بهزاد مرادی

خطای شناختی در انتخاب شرکت هاستینگ

بهزاد مرادی مدرس، کپی‌رایتر و دولوپر

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی بهزاد مرادی می‌باشد.

خطاهای شناختی بخشی لاینفک از زندگی ما آدم‌ها را تشکیل می‌دهد که در این پُست قصد دارم یک نمود عینی از آن را در حین انتخاب یک شرکت هاستینگ مثال بزنم.

یک زمانی معیارم برای انتخاب شرکت هاستینگ جهت میزبانی این بود که ببینم وب‌سایت‌های مطرح به چه شرکتی اعتماد کرده‌اند و از خدمات کدام شرکت میزبانی وب استفاده می‌کنند، من هم به سمت همان شرکت بروم (آیا شما هم چنین تجربه‌ای داشته‌اید؟) اما قبل از اینکه بحث را ادامه دهم، بخشی از جلسه‌ای که با یکی از شرکت‌های هاستینگ مطرح ایران داشتم رو نقل می‌کنم.

جلسه با کارشناس فنی شرکت هاستینگ X
پروژه‌ای را روی سرورهای اشتراکی یکی از شرکت‌های مطرح ایرانی که شعارهای عجیب‌وغریبی همچون اولین، بهترین، آپ‌تایم بالا و ... دارا است هاست کرده بودم اما این‌قدر رضایت از اون سرویس پایین بود که دیگر مذاکرات تلفنی و تیکتینگ جوابگو نبود و درخواست جلسهٔ‌ حضوری کردم.

برای اینکه دستِ پُر حاضر شوم، شروع کردم به نُت‌برداری از کلیهٔ اتفاقاتی که طی چند سال گذشته افتاده بود؛ از تیک‌های نارضایتی گرفته تا تیک‌هایی که مرتبط با دَون‌تایم بودند تا در نهایت به آمار عجیبی دست پیدا کردم و آن هم اینکه به طور میانگین هر ۳/۶ ماه یا اگر رُند کنیم هر سه ماه و نیم یک مشکل جدی برای سایت ایجاد شده بود که جملگی مرتبط با شرکت هاستینگ بودند.

اواسط جلسه به مقولهٔ دون‌تایم رسیدیم و گفتم که آقای X ما هر ۳/۶ ماه تجربهٔ یک اتفاق خیلی بد داشته‌ایم؛ از دون‌گرید شدن سرور بدون اطلاع قبلی گرفته تا حذف فلان ماژول تا جایی که از روی ایمیل‌های کاربران متوجه شده‌ایم که فلان ابزار روی سرور نصب نیست و در کمال ناباوری ایشون پاسخ داد:

شما خیلی وسواس هستید و این نرخ از دون‌تایم (یعنی هر سه ماه و نیم) برای یک سرور اشتراکی خیلی طبیعی است و اگر ناراضی هستید بهتون هاست دیدیکیت بدیم ...

اگر با گوش‌های خودم نمی‌شنیدم شاید باورم نمی‌شد که مگر می‌شود چنین چیز مهمی از دید نمایندهٔ یک شرکت هاستینگ طبیعی باشد 🤔

حال برگردیم به مقولهٔ خطای شناختی در انتخاب یک شرکت میزبانی وب. واقعیت امر آن است که خیلی اوقات پشت پرده اتفاقاتی می‌افتد که ما به عنوان یک ناظر خارجی از آن‌ها بی‌اطلاع هستیم و با اطلاعات اندکی که داریم تصمیم می‌گیریم یک شرکت هاستینگ را انتخاب کنیم و از قضا به خطا هم می‌رویم که برای درک بهتر این موضوع، اجازه دهید چند مثال بزنیم.

فرض کنیم مدیرعامل فلان وب‌سایت زیر ۱۰۰ ایران از مدیرعامل فلان شرکت هاستینگ پول طلب دارد و تنها راهی که برایش باقی مانده این است که به جای طلب خود، از آن شرکت سرویس بگیرید تا بدهی صاف شود. در واقع، در چنین فضایی اصلاً بحث این نبوده که چون آن سایت به خاطر کیفیت به سراغ فلان شرکت رفته بلکه هدف زنده کردن پول بوده. حال با دانستن صرفاً بخشی از داستان، منِ نوعی می‌روم توی فوتر آن سایت و می‌بینیم که روی سرویس‌های فلان شرکت دارد میزبانی می‌شود و من هم دست به انتخاب همان شرکت می‌زنم!

سناریوی دیگر این می‌تواند باشد که فلان شرکت هاستینگ سهام‌دار فلان سایت برتر ایران باشد و روی همین حساب بهترین سرورهای خود را به آن سایت اختصاص دهد و این در حالی است که وقتی منِ نوعی به اشتباه آن شرکت را انتخاب می‌کنم، می‌بینم سرویسی که در اختیارم گذاشته شده با ایماژی که از آن شرکت داشتم اصلاً جور درنمی‌آید!

سازوکار این دست خطاهای شناختی بدین صورت است که ما صرفاً با معیار قرار دادن فلان سایت برتر و مُهر تأیید زدن روی انتخاب وب‌مستر آن سایت دست به انتخاب یک سرویس هاستینگ می‌زنیم و انتظار هم داریم که کیفیت بالایی داشته باشیم اما خبر ناامیدوارکننده این است که این الگوریتم همیشه درست از آب درنخواهد آمد.

آیا با آنچه طرح شد موافقید یا خیر؟ هچنین آیا تجربهٔ مشابهی داشته‌اید و در انتخاب شرکت هاستینگ، سرویس‌های SaaS، دولوپر و ... دچار خطا شده‌اید؟ نظرات خود را با بنده و سایرین Share کنید.

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
حسین قربانی
حسین قربانی
۱۳۹۷/۱۲/۱۱
آقای مرادی عزیز
سلام
1- این مجموعه‌های خطای شناختی در کسب و کار ای‌تی که در سکان منتشر می‌کنید خیلی خوب است. مجموعه‌ای از مثالها که تجربه‌ی هر کدام هزینه‌ی زیادی بر دوش ما خواهد گذاشت.
2- خوشبختانه بنده در انتخاب سرور دچار خطای شناختی نبودم. اما راستش را بخواهید بیشتر به واسطه‌ی شانس بوده. سایت‌ شرکت هاستینگی که مشتری‌اش هستم را زیر رو کردم و متوجه شدم که این شرکت و احتمالاً شرکتهای مشابه (نه در این کسب و کار، بلکه در همه جا) ما را به عنوان مشتری، از عمد دچار چنین خطای شناختی می‌کنند. اصلا کل بیزینس تبلیغات در این است که مشتری را دچار خطایی کند که به جای نیازش به سرویس ارائه شده، وابسته باشد.
3- نمونه‌ی این خطای شناختی عمدی را در مثالی می‌زنم که موقع بازاریابی به ما می‌گفتند. بازاریاب خوب اون کسیه که به اسکیمو یخچال بفروشه. در واقع شرکتها برای ایجاد این خطای شناختی آموزش می‌بینند و هزینه می‌کنند. پس مراقب باشیم.
4- من تجربه خطای شناختی نه در انتخاب هاست که در انتخاب زبان داشتم. یعنی زبانی که فلان شرکت معتبر در ساخت وبسایتش از آن استفاده کرده را برای یادگیری انتخاب کردم. ایا این هم حساب هست؟
موفق باشید