سلسله مراتب سازمانی خوب یا بد؟

سلسله مراتب سازمانی خوب یا بد؟

رهبری و سلسله مراتب در شرکت


رهبری و سلسله مراتب شغلی، یکی از مواردی است که اکثر تیم های نرم افزاری با آن دچار چالش هستند. در این مقاله قصد داریم، در مورد سلسله مراتب در سازمان ها و شرکت ها، صحبت کنیم. می خواهیم بررسی کنیم که آیا عملکرد مفیدی برای سلسله مراتب وجود دارد؟ یا فقط مانع می شود؟ آیا سلسله مراتب مسطح (Flat) این روزها کاربرد دارد ؟

سلسله مراتب مسطح (Flat)

بسیاری از افراد فکر می کنند که شرکت ها باید سلسله مراتب بسیار مطلوبی به صورت مسطح داشته باشند. از طرفی در برخی موارد شنیده ایم که می گویند سلسله مراتب، به طور کلی، عادلانه نیست. هر کس باید احساس کند از نظر جایگاه در شرکت با دیگران برابر است.
عده ای دیگر دلیل عملی تری ارائه می دهند: زنجیره ارتباطات باید بسیار مطلوب باشد تا از این ایده حمایت کند، که هر کسی باید دسترسی مستقیم به شخصی که لازم است با او صحبت کند، داشته باشد و یک ارتباط مسطح ایجاد شود.
به عنوان مثال، اگر یک توسعه دهنده نیاز دارد با شخصی از بخش بازاریابی صحبت کند، روش کارآمدتر، دسترسی مستقیم به او است.

سلسله مراتب سطح بندی شده

به نظر می رسد نوع سلسله مراتب سطح بندی شده، نوع استاندارد سلسله مراتب کسب و کار باشد. در این ساختار مدیران و کارمندان زیر نظر آن ها را داریم. به عنوان مثال، یک مدیر عامل، بالاتر از یک معمار نرم افزار است، که او هم بالاتر از Lead Developer است، و او نیز در سطح بالاتری از Junior Developer قرار دارد.
برخی معتقدند که سلسله مراتب لازم است، زیرا در غیر این صورت هرج و مرج خواهد بود. ما به افراد نیاز داریم که مسئولیت برخی از حوزه های کاری را به عهده بگیرند و کارهای مورد نیاز را مدیریت و تفویض کنند.

بهترین مدل چیست؟


کدام یک بهتر است؟ آیا سلسله مراتب، دشمن برابری در محل کار است؟ آیا مانع برقراری ارتباط کارآمد می شود؟ یا که کنترل و تفویض اختیار سالم را به همراه دارد؟ این یک معضل کاذب است و هر دو مورد ذکر شده به صورت توأمان وجود دارد! بیشتر اوقات، شرکت ها با درجه خاصی از هر دو طرف این معضل، فعالیت می کنند.

شرکت های کوچک ارتباط آسان را مجازمی دانند.


بر اساس تجربه هایی، متوجه شده ایم كه شركت ها و تیم های كوچك (زیر 20 كارمند) تمایل دارند كه محیطی داشته باشند كه هر كسی بتواند آزادانه با هر كسی كه مایل است، ارتباط برقرار كند. به عنوان مثال، یک توسعه دهنده ممکن است بخواهد به اتاق پشتیبانی مشتری مراجعه کند و در مورد برخی ویژگی ها صحبت کند. این روش، صرف نظر از سلسله مراتب رسمی وجود دارد.
این موضوع فقط به دلیل این واقعیت است که در یک تیم کوچک شما می توانید از نظر فیزیکی با آن ها تماس بگیرید و با کسی ارتباط برقرار کنید. دقیقا مانند این است که همه در یک شهر کوچک، همدیگر را می شناسند.

شرکت های بزرگتر می توانند مانع برقراری ارتباط موثر شوند.


در شرکت های بزرگ یا متوسط، به طور کلی آزادی برقراری ارتباط با هرکسی که بخواهید وجود ندارد. این شرکت ها اغلب چندین دفتر بزرگ دارند. و دسترسی و صحبت با اشخاص دیگر آسان نیست چرا که ممکن است در طبقات یا دفاتر دیگر مشغول باشند.
در شرکت های دارای سلسله مراتب، یک زنجیره فرمان مشخص وجود دارد. با این حال، ارتباطات بیشتر طول می کشد.

سلسله مراتب به حفظ نظم کمک می کند.


سلسله مراتب اساسا از یک نیاز واقعی برای حفظ نظم و کنترل، ناشی می شود. به عنوان مثال تلاش برای سازماندهی 500 کارمند، پیچیده و دشوار است.
دیده شده است که شرکت هایی با این اندازه، ادعا می کنند دارای ساختار مسطح هستند. اما در عمل، تعداد انگشت شماری از کارکنان، به این شیوه رفتار می کنند.

راه حل چیست؟


در ادامه به تعدادی راه حل خواهیم پرداخت:


به کار گیری ابزارهای از راه دور


ما به هیچ وجه نمی خواهیم ادعا کنیم که در زمینه چگونگی ساختاردهی بهینه یک شرکت بزرگ، کاملاً آگاه هستیم. اما حتی در شرکت های بزرگ، استفاده از ابزارهای ارتباطی مانند Slack ، Google’s G Suite، تیم های مایکروسافت و ... قطعاً کار را بسیار راحت تر می کند.
با توجه به رشد روزافزون شرکت های با نیروی دورکار و توفیقی که به نظر می رسد در آن ها حاصل شده است، ما فکر می کنیم شرکت هایی که قصد دارند ارتباطات خود را در اولویت سازمان قرار دهند، به کمک از بین بردن موانع فیزیکی، از بسیاری از مواردی که با سلسله مراتب "سطح بندی شده" روبرو هستند، جلوگیری خواهند کرد.


ایجاد تیم های کوچک تر


یکی از مسائلی که شرکت های بزرگ تر در آن رونق می گیرند، این واقعیت است که به طور کلی یک کارمند فقط مجاز به برقراری ارتباط مستقیم با کسانی است که یک سطح در بالا و یک سطح در پایین آن ها قرار دارند.
در این حالت، اقدام به تشکیل تیم های متقابل عملکردی کوچک (Cross-Functional)، شده است که در یک ناحیه خاص از کسب و کار، متمرکز شده اند.

این نوع سازمان می تواند به توسعه دهندگان نرم افزار اجازه دهد تا به طور مثال با مدیر محصول مستقیما ارتباط برقرار کنند. مشکلاتی که در این ساختار با شفافیت زنجیره ارتباطات حل می ‌شود، از مشکلات مربوط به روابط بین تیمی است نه درون تیمی.
در این حالت، کسی که در تیم حمل و نقل است به ندرت نیاز به صحبت با کسی از تیم انبار خواهد داشت زیرا نگرانی های او بیشتر مربوط به محصولی است که روی آن تمرکز کرده اند.
این موضوع، همچنین پیامدهای بزرگی در مورد چگونگی بهبود تیم ها، در تحویل نرم افزار خود در سازمان دارد.

در مورد برابری چطور؟


آیا سلسله مراتب مساوی، از آنجا که همه کارمندان در یک سطح از ساختار شرکت در نظر گرفته می شوند، برابری بیشتری به کارمندان می دهد؟ خیر این گونه نیست.
سلسله مراتب ممکن است برای حفظ نظم، تفویض اختیار و ... مفید باشد. اما هر سلسله مراتبی که باشد، تعریفی از عملکرد یک کارمند است، نه ارزش آن ها. در واقع، بسیاری از اوقات، کارکنان در سطوح "پایین" درآمد بیشتری نسبت به سطوح "بالاتر"، کسب خواهند کرد.
به عنوان مثال، توسعه دهندگان معمولا بیشتر از مدیران غیر فنی درآمد دارند.

تشبیه خانواده جهت بررسی برابری


اگر والدین به فرزندان خود اجازه دهند هر کاری که می خواهند انجام دهند، زیرا آن ها می خواستند "برابر" باشند چه می کنید؟
یک فرزند 3 ساله می خواهد از جاده بدود و در پارک بازی کند؟ مطمئن! این کار را انجام دهد!
فرزند 5 ساله می خواهد برود در حیاط خلوت بازی کند! مشکلی نیست!
خیلی احمقانه است.

نقش والدین در برابری


والدین نقشی در آموزش و تربیت فرزندان خود دارند. آیا این به معنای برابر نبودن کودکان است؟ آیا آن ها کمتر انسان هستند؟ عضو کمتری از جامعه هستند؟ اصلا این گونه نیست.
نقش والدین، به عملکرد آن ها بستگی دارد. وظیفه آن ها تربیت و آموزش فرزندانشان است. اما این وظیفه تاثیری در ارزش و جایگاه فرزندان ندارد.

نقش یک رهبر در سلسله مراتب


در سلسله مراتب کسب و کار نیز همین امر وجود دارد. این فقط مسئله عملکرد است. یک رهبر در یک کسب و کار، مسئولیت راهنمایی به افراد زیر مجموعه خود را دارد یعنی باید این طور باشد.
کسب و کاری که در آن مافوق ها به کارمندان آموزش نمی دهند و به افراد زیر مجموعه کمک نمی کنند تا رشد کنند، یک شرکت بسیار ناسالم است. (تا به حال در یکی از آن ها کار کرده اید؟)
فرهنگ کسب و کار با مربیان و مشاوران مشخص شده، به این معنی است که در واقع سلسله مراتبی وجود دارد (حتی اگر آن کسب و کار، وجود سلسله مراتب را قبول نداشته باشد).

چه نکته ای برای ما وجود دارد؟


نکته اصلی که می خواهیم شما را با آن آشنا کنیم این است که در بعضی موارد، سلسله مراتب در حفظ تعداد زیادی از منابع تحت کنترل و سازماندهی کاملاً مفید است. اما باید این را نیز در نظر بگیریم که، نشانه اصلی یک شرکت سالم و مسطح، "سطح بندی" آن نیست، بلکه وجود محیط مشاوره است.

نشانه اصلی یک شرکت سالم، "سطح بندی" بودن آن نیست، بلکه وجود محیط مشاوره است

اگر فرزندان یک خانواده کاری با یکدیگر نداشته باشند، این وضعیت چندان مطلوب نخواهد بود. اما، اگر كودكان بزرگ ‌تر به كودكان كوچك كمك كرده و آن ها را آموزش دهند، این امر باعث ایجاد یك محیط سالم می شود كه در آن همه افراد احساس می كنند كه در آن عضو و در حال رشد هستند.

دقت کنید، کسب و کار ها تفاوتی ندارند. در هر کسب و کاری کارکنان باید به اطرافیان خود کمک و آموزش دهند.

چالش ما برای شما!

به اطرافیان خود کمک کنید! چه کسی اهمیت می دهد شرکت شما چه ساختاری دارد. به دنبال کمک به اطرافیان خود باشید. اگر در موقعیت رهبری هستید (فرض کنید یک نقش ارشد) به دنبال ایجاد محیطی باشید که همه افراد بتوانند به اطرافیان خود آموزش دهند.
اگر فرهنگ، آن چیزی که شما می خواهید نیست، این وظیفه شماست که آن را تغییر دهید.

در این بخش، تعدادی ایده برای نحوه شروع شما ارائه می کنیم:
• برنامه نویسی زوجی (Paired Programming): برنامه نویسی زوجی یک تکنیک توسعه نرم افزار چابک است که در آن دو برنامه نویس با هم در یک محیط کاری، کار می کنند. یکی، کد را می نویسد در حالی که دیگری، ناظر خواهد بود و هر خط کد را هنگام نوشتن، بررسی می کند. این دو برنامه نویس به طور مداوم نقش هایشان را با هم جا به جا می کنند.
• برنامه نویسی جمعی (Mob Programming): یک رویکرد توسعه نرم افزار است که در آن تمام تیم روی کار یکسان، در زمان و فضای یکسان و در یک کامپیوتر کار می کنند. این مفهوم، برنامه نویسی زوجی را از دو نفر که با هم کار می کنند به کل تیمی که به طور مداوم با یک رایانه همکاری می کنند، گسترش می دهد.
• هر هفته دو بار Lunch and Learn (L&L): یک روش عالی برای همکاری در یک فضای غیررسمی و آرامش بخش است و افراد را از حوزه ها و لایه های مختلف سازمانی درگیر می کند. L&L، به طور معمول توسط یک مجری (معمولا یک مربی با مهارت چند ماهر و بی طرف) انجام می شود و می تواند در قالب یک مرور کلی، آموزش کوتاه، ارزیابی اولیه یا یک ارزیابی جامع ارائه شود.
• پس از یک پروژه موفق، از توسعه دهندگان بخواهید به طور رسمی آنچه را که آموخته اند به اشتراک بگذارند.
• بررسی کد (Code Reviews) انجام دهید.

جمع بندی


ما در این بحث، در مورد چگونگی برتری آماری تیم های دارای سلسله مراتب و رویکردهای آن ها صحبت نکردیم بلکه به بررسی معنا و مفهوم سلسله مراتب و میزان اهمیت داشتن یا نداشتن آن در تیم ها پرداختیم.

پیشنهاد می کنیم بدون در نظر گرفتن نوع سلسله مراتب، بر اساس قوانینی که شرکت شما، برایتان در نظر گرفته پیش رفته و به فکر پیشرفت خود و اطرافیان خود باشد.

نظرات
اگر login نکردی برامون ایمیلت رو بنویس: