churchilll

استارتاپ، وسوسه هایی پوچ یا نجوای درونی نجات دهنده ؟؟

churchilll ۱۳۹۷/۰۴/۱۸ کسب درآمد اینترنتی

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه.

شاید شما هم هر روز کلی ایده داشته باشین برای ایجاد یه استارتاپ که هرچه سریعتر بتونه خودشو مطرح کنه و درنهایت تبدیل به یه شرکت بشه.

اینجا مسئله ای که وجود داره  یکیش نوع ایده هست مثلا این ایده ها بعضا خارج از چارچوب تخصص هاست (مثلا یه سری ایده تو زمینه اینترنت اشیا یا هوش مصنوعی ویا حتی در زمینه سلامت!!!) 

یکی از مسئله ها هم سرمایه هست. مثلا نمیشه دقیق برآورد هزینه داشت و نمیشه تخمین زد در چه مدت میشه به اهداف رسید.

شما درمقابل این چالش ها چیکار میکنین؟

خوشحال میشم نظرتونو درمورد این موضوع بنویسین:)

متشکرم

پاسخ‌ها به این تاپیک
kernel
kernel علاقمند به هک و امنیت ، یادگیری ماشین
۱۳۹۷/۰۵/۰۱

نظرات دوستان عالی بود

ولی به عنوان یک جمله کوتاه شما دنبال استارت آپ های محلی! باشید زودتر به جواب میرسید و خیلی موارد از قبل ارزیابی شدن!

اسنپ استارت آپ محلی بود (کپی از نمونه موفق) و به درآمد ایده آلی هم رسید چون تمام مسائل و مشکلات و براورد ها رو اوبر انجام داده بود و یا دیجی کالا و...

ریسک کمتری برای کپی از نمونه های موفق هست ولی دیگه جنبه استارت آپی واقعی نداره.

بهزاد مرادی
بهزاد مرادیبرنامه‌نویس پی‌اچ‌پی
۱۳۹۷/۰۴/۱۹

سلام و عرض ادب،

در پاسخ به دغدغهٔ شما، سعی می‌کنم در ادامه یکسری نکاتی رو عرض کنم و جاهایی هم که فکر می‌کنم قبلاً پوشش داده‌ام رو ارجاع می‌دهم به مقالهٔ مربوطه.

زمانی که خام بودم (البته الان هم توفقیق چندانی حاصل نشده و دائم در حال کسب تجربه هستم!) آدم‌ها رو تشویق می‌کردم به برن و کس‌وکار خود را به راه اندازند؛ اما پس از اینکه دیدم به موفقیت رساندن یک ایده کلاً چقدر دشوار است و این سختی در فضای کسب‌وکار داخل ایران دشوارتر هم می‌شود، کمی در مورد ترغیب آدم‌ها به این موضوع تجدد نظر کردم.

در ادامه سعی می‌کنم آنچه شما فرمودید + برخی نکات طرح شده توسط سایر دوستانی که به این تاپیک پاسخ دادن نظرم رو عرض کنم.

نرخ شکست بالا
نیاز به توضیح نیست که بیش از 95٪ استارتاپ‌ها در ده سال اول پس از تأسیس شکست می‌خورند و این خیلی خطرناک هست برای کسی که قراره تمام زندگی‌اش رو روی ایده‌اش بگذاره!

در ارتباط با اهمیت سرمایه، قبلاً مقاله‌ای نوشتم تحت عنوان «استارتاپ: بی‌مایه فطیره!» که از لینک زیر در دسترس هست: 

https://sokanacademy.com/blog/1096/post

که در این مقاله از لزوم داشته سرمایه برای موفقیت ایده گفتم.

چیزی که ما به عنوان یک کارآفرین یا فریلنسری که قرار هست یک استارتاپ به راه اندازه بهش توجه نمی‌کنیم، مقوله‌ای است تحت عنوان هزینهٔ فرصت که در مقاله‌ای تحت عنوان «Opportunity Cost (هزینهٔ فرصت) چیست؟» این مقوله را دقیقاً با در نظر گرفتن فردی با شرایط فعلی شما توضیح دادم: 

https://sokanacademy.com/blog/6686/post

ایده مال کسی است که زودتر آن را اجرا می‌کند
خب صبر کردن برای کسب تجربه یک خوبی‌هایی دارد و یک بدهی‌هایی. همان‌طور که از عنوان این بخش مشخص هست، ایده مال کسی است که زودتر و بهتر آن را اجرا کرده است! پس باید به اصطلاح یک Trade Off بین صبر کردن یا اجرایی کردن ایده برقرار کنید و ببنید که هزینهٔ کدامیک کمتر است.

نکته‌ای که در ارتباط با یک ایده باید مد نظر داشت این هست که گاهی‌ اوقات ما هزینه و زمان زیادی روی یک ایده می‌گذاریم و علیرغم اینکه می‌دانیم ایده شکست خورده هست، اما کماکان رویش اصرار می‌ورزیم که در دنیای بیزینس به این فیل سفید می‌گویند که برای آشنایی بیشتر با این مقوله، توصیه می‌کنیم به مقالهٔ «فیل سفید چیست؟» از لینک زیر مراجعه نمایید:

https://sokanacademy.com/blog/779/post

که باز هم در این مقاله با در نظر گرفتن فردی با شرایط شما این موضوع توضیح داده شده است.

آیا اساساً شما برای کارآفرینی ساخته شده‌اید؟
این پرسش مهمی است. در واقع باید ببینیم که آیا اساساً برای اینکه استارتاپ راه انداختن مد شده می‌خواهیم کارآفرین شویم یا اینکه واقعاً دوست داریم با ارائهٔ یک محصول یا سرویس، زندگی کاربران را لذت‌بخش‌تر کنیم. در همین راستا، قبلاً مقاله‌ای نوشته‌ام تحت عنوان «هرکسی برای کارآفرینی آفریده نشده و برخی باید کارمند باقی بمانند!» که از لینک زیر در دسترس است:

https://sokanacademy.com/plus/6860/post

تیم، تیم و باز هم تیم!
به نظرم آنچه یک استارتاپ را موفق می‌کند، ایده نیست بلکه روش اجرای ایده هست. خیلی از فروشگاه‌های آنلاین را می‌بینیم که ایدهٔ جدید ندارند و جالب بدانیم که حتی اولین هم در حوزهٔ کاری خود نیستند اما تونسته‌اند به موفقیت‌های بزرگی برسن و به نظرم یکی از دلایل اصلی موفقیتشون این بوده که ایده رو خوب اجرا کردن و نیاز به توضیح نیست که برای اجرای خوب یک ایده، نیاز به یک تیم خوب داریم که در مقاله‌‌ای تحت عنوان «تأثیر نیروی انسانی به اصطلاح A Player در موفقیت استارتاپ شما» این موضوع رو شکافته‌ام:

https://sokanacademy.com/blog/241/post

خب وقتی که پای تیم به میان می‌آید، یعنی باید وارد حوزهٔ منابع انسانی (یا درست‌تر بگوییم، سرمایه‌های انسانی) شویم که حتماً توصیه می‌کنیم مقالهٔ «استارتاپ شما شبیه به یک ظرف میوه است، در انتخاب میوه‌ها شدیداً دقت کنید!» را در این رابطه از لینک زیر مطالعه فرمایید:

https://sokanacademy.com/blog/750/post

تمرکز خیلی مهم هست!
جیم کالینز در کتاب «از خوب به عالی» خیلی روی مقولهٔ تمرکز در موفقیت شرکت‌ها مانور داده است که توصیه می‌کنیم کلاً این کتاب رو بخونید. در همین راستا، مقاله‌ای نوشتن تحت عنوان «نقش تمرکز در موفقیت کسب‌وکار: وقتی می‌خواهید همه چیز باشید، هیچ چیز نمی‌شوید!» که عنوان خود گویای ماهیت مقاله هست:

https://sokanacademy.com/blog/5326/post

وکیل مدافع شیطان
پیش از این گفتم که فیل سفید بلای جان کسب‌وکارها و ایده‌ها و مهم‌تر از همه الباقی سرمایهٔ کارآفرینان می‌شود. به نظرم چیزی که می‌تواند به خوبی جلوی این ضررهای هنگفت را بگیرد، آشنایی با چیزی است تحت عنوان وکیل مدافع شیطان که در مقاله‌ای تحت عنوان «Devil’s Advocate (وکیل مدافع شیطان) کیست و چرا حضورش در استارتاپ‌ها الزامی است!» این قضیه رو مورد بررسی قرار دادم:

https://sokanacademy.com/blog/5899/post

در کامنت‌های دوستان دو چیز مطرح شده بود که عبارت بودن از:

- صحبت با افراد باتجربه
- دورهمی‌ها و ایونت‌ها

خب شخص بنده تجربهٔ خیلی خوبی از این دو مورد ندارم. نمی‌گم 100٪ ولی در اکثر مواقع در فرهنگی که در آن به سر می‌بریم، آدم‌ها خیلی تمایلی ندارند تا به رایگان رمز و راز موفقیت رو به اشتراک بگذارن!!!

در مورد رویدادها و دورهمی‌ها هم که به نظرم وقت تلف کردن صرف است! من زمانی در رویدادهای مهم استارتاپی و ... شرکت می‌کردم اما از یک زمان به بعد با خودم عهد کردم که تا حد ممکن دیگه وقتم رو در این مجامع تلف نکنم به چند دلیل:

- اول اینکه یکسری آدم تکراری می‌آیند و حرف‌های تکراری می‌زنند.
- دوم اینکه یکسری حرف‌های قشنگ گفته می‌شود که لزوماً دوای درد من نیستند.

در واقع، همان‌طور که وقتی ما یک مشکل روحی‌روانی داریم به روان‌پزشک یا روان‌درمان‌گر مراجعه می‌کنیم و وی به صورت Exclusive مورد ما را بررسی کرده و سولوشن ارائه می‌دهد، در مورد ایده و کسب‌وکارها هم موضوع تا حدودی به همین صورت است و داشتن یک منتور حرفه‌ای خصوصی به نظرم به مراتب راه‌گشاتر هست.

در پایان هم گرچه عنوان این مقاله در ظاهر تَبو به نظر می‌رسد، اما شدیداً به چیزهایی که داخل مقالهٔ «FUCK: فرمول موفقیت کسب‌وکارهای نوپا و استارتاپ‌ها» گفتم اعتقاد دارم که از این لینک در دسترس هست:

https://sokanacademy.com/blog/5133/post

سریع تایپ کردم ببخشید بابت غلط‌های املایی
امیدارم کمکی کرده باشم
التماس دعا

امین ظاهردَنّاک
امین ظاهردَنّاکتوسعه دهنده‌ی جاوا و اندروید
۱۳۹۷/۰۴/۱۸

سلام

من هم راستش مثل خیلیای دیگه تو حوزه برنامه نویسی و IT درگیر این مساله هستم. با چند نفری هم راجب این موضوع صحبت کردم یا حرفاشونو راجب این مساله شنیدم. یه چیزی که همشون میگفتن این بود که بدون داشتن تجربه معمولا نمیشه استارتاپ موفقی زد. قطعا استثنائاتی بوده و هست ولی نرخ بالای شکست استارتاپها هم یه زنگ خطره! بله، بعضی از این استارتاپها به دلیلای دیگه ای شکست خوردن ولی بعضیاشون هم به دلیل بی تجربگی بوده

کاری که من میکنم اینه که ایده هام رو مینویسم ولی فعلا میخوام چند سالی صبر کنم و بیشتر مطالعه کنم، تجربم بیشتر شه، یسری آزمون و خطا انجام بدم رو بعضی مسائل، لینکای بیشتری بزنم و درک بهتری از اوضاع بیزنس و بازار پیدا کنم. ضرر این کار اینه که ایده های آدم خیلیاشون کهنه میشه و بقیه اجراشون میکنن و شاید پول خوبی هم ازشون بدست میارن! ولی فک میکنم هزینه ی معقولیه که واسه اجرای موفق یه استارتاپ باید داد.

دایی نبی
دایی نبی خوره ی کتاب و برنامه نویس تحت وب
۱۳۹۷/۰۴/۱۸

سلام ممنون ما هم دوست داریم حال شما خوب باشه. دغدغه هایی که دارید دغدغه های مشترک کسایی هست که ایده پردازی می کنن. سعی کنید با کسایی که تو زمینه های مربوط به اون ایده فعالیت میکنن مشورت کنید. خلاصه ترین و بهترین روشنگری، صحبت کردن با افراد با تجربه تو همون حوزه هست. نه تنها نیازی نیست بلکه شدنی هم نیست شما برآورد دقیقی از سرمایه ی اولیه داشته باشید. فقط یک رقم تخمینی که صرفا معلوم میکنه چقدر به جوانب مختلف اون فعالیت فکر کردید و هزینه ها رو در آوردید کفایت میکنه. 

شاید ایده تون رو وقتی با کسی که توسعه دهنده ی یک بیزینس یا کارآفرین یا تسهیلگر هست مطرح کنید تو چند دقیقه توجیه بشید که ایده تون ارزش کار کردن داره یا نه. این افراد دید وسیعی و دانش خوبی از وضعیت بازار کار دارن و تجربه های زیادی کسب کردن که به راحتی میتونه مسیر یک ایده رو با چند سوال تحلیلی به انتها برسونه. این افراد رو می تونید تو محافل استارت آپی دور همی های همفکر و همایش های مختلف پیدا کنید و باهاشون حرف بزنید.

در این صورت اون ایده دیگه وسوسه ی پوچ نیست. بلکه می تونه یک نجوای نجات دهنده باشه.