mk.unknown70

قیاسی کوتاه : چرا برنامه نویسی شغل ایده آل ماست؟

mk.unknown70

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی mk.unknown70 می‌باشد.

انتخاب شغل شاید از آن مواردی است که از خردسالی بخشی از ذهن ما را درگیر چالش خود می کند. از همان سالهای ابتدایی پیش از مدرسه که پدر و مادر شغل ایده آل خود (بهتر است بگوییم عقده های درونی خود که هیچ گاه به آنها دست نیافته اند) را به ما نسبت داده و دکتر، مهندس یا خلبان خطابمان می کنند تا دوران شیرین دبستان و موضوع انشا که در آینده میخواهید چه کاره شوید و چرا ...

شاید در آن سالها تعداد مشاغل آرمانی شنیده شده از زبان بچه ها به عناوینی محدود خلاصه می شدند اما قسمت تاریک ماجرا آنجاست که این برداشت سطحی و کودکانه از شرایط کاری در آینده نه چندان دور تا سنین بلوغ و حتی تا پیش از ورود به دانشگاه دست نخورده باقی می ماند! ارائه تصویر غیر واقعی از محیط و چالش های کاری حرفه های مختلف در فیلم ها و سریال های داخلی، نبود نظام استعداد یابی فراگیر در مدارس کشور، دسته بندی بسیار کلی و غیر تخصصی دانش آموزان به چهار یا پنج شاخه در دبیرستان، بی توجهی به علاقه و تمایلات شغلی آن ها، مشغول کردن دانش آموزان به مطالعه صرف دروس غیر کاربردی ارائه شده در مدارس تا پایان دوره دبیرستان و ترس از مواجهه با غولی به نام کنکور که اجازه ذره ای تمرکز روی علایق، استعداد ها و گرایشات مختلف فرزندان این سرزمین در دوران حساس نوجوانی را نمی دهد تنها دلایل کوچکی هستند که موجب این حجم از نارضایتی شغلی، عدم پیشرفت و حتی بی کاری در جامعه می شوند. 

به همه ما از کودکی گفته اند شغل پزشکی بسیار پر درآمد، با کلاس، انسان دوستانه، شریف و به معنای واقعی کلمه نهایت یک حرفه موفق است. نزدیک به ۱۰۰ درصد کودکان ایرانی تمایل دارند در آینده پزشک شوند. متقاضیان کنکور سراسری برای قبولی در این رشته صف می بندند و سالها برای رقابت با سایرین عرق می ریزند و کماکان از رسانه ها و افراد جامعه جز ستایش و تعریف از این رشته چیزی نمی شنوند. تصور اکثریت این است که خوب برای کنکور درس میخوانیم، خیلی سخت تلاش می کنیم، در رشته پزشکی قبول می شویم و بعد دیگر تمام! پول است که از سقف سرازیر می شود. صبح می رویم سر یک عمل جراحی بعد هم می رویم مطب و چهار نفر را ویزیت میکنیم و ...

اما شاید کمتر کسی از آن خیل عظیم رقابت کنندگان برای رشته پزشکی بداند که چه مسیر دشواری پس از قبولی در انتظارشان است و چه دشوار است یک عمر فعالیت در محیط درمانی و سر کله زدن با بیماران. شاید کسی نداند یک دانشجوی سال دوم تخصص ( پس از اتمام ۷ سال تحصیل در مقطع عمومی و گذراندن ۲ سال طرح در مناطق دور افتاده) در ۴۸ ساعت تنها ۴ ساعت می تواند بخوابد و حقوقی کمتر از یک کارگر ساده دارد.

بگذریم. تمام این ها گفته شد تا برسیم به تجربه شخصی من از خیانتی که جامعه ما در حق نوجوانان و جوانان این سرزمین مرتکب می شود و گزافه گویی نیست اگر ادعا کنیم نیمی از استعداد ها و توانایی های آنان در مسیر تحصیل و گذر از کنکور و گرفتن مدرک دانشگاهی و تلاش برای یافتن کار با آن مدرک دانشگاهی به باد فنا می رود.

جای بسی تعجب است که من تا سن ۲۷ سالگی به واسطه شرایط زندگی و مدارک تحصیلی مشاغل مختلفی را تجربه کرده و اخیرا به صورت مبتدی وارد حرفه برنامه نویسی شده ام. از کار به عنوان فروشنده و بازاریاب تا مسافر کشی و مدتی کار اداری و فعالیت چند هفنه ای به عنوان محقق در آزمایشگاه تحقیقاتی و پذیرفتن سفارش ترجمه متون علمی و نهایتا مدت زمان طولانی تر کار در بیمارستان به عنوان نیروی ساده در آزمایشگاه! آنچه من را متقاعد کرد که فعالیت به عنوان یک توسعه دهنده نرم افزار، شغل ایده عال و آرمانی است و مانند سایر دوستان و همکاران خود در بیمارستان به سراغ تحصیل مجدد در رشته هایی مانند پزشکی و دندانپزشکی نرفتم دلایل مختلفی دارد که به واسطه تجربه مشاغل مختلف به آن ها رسیده ام و سعی دارم با به اشتراک گذاشتن آن ها، با یکدیگر مرور کنیم که اگر در حال حاضر به عنوان یک برنامه نویس مشغول فعالیتید چرا باید قدر شغل خود را بدانید و اگر هنوز قدم به بازار کار نگذاشته اید، چرا برنامه نویسی گزینه ای مناسب برای آینده حرفه ای شماست:

 1- سر و کار نداشتن مستقیم با ارباب رجوع، گیرندگان خدمت و به طور کل موجودی به نام انسان!
مهم نیست تا چه میزان شخصیتی خوش مشرب و اجتماعی یا به قول فرنگی ها Sociable هستید. اگر در طول روز ناچار به برخورد و تعامل مکرر با افراد جامعه هستید، باید خود را برای مقابله با تنش، اضطراب، نابودی اعصاب و درگیری های اجتناب ناپذیر احتمالی آماده کنید. برخورد مناسب و راضی نگه داشتن انسان های پیرامون ما که هر کدام اخلاق، روحیات، آستانه تحمل و نقاط ضعف شخصیتی خاص خود را دارند امری بسیار دشوار و تا حدی غیر ممکن است. به خوبی به یاد دارم که بهترین دوران زندگی من از حیث داشتن آرامش اعصاب و تمرکز در کار و زندگی مربوط به زمانی می شود که در آزمایشگاه تحقیقاتی به دور از هیاهوی انسانی روی موش های آزمایشگاهی تحقیق میکردم! (امیدوارم جملات فوق از منظر شما توهین به ذات انسانیت یا مصادیق آن تلقی نشود). یکی از بزرگترین نعماتی که با انتخاب حرفه برنامه نویسی به صورت ناخواسته به شما اعطا می شود، حداقل درگیری ممکن با مردم جامعه و به جای آن سر و کله زدن با زبان ماشین و چالش های شیرین مربوط به آن است که کاملا منطقی تر و قابل پیش بینی تر از انسان ها عمل می کند. فارغ از تعاملات اندک روزمره با همکاران و مدیران مجموعه ای که در آن فعالیت می کنید، بیشترین زمان ممکن در طول روز و شب را در کنار رایانه می گذرانید که موهبت بسیار بزرگی است.

۲- ساعات کاری شناور
تا زمانی که مجبور نشده اید صبح روز اول فروردین برای حضور به موقع در محل کار راس ساعت ۵:۳۰ صبح از خواب بیدار شوید یا شب فینال بازی های جام جهانی را با کار طاقت فرسا و بی خوابی و خستگی به صبح برسانید، مزیت بزرگ شغل برنامه نویسی را با گوشت و پوست خود درک نخواهید کرد! چه بسیار ایام سال را که از شدت بیماری توان ایستادن رو پاهایم را نداشتم اما به دلیل دشواریِ گرفتن مرخصی استعلاجی و کمبود نیرو و... ناچار به حضور در محل کار شدم. در بسیاری از مشاغل تعطیلات و عید و عزا وجود ندارد. حتی اگر خلبان عالی رتبه و با سابقه باشید، تمام تعطیلات عید را مشغول پرواز و جا به جایی مسافران هستید یا حتی اگر جراح زبر دستی باشید، ممکن است ساعت ۴ صبح برای عمل جراحی اورژانسی شما را از خواب بیدار کنند. در عالم برنامه نویسی، چه به صورت freelance فعالیت کنید یا در استخدام مجموعه ای باشید، این شانس بزرگ را در اختیار دارید که ساعات فعالیت رو به میل خود تغییر دهید. در ایام خاصی از سال بی وقفه کار کنید و هر زمانی از نفس افتادید مدتی به خود استراحت دهید. میتوانید بخش از پروژه را در منزل انجام دهید، شبها بیدار باشید و روزها استراحت کنید. هر زمان که بیماری به سراغتان آمد، نگران جایگزین خود برای دو روز استراحتتان در محل کار نباشید و زمان خود را برای تماشای فوتبال، تفریح، تعطیلات و سفر مدیریت کنید. گفتنی است بسیاری از شرکت های نرم افزاری در سال های اخیر با الهام از محیط کاری گوگلی، ساعت کاری شناور برای دولوپر های خود را به صورت کامل در دستور کار قرار داده اند. 

3- ارتقای شغلی ملموس
ارتقای عینی و پیشرفت عملی در کاری که همه روزه مشغول انجام آن هستید، دیگر نکته ای است که می توانید به عنوان یک برنامه نویس و فعال در حوزه تکنولوژی به آن افتخار کنید. در بسیاری از مشاغل (من جمله شغلی که چهار سال است مشغول انجام آن هستم) ارتقای شغلی صرفا به عدد سال های انجام وظیفه شما در لیست کارگزینی خلاصه شده که مزایای اندکی چون ساعات کاری کمتر، شیفت های کاری سبک تر یا مقدار اندکی افزایش حقوق نسبت به تازه کاران را برای شما به همراه دارد. در این مشاغل شما یک یا چند وظیفه مشخص را به صورت روتین برای ماه ها و سال های متمادی تکرار می کنید و احتمال آنکه شخصی با سابقه کاری بسیار کمتر، وظایف محوله را بهتر از شما انجام دهد زیاد است. اگر خیلی خوش شانس باشید پس از ۲۰ سال به سمت های مدیریتی منصوب می شوید و پس از بازنشستگی هم تخصص خاصی برای کسب درآمد ندارید. اما در حرفه ای مانند برنامه نویسی به سبب تخصصی بودن بیش از اندازه کار، وسعت و ژرفای ابزار و روش های مورد استفاده و نیز سرعت پیشرفت تکنولوژی های روز، به هر میزان که به کد زنی و انجام پروژه مشغول باشید، تجربه، مهارت، اعتماد به نفس، تبحر و اعتبار شما رشد یافته و ارتقای شغلی به شکلی ملموس برای خودتان و مدیران ارشد شما قابل درک خواهد بود. این چنین است که یک برنامه نویس مبتدی در یک شرکت نرم افزاری به معنای واقعی کلمه رتبه و جایگاهی نازل تر از همکار با تجربه تر خود خواهد داشت (نه صرفا به سبب عدد مربوط به سابقه کار) و این امر انگیزه او را برای پیشرفت و یادگیری و کسب مهارت دو چندان می کند. با اتکا به همین فرمول، مدیران شرکت های نرم افزاری نیز ناچار به افزایش حقوق و مزایای دولوپرها برای حفظ آن ها در مجموعه تحت امر خود هستند. چنانکه مارک زاکربرگ در توصیه به مدیران استارتاپ ها گفته بود : کاری نکنید تا کارمندانتان از اینترنت شرکت شما برای جستجوی کار در سایر شرکت ها استفاده کنند.

4- لذت معاشرت با گیک ها!
اگر شما هم مانند من عاشق دنیای فناوری و کامپیوتر و اخبار پیرامون آن هستید، احتمالا ترجیح می دهید در محیط تحصیل و کار و حتی در میهمانی های خانوادگی تمام گپ و گفت هایتان حول محور این موارد باشد. دوستانی داشته باشید که به راحتی با آنها راجع به کنفرانس شب گذشته اپل و معرفی آیفون جدید حرف بزنید، با اشتیاق مشخصات فنی لپ تاپ جدیدتان را با آنها مرور کنید، راجع به تریلر فیلم تازه کریستوفر نولان حدث و گمانه زنی کنید و بازی های کامپیوتری که اخیرا خریداری کرده اید را با هم تبادل کنید. احتمالا تمایل دارید با هم به event های مختلف فناوری در ایران بروید و حتی تفریحات و ورزش های خود را نیز به صورت گروهی با آنها هماهنگ کنید. اگر به حرفه برنامه نویسی مشغولید این شانس بزرگ را خواهید داشت تا تعداد زیادی از این دوستان را در محیط کار یا از طریق فضای سایبر پیدا و با آنها معاشرت کنید. در غیر این صورت مجبورید مثل من نق زدن و خاطرات مسخره و غیبت کردن همکاران کهنسال و نچسب خود را تحمل کنید! 

5- یادگیری مهارتی پول ساز
هر لحظه و ساعتی را که صرف کد زنی در مقابل صفحه نمایش می کنید، مهارت و تجربه شما در کار با یک زبان و تکنولوژی خاص برنامه نویسی و نیز توانایی شما در حل مسئله برای غلبه بر چالش های یک پروژه نرم افزاری بیشتر می شود. این در واقع همان سرمایه بزرگی است که در کنار درآمد مالی انباشت می کنید. این سرمایه چنان ارزشمند است که با اتکا به آن و اعتماد به نفس حاصل از آن، هر لحظه آماده ترک محل کار فعلی و یافتن شغلی جدید در مدت زمان کوتاه هستید. این مهارت و هنر ارزشمند می تواند پشتوانه شما برای کسب درآمد در روزهای سخت باشد. مدیران فناوری نیز با علم به این مسئله، مماشات بیشتری را با دولوپرها به خرج داده و شرایط کاری بهتر با امکانات و مزایای بیشتری برای آنها فراهم می کنند. اگر به چنین جایگاه و مهارتی رسیده اید که در عین فعالیت در یک مجموعه از سایر شرکت ها و افراد هم پیشنهاد کار دارید، می توانید بدون نگرانی از آینده زندگی کنید. چه بسیار مشاغلی که پس از ۲۰ سال فعالیت نیز از ترس اخراج شدن ناچارید دست به عصا رفتار کرده و هر گونه توهین و تحقیر و شرایط سخت کاری را تحمل کنید. 

6- به روز بودن در عصر فناوری
بر هیچ کس پوشیده نیست که فعالیت مستمر به عنوان یک برنامه نویس نیازمند به روز بودن، یادگیری فناوری های نو و آمادگی برای هر گونه تغییر بزرگ است. ممکن است فریم ورکی که امروز با آن کار می کنید تا سال آینده از صفحه روزگار محو شود و زبان جدیدی که تا دیروز وجود خارجی نداشت سهم عمده بازار را از آن خود کند. این استمرار در مطالعه و یادگیری و پذیرای موارد جدید بودن، از یک برنامه نویس انسانی روشن فکر، مطلع از امور جاری در جهان، قادر بر تحلیل و تفسیر پدیده های پیچیده و نیز دارای شخصیتی چابک و تغییر پذیر می سازد که تا حد زیادی موفقیت وی در زندگی روزمره و فعالیت های اجتماعی را نیز تضمین می کند. مشاغل فراوانی را میتوان نام برد که به سبب انجام وظایف یکسان و به دور از خلاقیت برای مدت طولانی، خستگی و فرسودگی و افسردگی را برای افراد به ارمغان آورده و انگیزه لازم برای یادگیری، به روز ماندن و رشد شخصیتی را از آنان می گیرد.

7- امکان افزایش نامحدود درآمد و راه اندازی کسب و کار شخصی
سقف درآمد در بسیاری از مشاغل پیرامون ما امری تعریف شده است. در بیشتر آنها به شما بر اساس ساعت کاری حقوق می دهند و امکان اضافه کاری و کسب درآمدِ بیشتر محدود به مواردی گسترده است. در مشاغلی مانند برنامه نویسی، به واسطه مهارت کسب شده، امکان انجام همزمان چند پروژه کوتاه و بلند مدت وجود دارد. امکان فعالیت به عنوان یک کارمند در یک مجموعه، به صورت freelance  و نیز به عنوان کارفرما در کسب و کار شخصی که راه انداخته اید در یک زمان وجود دارد. این افزایش دامنه فعالیت سبب می شود بتوانید به کسب درآمد بسیار بیشتر از حد معمول فکر کنید. در آمدی که شاید خیلی به ساعات کاری وابسته نبوده و خلاقیت و نبوغ در آن حرف اول را میزند. ضمن آنکه با مدتی فعالیت در مجموعه های نرم افزاری به عنوان کارمند، می توانید با کسب تجربه و جسارت لازم به تاسیس استارتاپ و کسب و کار شخصی خود اقدام کنید که البته موفقیت آن به موارد گسترده ای وابسته است.

8- جایگاه اجتماعی قابل دفاع
زندگی کردن بر اساس قضاوت و نظرات مردم هیچ گاه گزینه مناسبی نبوده و نخواهد بود اما تاثیر بازخوردهای مثبت و منفی اجتماع نسبت به جایگاه شغلی و تحصیلی افراد بر روحیه و کیفیت زندگی آنان امری انکار ناپذیر است. اگر مدرک تحصیلی و شغلی سطح پایین اما با درآمد مناسب داشته باشید شاید به سطح خوبی از رضایت و عزت نفس دست نیابید. همین نکته است که موجب شده بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی ما زیر بار مشاغل سطح پایین (از دیدگاه مردم جامعه سطح پایین) نرفته و آمار بیکاری نگران کننده ای را شاهد باشیم. اما در خصوص حرفه برنامه نویسی، علی رغم تصورات کاملا نادرستی که همچنان در میان مردم رایج است، بازخورد کلی خوب و احترام ویژه ای را از سوی اجتماع شاهد هستیم. حتی اگر مدرک دانشگاهی نداشته باشید یا به عنوان یک دولوپر درآمد ناچیزی کسب کنید، عنوان شغلی شما امنیت روانی مطلوبی برایتان به ارمغان می آورد. 

موار طرح شده صرفاً نظرات و برداشت های شخصی اینجانب و قیاسی ساده میان برنامه نویسی با سایر مشاغلی است که سابقه تجربه آن ها را داشتم. مایه افتخار خواهد بود که نظرات سایر دوستان برنامه نویس باتجربه در رد و تایید موارد فوق را در ذیل همین مطلب مطالعه کنیم.  

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
rytfsaadat
rytfsaadat
۱۳۹۷/۱۰/۱۴
تقریبا همیشه به این موضوع فکر میکنم و اینکه چه زمانی میشه کار فعلی خودم رو ( کارمندی با ۱۵ سال سابقه کاری) رها کنم و یه کار آزاد مثل همین دولوپر انجام بدم . بالاخره یک روز انجامش میدم .مطمئنم ...
omid
omid
۱۳۹۷/۰۳/۰۳
از دوست عزیز mk.unknown70 تشکر کنم اول ، مقاله ی خوبی بود (از آقای صباغی هم همینطور 😉 مطالب سکان رو همیشه دنبال میکنم ، تو کلاس بودم هر دو عزیز خوب نوشتن بیخیال صحبتهای استاد داشتم اینارو میخوندم )

راجب بعضی از مطالبی که نوشتین منم با آقای صباغی موافقم چون تو دید اول یجور به نظر میرسه مطلبتون که انگار یه شغلی هست فقط آرامش و آسایش داره هر کی واردش نشده ضرر کرده !!!!


اصلا بنظرم اینطوری نیست . با این که من فعلا در حال یادگیریم و فقط هر موقع پول احتیاج داشتم میرم دنبال پروژه گرفتن (فرانت کار هستم) و تجربه ی کار در شرکت رو ندارم ولی بنظرم کسایی که میخان بیان این سمت باید یه روز بشینن با خودشون یه دودوتا چارتا بکنن بعد !

درسته کسی بخاد مثل بچه ی آدم یه شغل درست و حسابی داشته باشه برنامه نویسی گزینه ی خیلی خوبیه ولی با قبولی بعضی شرایط !

مثلا من به شخصه اصلا مثل یه آدم معمولی زندگی نمیکنم ، مخصوصا این یکسال اخیر !!!!

صب تا شب پای سیستمم ، کمر و چشمامم خیلی اذیت میشن . کیفیت زندگیم خیلی خیلی اومده پایین . شده چند روز از خونه بیرون نیومدم ! بهم میگن مثل دخترا شدی نمیای بیرون! ( حالا بیا توضیح بده علتشو !!! )الان طوری شدم که کلا سیستم خوابم با یه آدم معمولی ۱۸۰درجه فرق کرده شدم مثل یه جغد که شبا بیداره روزا خواب !!

بعضی وقتا تو یه شرایطی قرار میگیرم که اوج زمان یادگیریه بعد دوست ندارم پاشم برم مثل بقیه سر میز شام بخورم !!! غذارو میارم حالا ذره ذره پشت سیستم میخورم !

چون دانشجو هستم و تو منزل با بچه ها کمتر بهم گیر میدن شده چند ماه نمیرم پیش خانوداه که شبا بهم گیر ندن واسه چی بیداری منم حوصله ی اینکه والا دارم با نت شبانه کورس خارجی دانلود میکنم ببینم چنتا چیز یاد بگیرمو ، ندارم !!!بقیه رو نمیدونم من هر موقع پروژه گرفتم با کسایی طرف حساب شدم که بجز موارد صحبت شده هر دقیقه یه قابلیت میاد به ذهنشون میگن اینم حل کن بعد نمیفهمه که نمیشه تو اون تایم مقرر انجام داد والا نمیشه !!!

ساعت کاری یاد گیری به کنار ، تو دورکای یبار نشد من اون تایمی که دوست دارم حوصله دارم ، مشتری هم آنلاین باشه به طریقی ببینه طرحو ! هر دفه عذاب

من اکثرا با گیک ها لذت نمیرم (به جز چند نفر که اونام خودشونو گیک حساب نمیکنن)اول تعریفشو نمیدونن ! بعدشم اکثرا لیبل فول استکو این چیزارو زدن رو خودشون! دوتا مطلب بیشتر میدونن انگار اتم کشف کردن !!!

بنظرم باید تو یه مهارت تا تش بری اون موقع آره پول ساز میشه البته بستگی داره تو بعضی موارد حوصلم نکشید بنویسم

این بروز بودن هم خوبه هم بد !


افزایش درآمدم هم خوب درسته هر چقدر پروژه بیشتر بگیری بیشتر درآمد داری ، ولی برای من به اون مقدار هم فشار وارد میشه هم بیشتر از زندگی عادی دورتر میشیم !


راجب جایگاه اجتماعی قابل دفاع !!
کجاش قابل دفاع هست !! با یه دید دیگه به آدم نگا میکنن !
طرف عکسای تولد بچشو چهار ماه قبل پاک کرده کلی هم اطلاعات ریخته رو مموری بعد من اومدم بهم میگم میتونی ریکاوری کنی با چند روز درگیری و کلی تست آخرش یه مقدار کمی رو برگردوندم که اونام کیفیتشون خیلی پایین بود بعد ازم ناراحت بود که بلد نیستی انجام نده چی به شما یاد میدن پس !!!!!!!! صب تا شبم واسه چی پای کامپیوتری !!😒


یه لول بالاترم بهم میگه تو اینستا یه مشکلی براش پیش اومده میگم والا بلد نیستم و فکرم نکنم بشه اینکار !
میگه خوب برنامه نویس خوبی نیستی ، باید از هر چی سر در بیاری !!!!😕


خلاصه خیلی نوشتم ولی در کل کسایی که میخان مثل یه انسان معمولی زندگی نکنن آره برنامه نویسی گزینه ی خوبیه

(توهینی هم شد ببخشید)
بهنام صباغی
بهنام صباغیتوسعه‌دهنده c++ (دیتا ویژوال و nosql)
۱۳۹۷/۰۳/۰۲
حتما این پست رو که توی سکان در مورد همین مطلب گذاشتم بخونید
https://goo.gl/Y1r1zv
بهزاد مرادی
بهزاد مرادیبرنامه‌نویس پی‌اچ‌پی
۱۳۹۷/۰۳/۰۲
mk.unknown70 عزیز سلام و عرض ادب
ای کاش نام‌کاربری خود را ویرایش می‌کردید تا بتونیم بهتر با شما ارتباط برقرار کنیم. بگذریم. در ادامه نظرم رو خدمت شما عرض می‌کنم.
در مورد گزارهٔ «به همه ما از کودکی گفته اند شغل پزشکی بسیار پر درآمد، با کلاس، انسان دوستانه، شریف ...» باید خدمت شما عرض کنم که من کل سال ۱۳۹۶ را در بیمارستان در رفت‌وآمد بودم و متأسفانه باید عرض کنم که نه انسان‌دوستی دیدم و نه شرف از پزشکان. البته منظورم این نیست که همهٔ پزشک‌ها بی‌شرف هستند بلکه اون‌هایی که من باهاشون در تعامل بودم بیش از ۹۰٪ شون از این دو خصیصه محروم بودن!
در ارتباط با مقولهٔ استعدادیابی، قبلاً مقاله‌ای تحت عنوان «از Death Valley (درهٔ مرگ) تا استعدادیابی افراد» در لینک https://sokanacademy.com/blog/5375/post دیدگاهم رو گفتم که خوندنش خالی از لطف نیست.
در ارتباط با اینکه دولوپرها باید قدر شغل خود رو بدونن هم قبلا مقالهٔ دیگری نوشتم تحت عنوان «ناشکری برای دولوپرها ممنوع: چند دلیل ساده که دولوپرها باید قدر شغل خود را بدانند!» به آدرس https://sokanacademy.com/blog/5362/post که دلایل خودم رو بازگو کردم در این رابطه
و اما برسیم به موارد مطروحه توسط شما 👇👇👇
۱- در ارتباط با گزارهٔ سر و کار نداشتن مستقیم با ارباب رجوع، گیرندگان خدمت و به طور کل موجودی به نام انسان! نظرم این هست که این پاراگراف شما رو باید با طلا نوشت. آفرین 👌👌👌
۲- در ارتباط با گزارهٔ ساعات کاری شناور واقعیت امر آن است که تجربهٔ شخصی من چیزی خلاف آنچه شما فرمودید رو می‌گه.
من زمانی در یک شرکت نرم‌افزاری که یک سال در جشنوارهٔ وب ایران اول شد (می‌خواهم بگویم که این خوبش بود وای به حال بقیه برسه) کار می‌کردم. باید راس ساعت ۸:۳۰ در شرکت بودی و تا ۵ می‌موندی و اگر کارت تموم نشده بود اضافه حقوق هم نمی‌دانن اگر بعد از پنج وای میستادی. از سورپریز مرخصی خبری نبود و باید دو روز زودتر می‌گفتی که می‌خواهم خبر مرگم برم جایی کار دارم. وقتی که شروع به کد زدن می‌کردی باید یک کونتور رو روشن می‌کرد تا تایم کدنویسی‌ات رو محاسبه کنه و گلاب به روتون وقتی می‌رفتی دست‌شویی باید استاپ می‌کردی دوباره که برمی‌گشتی باید روشنش می‌کردی و یکی از بدترین تجربیات من بود که خیلی دوام نیاوردم و آمدم بیرون.
ولی آنچه می‌فرمایید در مورد فریلنسری کاملاً صدق می‌کنه و حرف شما متین.
۳- در ارتباط با گزارهٔ ارتقای شغلی ملموس هم هم موافقم و هم مخالف. من مدتی مسئول HR یک شرکت بودم و از بالا دستور می‌آید که باید با حقوق پایه‌ٔ اداره کار استخدام کنم که این کار خیلی دردناک بود. یک چیز بگم که واقعاً شکه بشید 😲😲😲 من دولوپری رو می‌شناختم که تفاوت حقوقش با آبدارچی شرکت چیزی در حدود ۴۰۰ هزار تومن بود و این خیلی دردناک بود برام!
کاری نکنید تا کارمندانتان از اینترنت شرکت شما برای جستجوی کار در سایر شرکت ها استفاده کنند. چه جملهٔ قشنگی بود ممنون نمی‌دونستم.
۴- در مورد گزارهٔ لذت معاشرت با گیک ها! خب من تجربهٔ‌ متفاوتی از شما داشته‌ام. من پس از چند سال یهو هوس کردم وارد توییتر شویم و از همون روز اول شروع کردم به گیک‌هایی که در اکوسیستم توسعهٔ نرم‌افزار ایران می‌شناختم.
پس از مدتی دیدم تایم‌لاینم پر هست از حرف‌های رکیک، شوخی‌هایی پشت وانتی و از این طور چیزها غافل از توییت‌های ترند‌های روز برنامه‌نویسی. درست حدس زدید: این چیزها رو همون گیک‌هایی که فکر می‌کردم خیلی خفن هستن توییت می‌کردن و همین شد که از توییتر، فیسبوک، اینستاگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی به غیر از لینکداین خداحافظی کردم برای همیشه.
۵- در مورد گزارهٔ یادگیری مهارتی پول ساز با شما موافقم.
۶- در مورد گزارهٔ به روز بودن در عصر فناوری هم با شما موافقم.
۷- در مورد گزارهٔ امکان افزایش نامحدود درآمد و راه اندازی کسب و کار شخصی یک نقل‌قول کنم از پرفسور علی‌اکبر جلالی (پدر فناوری اطلاعات ایران) که می‌گفت در سیلیکون‌ولی اگر یک دولوپر صبح پاشه بیاد سر کار و نیم ساعت کد بزنه و یک مشکل رو حل کنه که مدیرش سورپرایز بشه، می‌تونه پاشه بره خونه و حقوق کامل اون روز رو بگیره 🤔
۸- در مورد گزارهٔ جایگاه اجتماعی قابل دفاع در کل موافقم اما چیزی عرض می‌کنم که شاید دوستان جبهه بگیرن و ناراحت بشم اما اول از همه روی سخن با خودم هست. من چند سالی که در صنعت توسعهٔ نرم‌افزار دارم کار می‌کنم، یکی از بی‌تعهدترین کسانی که دیدم‌ام دولوپرها بوده‌اند به طوری که یک بار به همسرم گفتم اگر خدا بهم دختر بده و روزی یک دولوپر بیاد خواستگاریش،‌ خیلی تحقیق می‌کنم 😂😂😂
ممنون که اینقدر وقت گذاشتید
دیدگاه‌های شما ارزشمند بود و استفاده بردم
ارادت