بهنام صباغی

اولین پروژه ، اولین درآمد

بهنام صباغی توسعه‌دهنده c++ (دیتا ویژوال و nosql)

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی بهنام صباغی می‌باشد.

با اجازه دوستان من یه خاطره کوتاه از اولین پروژه ای که گرفتم رو میگم و ممنون میشم بقیه دوستان هم تجربه اولین پروژه ای که بابتش پول گرفتند رو بگند این به نظرم میتونه کمک کنه به ریختن ترس دوستانی که برنامه نویسی هرچند کم بلدند ولی از گرفتن پروژه میترسند .

اولین پروژه ای که گرفتم پروژه یه بازی Tetris بود که البته پروژه دانشجویی یه بنده خدایی بود وقتی بهم پیشنهاد شد قیمت رو گفتم 500 هزار تومن و اونم گفت یکم قیمت تنده و کلی چونه زد و روی 450 به توافق رسیدیم اول کار وقتی نگاه میکردم همه چیزش رو بلد بودم بجز یه بخش که اونم میدونستم میتونم راهش بندازم شروع کردم به زدن بعد دیدم این میخواد هم پروژه رو بزنم هم براش توضیح بدم چی شده البته همون اول تاکید کرد که سورس رو هم میخواد منم بهش گفتم اگر سورس میخوای من اوپن سورس کار میکنم گفت مشکلی نداره فقط تا من پروژه رو تحویل ندادم سورس رو منتشر نکن خلاصه پروژه رو زدم بعد گیر داد که نمیخواد از دیتابیس استفاده بشه و میخواد با فایل زده بشه هرچی توضیح دادم گفت استاد گفته بعد من با فایل ذخیره کردم اطلاعات رو اومد گفت نه اشتباه کردم استاد تاکید کرده با فایل ننویسید با دیتابیس باشه .

یکبار هم سر این که با QML بزنم یا با ویجت بحث کردیم خلاصه من پروژه رو زدم حدودا 350 تومن هم پول گرفتم کلیم سورس رو براش توضیح دادم اخرشم روز ارائه گفت کمکم کن استاد میخواد توی سورس تغییر بده بگه درستش کنید که بدونم خودتون نوشتید استاده هم تغییراتی که میداد رو نشون نمیداد و فقط ارورش رو میدیدند این دانشجو های به قول خودشون زرنگ هم چون تا حالا مثل ادم کد نویسی نکرده بودند اصلا بلد نبودند جای ارور رو پیدا کنند خلاصه پروژش قبول نشد و اون ترم افتاد برنامه نویسی رو ترم بعدش موقع امتحان اومد سراغم و گفت بهم کمک برسون نمیدونم چطوری سر جلسه گوشی برده بود خلاصه یه سوال رو بهش گفتم و گفتم این برای این که پاس بشی کافیه دیگه قرار نیست 20 بگیری وقتی هیچی بلد نیستی دیگه هم جواب پیامهاش رو ندادم و البته پشت دستمو داغ کردم که دیگه پروژه دانشجویی نگیرم .

اون زمان فکر میکردم این بنده خداها اصلا نمیخواند برنامه نویسی یاد بگیرند و توی هر رشته ای برنامه نویسی رو گذاشتند و استاد هم درست درس نمیده پس اگر بهشون کمک کنم بنویسند پروژه هاشون رو در واقع دارم بهشون کمک میکنم بیشتر روی درس اصلیشون متمرکز بشند ولی بعدها با برخورد بیشتر با این دست ادم ها فهمیدم که نه بابا اونهایی که توی رشتشون خوب هستند همه برنامه نویسی رو یاد میگیرند در حدی که لازم دارند اینهایی که پروژه رو میدند بیرون کسایی هستند که کلا با تقلب و دروغ پیش میرند سر همینه کسی پروژه دانشجویی داشته باشه پیام بده بلاکش میکنم بدون رو در بایستی .

خیلی ها میگند مثلا کمک نکنی چی بهت میرسه من دلایل خودمو دارم ولی فرض کن مثلا من کل زندگیم رفته پای برنامه نویسی ولی وقت نکردم درست درس پاس کنم بعد یکی هست فقط نشسته درس خونده برنامه نویسیش رو هم من انجام بدم پاس بشه مدرک بگیره بعد شرکت هایی که میخواند استخدام کنند زیر فشار دولت مجبور میشند مدرک دار استخدام کنند و این یعنی تیشه به ریشه خودم زدن ولی اگر واقعا کسی که بلد نیست مدرک نگیره برای کار دولت میبینه ادم با مدرک کمه مجبور میشه استخدام ها رو تخصصی کنه و تیغش رو از زیر گلوی بقیه شرکتها برای مدرک گرایی برداره .

در پایان این هم لینک پروژه بازی تتریس :

https://github.com/FONQRI/Tetris

منتظر تجربه های شما دوستان نیز در بخش کامنت ها هستم .

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
saeedx4
saeedx4
۱۳۹۷/۰۳/۰۵
با سلام. تجربه خوبی بود. بنده و چندتا از دوستان برنامه نویسم تجربیات مشترک رو داشتیم. اما چون من تو بازار بودم و کارهای این چنینی زیاد انجام دادم چم و خم مشتری دستم اومده.
اما در مورد بخش آخر که تیشه به ریشه خودمون باشه اینو قبول ندارم. استخدام در شرکت های دولتی پارتی بازیه و به تخصص اهمیتی نمی دن اصلا کارها تخصصی انجام نمیشه که متخصص لازم باشه. شرکتهای خصوصی یا دولتی هم که تخصصی کار کنن با مدرک کار چندانی ندارن و معدل خیلی مهم نیست. پس انجام دادن این پروژه ها تیشه به ریشه مون نیست.
اما یه مورد هست خیلی بده. یکی از دوستانت پروژه ای بزرگی از شرکتی بگیره. یه پروژه بزرگ مثلا پروژه ۴۵ میلیونی رو بگیره ۱۲ میلیون و تنها برنامه نویسش هم تو باشی. دو نفر دیگه هم این وسط به اصطلاح مدیر پروژه باشن. همه کارها رو تو انجام بدی کد بزنی مدیریت کنی پشتیانی کنی و بعد از سه ماه فقط ۳ میلیون گیرت بیاد. این خیلییییی بده.
حسین قربانی
حسین قربانی
۱۳۹۷/۰۳/۰۳
آقای صباغی عزیز
سلام
1- مطلب خوب و جالبی بود و استفاده کردیم.
2- اغلب کارفرما خودش هم نمی‌داند چه می‌خواهد، مثل همین قضیه دیتابیس که فرمودید، حالا کارفرمای شما رشته تحصیلی مرتبط داشت، عملاً کارش این بود ولی باز به مشکل برخوردید، اما خیلی از کارفرمایان محترم، درک درستی از کدنویسی و پروسه طی شده برای آن ندارند. برای همین مشکلات در طول کار به مراتب بیشتر خواهد شد.
3- نوشتن قراداد کتبی با هر کسی که قرار است کاری برای‌اش انجام بدهیم، به نظرم بخش بزرگی از مسائل حاشیه‌ای را کم می‌کند، بله می‌دانم که درگیری های پروژه صفر نخواهد شد، منتها حجم عباراتی مثل "گفته بودم" یا "قرارمون این بود که ..." را کم می‌کند و به شدت یاری رسان است.
4- اولین پروژه من مشکل همین بود که خود کارما دید کلی به موضوع داشت و فقط می‌خواست یک سایت با کلی محاسبات ریاضی لانچ کنه و خیلی جاها دچار تناقض بود.😁 پناه بر خدا.
موفق باشید
rhdan
rhdan
۱۳۹۷/۰۲/۳۱
یکی از دلایلی که حالم از دانشگاه بهم می خوره همینه. تکالیف و پروژه ات یکی دیگه انجام بده! ارشد نرفتم چون از کارهای اینطوری و دکوری دانشگاه بدم می یومد و خدا را شکر ضرر نکردم هیچ سودم کردم :)
محمد صادق داراب پور
محمد صادق داراب پور
۱۳۹۷/۰۲/۳۱
عالی بود
من اولین در آمدم همین یک ماه پیش بود حدود 150 تومن از فروش یک قالب فارسی سازی شده در مارکت هایی ایرانی به دست آوردم .
بهزاد مرادی
بهزاد مرادیمدرس، کپی‌رایتر و دولوپر
۱۳۹۷/۰۲/۳۱
سلام
درود بر شما با این نگاه قشنگتون به زندگی.
راستش این کاری که شما کردید رو بهش می‌گن تفکر سیستمی و با اجازتون من یک تجربه شخصی خودم رو بگم 👇👇👇
روزی رفتم داروخانهٔ یک بیمارستان تا دیوایسی که فقط همان داروخانه داشت رو تهیه کنم. به دستیاری که آنجا بود گفتم که فلان قطعه رو می‌خوام و ایشون هم رفت و آوردش اما ناگهان خانم دکتر مسئول آنجا آمد و گفت ما به مشتری گذری این دیوایس رو نمی‌فروشیم و فقط برای بیماران این بیمارستان استگفتم هرچقدر پول بخواهید می‌دهم گفت خیر گفتم بیمار من هم اینجا بوده و الان مرخص شده گفت شرمندهاین رو که گفت دیدم دیگه چاره‌ای نیست و وارد عمل شدم👿گفتیم ببینید اگر این دیوایس ۱۷ هزار تومنی رو به من نفروشید، من مجبور می‌شم که بیمارم رو بیارم اینجا شب عیدی بستری بعد چند اتفاق بد میوفتهیکی اینکه یک تخت اورژانس اشغال میشهحداقل یک پرستار بیمارستان شما درگیر میشه و این در حالی است که میانگین تعداد پرستار به بیمار بیمارستان شما خیلی کم هست و در نهایت هم این رو به من خواهید فروخت اما به بهایی بیشتر و هزینه‌ای هم که بیمه باید پرداخت کند بماند که به اون‌ها هم ضرر می‌خورهحال میل با خودتون یا می‌تونید بفروشید و یا نه
در نهایت گفت می‌فروشم
گفتم ممنون و بهش توضیح دادم که به این حرکت می‌گن سیستماتیک تینکینگگفت چی؟؟؟؟؟؟

نتیجهمن هم پول داشتم و هم علم اما پول برایم کاری نکرد اما دانش مدیریتی + روابط عمومی به دادم رسیدما اگر به محیط پیرامون به شکل یک سیستم (مجموعه چیزهای مرتبط بهم) نگاه کنیم خیلی کارهایی که میکنیم رو نمی‌کنیم و خیلی کارهایی که نمی‌کنیم رو می‌کنیم
ارادت