بهزاد مرادی

دنیا پُر است از سوژه‌هایی که می‌شه متفاوت بهشون نگاه کرد!

بهزاد مرادی مدرس، کپی‌رایتر و دولوپر

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی بهزاد مرادی می‌باشد.

یکی از خوبی‌های برنامه‌نویس شدن این هست که تفکر انتقادی و تفکر الگوریتمیک در آدم پررنگ‌تر می‌شه (البته الزاماً در مورد همه این‌گونه نیست!) بر حسب ضرورت، دیروز مجبور به استفاده از شبکهٔ متروی تهران شدم و در همان حین چند اتفاق برایم افتاد که گفتم به اشتراک بگذارم تا جایی که می‌تونم بگم «متروی تهران چه‌طور می‌تواند جلوی موفقیت بیشتر یک دولوپر را بگیرد؟» 🤔🤔🤔

اینکه در مترو یک روشن‌دل رو دیدم که داشت کلوچهٔ لاهیجان می‌فروخت یا بوی عرق آقایی که کنارم ایستاده بود حالتم رو بد می‌کرد رو اصلاً بهش کاری نداریم که اولی قربانی بی‌عدالتی اجتماعی است و دومی هم نبود آموزش کافی بلکه داستان چیز دیگری است.

در یکی از ایستگاه‌ها که سه پله‌برقی داخلش بود پلهٔ‌ اول با سرعت استاندارد داشت حرکت می‌کرد سپس رفتیم روی پلهٔ دوم که سرعتش چیزی در حدود ٪۳۰ کمتر بود نمی‌دونم چرا تا جایی که حوصلهٔ‌ ملت داشت سر می‌رفت و پلهٔ آخر هم اوکی بود.

با خودم فکر کردم که اگر من دولوپری بودم که برای رفتن سر کار هر روز بایستی از این مسیر تردد می‌کردم، همین پله‌برقیِ وسطی هر روز چیزی در حدود ۱۵ ثانیه از زمانم رو هدر می‌داد تا جایی که در طول یک سال می‌شه:

15 × 6 × 4 × 12 = 4320

به عبارتی، ۱۵ ثانیه رو در ۶ روز کاری در یک هفته (بدون احتساب جمعه‌ها) در 4 هفته در یک ماه در ۱۲ ماه سال ضرب می‌کنیم که می‌شه 4320 که اگر بخواهیم به ساعت دربیاریم می‌شه تقریباً 1 ساعت کار مفید 😞

رفتیم تا رسیدیم به ایستگاه ارم سبز که در اکثر اوقات نمی‌دونم چه مشکلی در انتهای مسیر هست که مسئول مترو به مدت یک دقیقه سرعتش رو کم می‌کنه یا گاهی اوقات برق‌ها خاموش می‌شه و حتی یک توقف چند ثانیه‌ای می‌شه و گاهی هم وقتی که به مقصد می‌رسیم، مسئول مترو مثلاً با ۷ ثانیه تأخیر درب واگن رو باز می‌کنه که در کمترین زمان ممکن می‌شه 60 ثانیه وقت تلف شدن که طبق فرمول فوق باز داریم:

60 × 6 × 4 × 12 = 17280

۶۰ ثانیه در ۶ روز کاری در ۴ هفته در ماه در ۱۲ ماه در سال که میشه 17280 که اگر به ساعت بخواهیم حساب کنیم می‌شه تقریباً ۵ ساعت 😞

یعنی فقط دو قلم که من بهش توجه کردم می‌شه معادل ۱ روز کار مفید یک دولوپر در سال اما داستان به همین‌جا ختم نمی‌شه و اون هم اینکه این تأخیرها و بی‌نظمی‌ها هر کسی با هر شغلی که داشته باشه رو تحت تأثیر خودش قرار می‌ده که اگر می‌شد یک حساب سرانگشتی کرد که در سال فقط به خاطر بی‌مسئولیتی مسئول پله‌برقی یا به دلایل خاص مسئول قطار چه هزینه‌ای از مملکت داره تلف می‌شه، مسلماً شکه می‌شدیم جمیعاً.

حال ممکنه بگید که ای‌بابا مرادی آخه ۵ ساعت که چیزی نیست! اما بیایید طور دیگری بهش نگاه کنیم. توی این ۵ ساعت آدم می‌تونه یک فانکشن خوب بنویسه که شاید بتونه سرعت وب‌گردی هزاران کاربران رو بهبود بده و بالتبع در زمان اون‌ها هم صرفه‌جویی بشه یا اینکه می‌تونه یک کتاب رو کامل بخونه و شاید نکته‌ای توی اون کتاب باشه که زندگی‌اش رو تغییر بده یا حتی می‌تونه ۵ ساعت برای آموزش فلان مهارت نرم به بچه‌اش زمان بیشتری بگذاره و نسل بعد بهتری تربیت کنه.

جمع‌بندی
توی مترو که بودم و اون دست‌فروش نابینا داشت از ته واگن می‌آمد، آدم‌ها چهار دسته شدن که عبارتند از:

- دسته‌ای که خواب بودن
- دسته‌ای که داشتن نگاه می‌کردن و سر تأسف تکان می‌دادن
- دسته‌ای که دست به جیب می‌شدن و ازش چیزی می‌خریدن

فروشنده به مقابل من رسید و دیدم نفر کناردستی‌ام (یک مرد میان‌سال با موهای جوگندمی و یک روزنامهٔ دنیای اقتصاد هم در دستش) که در ظاهر آدم اهلِ دلی به نظر می‌رسید، یک کلوچهٔ لاهیجان تازه خرید 🍪 و اون آقا هم رفت. همین که داشتم سرم رو به نشانهٔ تأسف و آه کشیدن از دست مسئولین تکان می‌دادم برگشت بهم گفت:

حداقل کاری که ما می‌تونیم بکنیم این هست که به جای اینکه سرمون رو مثل گوسفند 🐑 تکون بدیم، این هست که در حد توان یک کلوچه هزار تومنی بخریم تا بخشی از درد این روشن‌دلی که داره تاوان بی‌عدالتی اجتماعی رو می‌ده تسکین پیدا کنه.

دیدم ای بابا علی‌الظاهر گوسفند شدیم رفت 😂 اما هنوز زمان جبران بود و دست به جیب شدم و یکی خریدم.

فرض کنیم با همین مدیران نالایق مملکت به پیش بریم اما اگر تک‌تک ما دو کار رو بکنیم، می‌تونیم آینده رو رنگین‌تر کنیم که عبارتند از:

- ۱) کارمون رو درست انجام بدیم و اگر مسئول پله‌برقی هستیم، نگیم ایشالا هفته بعد درستش می‌کنم.
- ۲) پذیرای مسئولیت اجتماعی در حد و اندازهٔ خودمون باشیم (لازم نیست هر روز یک کلوچه بخریم که بشه در ماه ۳۰ تومن اما هفته‌ای یک کلوچه می‌شه خرید یا در بدترین حالت ماهی یک کلوچه.)

خواه دولوپر باشیم و خواه خیر، می‌شه تفکر انتقادی داشت (یعنی به چیزها از زوایایی که معمولاً پنهان هستند نگاه کرد.) و متفاوت هم عمل کرد. ممنون که وقت گذاشتید. جای نظر، انتقاد و پیشنهاد شما در بخش کامنتینگ است.

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
حسین قربانی
حسین قربانی
۱۳۹۷/۱۲/۱۱
آقای مرادی عزیز
سلام
1- خیلی مقاله خوبی بود و بنده رو به فکر فرو برد با اجازه به چند نکته‌ای که در فکرم بهش پی بردم رو عرض می‌کنم.
2- در محاسبات شما برای پله برقی یک چیز مد نظر قرار نگرفته است. زمان تلف شده آن چیزی نیست که شما محاسبه فرمودید. چرا که مقصد افرادی که روی آن پله برقی قدم می‌گذارند، نه انتهای پله بلکه ایستگاهی است که کیلومترها آن طرفتر قرار دارد. یعنی این شمارش ثانیه‌ها وقتی شما به انتهای پله برسید و قطار نیامده باشد و یا شما برسید و قطار رفته باشد، با هم متفاوت است. نه؟
3- اینکه در محاسبه‌ی وقت تلف شده به ثانیه‌ها اشاره کردید، خیلی خوب است. فقط تهران بدون مترو را تصور کنید و یا نه، تهران با مترو را تصور کنید در مسیری که مترو خور نیست. چه حجم از زمان را در ترافیک هدر می‌دهیم؟
4- اینکه سازمانهای ذیربط به فکر زمان مردم باشند، خوب و لازم است. از آن طرف هم خود مردم باید بیشتر به فکر زمانهای مرده‌شان در مترو و ترافیک و غیره باشند. مثل کتاب خواندن یا پادکست گوش دادن. برای مسیرهای طولانی‌تر می‌شود کارهایی مثل کدنویسی هم کرد. البته اگر جای خالی پیدا کنیم.😉
5- در مورد مسئولیت اجتماعی با شما موافق هستم. کسان زیادی را می‌بینم که در این جامعه انتظار هتل دارند. انگار رفته باشند هتل، قرار است همه به ایشان سرویس بدهند. همیشه طلبکارند و همه جز ایشان مقصر. ما فراموش کردیم که به عنوان عضوی از اجتماع مسئولیت داریم. نه اینکه از مردی نابینا کلوچه فومن بخیریم. یکی از مسئولیتهایی که بنده برای خودم تعریف کردم همین نوشتن نظر و یادداشت برای سکان است. من خیلی از چیزهایی که می‌دانم را در همین سکان یاد گرفته‌ام و حداقل مسئولیت من در قبال اجتماع (سکان به عنوان نمونه‌ای از اجتماع کوچک شده) این است که چیزی که به رایگان یاد گرفته‌ام دوباره به این اجتماع برگردانم. نه؟
موفق باشید
Naeem.j
Naeem.j
۱۳۹۷/۱۲/۰۶
با سلام و خسته نباشید

به فرض محال اومدن و پله برقی و مشکل مترو رو حل کردن...

چجوری در طول روز این 75 ثانیه رو ذخیره میکنید؟

آیا میشه با این 75 ثانیه واقعا جوری برنامه ریزی کرد که در سال 6 ساعت بیشتر کار کرد؟

من آدم منفی گرایی نیستم ولی این رو میدونم که نمیشه زمان رو ذخیره کرد. که اگر چنین بود الان مبحثی داشتیم به اسم تجارت زمان...

و نظر من اینه که با زندگی های امروزی که مثلا ساعت فلان باید رفت سرکار ساعت فلان خوابید و بیدار شد اون 75 ثانیه یا یه خواب بیشتر تبدیل میشه یا به چیز دیگه شاید هم کار بیشتر در همون روز.


و برای قسمت دوم نوشتتون باید بگم که بله ما باید کم کاری هایی که در اثر بی عدالتی ایجاد شده رو در حدتوان خودمون جبران کنیم
کاربر میهمان
فاطمهمن یک کاربر مهمان هستم
۱۳۹۷/۱۲/۰۵
بیش از اینها وقت تلف میشه، و بیشتر از اون انرژی. پیشنهاد میکنم یک روز ساعت 7 سوار خط تجریش بشید به سمت تجریش. اونوقت دقیقا می قهمید مترو یعنی چی :-)
mohammad
mohammad
۱۳۹۷/۱۲/۰۵
سلام ،
جناب مرادی گفتید "آدم‌ها چهار دسته شدن که عبارتند از:" اونجا سه تا شو گفتین یکیشو خوردین 😃 شوخی کردم ؛ لابد دسته چهارم هم کسانی ان که خودشونو به خواب زدن
فرامرز ریگی
فرامرز ریگی
۱۳۹۷/۱۲/۰۵
باسلام وتشکرازشما
ازیک توسعه دهنده دقیقا همین انتظاره،شما بهتر میدونین دربرنامه نویسی چیزی تحت عنوان متغیرثابت وجودندارد یاConstant Variableپس خوبه که این متغیرهای ناهمگون وناروا رودرحد توان کم رنگ کرد