لطفا جاواسکریپت مرورگر خود را فعال سازید!

نحوه فعال سازی در کروم
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
نحوه فعال سازی در فایرفاکس
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
بقچهٔ موفقیت: این ۷ کار را رعایت کنید و دیگر نگران هیچ چیز نباشید!

بقچهٔ موفقیت: این ۷ کار را رعایت کنید و دیگر نگران هیچ چیز نباشید!

کمتر کسی را می‌توان یافت که جملاتی از این دست را نشنیده‌ باشد: هردو ما دقیقا مثل هم بودیم، در یک جا زندگی می‌کردیم، با هم به یک مدرسه می‌رفتیم، درس‌های یکسانی می‌آموختیم، اما امروز او کجا است و من کجا! مهم‌ترین ابزار افراد موفق در زمینۀ کاری، ثبات آن‌ها است و با توجه به نتایج تحقیقات، می‌توان به این موضوع پی برد که محیط خانه بیشترین تاثیر را بر ثبات شخصیتی افراد از سنین کودکی دارا است. با استناد به نتایج تحقیقات اخیر و البته شواهدی که از آکادمی‌های گوناگون، تحقیقات متخصصان علوم اجتماعی و از دنیای تجارت به دست آمده است، می‌توان با اطمینان گفت که ثبات یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد موفق است. البته خود واژۀ ثبات مفهومی کلی دارد و به صورت دقیق‌تر می‌توان آن را همان دل و جرأت، استقامت و سرسختی تعریف کرد. در این مقاله قصد داریم به راه‌کارهایی اشاره کنیم که در صورت رعایت آن‌ها، به راحتی خواهیم توانست در هر حوزه‌یی از برنامه‌نویسی گرفت تا ورزش و غیره به موفقیت‌های بسیاری دست یافت. با سکان آکادمی همراه باشید.

ایجاد ثبات شخصیتی بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. تقویت ثبات شخصیتی هزینه‌ای برایتان نخواهد داشت ولی قطعا یکی از ارزشمندترین توانایی‌هایتان خواهد شد. برای درک بهتر موضوع، افراد معروفی مانند مایکل جردن، جی.کی رولینگ و استیون اسپیلبرگ را در نظر بگیرید. هیچ کدام از این افراد در دوران کودکی اعجوبه های زمان نبودند. جالب است بدانید که مایکل جردن از تیم بسکتبال دبیرستان حذف شد! جی.کی رولینگ قبل از این که اولین جلد مجموعۀ هری پاتر را چاپ کند به 12 ناشر مختلف برای چاپ کتابش مراجعه کرد ولی هیچ کدام مسئولیت چاپ کتاب را نپذیرفتند! و اسپیلبرگ هم سه بار توسط آکادمی‌های فیلم‌سازی مردود شد!

افراد موفق مانند جردن، رولینگ و اسپیلبرگ از همان ابتدا شکست می‌خوردند؛ به وفور هم شکست می‌خوردند. هیچ کدام از آن‌ها دلیل موفقیت‌شان را استعداد ذاتی نمی‌دانند بلکه  صبوری، پشتکار، استقامت و به طور کلی همان ثبات را عامل موفقیت خود می‌دانند.

چه تازه شروع به کار کرده‌اید، چه یک کارآفرین یا صاحب کسب‌وکاری کوچک هستید و می‌خواهید پیشرفت کنید، ثبات به شما کمک خواهد کرد که مسیر پیشرفت و ترقی را به سرعت طی کنید. در ذیل به چند عامل موثر بر ثبات اشاره شده که باعث رشد و پیشرفت شما خواهند شد:

1. به استقبال ترس بروید
در تمام زمینه‌های کاری به ازای هر عاملی که مشوق شما و عامل پیشرفت کارتان است، یک عامل تهدیدکننده نیز وجود دارد؛ در این مواقع، شما باید این تفکر رایج که می‌گوید «از ترس دوری کنید» را کنار گذاشته و با آن روبرو شوید. بگذارید که ترس‌تان راه را به شما نشان دهد. اصولا در این صورت به طور ناخودآگاه بدترین پیامد ممکن را در نظر خواهید گرفت. در این صورت شما خودتان را برای هر حالتی آماده می‌کنید. بنابراین اگر آن حالت پیش بیاید، شما آمادگی روبرو شدن با آن را خواهید داشت. در این صورت شما یک قدم جلوتر از رقبای‌تان که به این پیامدها نیندیشیده‌اند هستید.

برای روشن‌تر شدن این مسئله مثالی می‌زنیم؛ فرض کنیم که شما قصد دارید یک زبان برنامه‌نویسی را فرا بگیرید اما همیشه این واهمه را داشته‌اید که برنامه‌نویسی کار بسیار سختی است، برای کار پیدا کردن در این حوزه خیلی باید حرفه‌یی بود، برنامه‌نویسی هوش فوق‌العاده بالایی می‌طلبد و چیزهایی از این دست! در چنین شرایطی شما تحت هیچ عنوان نمی‌توانید برنامه‌نویس شوید چرا که از چیزهایی می‌ترسید که بیش از آن‌که ترسناک باشند، افسانه‌اند.

2. رویاپردازی را کنار بگذارید
بارها جملاتی از افراد مشهور با این مضمون شنیده‌ایم که «اگر می‌خواهید رویایتان تحقق یابد، از خواب بیدار شوید!» یا شاید جملۀ «رویایتان را دنبال کنید» بیش از حد تکرار شده است؛ اگر بیش از حد به رویایتان توجه کنید، از جنبه‌های حقیقی که پیش روی شما هستند مانند هدف‌گذاری، تعیین خط‌مشی‌ها و قوانین، کار، تلاش و پیشرفت قدم به قدم غافل خواهید شد. هنگامی که رویاپردازان در خیالات خود به سر می‌برند، افراد اهل عمل و کوشا مسیر موفقیت را طی می‌کنند و به افتخارات‌شان می‌افزایند. فراموش نکنید که کسب‌وکارهای بزرگ و موفق امروزی در ابتدا تنها یک ایدۀ ساده و کوچک بوده‌اند و از یک گاراژ خانه یا خوابگاه دانشجویی شروع به کار کرده‌اند.

فرض کنیم که شما یک ایدهٔ ناب استارتاپی دارید اما با توجه به این که در این زمینه بسیار وسواس به خرج می‌دهید، ایدهٔ نسبتا ناب شما در حد همان ایده باقی مانده و سایر کسانی که شاید به مراتب دیرتر از شما به چنین ایدهٔ مشابهی دست یافته‌اند، MVP خود را خیلی راحت به بازار عرضه می‌کنند و گوی سبقت را از شما می‌ربایند.

در چنین شرایطی صرفا نیاز است تا به قول معروف یک «بسم الله» گفته و خیلی سریع محصولی با حداقل ویژگی‌های ضروری (Minimal Viable Product) را در دسترس مشتریان خود قرار داده و به مرور زمان دست به تکمیل و بهبود آن بزنید (آیا نسخه‌های ابتدایی سکان آکادمی را به یاد دارید که چقدر ضایع بود؟) 

3. هرازگاهی به خودتان و وسایل ارتباطی‌تان استراحت دهید!
هر روز، زمانی را به تفکر اختصاص دهید و در این زمان،  وسایل ارتباطی‌تان را -به خصوص موبایل- خاموش کنید. راه رسیدن به ایده‌ها و راهکارهای خلاقانه این است که نسبت به کارتان متعهد و متمرکز باشید و به اهداف خود بیندیشید؛ حتی اگر روزانه فقط 30 دقیقه به این کار بپردازید. علاوه بر این، یک قلم و کاغذ هم در دسترس داشته باشید تا برخی ایده‌های ناب خود را یادداشت‌برداری کنید.

4. بهانه نیاورید
هر بار که بهانه‌تراشی می‌کنید، یک قدم از هدف‌تان دورتر می‌شوید؛ دفعۀ بعد که به هدف‌تان نرسیدید یا نتیجۀ دلخواه‌تان را کسب نکردید، به جای بهانه‌تراشی از خودتان سوال کنید؛ بپرسید که از چه طریق دیگری می‌شد آن کار را انجام داد؟ پاسخ خودتان را روی تکه کاغذی بنویسید و دفعات بعدی که به مشکل برخوردید به آن رجوع کنید.

مثلا فرض کنیم چند ماه پیش قصد کردید برنامه‌نویسی بیاموزید اما به هر دلیلی در این راه موفقیت چندانی کسب نکردید؛ در چنین شرایطی به جای مایوس شدن و به کار بردن جملاتی همچون «من استعداد این کار را ندارم!» و غیره، به این فکر کنید که شاید راه را اشتباه رفته‌اید. برای فراگیری اصول برنامه‌نویسی راه‌های بسیاری وجود دارند که از آن جمله می‌توان به کلاس‌های حضوری آموزش برنامه‌نویسی، گرفتن معلم خصوصی، کتاب‌های آموزش برنامه‌نویسی، آموزش آنلاین و ... اشاره کرد. پیش از کاملا مایوس شدن، حتما راه‌های دیگر را نیز امتحان کنید.

5. نقشۀ دوم داشته باشید
ناامیدی‌های ناشی از نرسیدن به اهداف‌مان، ممکن است باعث شوند تا اهدف‌مان را تغییر دهیم. دفعۀ بعد که طرح پیشنهادی‌تان با شکست مواجه شد یا به هدف‌تان نرسیدید، برگ برندهٔ دوم خود را رو کنید. اسپیلبرگ وقتی دید که ماکت کوسه که برای فیلم «آرواره‌های کوسه» ساخته بود اشکال پیدا کرده و درست کار نمی‌کرد، با انتخاب درست موسیقی متن و به حرکت درآوردن همان ماکت در زیر آب، سایه‌ای از حرکت آن را ایجاد کرد. ترکیب این صحنه با موسیقی متن، حس دلهره را به مراتب بیشتر از سکانس‌هایی که ماکت در آن‌ها به درستی کار می‌کرد، به بیننده منتقل کرد.

به عنوان مثالی دیگر، استیو جابز بعد از این که از اپل اخراج شد و دوباره به شرکت‌اش بازگشت، با عرضهٔ آیفون در سال ۲۰۰۷ توانست حس زندگی را به دوباره به اپل بازگرداند.

6. از موقعیت‌های راحت پرهیز کنید
از شرایطی که برای‌تان راحت است دوری کنید! وقتی به رستوران می‌روید، چیزی سفارش دهید که تا به حال امتحان نکرده‌اید، در مکان‌های جدید به غریبه‌ها در آسانسور سلام کنید و کارهایی از این دست. این‌ها تمریناتی هستند که به شما کمک می‌کنند در شرایطی که راحت نیستید بتوانید بهترین تصمیم را بگیرید. تحقیقات نشان داده است که مغز شما تمایل دارد در موقعیت‌های جدید قرار بگیرد و پاسخ‌های مناسبی در این شرایط صادر کند. پاسخ‌هایی که ناشی از اراده هستند و صرفا انعکاسی در برابر محرک‌های خارجی نیستند، بر عملکرد سیستم عصبی بدن تاثیر مثبت دارند. این کار باعث افزایش خلاقیت، تصمیم‌گیری بهتر و نهایتا پیشرفت فردی شما خواهد شد.

اگر باز هم بخواهیم مثالی از دنیای برنامه‌نویسی بزنیم، همواره سعی کنید مشکلات برنامه‌نویسی خود را با یک الگوریتمی که آن را بارها و بارها مورد استفاده قرار داده‌اید حل نکرده بلکه به دنبال یافتن راه‌های جدید باشید. به طور کلی، وقتی شما همواره سعی می‌کنید راحت‌ترین راه ممکن را برای حل یک مشکل نرم‌افزاری انتخاب کنید، بعد از مدتی به خود خواهید آمد که چیز زیادی به دانش شما افزوده نشده است!

7. نیمهٔ پر لیوان را نگاه کنید
هر روزتان را با ذهنیتی مثبت آغاز کنید، به موفقیت بیندیشید و از کارهای کوچک روزمره شروع کنید. به طور مثال، اگر یک برنامه‌نویس تازه کار هستید، هرگز سعی نکنید که خود را با مدیرفنی شرکتی که در آن مشغول به کار هستید مقایسه کنید (کسی که حداقل ۱۰ سال بیش از شما کد زده است)، بلکه امروزتان را با دیروز مقایسه کنید، این هفته را با هفته‌‌‌ٔ گذشته مقایسه کنید و خواهید دید که هر روز چیزهای جدیدی می‌آموزید که قبلا بلد نبودید.

شروع و توسعهٔ کسب‌وکار بخش اعظم وقت روزانه‌تان را خواهد گرفت؛ حتی ممکن است باعث شود بعضی شب‌ها هم بیدار بمانید. به خاطر داشته باشید که در پایان روز، بدون توجه به این که آن روز چطور بود و چگونه سپری شد، سپاسگزار باشید. تحقیقات روانشناسان نشان می‌دهد که ارتباط مستقیمی میان سلامتی افراد و میزان سپاسگزاری آن‌ها وجود دارد. این کار سبب می‌شود که به داشته‌های‌تان توجه کنید و از آن‌ها به بهترین شکل برای پیشرفت استفاده کنید.

منبع


روزبه ژوله