بهزاد مرادی

تا وقتی که کاری را خوب انجام می‌دهی، دیگر مهم نیست که چه‌کار می‌کنی

بهزاد مرادی مدرس، کپی‌رایتر و دولوپر

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی بهزاد مرادی می‌باشد.

گاهی گزاره‌هایی با این مضمون می‌شنویم که «تا وقتی که کاری را خوب انجام می‌دهی، دیگر مهم نیست که چه‌کار می‌کنی.» که در ادامه قصد دارم نگاه شخصی‌ام پیرامون این موضوع بیان کنم که چنین گزاره‌ای چه‌قدر صحیح و چه‌قدر ناصحیح است (گرچه صفت «خوب» کاملاً نسبی است و موقعیت به موقعیت و نفر به نفر می‌تواند معنای متفاوتی داشته باشد؛ اما برای راحت‌تر شدن بحث، فرض را بر این می‌گیریم که معنای «خوب» در ذهن من و شما یکسان است.)

چند سال پیش یک فیلم جنگی، که نامش خاطرم نیست، می‌دیدم که سَردَر ستاد فرماندهی نوشته شده بود «First to Go, Last to Know» که تا حدودی معنا و مفهومش مشابه گزارهٔ فوق است. در واقع، در فضای جنگ اگر فرمانده بخواهد توضیح دهد که چرا باید فلان کار انجام شود و سربازان را مجاب به انجام کاری کند، زمان را از دست خواهد داد و ممکن است بازندهٔ جنگ شود. روی همین حساب، در آن فیلم کارگردان این مفهوم را می‌رساند که اول کار رو انجام بده سپس دلیلش رو بفهم. حال اجازه بدید چند مثال بزنیم و ببنیم چنین مَثَلی چقدر می‌تواند درست باشد:

- یک آقازاده خیلی خوب می‌تواند بیت‌المال را به تارج ببرد. حال پرسش اینجاست که آیا درستی یا نادرستی این کار دیگر مهم نیست؟

- یک دولوپر می‌تواند خیلی خوب یک ابزار توسعه دهد که حریم خصوصی کاربران را نقض کند. سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود که آیا این مهم نیست که خروجی کار چه می‌شود؟

می‌بینیم که با دو تا سؤال ساده می‌توان به سادگی صحت و سقم این گزاره را زیر سؤال برد. مفهوم کلی این گزاره در برخی موارد در عمق وجود آدم‌ها رخنه کرده است تا جایی که مثلاً وقتی به فلان کس می‌گوییم که چرا این کار را می‌کنی؟ برمی‌گردد و می‌گوید:

من مثل مرده‌شوری هستم که کارش شستن مرده هست و دیگه کاری نداره که این بابا می‌ره بهشت یا جهنم.

به عبارتی، اعتقاد به گزارهٔ «تا وقتی که کاری را خوب انجام می‌دهی، دیگر مهم نیست که چه‌کار می‌کنی.» حاکی از آن است که هیچ‌گونه تفکر سیستمی در جریان نیست و فقط یک بخش از ماجرا مرکز توجه آدم‌هاست اما به نظرم این مهم هست که چه کاری انجام می‌دهیم و از آن مهم‌تر اینکه چه‌قدر آن کار را خوب انجام می‌دهیم که در این صورت مسئولیت ۰ تا ۱۰۰ کارمان را متقبل می‌شویم.

Simon Sinek که یک نویسنده و سخنران انگیزشی است، کتابی دارد تحت عنوان Start With Why که به طور خلاصه به موضوع صدها چرا که پاسخ به آن‌ها می‌تواند زندگی ما را دستخوش تغییر سازد می‌پردازد. به عبارتی، چرا فلان تصمیم را گرفته‌ایم؟ چرا با فلان کس ازدواج کرده‌ایم؟ چرا فلان کسب‌وکار را راه انداخته‌ایم و چیزهایی از این دست. در حقیقت، وی معتقد است افرادی می‌توانند گوی سبقت را از سایرین بربایند که ابتدا به ساکن چند چرا مطرح کنند سپس پاسخی درخور برای‌شان بیابند و در پایان توصیه می‌کنم حتماً ویدیوی How great leaders inspire action را مشاهده کنید.

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
حسین قربانی
حسین قربانی
۱۳۹۸/۰۱/۱۲
آقای مرادی عزیز
سلام
1- ضمن عرض تبریک سال نو، مطلب کوتاه و در عین حال خوبی بود. مخصوصاً ارجاعی که به تد داشتید، عالی بود و با اینکه آن سخنرانی را قبلا شنیده بودم و با بخشی از آن مشکل دارم اما دوباره گوش کردم و مرورش هم برایم مفید بود.
2- این پرسیدن چرا در ابتدای هر کاری کمی پیچیده‌تر از موضوعی است که به نظر می‌رسد. در نظر گرفتن ارزشها و تغییرات اهداف آدمی و خود آدمی در طول زمان، باعث می‌شود که گاهی برای هر کاری چند بار چرایی آن را بپرسیم. شاید این تکرار سؤال از خودمان بد نباشد.
3- اگر کاری از فیلتر ارزشی گذشته باشد، واقعاً چه فرقی می‌کند چه کاری است، همان که درست انجام شود کافی است. به نظر بنده این حرف مربوط به این زمان است. زمانی که اعتبار سنجی اولیه برای یک کار انجام شده است. بعد از آن تنها به پایان بُردن آن کار اهمیت دارد و البته کیفیتش. فکر کنم شما هم مقاله ای در مورد توجه به این ارزشها دارید.
https://sokanacademy.com/blog/5896/post
خواندن این یادداشت هم خالی از لطف نیست به نظرم.
موفق و پیروز باشید