آیا کار کردن در یک استارتاپ مناسب برنامه‌نویسان جویای کار است؟

آیا کار کردن در یک استارتاپ مناسب برنامه‌نویسان جویای کار است؟

کسانی که در صنعت نرم‌افزار مشغول به کار هستند هر از گاهی خیال کار برای یک کسب‌وکار نوپا (استارتاپ) به سرشان میزند و به واسطهٔ بودن در چنین محیطی، پیشنهادات اغواکننده‌ای هم از سوی افرادی که خود را استیو جابز بعدی قلمداد می‌دانند دریافت می‌کنند! باید به این نکته توجه داشت که استارتاپ تنها یک شغل نیست بلکه محیط آن -به‌خصوص در مراحل اولیه- بسیار منحصربه‌فرد است و برای رشد کردن در چنین فضایی باید شخصیت خاصی داشته باشید. درست مانند هر کار دیگری، وارد شدن به استارتاپ هم مزایا و معایب خود را دارا است. آنچه در ادامه می‌خوانید، به شما کمک خواهد کرد تا تصمیم بگیرید که آیا برای ورود به یک کسب‌و‌کار نوپا آماده هستید یا خیر.

اشتیاق
سوال مورد نظر در حال حاضر این نیست که آیا شما باید در یک استارتاپ مشغول به کار شوید یا این‌که کدام استارتاپ جای مناسب‌تری برای شماست؛ بلکه باید به این نکته توجه کنید که یک شروع اشتباه باعث می‌شود که شما همواره به دنبال راهی برای فرار باشید یا حس بازنده بودن را تجربه کنید. از آنجایی که بیش از ۹۰ درصد استارتاپ‌ها طی چند سال اول، شکست را تجربه می‌کنند، انتحاب با چشم باز و پس از آن، کار کردن با تمام وجود در شرکتی که واقعا دوستش دارید باید برایتان در اولویت باشد.

کارکنان استارتاپ‌های کوچک می‌بایست به دورنما و اهداف کسب‌وکار مد نظر اعتقاد داشته باشند و با چنان اشتیاقی کار کنند که هیچ تغییر و افتی باعث لغزش ایشان نشود. اگر شما به خدمات یا محصولات استارتاپی که قرار است در آن کار کنید مطمئن نباشید و از زحمتی که متقبل می‌شوید احساس رضایت نکنید، این بدان معنا است که به اهداف اصلی شک کرده‌اید و این موجب دلسردی و یا حتی ترک شغل شما در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهد شد.

به طور مثال زمانی که یک برنامه‌نویس وارد استارتاپی می‌شود، باید بداند که کد زدن مداوم در ساعت‌های طولانی بخشی از کار است و فداکاری محسوب نمی‌شود! به بیانی دیگر، کار کردن تنگاتنگ با بنیان‌گذاران این‌گونه کسب‌وکارها نشان می‌دهد که شما نیز برای کار آنها ارزش قائل هستید و برای کار کردن کاملا آمادگی دارید.

استعداد
علاوه بر علاقه‌ای که به انجام یک کار دارید، داشتن استعداد در زمینهٔ کاری که انجام می‌دهید نیز در تضمین موفقیت شما نقش به‌سزایی دارد؛ یک استارتاپ در واقع یک اکوسیستم متمرکز است که برای پیشرفت به تمام وجود شما نیاز دارد نه فقط قسمتی از آن. درواقع، موفقیت تیم‌های استارتاپی ارتباط تنگاتنگی با تمرکز روی کاری که اعضای آن انجام می‌دهد داشته بنابراین افرادی که به کمک شما در کسب‌وکار کوچک و جدید خود چشم امید دوخته‌اند، به چیزی کمتر از یک همکار عالی و همه‌فن‌‌حریف رضایت نمی‌دهند.

داشتن استعداد در یک زمینهٔ خاص مثلا کدنویسی کافی نیست؛ به عنوان یک برنامه‌نویس خوب، شاید لازم باشد گاهی بخشی از مسئولیت‌های مدیریتی را نیز بر عهده گیرید اما نباید انتظار داشته باشید که پشت میز بنشینید و از دستور دادن به افراد لذت ببرید! برای بقای یک استارتاپ، نقش همهٔ افراد به یک اندازه مهم است و عنوان شغلی ایشان  لزوما نشانهٔ برتری آنها نسبت به یکدیگر نیست.

سر نترس داشته باشید
راه‌اندازی یک کار جدید چیزی شبیه قمار است! اگر از ثباتی که در شرایط فعلی‌تان دارید راضی هستید، شاید هرگز خیال کار کردن در یک استارتاپ به سرتان نزند. شرکت‌های تازه‌کار بر این باورند که همهٔ افرادی که در یک مجموعه با هم کار می‌کنند سهمی یکسان در به ثمر رساندن آن دارند. این بدان معنی است که اگر افراد مناسب، در موقعیت درست بر روی کاری صحیح تمرکز کنند، موفقیت حتمی است (البته برعکس آن نیز صادق است!)

از آنجایی که بسیاری از استارتاپ‌ها محکوم به شکست هستند، شما می‌توانید با تحقیق همه‌ جانبه در زمینهٔ استارتاپی که می‌خواهید با آن همکاری کنید، ریسک شکست خود را به حداقل برسانید. اما در مقایسه با داشتن یک شغل در شرکتی بزرگ و مطمئن و همه چیز تمام، کار کردن با یک استارتاپ همیشه یک ریسک بزرگ حساب می‌شود. بعضی از ما آدم‌ها به هیچ عنوان مرد روزهای سخت نیستیم پس قبل از هر تصمیمی، سعی کنید خودتان را خوب بشناسید.

انعطاف‌پذیری
اگر عادت به کار در مجموعه‌های بزرگ را دارید، نکاتی هست که باید همواره آویزهٔ گوش خود کنید؛ در استارتاپ‌ها از برنامهٔ کاری شفاف، سلسه مراتب کاری سفت‌وسخت و برنامه و حد و حدود مشخص خبری نیست! کار در کسب‌وکارهای نوپا به نوعی شما را در حالت شناور قرار می‌دهد. یک روز بر صندلی ریاست تکیه می‌زنید و  فردای همان روز ممکن است یک کارمند عادی باشید. در چنین شرایطی یک تیم دور هم جمع می‌شوند تا فارغ از تمام سختی‌ها و اختلاف‌نظرها، یک محصول خلق کنند و برای آن رد شدن از تمام موانع را به جان میخرند.

در دنیای استارتاپ‌ها، انعطاف‌پذیری یک اصل محسوب می‌شود. اگر شما یک برنامه‌نویس هستید که قادر به کنار آمدن با تغییرات و تصمیمات لحظه‌ای نیستید و نمی‌توانید ساعات طولانی کار کنید و غر نزنید، مطمئن باشید که برای کار در یک استارتاپ آفریده نشده‌اید!

مالکیت
به عقیدهٔ برایان تیتس، موسس مجموعه FounderTherapy، «اعضای استارتاپ‌های موفق می‌تونن خودشون رو مدیریت کنند». تیتس خاطر نشان می‌کند که اعضای تیم استارتاپ‌های قوی منتظر نمی‌مانند تا بقیه کاری برای آنها انجام دهند، بلکه همواره در فکر انجام کاری برای پیشرفت کل تیم هستند. آنها در تلاش برای پیدا کردن مسئولیت‌های خود و انجام دادن صحیح آنها در کنار گرفتن تصمیمات درست هستند.

اعضای تیمی که این‌چنین دلسوزانه کار کنند، قابل ستایش هستند چراکه فقط در فکر جلو رفتن کار نیستند بلکه تمام تلاش خود را برای قرار دادن آن در مسیر صحیح می‌کنند. این افراد می‌دانند که برای ترقی تیم، گاهی باید سر خم کنند و در بعضی مواقع باید با تمام قدرت در مقابل افرادی که کارشکنی می‌کنند قد علم کنند. آنها اعتماد به نفس لازم برای تصمیم‌گیری و به اجرا در آوردن آن دارند.

آیا مرد استارتاپ هستید؟
اگر از شغل فعلی‌تان خسته شده‌اید و به دنبال یک فرصت کاری جدید می‌گردید، برای قرار گرفتن در مسیر درست تمام مطالب بالا را مد نظر قرار دهید. اگر شما برای کار در یک استارتاپ آماده‌اید و می‌توانید تمام وجود خود را برای آن وقف کنید، بدون شک این تلاش شما در قالب موفقیت‌های کاری و در نتیجه پیشرفت فردی به شما بازگردانده می‌شود.

حال نوبت به نظرات شما می‌رسد؛ به نظر شما آیا عضو یک استارتاپ شدن بهتر است یا کار کردن در یک شرکت بزرگ و باسابقه؟ و سوال دیگر این‌که کار کردن در این استارتاپ ایرانی با چه چالش‌هایی رو‌به‌رو است؟ نظرات و دیدگاه‌های خود را با سایر کاربران سکان آکادمی به اشتراک بگذارید.

منبع


فرنوش فهیم