لطفا جاواسکریپت مرورگر خود را فعال سازید!

نحوه فعال سازی در کروم
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
نحوه فعال سازی در فایرفاکس
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
آیا می‌دانستید چگونه می‌توانید به گل سرسبد محل کار خود مبدل شوید؟

آیا می‌دانستید چگونه می‌توانید به گل سرسبد محل کار خود مبدل شوید؟

هر کسی که وارد بازار کار شده باشد شاید با این تفکر بارها‌و‌بارها مواجه شده باشد که ای کاش کسب‌و‌کار خودم را به‌راه می‌انداختم و دیگر زیر‌دست نبودم! درواقع، افراد به دلایل مختلفی همچون نداشتن مهارت‌های کافی در یک زمینهٔ خاص، نداشتن کاریزمای مدیریتی، نداشتن تجربه و بسیاری موارد دیگر قادر به تأسیس شرکت یا استارتاپ شخصی خود نمی‌باشند و لاجرم مجبور هستند تا برای شخصی دیگر تحت‌عنوان صاحب کار کار کنند. چنانچه توجه کرده باشید در موارد فوق‌الذکر نام و نشانی از نداشتن سرمایه برای راه‌اندازی کسب‌و‌کار شخصی به‌میان نیاوردم چراکه به‌نظر می‌رسد مادامی‌که فرد از یک ایدهٔ بکر و خلاقانه برخوردار باشد و از آن مهم‌تر تیمی حرفه‌ای داشته باشد، نباید خیلی نگران عدم وجود سرمایهٔ هنگفت باشد.

به‌طور‌مثال، استیو جابز ساخت کامپیوترهای مکینتاش را ازگاراژ منزل پدرش آغاز کرد و درنهایت مبدل به غول فناوری دنیا شد؛ دلیل این پیشرفت هم کاملاً مشخص است: او ایده‌های نو داشت و مهم‌تر از آن انگیزه خود را از دست نداد.

در حقیقت، او این کار را برای پول انجام نداد بلکه این کار را از روی عشق انجام می‌داد؛ اگر شما کاری را برای پول انجام دهید، به مجرد این‌که پول‌دار شوید، آن کار را رها خواهید کرد و این درحالی است که اگر کاری را از روی عشق و علاقه انجام دهید، به هیچ‌وجه از کار خود دست نخواهید کشید.

در این مقاله به هیچ‌وجه قصد نداریم پیرامون استراتژی‌های تأسیس شرکت خصوصی و کسب‌و‌کار شخصی صحبت کنیم؛ بلکه بیشتر روی سخن با کسانی است که به دلایل شخصی شرایط این‌که برای خودشان کار کنند را ندارند.

به‌نظر می‌رسد یک کارمند حرفه‌ای بودن به‌مراتب از یک صاحب شرکت نالایق بودن بهتر است! به‌طور‌مثال، فرض را بر این بگذاریم که یک پیشنهاد کاری از طرف دیجی‌کالا به شما می‌شود. با پیش زمینه‌ای که ممکن است شما در مورد این شرکت داشته باشید مبنی بر این‌که یکی از شرکت‌های خلاق و پیشرو در ایران است، شاید بر سر دو‌راهی قرار بگیرید که آیا استارتاپ خود را تأسیس کنید یا برای دیجی‌کالا کار کنید.

افراد هوشمند اگر در چنان شرایطی قرار بگیرند، به احتمال زیاد کار در دیجی‌کالا را ترجیح می‌دهند چرا‌که از زیر ساخت مناسبی برای پیشرفت کارمندان خود برخوردار است؛ حال پس از آن‌که تجربهٔ کافی در حرفهٔ خود در این شرکت کسب کردند، از کار خود استعفاء داده و یک استارتاپ به راه خواهند انداخت.

مادامی‌که شما یک کارمند حرفه‌ای و خلاق باشید، نباید در چنین شرکتی نگران آیندهٔ کاری خود باشید چرا‌که راه تا رده‌های بالای مدیریتی برای شما باز است. شاید یکی از عللی که اکثر افراد به این فکر می‌افتند که برای خودشان کار کنند، داشتن مدیرانی نالایق، قدرنشناس و سنت‌گرا می‌باشد؛ این افراد فکر می‌کنند که از تمام پتانسیل ایشان به نحو احسن در شرکتی که مشغول به کار هستند استفاده نمی‌شود و البته درست هم هست.

پس از ذکر این مقدمه، به مواردی می‌پردازیم که براساس تجربیات فردی نگارنده برای کار در شرکت‌های مختلف و همچنین مطالعه در این زمینه به‌دست آمده است. درضمن، این قول را می‌توان به هر کارمندی داد که اگر تبدیل به یک کارمند حرفه‌ای شود، از این مرحله به بعد این مدیر شما است که باید به دنبال شما باشد نه بالعکس.

کار را بقاپید
برای تبدیل شدن به یک کارمند حرفه‌ای، افراد باید در شرکت خود به‌دنبال فرصت‌های کاری جدید باشند؛ درواقع، اگر در شرکت کاری به شما محول شد، از آن کار گله و شکایت نکنید چراکه ممکن است شما در آن کار استعداد زیادی داشته باشید و حتی ممکن است مسیر شغلی شما به‌کلی دست‌خوش تغییر شود.

در ضمن اگر شرکت در حوزهٔ کاری تخصصی شما با ازدیاد نیرو مواجه گردد، می‌تواند از شما در دیگر حوزه‌ها نیز استفاده کند.

گله و شکایت نکنید
اگر حجم کاری شما زیاد بود، به هیچ‌وجه از این مسئله گله نکنید بلکه با فراگیری راه‌کارهای مدیریت زمان کارهای خود را به‌ترتیب اولویت انجام دهید. اگر شما از حجم زیاد کاری شکایت کنید، با همین کار راه را برای مدیر شدن خود در شرکت‌تان خواهید بست چراکه مدیران در شرکت‌های خصوصی کسانی هستند که بیش از مابقی افراد کار می‌کنند و اگر شما از این مسئله شکایت کنید این ذهنیت را در مدیر ارشد خود به‌وجود خواهید آورد که شما از پتانسیل و سخت‌کوشی کافی برای ارتقاء برخوردار نیستید.

واسطه‌ها را حذف کنید
اگر در شرکت با مسئله و یا مشکلی مواجه شدید و یا حتی به‌دنبال ترفیع بودید حتماً به‌طور مستقیم با خود مدیریت مذاکره کنید و به هیچ‌وجه منشی، مدیر مالی و غیره را واسطه قرار ندهید.

جدیت در کار
در محیط کار خود کاملاً جدی باشید و خود را با گفتن جک، خاطرات خنده‌دار و تکیه کلام‌های عامیانه مضحکه نکنید! اما این هرگز بدان معنی نیست که لبخند نزنید و اخم کنید.

مطرح نکردن مشکلات شخصی در محل کار
تا حد ممکن در مورد مسائل شخصی در محل کار صحبت نکنید مگر در موارد اضطراری؛ مثلاً اگر شما از وام‌هایی که گرفته‌اید، قرض‌هایی که باید ادا کنید، مشکلاتی که با همسر خود دارید و ... با همکاران و مدیر خود صحبت کنید، این کار موجب می‌گردد تا اهمیت و ارزش شما در دید ایشان کم‌رنگ شود. به‌طورکلی، یک کارمندی که وام ندارد به‌مراتب از کارمندی که کار می‌کند تا وام‌های خود را صاف کند در دید مدیر از ارزش بیشتری برخوردار است.

کنترل خشم
اگر از دست کسی عصبانی شدید، اول سکوت کنید و سعی کنید روز بعد عصبانیت خود را بروز دهید؛ درصد قابل‌توجهی از موارد عصبانیت شما تا روز بعد فروکش خواهد کرد.

ارزش‌های خود را زیرپا نگذارید
به هیچ‌وجه ارزش‌های خود را در محل کار زیر پا نگذارید؛ به‌طورمثال، اگر شما فرد دروغ‌گویی نیستید، حتی به دستور مدیرتان هم دروغ نگویید. شاید درلحظه این کار موجب دلخوری مدیر شما شود اما نکته اینجا است که در درازمدت این مسئله موجب می‌گردد که مدیرتان به شما از مابقی افراد اعتماد بیشتری پیدا کند.

درعین‌حال که ارزش‌های خود را محترم می‌شمارید، ارزش‌های سازمان و یا شرکتی که برای آن کار می‌کنید را نیز محترم بشمارید. اگر شرکت شما به سر وقت بودن اهمیت زیادی می‌دهد، پس حتماً این کار را انجام دهید و نظم را سرلوحه کار خود در شرکت قرار دهید. کارمندان موفق معمولاً افراد کاملاً منظمی هستند.

غیبت نکنید
اصلاً در مورد همکاران دیگر و مهم‌تر از همه، مدیر خود غیبت نکنید چراکه این ایماژ برای همکاران شما به‌وجود خواهد آمد که شما پشت‌سر ایشان هم همواره غیبت می‌کنید.

پیش‌قدم شدن در انجام کارها
صبر نکنید که مدیر به شما بگوید که چه کار کنید، بلکه خلاقیت به‌خرج داده و به مدیر خود بگویید اگر شما موافق هستید، من می‌خواهم فلان کار را انجام دهم.

انتقادپذیر باشید
اگر در شرکت کسی اعم از مدیر شما گرفته تا همکارانتان از شما انتقاد کردند -چه انتقاد ایشان سازنده بوده و چه مخرب- پذیرای آن باشید اما درعین‌حال حتماً از فرد منتقد بخواهید که به شما راه‌کاری هم ارائه دهد؛ در چنین مواقعی، خیلی از افرادی که فقط عادت دارند انتقاد کنند و خودشان هیچ‌گونه راه‌کاری برای آن ندارند گیر خواهند افتاد!

بله قربان گو نباشید
برخلاف عقیدهٔ عمومی که خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر همواره به مدیر خود بله و چشم بگویند این کار موجب ترفیع ایشان می‌شود، مدیرانی که دارای تفکر انتقادی هستند از کسانی‌که با ایشان با دلایل منطقی مخالفت می‌کنند بیشتر خوششان می‌آید.

سر کار خود مؤدب باشید 
از مدیر گرفته تا آبدارچی، همه باید چیزی به جز احترام از شما نبینند.

آپدیت باشید
در حوزهٔ کاری خود دارای اطلاعات به‌روز باشید؛ درواقع، این همان چیزی است که شما را یک سروگردن از مابقی کارمندان بالاتر نگاه خواهد داشت.

بیشتر از آن‌که قول دهید، عمل کنید 
درواقع، زمانی‌که مدیر شما درخواست کاری را از شما کرد، فوراً بله نگویید بلکه چند لحظه‌ای از ایشان زمان بخواهید و تمامی جوانب کار را بررسی کرده سپس زمانی را برای انجام آن کار به مدیر خود اعلام کنید؛ اما سعی کنید حتی اگر شده یک ساعت زودتر از زمان مقرر کار را تحویل دهید. درضمن، کار را بیش از حد انتظار مدیرتان انجام دهید.

اصلاً از خود تعریف نکنید
اجازه دهید کار شما معرف شما باشد؛ مدیران معمولاً از کسانی که منم‌منم می‌کنند خیلی خوششان نمی‌آید!

آراسته باشید و همیشه بوی خوش دهید 
اصلاً از عطرهای تیز استفاده نکنید چراکه این‌کار شاید موجب رنجش همکاران شما شود. خوبی این کار این است که اگر مدیر بخواهد به یک جلسه مهم برود، شما یکی از کاندیدای همراهی ایشان خواهید بود حتی اگر حوزهٔ کاری شما با موضوع جلسه یکی نباشد.

درضمن، منظور از آراستگی اصلاً خریدن لباس‌های برند و گران‌قیمت نیست بلکه منظور این است که حتی اگر لباس شما نو نیست، با به‌موقع شستن و اتو کردنش می‌توانید آراسته جلوه کنید.

صبحت درمورد مذهب، سیاست و مسائل جنسی ممنوع
به‌هیچ‌وجه پیرامون مذهب، سیاست و مسائل جنسی و چیزهایی از این دست سر کار با مدیر و همکاران خود بحث نکنید؛ اگر به‌دنبال یک سوژه برای صحبت کردن هستید، در مورد کلیشه‌هایی مثل آب‌وهوا هم صحبت نکنید بلکه در مورد اطلاعات به‌روز خود درمورد حوزهٔ کاری‌تان صحبت کنید. مسلماً این کار موجب به فکر فرو رفتن همکاران و مدیر شما خواهد شد.

خود را ارزان نفروشید 
هرچه قدر که خود برای شخص خودتان ارزش قائل شوید، دیگران هم به همان میزان برای شما ارزش قائل خواهند شد. سعی کنید در یک زمینهٔ خاص به فردی حرفه‌ای تبدیل شده که حتی در آن زمینه صاحب‌نظر هم باشید، سپس مهارت خود را به گران‌ترین قیمت ممکن بفروشید. اگر خود را دسته‌کم بگیرید، این ذهنیت برای مدیرتان پیش خواهد آمد که شما فردی حرفه‌ای نیستید. درعین‌حال، به‌هیچ‌وجه خود را بزرگ‌نمایی نکنید چراکه فقط پس از چند ماه دست شما رو خواهد شد و بایستی از شرکت‌تان خداحافظی کنید!

مراقب انتقاد کردن از دیگران باشید
در جمع از مدیر خود انتقاد نکنید و شخصیت ایشان را زیر سؤال نبرید اما هرموقع که با یکدیگر بودید، در محیطی خارج از محیط شرکت با کلامی ملایم از مدیریت مدیر خود انتقاد کنید و به‌هیچ‌وجه مدیریت ایشان را با شخصیتش قاطی نکنید! به‌عبارت دیگر، شخصیت حقوقی ایشان را مورد انتقاد قرار دهید نه شخصیت حقیقی ایشان را.

کاری نکنید که زیر منت مدیر خود بروید
به‌طورمثال، اگر شرکت شما دارای روابط خوبی با بانک‌ها است و می‌تواند برای شما وام بگیرد و یا خود شرکت می‌تواند به شما وام دهد، سعی کنید تا حد ممکن زیر بار این کار نروید چراکه این کار قدرت شما را در محیط کاری‌تان کاهش خواهد داد.

دلخوری خود را ابزار کنید
اگر از دست مدیر خود دلخور شدید، منتظر شرایطی باشید تا دلخوری خود را به ایشان ابراز کنید چراکه این کار به‌منزلهٔ یک سوپاپ اطمینان خواهد بود. اگر شما این کار را نکنید، پس از گذشت زمان دلخوری‌های شما تبدیل به تنفر خواهد شد و کار در آن شرکت را برای شما غیرممکن خواهد ساخت.

مثلاً اگر مدیر شما عادت به قدردانی از زحماتی که شما بیش از انجام وظیفهٔ‌تان می‌کشید ندارد، این کار را به ایشان گوشزد کنید چراکه شما برای تبدیل شدن به یک کارمند خوب نیاز به سوخت دارید و تمجید و تشکر از شما می‌تواند این سوخت را برای ادامهٔ فعالیت حرفه‌ای‌تان تأمین کند.

نیازهای خود را شفاف بیان کنید
اگر از مدیر خود درخواست مرخصی کردید و ایشان قبول نکرد، مشکل مدیر شما نیست بلکه مشکل خود شما هستید؛ شما می‌بایست آن‌قدر به کاری می‌خواهید انجام دهید اطمینان داشته باشید که مدیر شما اهمیت این کار را از چشمان شما بخواند و به خود اجازهٔ مخالفت با شما را ندهد.

اگر شما برای زندگی شخصی خود ارزش قائل نشوید و به‌محض این‌که درخواست مرخصی برای یک کار شخصی کردید و مدیرتان با شما مخالفت کرد کوتاه بیایید، مطمئن باشید که مدیرتان در مابقی موارد هم برای زندگی شخصی شما ارزش کمی قائل خواهد شد.

صداقت داشته باشید
با شرکت خود رو راست باشید و به هیچ‌وجه به مدیر خود دروغ نگویید؛ فرض کنید که کار اشتباهی انجام می‌دهید و مدیر خود را از ضرری که متوجه شرکتش شده است مطلع نمی‌سازید. این کار نه‌تنها زیرپا گذاشتن ارزش‌های فردی است، بلکه ممکن است در مابقی موارد با مرتکب شدن اشتباه یکسانی ضرر بیشتری را متوجه شرکت‌تان کنید اما اگر مدیر خود را مطلع سازید، شاید ایشان راه‌کار مناسبی را به شما بیاموزد.

برای خانوادهٔ خود ارزش قائل باشید
به هیچ‌وجه از زمان استراحت و مهم‌تر از آن خانواده برای کار خود استفاده نکنید چراکه شما کار می‌کنید تا بتوانید با خانوادهٔ خود اوقات خوشی را بگذرانید نه این‌که خانواده تشکیل داده‌اید که برای مخارج آن کار کنید!

به‌دنبال ارتقاء باشید
اگر پس از گذشت چند سال در موقعیت کاری خود باقی ماندید و ارتقائی نگرفتید، بدانید که یک‌جای کار می‌لنگد؛ حتماً به دنبال یافتن مشکل باشید. در این مورد یا مشکل از شما است که نتوانسته‌اید نظر مدیر خود را جلب کنید و یا مشکل از مدیر است که قدر شما را نمی‌شناسد.

کارهایی را که برای مبدل شدن به یک کارمند حرفه‌ای می‌توان انجام داد زیاد هستند؛ این مواردی که ذکر شد حداقل در مورد نگارنده صادق بوده‌اند اما کارهایی که می‌توان انجام داد تا به یک کارمند حرفه‌ای مبدل شد به اینجا ختم نخواهد شد.

با انجام کاری‌های فوق، کاری کنید که جایگزینی شما برای شرکت نه‌تنها دشوار بلکه غیرممکن باشد. البته یک نکته را هم فراموش نکنید و آن‌هم این‌که گاهی‌اوقات معادلات آدم جور درنیامده و حتی اگر بهترین کارمند هم باشید، ممکن است گیر مدیر ... افتاده باشید که درنهایت مجبور به ترک شرکت خود شوید!

حال نوبت به نظرات شما می‌رسد؛ با کدام‌یک از موارد فوق‌الذکر موافقید و با کدام‌یک مخالف؟ همچنین شما چه استراتژی‌های دیگری را برای موفقیت در کارتان پیش گرفته‌اید که اثربخش بوده‌اند؟ نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با ما و سایر کاربران سکان آکادمی به اشتراک بگذارید.



بهزاد مرادی