لطفا جاواسکریپت مرورگر خود را فعال سازید!

نحوه فعال سازی در کروم
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
نحوه فعال سازی در فایرفاکس
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
چرا صاحبان ایده می بایست ابتدا برنامه نویسی یاد بگیرند؟

چرا صاحبان ایده می بایست ابتدا برنامه نویسی یاد بگیرند؟

در‌ واقع بهتر است که به جای عنوان فوق، از عنوانی همچون چرا صاحبان ایده‌های مرتبط با خدمات آنلاین، اپلیکیشن های موبایل و به طور کلی حوزه ی آی تی می بایست برنامه نویسی یاد بگیرند؟ استفاده کنیم زیرا در این مقاله روی سخن بیشتر با افرادی است که قصد دارند تا استارتاپی در حوزه ی آی تی به راه اندازند. نیاز به توضیح نیست که یک پای ثابت حضور در دنیای فناوری، برنامه نویسی و برنامه نویسان هستند و هر کسی که قصد راه اندازی کسب و کاری در این حوزه را داشته باشد، لاجرم نیازمند به برنامه نویسان است. آنچه در این مقاله قصد داریم مورد بررسی قرار دهیم، این است که چرا صاحبان ایده‌های مرتبط با فناوری می بایست خود را از برنامه نویسان بی‌ نیاز کنند. با سکان آکادمی همراه باشید.

پس از شکل گیری طرح تجاری یک استارتاپ و این که مشخص شد این کسب و کار نوپا قرار است چه سرویسی به کاربران هدفش ارائه دهد، بدون شک نیاز به یک برنامه نویس یا گروهی از برنامه نویسان در تیم استارتاپ احساس خواهد شد. اگر ایده ی مد نظر مثلاً یک فروشگاه آنلاین باشد، مسلماً یک برنامه نویس بک اند -زبان پی اچ پی، دات نت یا هر زبان دیگری- و همچنین یک برنامه نویس فرانت اند یا بهتر بگوییم طراح رابط کاربری که به زبان‌های اچ تی ام ال، سی اس اس و جاوااسکریپت مسلط باشد جزو حداقل های تیم برنامه نویسی است. اگر هم بخواهیم یک اپ موبایل طراحی کنیم، بسته به این که برای پلتفرم اندروید، آی او اس یا ویندوز فون باشد نیازمند یک توسعه‌دهنده ی مسلط به یکی از زبان‌های جاوا، آبجکتیو سی و یا سی شارپ می باشیم.

پیش از ادامه ی توضیح پیرامون ضرورت فراگیری اصول برنامه نویسی برای صاحبان ایده، برای درک عمق فاجعه‌ای که در برخی استارتاپ ها به وقوع می پیوندد، ابتدا دو سناریوی مختلف تعریف کرده سپس به توضیحات بیشتر در همین راستا خواهیم پرداخت.

نقش اول داستان: سیاوش (سمت: صاحب ایده)
نقش دوم داستان: بهزاد (سمت: برنامه نویس

حال فرض کنیم که سیاوش یک فروشگاه آنلاین به راه انداخته است و برای کدنویسی آن، از برنامه نویسی به نام بهزاد کمک گرفته است. همه چیز خوب پیش می‌رود تا این که:

بوق تلفن: بییییب بیییب بیییب …
سیاوش: الو سلام، بهزاد خوبی.
بهزاد: شکر، بد نیستم تو چطوری؟
سیاوش: الحمد الله. آقا یه کاری داشتم؟
بهزاد: امر بفرما
سیاوش: تو فروشگاه می خوام در کنار هر محصول، محصولات جانبی اش هم نمایش داده بشه. مثلاً یه بابایی که می خواد موبایل بخره، کنارش قاب موبایل، شارژر و … هم نمایش داده بشه. می‌خواستم زحمتش رو بکشی.
بهزاد: زحمتی نیست، اما راستش رو بخوای الان خیلی درگیرم. یه پروژه برداشتم و باید تا ماه دیگه تحویلش بدمش. حتی جمعه ها هم دارم کار می کنم.
سیاوش: ای بابا. مگه روز اول نگفتی هر موقع کاری داشتی به روی چشم.
بهزاد: الان هم می گم ولی خداییش گیر افتادم. خیلی سرم شلوغه ...

در سناریوی دوم فرض می‌کنیم که بهزاد اصلاً سرش شلوغ نیست و کاملاً پایه است تا پروژه را انجام دهد:

بوق تلفن: بییییب بیییب بیییب …
سیاوش: الو سلام، بهزاد خوبی.
بهزاد: شکر، بد نیستم تو چطوری؟
سیاوش: الحمد الله. آقا یه کاری داشتم؟
بهزاد: امر بفرما
سیاوش: تو فروشگاه می خوام در کنار هر محصول، محصولات جانبی اش هم نمایش داده بشه. مثلاً یه بابایی که می خواد موبایل بخره، کنارش قاب موبایل، شارژر و … هم نمایش داده بشه. می‌خواستم زحمتش رو بکشی.
بهزاد: زحمتی نیست. دقیق بگو ببینم چی می خوای؟
سیاوش: هیچی می خوام بر اساس نوع دسته بندی و این که چه زیر شاخه و چه محصولی انتخاب شده، محصولات مرتبط با آن محصول نمایش داده بشه. در بخش ادمین پنل هم، مدیر سایت بتونه موقع تعریف محصول، محصولات مرتبط رو بهش اختصاص بده.
بهزاد: مشکلی نیست. می دونی که قرارداد پشتیبانیمون تموم شده و باید حق الزحمه ی این بخش رو جدا حساب کنی؟ بودجه ی خاصی مد نظرت هست؟
سیاوش: نه تو بگو!
بهزاد: ناقابل، میشه سه میلیون و هفتصد اما چون تویی، دویستومنش رو هم نده، رند سه و نیم.
سیاوش: فکر نمی‌کنی یه کم زیاده؟
بهزاد: نه خداییش، خیلی خوب گفتم. بچه‌ها همین رو زیر پنج تومن نمی گیرن انجام بدن.
سیاوش: راستش الان دستم خالیه. نمی دونم چه کار کنم!
بهزاد: موردی نیست. هر موقع جور شد بگو کدزنی رو شروع کنم … ما خیلی مخلصیم داداش!

می‌بینیم که در هر دو سناریوی فوق، نقش اول قصه شدیداً محتاج به یک برنامه نویس است و همین مسأله منجر می‌گردد تا گاهی اوقات ایده‌هایی که منجر به بهبود یک کسب و کار -مثلا فروشگاه آنلاین- می‌شوند منقضی شده و رشد استارتاپ را با سکته مواجه کنند.

حال فکر می‌کنید که اگر نقش اول این داستان خودش برنامه نویس بود چه اتفاقی می افتاد؟ خیلی راحت، به محض این که نیازی در برنامه احساس می‌شد و یا این که باگی کشف می شد، صرفا با اراده کردن می‌توانست در صدد رفع آن برآید.

مارک زوکربرگ -موسس فیسبوک- خود یک برنامه نویس بود و جالب است بدانید که اولین نسخه ی شبکه ی اجتماعی فیسبوک را خودش کدزنی کرده بود. در ادامه راه هم که به تنهایی از عهده ی توسعه ی فیسبوک برنیامد، از سایر توسعه دهندگان کمک گرفت و الان هم که بیشتر در زمینه ی مدیریت این شرکت فعال است.

به عنوان مثالی دیگر می‌توان شرکت اپل را مثال زد. استیو جابز و استیو وازنیاک دو مؤسس اصلی این شرکت بودند. از همان ابتدا آقای جابز ایده پردازی می‌کرد و آقای وازنیاک هم به ساخت مدارها و کدنویسی مشغول می شد. به محض این که ایده ای هم به ذهنشان می رسد، اصلاً نیازی نداشتند تا التماس یک توسعه دهنده را بکنند چرا که خود علم مورد نیاز برای این کار را داشتند.

بیل گیتس هم که نیازی به معرفی ندارد -یکی از موسسین بزرگ‌ترین شرکت نرم افزاری دنیا یعنی مایکروسافت- ابتدا یک برنامه نویس بود و همین مسأله منجر شد تا بتوانند در زمینه ی تولید نرم‌افزار، سایر برنامه نویسان را مدیریت کرده و دنیا را دگرگون سازد.

زمانی که صاحب یک ایده ی مرتبط با فناوری، برنامه نویس نباشد یا چیزی از برنامه نویسی نداند، گاهی اوقات عاقبت استارتاپ ممکن است به چالش کشیده شود. به عبارت دیگر، خیلی اوقات هیچ‌کس جز صاحب ایده نمی‌توانند آنچه که در ذهن دارد را تبدیل به کد کند و یا این احتمال وجود دارد که وقتی می خواهد قابلیت جدیدی را به برنامه اضافه کند، سایر برنامه نویسان ایشان را به قول معروف بپیچانند! و چیزهایی مثل نمیشه، زمان زیادی می بره، با فلان ماژول کانفلیکت پیدا می کنه و این‌جور حرف‌ها رو تحویل بگیره!

حال ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که در حال حاضر من یک ایده ی استارتاپی دارم اما خودم اصلاً کدنویسی بلد نیستم. اگر هم بخواهم بروم سراغ کدنویسی، حداقل یک سال به طول خواهد انجامید تا آن را در سطحی که بتوانم ایده را اجرایی کنم یاد بگیرم. در چنین شرایطی چه باید کرد؟ در پاسخ به این سوال، بایستی گفت که ممکن است اجرای ایده کمی با تأخیر صورت بگیرد، اما اگر نیم نگاهی هم به آینده داشته باشیم، خواهیم دید که در دراز مدت اصلاً ضرر نخواهیم کرد!

جدای از این مباحث، کدزنی مهارت لذت بخشی هست که شما رو مجبور به تفکر الگوریتمیک، تفکر انتقادی و … کرده و به طور کلی ذهن شما رو باز تر می سازد. نظر شما چیست؟ آیا شما هم موافقید که صاحبان ایده می بایست ابتدا برنامه نویس باشند؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.



بهزاد مرادی