اطلاعات شخصی شما روی وب سرمایهٔ شما است، پس مراقب آن باشید!

تصمیم دونالد ترامپ مبنی بر اجازهٔ فروش اطلاعات وب‌گردی کاربران توسط شرکت‌های ISP، بحث‌های زیادی به‌راه انداخته است؛ هنوز باید منتظر ماند و دید که این کار به چه صورت پیش خواهد رفت ولی آنچه مسلم است این‌که اطلاعات کاربران بیش‌از‌پیش، اهمیت پیدا می‌کنند. دربارهٔ این موضوع و همچنین آیندهٔ اطلاعاتی که ما خواه‌وناخواه روی بستر نت تولید می‌کنیم، با جان مارشال -استراتژیست ارشد شرکت Lippincott و استاد بازاریابی کالج دارت‌موس- مصاحبه‌ای صورت گرفته است. آقای مارشال در Lippincott بر روی برنامه‌هایی در قالب Customer of the Future (مشتری آینده) کار کرده تا پیش‌بینی کند برای اطلاعت شخصی کاربران طی 5 تا 15 سال آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد. این برنامه برپایهٔ یک سری از تحقیقات جامع بنا شده است و سعی داشته تا تاثیر پیشرفت‌های تکنولوژی را بر زندگی شخصی ما پیش‌بینی کند. جهت آشنایی بیشتر با دیدگاه‌های این استاد بازاریابی، در ادامه با سکان آکادمی همراه باشید.

فروش اطلاعات: امری اجتناب‌ناپذیر
از نظر آقای مارشال یک چیز روشن است و آن‌هم این‌که فروش اطلاعات به‌وقوع خواهد پیوست اما تنها این سوال مطرح است که چگونه؟ به‌نظر می‌رسد که در حال حاضر، در چهارراه پیشرفت فناوری قرار داریم و تنها کاری که باید انجام دهیم این است که گره‌های این راه را بشناسیم و مسیر درست را انتخاب کنیم.

همین حالا هم شرکت‌هایی مثل فیسبوک، آمازون و غیره نحوهٔ تعامل ما با اطلاعات و زندگی شخصی‌مان را به شکل موثری تغییر داده‌اند؛ آنچه که ما باید بفهمیم این است که چه‌طور باید آن‌ها را همین‌طور که هستند قاعده‌مند کنیم و آن‌وقت با خیال راحت اوضاع را رصد کنیم.

اما به‌نظر آقای آقای مارشال قضیه به این سادگی‌ها هم نیست تاجایی‌که او اعتقاد دارد این تازه شروع کار است و ما تنها به بخش بسیار کوچکی از تمام اطلاعاتی که دربارهٔ ما است دسترسی داریم و درصد کمی از ارزش آن اطلاعات را درک می‌کنیم. طی 10 سال آینده، فرصت‌های ارزش‌آفرینی بی‌شماری وجود خواهد آمد.

روش‌های جدید و ارتقایافتهٔ جمع‌‌آوری و به اشتراک‌گذاری اطلاعات، جوامع را متحول خواهند کرد. دسترسی به اطلاعات شخصی جدید، مثل نقشهٔ ژنوم‌هایمان که عملا به واقعیت پیوسته، ارزان‌تر خواهد بود و در عوض فرصت‌های جدیدی را به‌وجود خواهد آورد اما با هر امکان جدیدی که به تکنولوژی اضافه می‌گردد، مشکلات جدیدی هم بروز خواهند کرد.

ارزش زیادی در مبادلاتی که در بخش بازار، تبلیغات و تولید در مورد ISP‌ها انجام خواهد شد وجود خواهد داشت و این‌که این مبادلات همچنان صورت خواهد پذیرفت. آنچه که ممکن است اتفاق بیافتد تغییر در راه‌های این مبادلات است. اما صرف نظر از این‌که چه تغییری صورت پذیرد، اطلاعات کاربران قرار است که به پولی جدید تبدیل شود!

امروزه اطلاعات مهمترین نوع سرمایه است چراکه بیشترین ارزش از طریق ارتباطات تولید می‌شود نه از راه تولید و ساخت محصولات فیزیکی. در حال حاضر، تبادل اطلاعات اکثرا به صورت ناآگاهانه انجام می‌شود ولی به عقیده آقای مارشال، هم‌زمان با افزایش ارزش آن، مردم هم خواستار مالکیت بیشتر بر روی اطلاعات‌شان خواهند شد.

چه کسی اطلاعات را خواهد فروخت؟
طبیعتا شرکت‌هایی که هم‌اکنون از اطلاعات مشتریان‌شان پول به‌دست می‌آورند به‌دنبال حفظ جایگاه برترشان در بازار هستند؛ اما با این حال، آقای مارشال معتقد است که در نهایت، احتمالا مالکیت اطلاعات در دستان کاربران اطلاعات قرار خواهد گرفت. در حال حاضر، شکاف عمیق آموزشی بین کاربران وجود دارد. آن‌ها ارزش اطلاعات شخصی‌شان و این‌که چه‌طور می‌توانند از آن پول به‌دست آورند را نمی‌دانند.

آقای مارشال به این نکته اشاره می‌کند که در گذشته وقتی چنین شکاف‌های آموزشی وجود داشت، برای مثال درباره بازارهای مالی، تنها مورد زمان بود تا این‌که قانون به حمایت از حقوق افراد دخالت کند. اطلاعات درواقع همان پول است، فقط پرسش اینجا است که ما چه‌طور اطلاعات‌مان را در برابر چیز باارزشی بدهیم. در حال حاضر، به‌آسانی پذیرفته‌ایم تا اطلاعات‌مان را در اختیار سایرین قرار دهیم. هربار که از یک وبسایت بازدید می‌کنید، شما عملا با سیاست‌های حریم‌خصوصی آن سایت و دادن اطلاعات خود به آن موافقت کرده‌اید. 

آقای مارشال مطمئن است آن زمان که ما ارزش واقعی اطلاعاتی را که در اختیار می‌گذاریم را دریابیم، دولت‌ها در برابر شرکت‌ها به نفع افراد موضع‌گیری خواهند‌ کرد. بنابراین، از آنجا که تبادل اطلاعات امری اجتناب‌ناپذیر است، با بالاتر رفتن آگاهی کاربران حق مالکیت آن احتمالا در اختیار خودشان قرار خواهد گرفت. اما پس از آن سوال دیگری که مطرح می‌شود این است که حال با این حق مالکیت بر اطلاعات شخصی چه باید کرد؟

تولد یک شکل جدید از اقتصاد
اگرچه دیتا دارای ارزش زیادی است، اما با این وجود چنین مسئله‌ای حداقل برای کاربران معمولی بدان معنی نیست که به‌سادگی بتوان آن را به پول تبدیل کرد. در این مسئلهٔ بغرنج، آقای مارشال پتانسیل بسیار بزرگی را برای نوع جدیدی از تجارت می‌بیند که نهایتا منجر به شکل جدیدی از اقتصاد خواهد شد.

صنایع جدیدی شکل خواهند گرفت و به کاربران اینترنتی در مدیریت، حفظ امنیت و درآمدزایی از اطلاعات‌شان کمک خواهند کرد؛ این تغییر مسیر به سمت یک اقتصاد اطلاعات-محور در راستای تغییرات اجتماعی عظیم چند قرن اخیر خواهد بود.

در حقیقت، زمانی‌که مردان جوان در دهه 40 قرن 19 میلادی روستاها را به قصد کار در کارخانجات لندن ترک کردند -درست در آغاز انقلاب صنعتی- اتفاقی مشابه روی داد؛ جوانان از گرمی و شور زندگی شخصی‌شان گذشتند، ولی دیگر مجبور نبودند خودشان لوازم شخصی منزل‌شان را بسازند.

در آینده هم کاربران شروع به انجام کارهای دیگری می‌کنند؛ آن‌ها وقت بیشتری را صرف مدیریت اطلاعات‌ خود کرده و سپس به کارهای دیگر خواهند پرداخت.

آقای مارشال بیان می‌دارد که این هم صرفا یک تحول اجتماعی متفاوت است و لزوما اتفاق خوب یا بدی نیست؛ جوامع ما دیگر بار دست‌خوش تغییر می‌شوند با این تفاوت که این‌بار به جای کارخانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و سایر سرویس‌های مشابه تجاری در مرکز این تحول قرار خواهند داشت.

این پلتفرم تجاری جدید ارتباط‌دهندهٔ مردم به یکدیگر است؛ اطلاعات را جابه‌جا می‌کند و از طریق ایجاد ارتباط، خلق ارزش می‌کند. این نوع تجارت احتمالا طی چند سال آینده به‌شدت قانون‌گذاری خواهد شد و صحنهٔ جنگ بر سر اطلاعات خواهد بود.

ما باید این پلتفرم‌ها را به‌عنوان کارگزاران منصف اطلاعات‌مان تحت نظارت قانون در بیاوریم همان‌طور که این کار را با بانک‌ها به‌عنوان کارگزاران پولی خود انجام دادیم.

آنچه مسلم است این‌که که صنعت جدیدی به تمام معنا شکل خواهد گرفت که شکاف بین صاحبان دیتا (ما) و کسانی که مایل به استفاده از آن هستند را به‌هم نزدیک‌تر خواهد کرد.

نگاهی به آینده
روی‌هم‌رفته، اوضاع تاحدودی گیج‌کننده است؛ به‌حراج گذاشتن زندگی شخصی‌مان برای خریدن خدمت از شرکت‌های بزرگ در واقع تنزل دادن مفهوم انسانیت به یک مصرف‌کنندهٔ صرف یا حتی بدتر از آن به یک محصول است.

آقای مارشال وجود مشکلات زیاد در انطباق به پلتفرم‌های تجاری دیتا-محور را می‌پذیرد، اما همواره نیمهٔ پر لیوان را نگاه می‌کند! از دید وی،

آینده به‌طرزی باورنکردنی امیدبخش و مثبته چون اطلاعات در زندگیم به من قدرت ماورایی می‌ده. هرچه که اطلاعات بیشتری وجود داشته باشه، من هم قدرت بیشتری دارم ولی در مدیریت آن قدرت به کمک نیاز خواهم داشت.

برای آقای مارشال، چنین آینده‌ای ادامهٔ همان فرایند کنترل زندگی‌هایمان در 10 سال گذشته است. امروز ما با گوشی‌های هوشمندمان کارهایی می‌کنیم که در گذشته حتی خوابش را هم نمی‌دیدیم. حتی این امکان هم وجود دارد که نوع‌دوستی اطلاعاتی به‌وجود بیاید به‌نحوی که از اطلاعات جمعی‌مان برای بهتر شدن جامعه‌ٔ خود استفاده کنیم.

برای مثال می‌توانیم بدانیم کدام جاده‌ها باید تعمیر شوند یا مردم از بیمهٔ درمان بهتری بهره‌مند شوند و مواردی از این دست؛ با این حال، تمام این‌ها بستگی به این دارد که اطلاعات چه‌طور مورد قانون‌گذاری قرار گیرند و این امر به توجه بیش‌از‌پیش ما نیاز دارد.

هم‌اکنون دیدگاه‌های مختلفی در این باره مطرح است؛ در ایالات متحدهٔ آمریکا، اطلاعات بیشتر به‌عنوان تسهیل‌کنندهٔ دادوستد شناخته می‌شود در حالی که در نگاه اروپائیان، حق مالکیت شخصی اطلاعات جزئی از حقوق بشر است.

اگر مراقب نباشیم ممکن است در آخر با سیستمی ناعادلانه روبه‌رو شویم که در آن افراد ثروتمند قادرند از اطلاعاتشان محافظت و خلق پول کنند در حالی که افراد با امکانات کمتر مجبور باشند از حق حریم‌خصوصی خود بگذرند تا به خدمات مختلف آنلاین دسترسی داشته باشند. اما اگر قانون‌‌گذاری صحیحی صورت پذیرد، می‌توانیم شاهد بهبود همه جانبهٔ زندگی‌مان باشیم. روی‌هم‌رفته، هرگونه تصمیمی اتخاذ شود، در عین حال بسیار محتمل است که در همین دوره زمانی عمر خود تغییر به اقتصاد اطلاعات-محور را شاهد باشیم.

Personal data as a currency doesn’t have to be all bad

0


مهرداد نقیبیان

کارشناس ارشد آموزش زبان از دانشگاه صنعتی شریف هستم و در آنجا، ادبیات انگلیسی، داستان کوتاه انگلیسی و مکالمهٔ موضوعی تدریس کرده و می‌کنم. ترجمهٔ مقالات در حوزه‌های مختلف به‌خصوص فناوری هم از کارهای مورد علاقه‌ام می‌باشد. کتاب خواندن و سفر رفتن هم از جمله فعالیت‌های مورد علاقه‌ام می‌باشد.






از طریق این فرم، می توانید بدون ثبت نام نظر دهید و یا اگر قبلا ثبت نام کرده اید، با ورود ناحیه ی کاربری می توانید علاوه بر ثبت نظر، به مدیریت نظرات خود نیز بپردازید.
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)