بهنام صباغی

یک درس از شلنگ آبپاشی گلخونه

بهنام صباغی توسعه‌دهنده c++ (دیتا ویژوال و nosql)

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی بهنام صباغی می‌باشد.

من از بچگیم کنار پدرم به گلکاری مشغول بودم و خیلی چیز ها رو یاد گرفتم همیشه یک گلخونه وقتی راه اندازی می‌شد همه چیزش سر جاش بود و دقیقا طوری تنظیم می‌شد که همه چیز به استاندارد نزدیک باشه ولی بعد از مدتی وقتی گلخونه رو میخواستند یک قسمت کوچیک بهش اضافه کنند و گسترشش بدند همه چیز بهم می‌ریخت یکی از این مواردی که بهم می‌ریخت شلنگ گلخونه بود که دیگه به کل گلخونه برای ابپاشی نمی‌رسید و کوتاه بود نسبت به فضای جدید گلخونه .

برای حل این مشکل همیشه یک تکه شلنگ وصله می‌کردند بهش و این مشکل رو حل می‌کرد ولی مشکلات خیلی بیشتری همراه خودش می‌آورد مثلا این که اگر زیاد جلوی در دهانه شلنگ رو می‌گرفتیم برای این که بخوایم آب با فشار بیشتری بیاد بیرون و بتونیم به جاهای دورتر آب برسونیم وصله در میومد و باز باید جاش می‌زدیم و این باعث میشد کلی آب هدر بره .

بعد مدتی وقتی وصله رو می‌زدیم روش کش می‌بستیم که در نیاد ولی چون شلنگ بلند بود فشار آب کم می‌شد و نیاز بود هربار که می‌خوایم آبپاشی کنیم تا جایی که می‌شد رو با شلنگ اصلی آب بدیم و جاهایی که دست نمیرسه رو اون شلنگ جدید رو وصله کنیم و این خیلی اذیت میکرد یعنی نه میشد شلنگ رو همیشه وصله دار نگه داشت نه میشد مدام جداش کرد بعد یه مدت شلنگ بلند تری جایگزین می‌شد که به اندازه کافی بود ولی باز به دلیل بلند شدن شلنگ فشار کم می‌شد .

توی اون ساختار هیچ راه دیگه ای نبود باید با همین می‌ساختیم ولی اگر دوباره لوله کشی می‌کردیم و پمپ رو قویتر می‌کردیم دیگه مشکل فشار نداشتیم ولی بعضی وقتا برای قوی تر کردن پمپ باید تمام لوله کشی عوض میشد چون لوله های نزدیک پمپ توان تحمل فشار بیشتر رو نداشتند .

یک عده همیشه بودند که از اول طوری لوله کشی می‌کردند و پمپ می‌خریدند که انگار میخواند کل زمینشون رو گلخونه کنند مثلا جایی که هنوز گلخونه نبود لوله رفته بود و شیر داشت ولی همیشه بسته بود تا زمانی که گلخونه درست کنند .

یک وقت هایی نمیشد لوله کشی رو عوض کرد چون قرار بود کل ساختار گلخونه ها جدید بشه مثلا یک سال دیگه و هزینه دوباره می‌شد و مجبور بودیم با این که روش درست ر می‌دونستیم به همون روش اشتباه وصله کردن شلنگ بسنده کنیم .

این دقیقا شبیه پروژه های نرم افزاری هست اگر از اول بخوای شروع کنی میشه تمیز ساختار رو شکل بدی که قابل گسترش باشه ولی خیلی وقتا گلخونه ساخته شده و شما فقط قراره یک قسمت بهش اضافه کنید و بهم زدن لوله کشی هم ممکن نیست و مجبورید توی پروژه همون شلنگ رو وصله کنید تا کار کنه فعلا .

یکی از دلایلی که افراد حرفه ای تر روی پروژه های بقیه کار نمی‌کنند همین هست که یک پروژه خیلی بهم ریخته رو بهت میدند با بدبختی شلنگ رو وصله می‌کنی و همه جا می‌گند فلانی روی این پروژه کار می‌کرده و آبروت میره .

شاید بهتر باشه همون ساخت گلخونه رو یک سال جلو بندازیم توی همچین شرایطی

نظر شما چیه ؟

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
کاربر میهمان
جواد اکرمیمن یک کاربر مهمان هستم
۱۳۹۷/۱۲/۱۱
چه ارتباط معناداری تونستی ایجاد کنی بین این چیزها و شاید به نظرم یکی از دلایلش این باشه که برنامه نویس هستی که میتونه به قضیه از زاویه های مختلف نگاه کنی
محمد
محمد
۱۳۹۷/۰۴/۲۰
سلام
آقا خوب می‌ نوشتی چرا دیگه قلم نمی زنی داشتیم اسفتاده میکردیم
😜😜😜
حسین قربانی
حسین قربانی
۱۳۹۷/۰۳/۰۹
اقای صباغی عزیز
سلام
1- با دیدن تیتر مطلب گفتم مثال‌های آقای مرادی تا کجاها نفوذ کرده، ماشاالله.
2- برعکس گاردی که داشتم، به نظرم مطلب خوب و قابل اعتنایی شده و حتی با مثالش حال کردم. طوری کد بنویسیم که قابل گسترش باشه.
3- همیشه قرار نیست گلخونه رو از صفر بسازیم که، گاهی پیش میاد که گلخونه نیمه ساخته یا قابل توسعه به دستمون برسه، برای این مورد هم باید یک استراتژی تعریف کرد، نه؟
موفق باشید
omid
omid
۱۳۹۷/۰۳/۰۸
مطلب خوبی بود ممنون
یکی از عذاب های زندگیم اینه که ببینم کدای CSS رو طرف اومده همینطوری نوشته نه یه طرز تفکری نه یه نظمی !!!(من میگم تفکر ماژولاری ) که بیخیال دیدن کداش میشم !!
(حتما مقلات ابولفضل عزیز رو دنبال کنید تو ویرگول ایشالاه حرف زدم وقت شد تو سکان هم مطلب میزارن )
https://virgool.io/@abolfazlillustray920/responsive-cssimages-pxkxjoq2o9s5
مجید عباسلو
مجید عباسلو
۱۳۹۷/۰۳/۰۸
آفرین به این دقت نظر و این قیاس جالب
بهزاد مرادی
بهزاد مرادیبرنامه‌نویس پی‌اچ‌پی
۱۳۹۷/۰۳/۰۸
سلام
قیاس قابل‌تأملی است که با اجازتون در ادامه چند نکته رو عرض کنم:
در ارتباط با گزارهٔ «یک عده همیشه بودند که از اول طوری لوله کشی می‌کردند و پمپ می‌خریدند که انگار میخواند کل زمینشون رو گلخونه کنند ...» باید عرض کنم که این دست دولوپرها و وب‌مسترها هم کم نیستند چرا؟ عرض می‌کنم.
مثلاً طرف می‌خواهد یک سایت خبری،‌ وبلاگ یا هر چیزی بالا بیاره اما ابتدا به ساکن می‌ره یک VPS می‌خره یا شنیده که مثلاً Azure یا AWS خوبه، می‌ره سمت کلودهای خیلی حرفه‌ای.
اساساً معتقدم کلود خوبه چون هر چه‌قدر که مصرف کنی پول می‌دی، اما وقتی بیزینسی اون هم از جنس استارتاپ آینده‌اش معلوم نیست، به نظرم یک هاست لینوکس ۲۰۰ مگ داخل آلمان هم برای لانچ خیلی بد نیست و به مرور که کسب‌وکارتون توسعه یافت، می‌شه از درآمد خودش خرجش کرد و رفت به سمت و سوی سولوشن‌های حرفه‌ای‌تر.
در کل با نگاه شما موافقم اما دنیای بیزینس هم قوانین خاص خودش رو دارا است. به عبارت دیگه:
Right Idea + Right Time = Success
که بیش از بقیه می‌خواهم روی مقولهٔ Right Time مانور دهم. یعنی یک زمان‌هایی هست که مثلاً فرض کنیم یک ایده الان داریم در سال ۱۳۹۷. حال این ایده اگر سال ۱۳۹۵ اجرا می‌شد شکست می‌خورد چون هنوز نیازش توی بازار ایجاد نشده بود و اگر هم دو سه سال بعد یعنی 1399 عملی بشه،‌ ممکنه با اون اقبالی که قرار هست الان مواجه بشه نشه چون مثلاً ممکنه کسی خیلی زودتر اون رو اجرا کنه.

در ضمن یک چیزی شنیده‌ام که نمی‌دونم چقدر صحت علمی داره که می‌گه الان که شما دارید به یک چیز خاص فکر می‌کنید، حدودا ده الی پوزنده نفر دیگه هم توی دنیا دارن بهش فکر می‌کنن 🤔🤔🤔 که اگر چنین چیزی درست باشه، به این نقل‌قول از برخی سرمایه‌گذاران می‌رسیم که می‌گن «ایده مالی کسی نیست که توی سرش هست، بلکه مال اونی هست که اجراش می‌کنه.»

نکتهٔ بعدی که می‌خواهم عرض کنم اینکه نگاه شما به این قضیه در مورد نرم‌افزارهای جدید و ایده‌های استارتاپی بیشتر می‌تونه نمود عینی پیدا کنه چون بالاخره پروژه‌های نرم‌افزاری روزی شروع شده‌اند و توسط یک عده کدنویسی شده‌اند و من و شما به عنوان دولوپر مگر چقدر ایده‌ٔ استارتاپی یا شخصی هست که بخواهیم به قول بلا کفر From Scratch (از صفر) شروع کنم؟
یک اگر بخواهیم روی زمین قدم بزنیم، در درصد قابل‌توجهی از موارد مجبور هستیم که توی گلخونه شلنگ سر هم کنیم و شاید هم مجبور بشیم با سطل آب ببریم سر کرت و حتی بدتر یک زمان‌هایی هست که باید چکمه رو از پا درآورد و توش آب کرد و پا‌پتی رفت و به گل‌ها آب رسوند. 😂
ارادت