بهزاد مرادی

با دیکتاتوری یک مدیرمیانی، یک نیروی خوب رو از دست دادیم!

بهزاد مرادی مدرس، کپی‌رایتر و دولوپر

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی بهزاد مرادی می‌باشد.

چند سال پیش فردی رو استخدام کردم که بسیار باهوش، خلاق، مستقل و در یک کلام «عالی» بود. اوایل شروع همکاری، ایشون کلی ایده می‌داد،‌ ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، مستقل تصمیم می‌گرفت و کارهایی از این دست اما مدیر بالادستی وی از این بابت خیلی خوشحال نبود. و به نوعی احساس خطر می‌کرد!

به مرور زمان اعتماد به نفس این فرد کاهش یافت، دیگر جرأت نمی‌کرد خودجوش تصمیمی رو بگیره چون بعداً بایستی پاسخگو می‌بود و دائماً از طرف مدیر مافوقش سرکوفت می‌خورد که تو مثلاً فلان چیز رو بَلد نیستی و چیزهایی از این دست. در واقع، فضای کسب‌وکار ما به شکلی بود که نیرو رو بدون فِشنگ با اسلحهٔ خالی به خط مُقدم می‌فرستادیم و فضای کاری به نوعی مسموم بود.

یک مدیرمیانی … (اجازهٔ حرف زشت زدن ندارم وگرنه بِلاک می‌شم!) نیروی خوب ما رو خراب کرد اما چند درس گرفتم که عبارتند از:

- دیکتاتوری نه تنها کشورها، بلکه شرکت‌ها رو هم ویران می‌کنه!
- اهمیت مدیران میانی در موفقیت اعضای تیم بسیار حائز اهمیته!
- و فرهنگ سازمانی شرکتی که در آن کار می‌کنیم، فقط و فقط نوع خاصی از آدم‌ها رو می‌تونه به خودش جذب کنه!

پیش از این در مقاله‌ای تحت عنوان «اهمیت مدیران میانی در موفقیت سازمان‌ها و استارتاپ‌ها» این مسأله رو بیشتر توضیح داده‌ام که مدیران میانی همچون Glue (چسب) هستن که می‌تونن نیروهای معمولی رو به شرکت بچسبونن!

البته در ارتباط با این گزاره که گفتم «دیکتاتوری نه تنها کشورها، بلکه شرکت‌ها رو هم ویران می‌کنه» از یک بُعد دیگه هم می‌شه بهش نگاه کرد و اون هم جنبه‌ٔ مثبت دیکتاتوری در مدیریت است که در مقاله‌ای تحت عنوان ایدئولوژی بیزینسی: آیا دیکتاتوری در مدیریت کسب‌وکار خوب است یا بَد؟ به این مسئله اشاره کرده‌ام:

https://sokanacademy.com/plus/7076/post

ممنون که وقت گذاشتید. جای نظر، انتقاد و پیشنهاد شما در بخش کامنتینگ است.

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
arshazm
arshazm برنامه نویس وب - علاقمند تدریس و استارتآپ
۱۳۹۷/۰۶/۰۷
سلام
مطلب دیگه ای هم که باید به مدیران سازمان ها و شرکت ها گوش زد بشه این جمله از کتاب"100 اصل شکست ناپذیر موفقیت در زندگی و کار" ه :
برایان تریسی در رابطه با رفتار مدیر با کارکنان و نتایج اون میگه : "رفتار کارکنان با مشتری دقیقا نتیجه رفتار مدیریت با کارکنان است."
mostafa
mostafa
۱۳۹۷/۰۳/۲۰
البته توی حوضه IT گاهی وقتها دیکتاتوری چیز خیلی خوبی هستش ، توی شرکی که الان مشغول هستم یکی از مدیران که سواد فنی کمی هم داره اصرار داشت که پروژه رو با یک زبان و فریم ورک دیگه ای پیاده سازی کنیم اما مدیر بالادستی که از پیچ و خم قضیه خبر داشت و به خاطر سواد و تجربه زیادش تقریبا حرف کسی رو قبول نمیکرد 😂با دیکتاتوری تمام گفت فقط اون زبان و فریم ورک ، اگه به خاطر دیکتاتوریش نبود شاید تا الان ده ها بار پروژه رفته بود رو هوا.
حسین قربانی
حسین قربانی
۱۳۹۷/۰۳/۲۰
آقای مرادی عزیز
سلام
وقتی مطلب شما رو خوندم حس خوبی بهم دست نداد، این یادداشت برای من آشنا بود و از این بابت متاسفم. چند وقت پیش تصمیم گرفتم که برای شرکتی که توش کار می‌کنم، برنامه ای بنویسم تا محاسبه ساعت کاری و اضافه کاری رو طبق قانون من درآوردی مجموعه حساب کنه، چون یه کار خود جوش بود و بیشتر از غر غر همکارانم ناشی می‌شد، بدون سر و صدا شروع کردم به نوشتنش و به محض اینکه به حداقل های لازم جهت استفاده رسید، خدمت چند تن از همکارانم معرفی‌اش کردم، موقعی که برای همکاران داشتم محصول رو معرفی می‌کردم، گفتم که قصد دارم به مدیر هم اینو پیشنهاد بدم، اما راستش از این پیشنهاد فوق العاده واهمه دارم، علت ذوق من این بود که برنامه خوب کار می‌کرد و ظرفیت این رو داشت و داره که به جای ورود دستی ساعت همکاران توسط خودشون، توسط واحد اداری استفاده بشه و پرسنل تنها از اطلاعات ساعت کاری و اضافه کاری و فیش حقوقی مطلع بشن. منتها ترسناک موضوع اینه که برای شیر کردن اطلاعات یک اکسل در شبکه شرکت وقتی آدم رو تهدید می‌کنند، آدم واقعاً مریض نیست، خودش رو توی دردسر بندازه. موضوع اکسل هم این بود که هر روز منشی شرکت باید بیاد از ما گزارش کار بگیره، یه روز بود که سفارشها خیلی زیاد بود و من تصمیم گرفتم، از یه فایل اکسل برای دسته بندی اطلاعات سفارش های جاری استفاده کنم (واقعاً همین قدر اطلاعات) منشی که آمده بود آمار بگیره، فرم اکسل رو روی کامپیوتر من دید و از من خواست که اونو برای سایر همکاران هم اجبار کنم، پیشنهاد بنده البته در میان گذاشتن موضوع با مدیر بود، همکارانم از بدعتهای من در کار خوشش نمی‌اومد و من اصراری به اجبار نداشتم، اگر خوب بود، مدیر خودش به همکارانم دستور خواهد داد. هیچ وقت یادم نمی‌ره، منشی رفت و بعد از ظهر برگشت و وقتی پیگیر شدم، گفت به شدت بابت این موضوع توبیخ شده و به من هم پیشنهاد کرد فایل اکسل رو حذف کنم، اول فکر کردم شاید موضوع امنیتی باشه، بعد از جویا شدن علت بیشتر تعجب کردم. چون پیشنهاد از پایین به بالا رفته بود، این طور برآشفته شده بودند. خدایا توبه
بعد از این کار آخر هم وقتی با بعضی از دوستان ایده مطرح کردن کار به مدیریت بحثش می‌شه، به شوخی بهم می‌گن: به جوونیت رحم کرد. نکن، خطر داره حسین.
موفق باشید
بهنام صباغی
بهنام صباغیتوسعه‌دهنده c++ (دیتا ویژوال و nosql)
۱۳۹۷/۰۳/۲۰
در مورد دیکتاتوری مقاله خوندنی باید بشه منم فقط مثالی که الان مد نظرم هست رو میگم که توی فیلم سلیکون ( که شما نمیبینیدش 😅) فکر میکنم 63 تا مهندس سیستم های غیر متمرکز رو داده بود به اعضای تیم که میشدند مدیران چون جزو اولیه های استارتاپ بودند تا از بینشون فکر میکنم 15 نفر رو انتخاب کنند ولی فقط سه نفر رو انتخاب کردند و هی از بقیه ایران مسخره میگرفتند . اخرش یه کمپانی دیگه که با اینها مشکل داشت همه رو استخدام کرد بعد همون اعضایی که وقت طلف کرده بودند میگفتند این سو مدیریت تو بود که گذاشتی وقت طلف کنیم و اینطوری شد اگر رفتار قاطعانه تری از خودت نشون میدادی اینطوری نمیشد .
😂😂😂
البته نمیدونم این رفتار قاطعانه هم دیکتاتوری حساب میشه یا نه ؟ ولی شبیهش هست .