

رهبر اگر مورد احترام اعضای تیم نباشد، نمی تواند نقش رهبری خود را به خوبی ایفا کند. شاید بزرگترین تفاوت رهبر و مدیر در ذهن من همین باشد که مدیر منسوب شده است ولی رهبر توسط اعضای تیم پذیرفته شده است. یکی از ویژگی هایی که باعث میشود رهبر در بین اعضای تیم پذیرفته شود، آگاهی فنی کافی است که در این صورت وقتی درباره ی مسائل فنی صحبت می کند لحن و نظراتش دارای اطمینان زیادی است.

در بسیاری از حرفه ها، از جمله حرفه ی ما (یعنی دنیای IT) فرآنید کسب دانش بصورت مستمر اتفاق می افتاد. اگر شما رهبر خوبی هستید ولی مدت هاست دانش خودتان را به روز نکرده اید یا توسعه اش ندادید، بدانید که در مسیر افول قرار گرفته اید و به زودی دیگر به عنوان یک رهبر (مخصوصا اگر یک رهبر فنی یا Tech Lead هستید) در بین اعضای تیم پذیرفته نخواهید شد.

نوآور و الهام بخش است.

نوآوری (Innovation) و خلاقیت (Creativity) دو ویژگی کلیدی دیگری هستند که رهبر را از مدیر متمایز می کند. رهبران تیم ها باید بتوانند با نگاهی انتقادی به فرآنید ها و جستجوی راه های جدید تلاش کنند راه های نوآورانه ای را پیدا یا ابداع کنند که با کمک آنها روش کار تیم بهبود پیدا کنند.

موج ایجاد شده از این کار شما باعث می شود مجموعه و تیم هایی که زیر نظر شما یا در اطراف شما فعالیت می کنند هم به دنبال خلاقیت و نوآوری بیشتر در کارهایشان بروند و در نتیجه یک رهبر خوب باعث می شود تمام فرآیندهای کاری (حتی آنهایی که به او ربطی ندارند) به طور مداوم به روز شوند و هیچ وقت تکرار یک فرآیند غیر بهینه باعث رخوت و کندی مجموعه نشود.

درها را باز می گذارد!

شما بخشی جدایی ناپذیر از تیم هستید، پس باید همیشه در دسترس اعضای تیم تان باشید. منظور از این جمله این نیست که همیشه به صورت فیزیکی در دسترس باشید، منظور این است که اعضای تیم شما باید بدانند که شما در متن کارهای تیم حضور دارید و هر زمانی که لازم باشد می توانند به سراغ شما بیایند. البته حضور فیزیکی داشتن هم مهم هست ولی همیشه ممکن نیست.

مفهوم Open Office صرفا در مورد معماری داخلی یک شرکت نیست و از آن مهمتر معماری فرهنگی Open Office است. بسیاری از شرکت ها از نظر معماری داخلی این شرایط را ندارند ولی مدیران و Lead ها این فرهنگ را در مجموعه ی خود ایجاد کرده اند. فرهنگ Open Office قصد دارد شما را به عنوان یک Team Lead در دسترس اعضای تیم قرار دهد تا بتوانند قبل از اینکه برای اصلاح مشکل یا نگرانی شان دیر شود، به شما مراجعه کرده و موضوع را مطرح کنند.

البته این فرهنگ اگر چه می تواند باعث افزایش اعتماد و احترام در تیم بشود، ولی اگر با هوش هیجانی و ارتباط موثر همراه نشود، می تواند مشکلاتی را ایجاد کند.

میانجی و شنونده ی ماهری است.

مگر می شود کاری به صورت تیمی انجام شود یا یک تیم مدتی را باهم سر کنند و هیچ تعارضی بین شان ایجاد نشود؟ به نظر من پاسخ این سوال خیر است. ولی این تعارض ها در زمانی که یک Lead خوب در کنار تیم است، به صورتی مدیریت میشود که در نهایت باعث رشد اعضای تیم خواهد شد.

برای اینکه در شرایط تعارض یک رهبر خوب باشیم، اصلی ترین کاری که لازم است انجام بدهیم این است که طرف هیچکدام از افراد را نگیریم. اینطوری ممکن است بخشی از سرمایه ی انسانی یا فکری تیم را از دست بدهیم. بعد از باید شرایط گفتگوی سازنده را فراهم کنیم. یعنی محیطی را بسازیم که طرف های تعارض به راحتی در آن حرفهایشان را بزنند. و رهبر خوب در این شرایط شنونده ی ماهری است و سعی میکند با گوش دادن دقیق به صحبت ها به دنبال مسیری برای رسیدن به راه حل بگردد که بتواند با همراه کردن طرف های تعارض آن مسیر را طی کرده و راه حل نهایی را بدست بیاورد.

حالا در پایان یک تعارض، سطح همبستگی تیمی و اعتماد در تیم بالاتر رفته اعضا راه تعامل باهم را از شما یاد گرفته اند. تا در آینده تعارض های کمتری ایجاد شود.

پاداش و قدردانی از اعضای تیم را بلد است.

انگیزه یک جنبه اساسی برای بالا نگه داشتن روحیه تیم شما است. یک رهبر خوب تیم می داند که پاداش دادن به افراد برای تلاش هایشان موثرترین راه برای تقویت انگیزه است. پاداش و قدردانی از اعضای تیم نه تنها بهره وری تیم را بهبود می بخشد بلکه عملکرد فردی را نیز ارتقا می دهد.

در موضوع پاداش دادن به دستاوردهای اعضا یکی از اصلی ترین مسائل، استمرار است. یعنی نباید این کار فقط یک مرتبه انجام شود یا اعضای تیم فکر کنند که نظم خاصی در آن نیست. لازم است به عنوان یک رهبر، هدف مشخصی را معلوم کنید و رسیدن به آن را هم به پاداش مشخصی مرتبط کنید.

البته پاداش فقط از جنس پول و یا منافع نیست. بعضی از وقت ها قدردانی کردن از اعضای یک تیم یا یک فرد می تواند تاثیر بسیار بیشتری نسبت به پاداش های مالی داشته باشد.

در تمام رفتار و گفتارهایش صداقت دارد.

آیزنهاور میگفت: "بهترین ویژگی یک رهبر بدون شک صداقت اوست. مهم نیست در یک گروه، یک تیم فوتبال، ارتش، اداره یا هر جای دیگری باشید، بدون صداقت هیج موفقیت واقعی ممکن نیست."

بدون صداقت هیچ کس شما را به عنوان Lead قبول نخواهد کرد. و این یعنی اصلی ترین تفاوت Lead و مدیر، که قبول اعضا است را از دست داده اید. و دقت داشته باشید صداقت، چیزی بالاتر از راستگویی است و باید مصداق های صداقت در رفتار، اخلاق، تصمیم ها و حرف های شما نمایان باشد.

برای اینکه به صداقت دست پیدا کنید، مجموعه ای از اصول صحیح را تعریف کنید و در تمام رفتارهای تان آن اصول را رعایت کنید. حالا آن اصول گفته شده را در فرآنید های فرهنگی و تجاری مجموعه تان پیاده سازی کنید تا هیچ مقایرتی باهم نداشته باشند. بعد از آن این اصول یا خط مشی ها را با تیم هم به صورت شفاف درمیان بگذارید و ضمن اینکه خودتان هم دقیقا آنها را رعایت می کنید، از اعضای تیم تان هم بخواهید به آن اصول پایبند باشند.

به اعضای تیم احترام می گذارد.

احترام گذاشتن را با "آقای" یا "خانم" صدا کردن اعضای تیم اشتباه نگیرید. اول از همه در ادبیات و رفتار و شوخی های تان همان طوری با دیگران باشید که دوست دارید با شما باشند.

یکی از مصادیق احترام به دیگران، قدردانی و تشکر از کارهای خوبی است که انجام میدهند. کارهای خوب آنها به طور عمومی بیان کنید و از آنها قدردانی کنید و کارهایی که به هردلیلی دچار مشکل است را به صورت فردی مطرح کنید. البته ممکن است در جایی لازم باشد یک خطا را هم به صورت عمومی مطرح کنید، ولی این کار را همانطوری انجام بدهید که اگر شما جای آن فرد بودید، دوست داشتید خطای تان در جمع مطرح شود.

یکی دیگر از جاهایی که لازم است محترمانه برخورد کنید، در زمان تصمیم گیری و سپردن کارها به اعضا است. لازم است خودتان را عقل کل ندانید و با اعضای تیم تان در خصوص کارها مشورت کنید، نظر آنها را بخواهید و برای نظر آنها هم به اندازه ی نظر خودتان اعتبار قائل باشید. در نهایت هم در زمان سپردن کار به کسی، لازم است او را نسبت به آن کار توجیه کنید.

با نگرش مثبت، فضای تیم را شاد نگه می دارد.

به عنوان یک رهبر تیم، نه تنها نگرش شما بر خودتان بلکه بر همه ی اعضای تیم هم تاثیر میگذارد. اول از همه این را بپذیریم که رهبر یک تیم همیشه با مشکلاتی  دست و پنجه نرم می کند. پس نکته ی بسیار مهم این است که باید یادبگیرید در لحظاتی که مشکلات وجود دارد و چالش های مختلفی هست، نگرش تان را مثبت نگه دارید. یک Team Lead خوب در انجام تمامی کارهایی که انجام می دهد نگرش مثبت دارد. حتی وقتی که قرار است با یکی از اعضا برخوردی منفی داشته باشد، باید نگاهش به آن برخورد برای برطرف کردن مشکلی از آن فرد باشد.

یادتان باشد که افراد شاد در همه ی زمینه های زندگی، به ویژه در محل کار، افراد موفق تری هستند. پس با نگرش مثبتی که در خودتان ایجاد می کنید یک محیط کار مثبت خلق کنید تا تیم ها را ترغیب کنید رفتارهای مثبتی مثل خلاقیت، انگیزه ی کاری و پیوند با کار را از خودشان نشان دهند.

تصمیم ها را دقیق و سریع می گیرد.

یک Tech Lead طی روز باید تصمیم های متعددی را بگیرد که احتمالا بیشتر این تصمیم ها تاثیر زیادی روی تیم او می گذارد و هر تصمیمی که می گیرد، با خود حجم زیادی از مسئولیت را می آورد. در نتیجه یک پیشنهاد خوب برای تصمیم گیری طوفان فکری یا Brain Storming است. با این روش تصمیمی گرفته می شود که نتایج مختلف و شرایط مختلف آن تصمیم را در نظر می گیرد. ولی همیشه فرصت برای  برگزاری جلسه های همفکری وجود ندارد پس لازم است، رهبر یک تیم توانایی لازم برای تصمیم گیری سریع و دقیق را داشته باشد. البته باید دقت شود که این قاطعیت و سرعت در تصمیم گیری رهبر تیم، شوک های سنگینی را به تیم وارد نکند. و حتما لازم است تصمیم گرفته شده  برای همکاران  به صورت مشروح توضیح داده شود تا آنها را با این تصمیم همراه کند.

گاهی به خاطر عدم دقت یا سرعت در تصمیم گیری یک Tech Lead، کل تیم یا پروژه دچار بحران می شوند یا موقعیت خوبی را از دست می دهند.

سازگار و با ثبات در تیم حاضر می شود.

همه ی آدم ها روزهایی را دارند که  احساس خستگی، بی انگیزگی، حواس پرتی و ... می کند و در کل در آن روزها عملکرد شان، کمتر از 100 درصد است. شاید هر کسی به غیر از Tech Lead خوب بتواند در این روزها واکنش های خارج از استاندارد داشته باشد. ولی Tech Lead به واسطه ی مقام راهنمایی و رهبری که در تیم دارد، لازم است روی این روزهای خود مدیریت بیشتری داشته باشد. نوع برخورد Tech Lead در این روزها چه در نحوه ی رسیدگی به مسائل انظباطی یا پشتیبانی از پروتکل های رفتاری  یا هر حوزه ی کاری دیگری، تعریف کننده ی استاندارد برای تیم است و البته سطح اعتماد همکاران شما با شما را بالا یا پایین خواهد کرد.

انگیزه ی پیشرفت را شعله ور می کند.

هر سازمانی یک ساختار و مسیری برای پیشرفت اعضای خود دارد. اگر فکر میکنید سازمانی که شما در آن مشغول هستید این ساختار را ندارد،  به دانش خودتان شک کنید و سعی کنید این ساختار را کشف کنید. ولی به عنوان یک Tech Lead شما باید مهارت کشف این ساختار را بدست بیاورید و همچنین سعی کنید در حد توان خودتان ساختار را به گونه ای تنظیم کنید در ذهن همکاران شما در تیم، به جای ساختار هرم گونه، ساختاری استوانه ای از مسیر پیشرفت شکل بگیرد. در ذهن بسیاری از ما مثلا در مجموعه های برنامه نویسی ساختار پیشرفت به صورت هرم است یعنی هرچقدر در ساختار بالاتر برویم (مثلا از سطح برنامه نویس بخواهیم به سطح مدیر تیم، رهبر تیم و .... برسیم)  لازم است جایگزین فردی بشویم که در آن موقعیت قرار دارد در حالی که در بسیاری از مجموعه های سالم این ساختار وجود ندارد و Tech Lead ها نقش بسیار زیادی در شکل دادن به ساختار استوانه ای دارند که در این شکل، دیگر برای رشد یک نفر لازم نیست، نفر بالادستی به هر شکل در آن موقعیت نباشد.

در ذهن اعضای تیم سقف پیشرفت را حذف کنید و شکل سازمان را از هرم به استوانه تغییر دهید. این رویکرد ضمن سالم نگه داشتن فرهنگ یک مجموعه، باعث افزایش انگیزه ی پیشرفت در همکاران می شود.

 

در این مقاله سعی کردم تجربه ی خودم در تمام این بیش از 17 سال کار کردن در تیم های مختلف و بیش از 7 سال مدیریت یا رهبری تیم را مستند کنم. به نظر من مستند سازی تجربه ها، حلقه ی مفقوده ایست که جامعه ی فارسی زبان از آن رنج می برد. خوشحال می شود تجربه های مختلف شما را هم بخوانم تا بیاموزم.

از بهترین نوشته‌های کاربران سکان آکادمی در سکان پلاس