تجربه کاربری (UX) بدون تحقیق کاربر (UR) توهم است!

تجربه کاربری (UX) بدون تحقیق کاربر (UR) توهم است!

موفقیت یک وب سایت (یا محصول) به نحوه‌ی درک کاربران از آن بستگی دارد. کاربران، سودمندی و سهولت استفاده از وب سایت‌ها را هنگام تعامل با آن‌ها ارزیابی می‌کنند و نتیجه‌گیری‌های خود را در چند ثانیه، گاهی اوقات میلی‌ثانیه، نشان می‌دهند.

کاربران تصمیمات خود را بر اساس این که آیا با یک سایت درگیر شوند یا خیر، بر اساس سؤالاتی مانند "آیا برای من ارزشی دارد؟ استفاده از آن آسان است؟ و آیا از این تجربه راضی هستم؟" می‌گیرند. یک تجربه‌ی کاربری خوب، باعث می‌شود که کاربران به همه‌ی این سؤالات پاسخ «بله» دهند.

تجربه کاربری (UX) چیست؟

تجربه کاربری (UX) یک اصطلاح رایج در جامعه‌ی طراحی است، اما تعریف آن حتی در بین جامعه‌ی UX تا حدودی مبهم است. بنیانگذاران گروه نیلسن نورمن (Nielsen Norman)، دان نورمن (Don Norman) و یاکوب نیلسن (Jakob Nielsen)، زمانی که شرکت را در سال 1998 راه اندازی کردند، تجربه کاربری (UX) را به شرح زیر تعریف کردند:

اولین نیاز برای یک  UX نمونه، برآورده کردن دقیق نیازهای مشتری، بدون سر و صدا یا مزاحمت است. در مرحله‌ی بعدی، سادگی و ظرافت است که محصولاتی را تولید می‌کند که داشتن آنها و استفاده از آنها لذت‌بخش است.

به عبارت دیگر، تیم‌ها و متخصصان UX باید تلاش کنند تا محصولاتی را ایجاد کنند که کاربران می‌خواهند و به آن نیاز دارند و آن‌ها را به گونه‌ای طراحی کنند که استفاده‌ی آسان و لذت‌بخش داشته باشند. UX مربوط به هر چیزی است که بر کاربران و تعامل آنها با محصول تأثیر می‌گذارد.

البته همه می‌خواهند به یک تجربه کاربری مثال زدنی دست یابند. با این حال، در عمل، بسیاری از سازمان‌ها از درک آنچه برای تحقق این امر لازم است، کوتاهی می‌کنند. اگرچه جایگاه تجربه کاربری محبوبیت پیدا کرده است اما شیوه‌های بد طراحی هنوز در بسیاری از سازمان‌ها وجود دارند.

شناخت کاربر هدف و مخاطبین اصلی اهمیت بالایی دارد و هرچه شناخت دقیق‌تر و هدفمندتر باشد، کارایی محصول نهایی نیز افزایش پیدا می‌کند. اگر مخاطبان خود را نمی‌شناسید، نمی‌توانید محصولی بسازید که به آن محصول علاقه‌مند شوند، پس بهتر است قبل از شروع طراحی، شناخت کاربر را در اولویت قرار دهید.

توجه به تجربه کاربری مسئولیت همه است!

داشتن یک دپارتمان UX یا عنوان UX در موقعیت شغلی‌تان، به این معنی نیست که شما به قوانین UX عمل می‌کنید. برای دستیابی به یک UX مثال زدنی، باید بین رشته‌های مختلف: از جمله مدیریت محصول، توسعه، بازاریابی، محتوا، خدمات مشتری، طراحی گرافیکی و طراحی تعامل، هماهنگی حاصل شود. به عبارت دیگر، همه مسئول مراقبت از کاربر هستند. با قرار دادن کاربران در مرکز تلاش‌های طراحی خود، نیازهای کاربران را در هر مرحله از چرخه‌ی عمر محصول در نظر بگیرید.

برای ایجاد یک تجربه کاربری واقعاً مؤثر و برای پیشرفت شرکت، باید یک رویکرد هماهنگ در بسیاری از رشته‌ها و ذینفعان حاصل شود. برای اینکه یک محصول واقعاً موفق باشد، طراحی کاربر محور باید در راستای اهداف کسب‌وکار باشد.

پل سازی بین اهداف شرکت با اهداف کاربر

اولویت‌های کسب‌وکارها اغلب فاقد توجه به نیازهای کاربر هستند و تصمیم‌گیری‌ها بر اساس آنچه که «فکر می‌کنند» درست می‌باشد گرفته می‌شود و نه آنچه که «واقعاً» درست می‌باشد. 

یکی از بزرگ‌ترین شکایات متخصصان UX، عدم پشتیبانی سازمان‌هایشان از فعالیت‌های مرتبط با UX، مانند تحقیقات کاربر (User Research) است. این مشکل با یک چارچوب توسعه‌ی محصول با انتشار سریع مانند Agile تقویت می‌شود. بدتر از آن، روش‌های توسعه‌ی چابک نرم افزار (Agile) مانند اسکرام (Scrum) (اسکرام یک چارچوب برای مدیریت توسعه‌ی محصول و سایر کارهای علمی می باشد) معمولاً طراحان UX را به عنوان یک نقش اصلی در بر نمی‌گیرند، و بسیاری از سازمان‌ها را وادار می‌کند که UX را غیرضروری فرض کنند. این یک اشتباه غم انگیز است.

نتایج مصاحبه‌ با اعضای تیم Agile نشان می‌دهد که اکثر تیم‌ها در مورد مفاهیم یا طراحی‌های خود تحقیقی از کاربران انجام نمی‌دهند.محدودیت‌های زمانی، کمبود منابع UX و کمبود بودجه برای استخدام متخصص UX از مهم‌ترین دلایل این روند می‌باشد.

دوری از ux غیر صادقانه

پروژه‌ها با خود فشارهای بزرگی را به همراه دارند. همه‌ی ما مجبور بوده‌ایم میانبرها را انتخاب کنیم و به بینش و درک خودمان تکیه کنیم. با این حال، فرآیند کاربر محور چیزی است که باید در درازمدت ارزش گذاری شود زیرا می‌تواند به ما در دستیابی به اهدافمان بسیار کمک کند.

ما باید در واقع از تصمیمات طراحی و استراتژی‌های کسب‌وکار بر اساس داده‌های واقعی کاربر استفاده کنیم، نه بر اساس تجربیات یا ترجیحات خودمان. وقتی شیوه‌های کاربر محور اجرا می‌شوند، طراحان و محققان می‌توانند "نقطه‌ی طلایی" طراحی را پیدا کنند که در آن نیازهای کسب‌وکار و نیازهای کاربر همپوشانی دارند.

به طراحان و محققان UX قدرت دهید تا بر اولویت‌های کسب و کار تأثیر بگذارند تا پروژه‌ی شما در دام "فقط ارسال کنید" نیفتد .همچنین، سازمان را ساختار دهید و فرهنگ آن را بپرورانید تا همه از جمله مدیریت اجرایی درک کند تنها راه دستیابی به اولویت‌های کسب‌وکار، رفع نیاز کاربر می‌باشد.

تحقیق را به درستی انجام دهید.

گاهی اوقات تحقیق با هدف درستی انجام می‌شود، اما روش تحقیق یا اجرا ناقص است. اغلب، شرکت‌ها با وحشت با گروه نیلسن نورمن تماس می‌گیرند و درخواست راهنمایی و کمک دارند تا بفهمند چرا وب‌سایت جدیدشان خراب است. وقتی از آنها می‌پرسیم که آیا اقدام‌های قبل از راه‌اندازی انجام شده است، پاسخ اغلب "بله" است!

پس چرا طراحی ضعیف عمل می‌کند؟ دلیل اصلی این است که روش‌های شناخت کاربر به درستی استفاده نمی‌شود. تا زمانی که ما به طور دقیق کاربران و نیازهایشان را درک نکنیم، نمی‌توانیم طراحی درستی انجام دهیم.

اشتباهات متداول متدولوژی

درخواست بازخورد از افراد نامناسب: سهامداران و همکاران شما کاربران واقعی نیستند. آن‌ها نماینده مخاطبان هدف شما نیستند. به جای مشارکت دادن همکاران داخلی، کاربران صحیح را در فرآیند طراحی مشارکت دهید، زیرا آنها تمایل دارند بیش از حد به طرح نزدیک باشند تا داده‌های صادقانه و دقیق ارائه کنند.

اشتباهات راهنمای کاربر در طول تست: طبیعی است که تسهیل‌گران (facilitator) یا همان برگذار کننده‌های تست کاربردپذیری بی‌تجربه در زمان اجرای مراحل تست از کاربران به طور ناخواسته راهنمایی‌های کنند که این امر باعث نتیجه‌گیری اشتباه می‌شود. زمانی که تست کاربردپذیری (Usability testing)، توسط فردی انجام شود که علم تحقیقات رفتاری را درک می‌کند، اطلاعات بسیار معتبرتری را تولید می‌کند.

تست کاربردپذیری یکی از مهم‌ترین تست‌های UX می‌باشد که معمولا برای هرپروژه‌ای قابل استفاده است.
کاربردپذیری به معنای آسان و راحت بودن استفاده‌ی کاربر از یک محصول می‌باشد. هرچه کاربر با یک محصول ارتباط خوبی برقرار کند، (برای مثال، روش استفاده از محصول را به راحتی و به سرعت درک کند.) به این معناست که آن محصول کاربردپذیری بهتری دارد و در نتیجه، جواب تست کاربردپذیری مطلوب است و بر عکس هر چه استفاده از یک محصول برای کاربر دشوار باشد، به این معنی است که محصول کاربردپذیری ضعیفی دارد.
برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی تست کاربردپذیری، عناصر و انواع آن می‌توانید این مقاله را مطالعه کنید.

استفاده از روش تحقیق اشتباه: تست کاربر می‌تواند برای افراد مختلف، معانی متفاوتی داشته باشد. این می‌تواند شامل روش‌هایی مانند نظرسنجی، گروه‌های کانونی، تست A/B، تست کاربردپذیری و غیره باشد. روشی که انتخاب می‌کنید، به سوالات شما و مرحله‌ی توسعه بستگی دارد. استفاده از روش اشتباه می‌تواند نتیجه‌گیری اشتباهی را نیز به‌ همراه داشته باشد.

هنگام انجام مطالعات تحقیقاتی، مطمئن شوید که می‌دانید چگونه و چه زمانی روش‌های صحیح را برای جلوگیری از انحراف و دریافت پاسخ‌های درست به کار ببرید.

به یاد داشته باشید: تست کاربردپذیری برای این نیست که به خودتان ثابت کنید کارتان درست است، بلکه برای فهمیدن این نکته است که کاربران شما چگونه با محصولتان تعامل می کنند. این تست ارزان است، زمان توسعه را کاهش می‌دهد و از همه مهم‌تر باعث صرفه جویی در هزینه‌ها می‌شود.

تیم سازی یک مزیت جدید تست کاربر

احتمالاً، قبلاً از مزیت اصلی تحقیقات کاربر، به دست آوردن اطلاعات کاربر برای اطلاع از تصمیمات طراحی و محصول خود آگاه هستید. با این حال، یک اثر جانبی قوی از این فعالیت وجود دارد: ایجاد توافق جمعی. 

ارائه‌ی راهنمای کاربری و طراحی تنها بخشی از کار یک طراح UX یا محقق UX است. مورد دیگر این است که به تیم‌ها کمک کنیم تا به شیوه‌ای سازنده به جلو حرکت کنند. بهترین راه برای انجام این کار، استفاده از داده‌ها به جای نظرات است. نادیده گرفتن راه‌حل‌های طراحی که در حدس و گمان قرار گرفته‌اند آسان است، اما به چالش کشیدن گزینه‌ای که توسط شواهد پشتیبانی می‌شود بسیار دشوار است.

گاهی اوقات بهترین راه برای پایان دادن به جلسه‌ای که در آن فرضیات مطرح می‌شود این است که بگویید: "بیایید آن را آزمایش کنیم!"

به عنوان مثال، اخیراً بحث بزرگی بین افرادی که وب سایت‌های آموزش عالی را طراحی می‌کنند در مورد خوب یا بد بودن سایت جدید یک دانشگاه وجود داشته است. یکی از متخصصان UX به جای بحث، یک روز را صرف آزمایش آن وب سایت کرد و به راحتی پاسخ واقعی را کشف کرد، آیا این بد است؟

نتیجه

بدون کاربران، هیچ تجربه کاربری شکل نخواهد گرفت. ایجاد یک رابط کاربری شامل تصمیمات پیچیده است. تحقیق کاربر ابزاری است که می‌تواند به شما در دستیابی به اهدافتان کمک کند. حتی خوب‌ترین طرح‌ها نیز تا زمانی که توسط کاربران هدف آزمایش نشوند، فقط فرضیات هستند. انواع مختلف تحقیق می‌تواند به انواع مختلف سوالات پاسخ دهد. ابزارها و انواع تحقیق را بشناسید و بر اساس نیازتان از آنها استفاده کنید تا به نتیجه‌ی مطلوبی برسید. فراموش نکنید که کنار گذاشتن کاربر یک گزینه نیست.

ممنونم که تا اینجا همراه بودید، امیدوارم این مقاله براتون مفید بوده باشه.

پیشنهادات بیشتر سکان بلاگ برای شما