بهنام صباغی

اشتباه اومدید ( آواز دهل شنیدن از دور خوش است )

بهنام صباغی توسعه‌دهنده c++ (دیتا ویژوال و nosql)

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی بهنام صباغی می‌باشد.

یکی از کاربران سکان زحمت کشیده پستی نوشته با عنوان

قیاسی کوتاه : چرا برنامه نویسی شغل ایده آل ماست؟

میتونید از لینک زیر مطالعش کنید و حتما قبل خوندن این پست اون یکی پست رو بخونید تا درک این پست براتون ملموس تر بشه

https://goo.gl/4rxrMJ

خب ایشون یک سری از مزایایی که معمولا در مورد شاخه کاری برنامه نویسان مطرح میشه رو عنوان کردند و این میشه گفت تصویر عامیانه در مورد برنامه نویسی هست و من میخوام تجربیات شخصیم رو در هرکدوم از این موارد عنوان کنم و طبق شماره بندی همون بنده خدا پیش میرم .

اول یک مقدمه گفتند در مورد این که در ذهن بچه های ایران شغل پزشکی خیلی بولد هست و همه میخواند پزشک بشند باید بگم من از اول راهنمایی میخواستم هکر بشم ( که البته نشدم و فکر هم نمیکنم بشم )

و اما من از عنوان های همون مقاله استفاده میکنم ولی مطالب زیرش در بیشتر موارد برعکس عنوان هست

1- سر و کار نداشتن مستقیم با ارباب رجوع، گیرندگان خدمت و به طور کل موجودی به نام انسان!

خب توی برنامه نویسی شما با چند دسته آدم سر و کار دارید اول این توی کارهای سطح مقدماتی و کوچک هست که شما دارید مستقیم سفارش کار رو از مشتری میگیرید و قطعا همه برنامه نویسان این رو تجربه کردند و خیلیها باز هم باید بکنند و چالش های خودش رو داره از بحث سر قیمت گرفته تا پیاده سازی ظاهر و کم و اضافه کردن ناگهانی یه قابلیت جدید تا ....

دسته دوم کارهایی هست که شما با یک مدیر نسبتا برنامه نویس باید انجام بدید که خب اوضواع خیلی بدتر هست در واقع مشتری ازش سوال میکنه میشه فلان کار رو کرد این هم چون میخواد مشتری رو از دست نده و خودش هم قرار نیست پیاده کنه هر درخواستی از طرف مشتری رو توی هر زمان و موقعیتی میپذیره و کار نداره که فردا زمان تحویل پروژه هست و این قابلیتی که مشتری میخواد هفته ها یا حتی ماه ها زمان لازم داره برای پیاده کردن فقط قبول میکنه و از اینطرف به شما که توسعه دهنده هستید میگه بابا من خودمم برنامه نویسم کاری نداره پیاده کن بره زود

دسته سوم پروژه هایی هست که مثلا استارتاپی هست یا دارید برای طیف گسترده ای از مردم منتشر میکنید که توی این موارد هم شاید مستقیم مشتری توی صورتتون صحبت نکنه ولی خب میره کافه بازار زیر برنامه اندرویدتون مینویسه « بازار جون ازت توقع نداشتم این برنامه چه برنامه مزخرفی هست میخوام برم توش ازم ایمیل میخواد »

و یک امتیاز یک ستاره ای هم میندازه زیر برنامه و کلی از کارها و تلاش هایی که کردید برای جذب مشتری و بهبود کیفیت رو با همین یک نظر به فنا میده

پس اصلا این مورد رد شده هست و بحثی هم توش نیست

۲- ساعات کاری شناور

من از شناوری ساعت کاری فقط غریق نجات بودنش نصیبم شده از دید دوستان بیرون این حوزه یعنی میتونی ساعت 9 یا شایدم 10 از خواب بیدار بشی یه صبحونه بزنی و یکم کد و بعدشم ناهار و بعدشم یکم بازی کنی و شب بشینی پای کد .

خب باید بگم سخت در اشتباه هستید اگر با شرکت کار می‌کنید باید تمام ساعت ها رو به صورت دقیق توی محل کار باشید اگر بیشتر بشه مشکلی نداره ولی کمتر رو اصلا حرفش رو هم نزن که پروژه عقبه

اگر دورکار هستید باز شما رنگ همچین مزیتی رو نخواهید دید چون مدیر عزیز میخواد شما توی ساعت های کاری شرکت کار کنید که بقیه همکاران بتونند با شما در ساعت کاری در ارتباط باشند در واقع به قول مدیر مدرسه دبیرستانمون از خر سواری فقط پا تکون دادنش رو یاد گرفتند .

اگر فقط پروژه میگیرید معمولا همه چیز خوب پیش نمیره و همیشه مشتری خواسته هایی رو داره که گرفتن پولتون مشروط میشه به اون و مجبور میشید در بدترین شرایط زندگیتون براش کد بزنید .

من دو روز قبل عید از شهر خودم رفتم یزد برای این که پروژه نزدیک به زمان تحویل بود و تا دهم عید هم نتونستم بیام خونه دهم عید هم با کلی ناراحتی اومدیم و سیزدهم از ظهر راه افتادم که برسم اونجا به موقع برای کار پس اصلا از شناوری ساعت کاری و یا راحتی توی شرایط خاص هیچ حرفی نزنید که به شدت اعصابم بهم میریزه .

3- ارتقای شغلی ملموس

چند تا نکته رو در نظر داشته باشیم اول این که شما اگر توی یک شرکت بمونید ارتقا شغیتون به شدت کم و نا ملموس هست در واقع ایدشون این هست که وقتی داره با حقوق 1.5 ملیون کار میکنه دلیلی نداره بیشتر بهش بدیم اگرم خواست بره به سلامت یکی دیگه رو میاریم یه مدت با همین حقوق کار میکنه . تنها راه پیشرفت این هست که خودتون تلاش کنید و چیز هایی جدای از کار شرکت رو توی حوزه برنامه نویسی یاد بگیرید و مشغولشون بشید و با رفتن به یک شرکت دیگه به خودتون ارتقاع بدید و بدی این مورد هم این هست که وقتی میخواید برید یک شرکت دیگه با مزایای یکم بیشتر متوجه میشید توی اون شاخه اصلا هیچ تجربه ای ندارید و مجبورد هستید شب و روزتون رو برای یاد گیری کنار کار بگذارید که به شدت کیفیت زندگیتون رو پایین میاره .

4- لذت معاشرت با گیک ها!

معاشرت با افزارد خود خواهی که مدام دنبال نشون دادن خودشون هستند و سعی میکنند برتری خودشون نسبت به بقیه رو به رخ بکشند اصلا جالب نیست گیک ها افرادی هستند کم جنبه و خود بزرگ بین که تا وقتی مصاحبت با شما بهشون این حس رو بده که شما ازشون پایین تر هستید و اون بالاست باهاتون حال میکنه ولی وقتی ببینه داری توی موضوعاتی باهاش مخالفت میکنی و خودت رو از اون بالاتر میدونی هالک درونشون بیدار میشه برای گند زدن به شما و آبروتون و اصلا در نظر نمیگیرند توی چه جمعی هستند هرچی که از دهنشون در بیاد بارت میکنند من این رو تجربه کردم وسط گروه 500 نفری بعد کلی فعالیت و جواب دادن به سوالای ملت سر یک آموزش که میخواستم منتشر کنم یکی از همین افراد عزیز گند زد به من و آبروی من البته الان باهاش رفیقم ولی دیگه از پایین بهش نگاه نمیکنم و فقط توی یک سری موضوعات ازم نظر میپرسه و کمکش میکنم چون خیلی آدم کینه ای نیستم .

پس اصلا فکر جمع کردن این جامعه گیک ها رو از سرتون بیرون کنید که هر روز و هر ساعت سر یک موضوع خاص دعوا دارند و معمولا دعواهاشون به جاهای باریک میکشه

5- یادگیری مهارتی پول ساز

اره برنامه نویسی مهارتی پول ساز هست ولی اگر توی یک شاخه مستر بشی و فقط توی همون شاخه فعالیت کنی و در ضمن برای کسی یا شرکتی کار نکنی چون در اون صورت یک حقوق ثابت داری که هر چقدر هم بالا باشه باز شما رو بعد یک مدت قانع نمیکنه چون به نسبت زحمتی که دارید میکشید و فرسایشی که از ذهنتون انجام میشه واقعا حقوقشون ناچیز هست .

اگر هم بخواید برای خودتون کار کنید چالش هایی داره که بالاتر یک سریهاشون رو توی برخورد با انسان گفتم و کلی دیگه هم هست که اگر بهش ورود کنید متوجه میشید مثل مواردی که معمولا از افراد فعال توی این حوزه میشنوید مثل پارتی بازی و رانت و فیلترینگ و انحصار طلبی و ...

6- به روز بودن در عصر فناوری

در واقع وقتی شما توی یک شرکت کار بکنید فضا یه طوری سنگین میشه و تمرکز میکنید روی حل مشکلات موجود که اصلا وقت نمیکنید اخبار رو بررسی کنید و مجبور میشید شب در نهایت خستگی بعد ده ساعت کار یک نگاه سر سرکی به اخبار بندازید و وسطش گوشی به دست خوابتون میبره اگر نگاهی به فعالیت من توی سکان و همینطور توی گیتهابم بندازید دقیقا مشخص هست زمان هایی که توی شرکت مشغول به کار بودم به شدت فعالیتم توی بقیه موارد فناوری به شدت پایین اومده پس این هم نمیشه به عنوان برتری دونست .

7- امکان افزایش نامحدود درآمد و راه اندازی کسب و کار شخصی

من تجربه دو کار هم زمان رو داشتم اصلا تجربه قشنگی نبود و به قیمت از دست دادن یک بازه زمانی از زندگیم تموم شد یعنی خواهر 5 سالم و داداش 2 سالم رو مدام وقتی خونه بودم از اتاقم بیرون میکردم و کمتر از 10 دقیقه بجز مان های شام و ناهار میدیدم اعضای خانواده رو و جمعه شب ها باید چندین ساعت حتی بازی نمیکردند چون من جلسه داشتم از اسکایپ . خودم به درک حتی کیفیت زندگی خانوادم رو هم کاهش داده بودم این راهی هست که شما میتونید کنار کار اصلیتون یک پروژه بگیرید یا با یک تیم دیگه همکاری داشته باشید به نظر من اصلا ارزشش رو نداره .

و اما راه اندازی کسب و کار شخصی رو توی پست قبلی فکر میکنم یک سری موارد مثبت در موردش گفتم که البته خلاصش میشه این که اگر کسب و کارمون شکست میخوره خودمون مقصریم میتویند از لینک زیر بخونید و حتما نظرات زیرش رو که خیلی پر محتوا تر از متنش هستند بخونید :

https://goo.gl/bJQEVs

خب من با این همه دارم الان روی یک ایده زمان میگذارم و پیادش میکنم میشه گفت شرایط خیلی فرقی نکرده شاید اون ده دقیقه دیدن خانواده شده 20 دقیقه در روز و الان هیچ درآمدی از این پیاده سازی ایده ندارم و دارم به خاطرش کلی موقعیت شغلی دیگه رو رد میکنم فقط امیدوارم پشیمون نشم . چون قبلا تلاش کردم کنار کارم یک مدت میخواستم روی ایده های خودم زمان بگذارم ولی همون مشکلات خستگی جسمی و ذهنی اجازه این کار رو بهم نمیداد پس تنها راه رو این دیدم که بشینم و تمام وقتم رو روی این ایده بگذارم که البته ضرر نمیکنم چون اگر این ایده جواب نده میره توی گیتهابم سورسش و میشه یک نمونه کار بسیار قوی و یک ملیون میبره روی حقوق درخواستیم توی رزومه( حقوق درخواستی فعلیم 4 ملیون هست که هرکجا رزومه فرستادم تا الان قبولش کردند )

8- جایگاه اجتماعی قابل دفاع

هرکس ازم میپرسه شغلت چیه و میگم برنامه نویس توی چشماش میبینم که داره به چشم یک CD فروش نگاهم میکنه و معمولا اولین سوالی که میپرسه این هست که ویندوزم نصب میکنی ؟ و اولین کاری که ازم میخواد این هست که براش آهنگ شاد بریزم و وقتی ازم دور میشه و میره خونشون زنگم میزنه متن ارور کامپیوترش رو که انگلیسی هست به فارسی شکسته برام میخونه که برا معجزه کنم از پشت تلفن که مشکلش حل بشه .

این جایگاه نه اجتماعی هست نه قابل دفاع شما اگر پرستار هم باشی دوتا میدون به نام پرستار هست یک روز توی تقویم هست به بچه ها مهربانی باهات رو یاد میدند ولی برنامه نویس یک موجود بدبخت هست توی جامعه یعنی بقیه یک مشتر ادم بیکار میدونند برنامه نویس ها رو که نشستند همش دارند فیلم میبینند و بازی میکنند (توهین به گیمر های عزیز نشه ولی خب بازی کردن هم از چشم مردم خیلی بیهوده هست )

اخیش یه حس سبکی دارم کلا وقتی مخالفت میکنم با یک مطلب اون حس گیک بودنم یکم ارضا میشه خب اما این همه از مشکلات برنامه نویسی گفتم و خواستم بگم اگر شما دنبال راحتی اومدید اشتباه کردید اگر دنبال شرایط کاری خوب اومدید اشتباه کردید و کلا اگر برای 8 مورد از عناوین این مقاله و اون مقاله دوست عزیزمون اومدید اشتباه کردید برنامه نویسی تا جایی که من فهمیدم برای کسانی خوبه که به شدت منطقی فکر میکنند و عاشق چالش و سختی هستند و هرچقدر شرایط سخت تر میشه بیشتر لذت میبرند و حاضرند همه چیزشون رو قربانی کنند برای کد حتی پیش خانواده بودن توی ایام عید یا بازی با خواهر و برادر کوچک ترشون یا حتی خواستگاریشون رو (نمیخوام تعریف کنم )یا خیلی چیز های دیگه رو . برنامه نویسی روز به روز شما رو بیشتر به سمت تنهایی میبره تا اینجاش رو که من تجربه کردم در کل شاید بشه گفت برنامه نویسی به درد یک مشت آدم بی خواب مریض روانی میخوره که از این که بی خواب و مریض و روانی هستند لذت میبرند .

همه توهین های احتمالی مقاله رو با خودم هستم امیدوارم به دوستان بر نخوره ولی این چیزی هست که باید به وضوح در موردش صحبت بشه چون زیاد دیدم ادم هایی که بدون دونستن اینها با یک دید روشن وارد این حوزه میشند و زندگیشون نابود میشه دختری رو دیدم که توی یک شرکت کار میکرد و زمان تحویل پروژه ای که یک عده دیگه کدش رو زدند به مشکل خورد و چون اون یک عده دیگه با شرکت همکاری نداشتند مجبور بود گند کاری یک تیم رو یک نفره جمع کنه توی 48 ساعت کمتر از 4 ساعت میخوابید من یه مدت رفتم کمکش ناخواسته حجم فشاری که روم اومد انقدر زیاد بود که ترجیه دادم بعد یکی دو هفته بیخیال کمک بهش بشم چون اون مشکل رو واقعا من به وجود نیاوردم که مسئولیت برطرف کردنش رو به عهده بگیرم فقط تا جایی کمکش میکنم که به خودم استرس وارد نشه روحیه لطیف این دختر داره نابود میشه به خاطر برنامه نویسی پس اصلا این شغل یک شغل رویایی نیست گول نخورید کمتر برنامه نویسی رو میشه پیدا کرد که به فکر خریدن یک مزرعه و کشاورزی کردن دور از هرگونه پروژه و شرکتی نباشه یعنی همشون دارند کار میکنند که یروزی مزرعه بزنند و از این فضای سنگین و مریض دور بشند .

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
کاربر میهمان
محمدمن یک کاربر مهمان هستم
۱۳۹۷/۱۲/۱۹
خیلی درست بود من خودم از کارگری توی آشپزخونه و کارخونه و ساختمان اومدم توی این شغل و حدود چهار سالی میشه که دارم برنامه نویسی میکنم وقتی به کار های قبلی که میکردم نگاه میکنم میگم همینو تحمل کنم خیلی بهتره اما هر روز واسم عذابه این کار، (چالش شیرین کیلو چنده)
توی این مدت اینو فهمیدم که برنامه نویسی تا زمانی قشنگه که درحد استارتاپ زدن بمونه وگرنه کار کردن توی شرکت از کارگری هم شاید بد تر باشه چون توی کارگری فشار بهت بیارن بیشتر عرق میریزی کار میکنی اما توی کار ذهنی مثل برنامه نویسی چیکار میخوای بکنی بیشتر فکر کنی یا سریع تر فکر کنی تنها کاری که از دستت بر میاد یا ماست مالی کردنه که همیشه ماه پشت ابر نمیمونه یا اینکه بری خونه تمام وقت استراحت و تعطیلتو هم بزاری برای اینکه بتونی کارتو تموم کنی

ففط اونجاش که با کلی ذوق با چند تا همکار قرار میزاری فلان ایده رو بزنی بعد چند روز کنسل میکنی چون اعصابت اینقدر در روز خورد میشه که حوصله خودتم نداری چه برسه به ایده
کاربر میهمان
کاربر میهمانمن یک کاربر مهمان هستم
۱۳۹۷/۱۱/۲۹
جالبه که خیلی ها جرات گفتن این حقایق رو ندارن که شما خوش بیان کردید
کاربر میهمان
کاربر میهمانمن یک کاربر مهمان هستم
۱۳۹۷/۰۳/۲۱
نویسی به درد یک مشت آدم بی خواب مریض روانی میخوره که از این که بی خواب و مریض و روانی هستند لذت میبرند .

اینجارو خیلی خوب اومدی،
البته باید توجه کنیم که این یه نوع تیپ شخصتیه و اسمشم INTP هست (البته INTJ هم میشه) که علاقه ای به ارتباط اجتماعی ندارن و به شدت منطقی هست و کاملا بی احساس( البته بیشتر میشه گفت بروز نمیدن) و بیشتر از هر کاری یاد گیری و جالش رو دوست دارن.
اینا رو میگم چون خودمم یکی شون هستم و کم ترین چیزی که بهم میگن دیوونه و مریض و بی احساس هست، ولی جالبش اینجاست که بعد از 5 6 ساعت سر و کله زدن با یه سری آدم بی هدف تو دانشگاه( که اتفاقا دانشگاه تبریز هست و رتبه بالای 5000 هم نداره تو رشته کامپیوتر) ، وقتی میام یه کتاب میخونم یا یه پروژه برنامه نویسی سخت انجام میدم، کاملا خستگیم از تنم میره بیرون
این تست شخصیت شناسی اسمش MBTI هست که تو نت هم رایگانه و توصیه میکنم قبل از قدم گذاشتم تو این راه از تطابق شخصتتون با رشته (یا مسیر شفلی) مطمئن بشین.
کاربر میهمان
کاربر میهمانمن یک کاربر مهمان هستم
۱۳۹۷/۰۳/۱۶
سلام
هر دو مقاله یعنی هم مقاله شما و مقاله قبل خیلی تند اومدید و به نظر بنده زیاده‌روی کردید. نمی‌شه برنامه‌نویسی رو یک شغل رویایی و به‌دور از مشکل و سختی دونست. از طرف دیگه هم برنامه‌نویسی شغلی نیست که در اون دائما سختی بکشید و وقتی کار رو شروع می کنید مدام لحظه‌شماری کنید که کی پایان ساعت کاریتون می‌رسه. به نظر من این مورد بستگی به علاقه خود فرد داره و در هر نفر کاملا متغیره.
و اما به شدت با این بخش مخالفم:«برنامه نویسی به درد یک مشت آدم بی خواب مریض روانی میخوره که از این که بی خواب و مریض و روانی هستند لذت میبرند .» یعنی شما هر چی برنامه نویس هست رو بی‌خواب، مریض و روانی می‌دونید؟
به هر حال هر قسمت از این مقاله از نظر هر کس می‌تونه متفاوت باشه. پس بهتره در برخی از موارد اظهار نظر نکنیم یا اگر می‌خوایم نظرمون رو بیان کنیم سعی کنیم مبالغه نکنیم و تند نریم! :)
موفق باشید
mqasoomi.net
mqasoomi.net
۱۳۹۷/۰۳/۰۸
سلام به همه
به جرات میتونم بگم که این سایت خفن ترین سایت در زمینه برنامه نویسی هست ولی یه مشکلی داره که توی تمام مقالات میشه بهش پی برد
اینکه دوستان نویسنده گویا به شدت از برنامه نویسی بدشون میاد و سخت توش شکست خوردن😐 تمام مقاله های اینچنین دید منفی به برنامه نویسی دارن و جوری دل بنده خدای تازه کار یا کسی که میخواد شروع کنه رو خالی میکنن که طرف سر به کوه و بیابون میزنه.
خب اگر بده چرا دارین ادامه میدین ؟ چرا سراغ کار دیگه ای نمیرین ؟ اینطور که پیداست اثری از علاقه هم نیست.
به نظرم خوبه یکم از دید مثبت هم نگاه کنیم بهش.
ممنون♥️👍
سید سجاد حسینی
سید سجاد حسینیبرنامه نویس اندروید
۱۳۹۷/۰۳/۰۷
اگه یکم از دید معنوی به این مبحث نگاه کنیم اینه که در کل باید سختی بکشی، و اینکه خودت اگه یه سری سختی ها رو انتخاب کنی نتیجه بهتری میگیری و بهتر هم با سختیات کنار میای (البته امیدوارم به بحث شما ربطی داشته باشه).
Mehran_73
Mehran_73
۱۳۹۷/۰۳/۰۷
با تشکر از آقای صباغی عزیز
یکی از بهترین مقالاتی ( بهتره بگم دلنوشته ) بود که خوندم . انقدر کامل گفتی که جای هیچ حرفیرو باقی نمیذاره
ولی یه مورد رو بگم که نظر شخصی خودمه اصولا لذت بردن یا لذت نبردن از هر کاری یه توهمه که ذهن ما بوجود میاره وگرنه هر کاری سختی خودشو داره این خصوصیات اخلاقی هر ادمه که این توهم رو لذت بخش یا غیر لذت بخش نشون میده
mk.unknown70
mk.unknown70
۱۳۹۷/۰۳/۰۳
عرض سلام خدمت دوست عزیزم آقای صباغی.
واقعیت امر اینه که از مواجهه با این حجم از مخالفت نسبت به مطلب قبلی خودم شوکه شدم! و به قولی شمشیر رو از رو بستید!
بنده تا این لحظه که در خدمت شما هستم در هیچ شرکت نرم افزاری مشغول به کار نبودم و برنامه نویس حرفه ای هم نیستم (امیدوارم در آینده افتخار کار به عنوان برنامه نویس حرفه ای نصیبم بشه) اما از اونجا که دو نفر از بستگان من به عنوان دولوپر فعال هستن و هم به صورت freelance و هم به صورت استخدامی کار میکنن و کلا به دلیل علاقه ای که به این کار دارم زیاد بهشون سر میزنم، این ۸ مورد رو به عنوان نظر شخصی در قیاس با سایر مشاغل برداشت کردم. حداقل در خصوص ساعت کاری شناور که هر دوی اونها نزدیک ظهر در محل شرکت حاضر میشن و مجاز هستن مثلا یک هفته کامل رو در منزل کار کنن ولی پروژه باید به موقع تحویل داده بشه. هر دو هم علاوه بر کار ثابت چندین پروژه همزمان در حال انجام دارن. از نظر میزان درآمد هم کاملا متغیره ولی از منی که شغل ثابت دارم دریافتی بیشتری دارن.
بگذریم. نکته ای که اینجا مطرح میشه سندرم ناشکری دولوپرها از شرایط کاریشون هست! مطمئنم غیر از حرفه برنامه نویسی و کلا فعالیت با کامپیوتر شغل جدی دیگری نداشتید (اگرم داشتید منو ضایع نکنید!) قطعا هیچ وقت مجبور نبودید سر ظهر مسافر کشی کنید، هیچ وقت مجبور نبودید ساعت ۵ صبح راه بیفتید از ۴۰ تا مریض نمونه خون بگیرید و ...
قیاسی که انجام شد حاصل تجربه شخصی من از مشاغل مختلف با برداشتی بود که از شرایط کاری دو تن از اقوام نزدیکم داشتم. به هر صورت امیدوارم شرایط کار و فعالیت در ایران روز به روز تسهیل بشه و میزان رضایت شغلی در همه بالاتر بره.
موفق و پیروز باشید و خیلی ممنون از نظرات شما
محمد صادق داراب پور
محمد صادق داراب پور
۱۳۹۷/۰۳/۰۳
دروود
خیلی خیلی خوشحال شدم که یکی پیدا شد واقعیت هارو بگه ولی باز منو منصرف نکردی یکم دیگه تلاش کن 😊😉
بهزاد مرادی
بهزاد مرادیمدرس، کپی‌رایتر و دولوپر
۱۳۹۷/۰۳/۰۳
سلام
در مورد گزارهٔ سوم (ارتقای شغلی ملموس) جالبه که در پادکست‌هایی که با فعالان سیلیکون‌ولی داشتم، خیلی‌هاشون می‌گن که اگر می‌خواهی در اونجا ارتقاء پیدا کنه، هر تقریباً ۲ الی ۳ سال باید شرکتت رو عوض کنی.
در ارتباط با مورد چهارم، با دیدگاه شما موافقم.
از اینکه اینقدر عزت نفس دارید و Base حقوق رو با ۴/۰۰۰/۰۰۰ شروع کردید خیلی خوشم آمد خدا قوت 👏👏👏