من یک برنامه نویس بی استعدادم؟

من یک برنامه نویس بی استعدادم؟

من یک برنامه نویس بی استعدادم؟

امروز قرار است در مورد استعداد در برنامه نویسی با شما صحبت کنیم. آیا شما تا به حال فکر کرده اید که در کاری که می کنید استعداد دارید یا نه؟ 

اجازه دهید همین اول کار خیالتان را راحت کنم، برنامه نویسی مستلزم استعداد یا حتی علاقه بیش از اندازه نیست. البته حتما علاقه در پیشرفت شما تاثیر خواهد داشت. اما نظر شخصی من این است که اگر کسی به حرفه ی خود به اندازه ای که لازم است علاقه یا رقبت برای انجام آن داشته باشد، کافی است. 

جدال عشق و برنامه نویس 

این تصور بسیار رایج است که برنامه نویس ها عاشق شغل خود هستند. اگر یک نفر بگوید که فقط از راه برنامه نویسی پول در می آورد، ممکن است حتی او را کتک بزنند به این جرم که امکان ندارد برنامه نویس بدون عشق کار کند. اما حقیقت این نیست. 

اجازه دهید این موضوع را در همین ابتدای کار حل کنیم. هر کاری اگر با علاقه انجام شود، پیشرفت خواهد داشت. پس علاقه داشتن فقط مختص شغل برنامه نویسی نیست. حال اگر کسی علاقه داشته باشد و از کارش لذت ببرد، بیشتر وقت خود را صرف آن کار می کند. این موضوع شامل همه کار ها می شود. 

امیدوارم موضوع علاقه روشن شده باشد. البته می توانیم ساعت ها در مورد این موضوع صحبت کنیم اما هدف این مقاله، صحبت در مورد برنامه نویس عاشق نیست. پس اجازه دهید به بحث اصلی خودمان برگردیم. 

فرضیه نادرست استعداد 

بر اساس مصاحبه هایی که برای برنامه نویس ها انجام شده، تست کدهای آن ها و همچنین استخدام تعداد زیادی از توسعه دهندگان، می توان به این نتیجه رسید که فرضیه زیر نادرست است: 

"ممکن است بتوانید بدون استعداد و اشتیاق برنامه ریزی کنید، اما افراد با استعداد و پرشور همیشه از افراد بی استعداد بهتر عمل خواهند کرد." 

با استناد به زندگی اشخاصی مانند کاپلان ماس (Kaplan-Moss)، تورنتون (Thornton) و لردوف (Lerdoff) می توان صحت آن را رد کرد. لطفا توجه داشته باشید اگر این برنامه نویسان خود را با استعداد نمی دانند به این معنی نیست که استعداد ندارند. آن ها در واقع بسیار با استعداد و پرشور هستند. اما نگاهی به زندگی شخص آن ها، این موضوع را برایتان مشخص خواهد کرد. 

بسیاری از افراد وجود دارند که در دوران کودکی به رایانه دسترسی نداشتند، هیچ یک از والدینشان از نظر تحصیلی درخشان نبودند. حتی هیچ یک از آن ها استعداد بسیار بالایی برای حل مسئله نداشتند. اما در حال حاضر آن ها جز بهترین توسعه دهندگان هستند. بنابراین من مطمئن هستم که این استعداد چیزی نیست که به طور طبیعی به ارث برده باشند. بلکه در طول مسیر آن را یاد گرفته اند. 

مهندسی نرم افزار اغلب به تجربه نیاز دارد. هنگام حل یک مشکل، اغلب با موقعیت هایی روبرو می شوید که مجبورید از راه حل موجود استفاده کنید. تجربه شما به شما در طراحی راه حل بهتر کمک می کند. حتی اگر راه حلی دارید، باید سخت کار کنید و آن را اجرا کنید. برای آزمایش و اشکال زدایی باید سخت کار کنید. این نیاز به استعداد ندارد، این یک کار سخت محض است. 

افسانه استعداد 

هرگز قبلا مهارتی به این میزان افسانه نشده بود: 

"شما نه تنها باید استعداد داشته باشید، بلکه باید مشتاق باشید تا بتوانید برنامه نویس خوبی شوید."

به نظر می رسد افرادی که کد می نویسند، قبلا تصمیم گرفته بودند. یعنی آن ها در کودکی می دانستند در آینده می خواهند کد بنویسند. چنین کلیشه های نه تنها به طور واضح و کامل اشتباه هستند، بلکه مضر نیز هستند. دیدگاهی که بسیاری از برنامه نویسان موفق آن را به اشتراک می گذارند.

موضوع استعداد نیست بلکه تمرین زیاد است. برخی از افراد موفق، می گویند استعدادی ندارند اما سخت کوش هستند و تمرین زیادی می کنند. تمرین هایی که متوجه می شوند ساعت 2 بامداد است و از نظر جسمی خسته شده اند، و باید بخوابند، اما از نظر ذهنی احساس خستگی ندارند و می توانند یکی دو ساعت دیگر کار کنند. 

جیکوب کاپلان ماس (خالق جنگو) این طور بیان می کند: 

"افسانه "برنامه نویس نابغه" بسیار خطرناک است. از یک طرف، آستانه ورود به دنیای برنامه نویسی را بیش از حد بالا تعیین می کند و بسیاری از برنامه نویسان احتمالی را می ترساند. از طرف دیگر، کسانی را که برنامه نویس هستند، خودشیفته می کند و باعث عدم پیشرفت آن ها می شود. 

به عنوان یک برنامه نویس، باید از تمام وقت خود برای یادگیری برنامه نویسی و کار بیشتر استفاده کنید. برنامه نویسی فقط مجموعه ای از مهارت ها است که می توان آموخت. این کار به چنین استعدادی نیاز ندارد و شرم آور نیست که یک برنامه نویس متوسط باشید."

جیکوب تورنتون (خالق بوت استرپ) گفته است از رایانه ها متنفر است و قصد داشته در مدرسه جامعه شناسی بخواند. برای اولین شغلی که استخدام شد اصلا واجد شرایط نبود و به گفته خودش هر روز ممکن بود اخراج شود اما تلاش کرد و سعی کرد JavaScript پیشرفته تری را یاد بگیرد. 

اظهارات راسموس لردورف (خالق PHP) جنجال برانگیز است. او گفته است از برنامه نویسی متنفر است، اما عاشق حل مسائل هست.

او می گوید که متوجه نمی شود که چطور برخی افراد برنامه نویسی را دوست دارند. 

راسموس لردورف می گوید: "من یک برنامه نویس واقعی نیستم. همه چیز را کنار هم می ریزم تا کار کند سپس ادامه می دهم."

شکست استعداد در برابر کار سخت 

این 2 مورد را در نظر داشته باشید.

  • کار سخت همیشه در بلند مدت استعداد را شکست می دهد. همیشه. 
  • و استعداد اگر به اندازه کافی کار نکند همیشه شکست می خورد. همیشه.

برنامه نویسی در واقع وظیفه ای است که مهارت های خوب حل مسئله را می طلبد و بنابراین افراد با استعداد بالا تمایل دارند عملکرد بهتری داشته باشند. اما به یاد داشته باشید که مهندسی نرم افزار نیز یک حوزه ی بسیار پویا است. یک مطالعه نشان می دهد که زبان های برنامه نویسی در حال استفاده، هر 7 سال یک بار تغییر می کند. فناوری های جدید به طور مرتب اختراع می شوند. پارادایم تکامل می یابد. تقاضاها تکامل می یابد و بنابراین راه حل ها نیز تغییر می کنند. مهم نیست که ضریب هوشی افراد چقدر باشد بلکه مهم است که افراد با استعداد به طور طبیعی بتوانن این کار را ادامه دهند.

حرف پایانی

این مقاله بدون شک برای به چالش کشیدن کلیشه هایی که مردم نسبت به برنامه نویسی دارند، نوشته شده است. افسانه های بیهوده در مورد برنامه نویس بودن.

اگر کسی وارد حوزه برنامه نویسی می شود و سعی می کند آن را یاد بگیرد، نیازی نیست مدام از خود یا دیگران بپرسد آیا صلاحیت کافی برای برنامه نویس شدن را دارد یا نه. فقط این نکته را فراموش نکنید: 

"چند روش متفاوت دیگر برای یادگیری را امتحان کنید، نگران حرف های بی اساس در مورد صلاحیت ها یا موارد دیگر نباشید. اغلب اوقات مشکل فقط در نحوه یادگیری شما یا نگرش شما نسبت به یادگیری برنامه نویسی است. تسلیم نشوید مگر اینکه واقعا پس از امتحان چندین روش مختلف، چیزی را درک کرده باشید. برنامه نویسی نه به استعداد نیاز دارد و نه به شور نیاز دارد!"

نظرات
اگر login نکردی برامون ایمیلت رو بنویس: