در مسیر کارآفرینی-قسمت یک-الگوی مسیریابی کارآفرینی

در مسیر کارآفرینی-قسمت یک-الگوی مسیریابی کارآفرینی

اگر می‌خواهید کارآفرین شوید...


از هزاران کسب و کاری که در جهان راه اندازی می شوند، تنها تعداد کمی از آن ها به موفقیت های چشمگیر دست پیدا می کنند.

در مقاله ی قبلی مسیر کارآفرینی، به طور مختصر به تعریف کارآفرینی و عوامل موفقیت آن پرداختیم و در این مقاله قصد داریم تا به معرفی الگویی برای  مسیریابی کارآفرینی و راه اندازی کسب و کار بپردازیم
گاهی اوقات کسب و کارها با وجود داشتن مشتریان وفادار، درآمد و حاشیه ی‌ سودشان نمی تواند هزینه های سربارشان را پوشش دهد و کسب و کار در وضعیتی قرار می گیرد که برای سرمایه گذاران هم جذابیتی ندارد و بعضی از صاحبان کسب و کار مجبور می شوند برای زنده نگه داشتن کسب و کار، از پس انداز شخصی خود استفاده کنند. برای مثال یک شرکت تولید کننده چاشنی‌های خوراکی، با داشتن مشتریان وفادار و ثابت، درآمدی در حدود 500 هزار دلار در سال دارد که هزینه های سربار آن را پوشش نمی دهد. از سوی دیگر یک شرکت جوان که وارد کننده چاشنی‌های خوراکی از آسیای شرقی‌ است و آن ها را در فروشگاه های زنجیره ای آمریکا توزیع می کند، توانسته است در مدت زمان کوتاهی رشد سریعی داشته باشد و به سود آوری مناسبی دست یابد و به عنوان شرکت موفق کارآفرینی نیز معرفی شود. رشد سریع، این شرکت را به سمتی سوق داده که بیشتر سود خود را صرف گسترش کسب و کار و تامین اولیه آن کند. در کنار آن، جذابیت این سوددهی به قدری بوده است که احتمالا رقبای زیادی را وارد گود خواهد کرد و اگر این کسب و کار سرعت عمل به خرج ندهد به زودی به باد خواهد رفت.

مدیر بودن یا کارآفرین بودن، مسئله این است ...

بیشتر کارآفرینان در زمان فعالیت خود مشاوره‌ها و توصیه های گیج کننده ای را دریافت می کنند:  خط تولیدت رو متنوع کن!  شرایطت رو همینی که هست دو دستی بچسپ و ادامه بده!  سهام بفروش و سرمایه جذب کن! یه مدیر حرفه ای استخدام کن! و ...

دلیل این همه تنوع در توصیه ها چیست؟ دلیل این است که مشکلات و معضلاتی که کسب و کارهای مختلف با آن رو برو هستند، متفاوت و متنوع است. مدیر یک سازمان بالغ  از خودش می‌ پرسد: الان در چه شرایطی هستیم؟! چطور می‌ تونیم از داشته هامون استفاده کنیم؟! اما یک کارآفرین باید از خودش بپرسد: می خوایم به کجا برسیم؟! چه قابلیتی رو باید توسعه بدیم؟! معمولا کارآفرینان و شرکت های تازه تاسیس، با معضلات و مشکلاتی مثل نداشتن استراتژی، نداشتن مزیت رقابتی، نبود سیستم های نظارتی درست، کمبود نیروی کار با استعداد، سیستم گزارش دهی اصولی و ... مواجه هستند. مشکلاتی که برای یک مجموعه ی جوان، طبیعی است اما برای یک مجموعه ی بالغ و مدیر آن می تواند یک کابوس باشد. مشکلاتی که کارآفرینان هر روز با آن روبرو می شوند، برای بیشتر مدیران آزار دهنده خواهد بود.

به طور معمول کارآفرینان می‌ توانند با یک یا دو فرصت یا چالش روبرو شوند و باید در شرایط شروع کار و استارت آپی، بیشتر به مسائل اصلی رشد کسب و کار توجه کنند. مانند والدینی که برای فرزند خود در سنین آغازین زندگی، بیش از آن که به مهارت‌ های اجتماعی آن دقت کنند باید به مهارت های جسمی و حرکتی آن توجه کنند و آن ها را ارتقا دهند.

نکته ای که در اینجا مطرح می شود این است که کارآفرینان نمی توانند یک راهنمای ثابت مانند کتابچه راهنمای یک وسیله برقی داشته باشند. هر کسب و کاری بسته به شرایط خود داستان خودش را خواهد داشت. برای مثال شرکت هایی مانند google، Microsoft، Lotus و WordPerfect شرکت هایی هستند که در یک صنعت فعالیت دارند اما مسیر تکاملی متفاوتی داشته اند و هرکدام داستان خاص خود را در مواردی مانند استراتژی و ساختار سازمانی طی کرده اند.

هر شرکت داستان خاص خود را در مورد توسعه سیستم ها و استراتژی دارد.

الگوی مسیریابی کارآفرینی

گزینه‌ ها و مسیرهای پیش روی کارآفرینان متفاوت است. یک کارآفرین ممکن است با ایده‌ های گیج کننده ی زیادی مواجه باشد اما باید تصمیم درست را بگیرد. برای رویکرد و تصمیم گیری صحیح، چارچوبی را می توان مطرح کرد که راهنمای مناسبی برای کارآفرینان باشد. این چارچوب که براساس ۸ سال مشاهده روی کسب و کارهای متعدد ایجاد شده است، پاسخ سوالات کارآفرینان نیست بلکه الگویی برای طرح سوالات درست برای کارآفرینان است. سوالاتی که به آن ها این توانایی را می دهد تا در هر مرحله از مدیریت و هدایت کسب و کار خود، موضوعات مهم را شناسایی کنند و با ارزیابی های منطقی، مسیر صحیح را پیش بگیرند. این الگوی مسیریابی برای هرشرایطی در اداره ی کسب و کار کاربردی است و فقط برای زمان برزو مشکلات نیست. 

 

این چارچوب در سه مرحله طراحی شده است که براساس آن در مرحله‌ی اول اهداف فعلی کارآفرین مشخص می‌ شوند. در مرحله ی دوم استراتژی های دست یابی به اهداف مرحله قبل مورد ارزیابی قرار می گیرد و در مرحله سوم نیز ارزیابی ظرفیت اجرای استراتژی ها رقم خواهد خورد.

در این مدل، به اصول پرداخته می شود و کمک می کند تا کارآفرینان قبل از آن که بخواهند به جزئیات بپردازند، اصول و کلیات کسب و کار خود را تعیین کنند.
 ادامه دارد... 
 

نظرات

پیشنهادات بیشتر سکان بلاگ برای شما

اگر login نکردی برامون ایمیلت رو بنویس: