تاریخچه‌ی جذاب علم UX

تاریخچه‌ی جذاب علم UX

قبل از شروع سفرمان به تاریخچه‌ی UX، بیایید نگاه کوتاهی بی‌اندازیم به معنای واقعی UX و هدف از بنیان‌گذاری آن.

UX، برمی‌گردد به هر نوع تعاملی که یک کاربر با یک محصول یا خدمت دارد. برای مثال: یک وبسایت یا اپلیکیشن

  • آیا پیمایش و سفر در محصول راحت و بی‌دردسر است؟
  • آیا یافتن اطلاعاتی که دنبالش می‌گردید سریع و آسان است؟
  • آیا به راحتی به هدفی که می‌خواستید، می‌رسید؟

UX، به تمامی عناصری که یک تجربه را برای کاربرها تداعی می‌کنند، می‌پردازد. UX تماما درباره‌ی ساختن محصولات و امکاناتی است که مرتبط، منطقی و لذت‌بخش هستند.

تاریخچه‌ی جذاب علم UX

روانشناسِ شناختی (Cognitive Psychologist) دان نورمن (Don Norman)، در دهه‌ی 90 میلادی اصطلاح تجربه کاربری (User Experience) را بنیان‌گذاری کرد. اما شکل گرفتن مفهوم UX به سال‌ها قبل بر‌می‌گردد. پس مفهوم UX از کجا پدیدار شده است؟ چه فاکتورها و بایدهایی باعث شده‌اند تا UX، به آن مفهومی که ما امروزه می‌شناسیم برسد؟

4000 سال قبل از میلاد مسیح – فنگ شویی و اهمیت فضا

مفهوم UX می‌تواند به 4000 سال قبل از میلاد مسیح، به فلسفه و مفهوم فنگ شویی در چین باستان بازگردد. فنگ شویی در لغت، به معنای باد و آب است. این فلسفه به نظم فضایی که اشیاء در آن قرار گرفته‌اند، با توجه به جریان انرژی می‌پردازد. در واقع، فنگ شویی تماما به معنای چینش و مرتب‌سازی محیط به‌طوری است که همه در توازن و صلح قرار بگیرند.

همانطور که یک طراح دکوراسیون، اشیاء را طوری ترتیب می‌دهد که رفت‌و‌آمد در فضا برای عبور عموم راحت باشد، یک طراح UX نیز  همین قوانین را به منظور استفاده از یک محصول دیجیتالی پیاده‌سازی می‌کند.

از این بابت، می‌توان گفت که شاید فلسفه‌ی فنگ شویی، یکی از اولین پیشگامان در بنیان‌گذاری UX بوده باشد. هر دو یک هدف را پیش گرفته‌اند، طراحی و ساخت فضایی که قابل درک و کاربرپسند باشد.

500 سال قبل از میلاد مسیح – یونان باستان و ارگونومی

ردپاهای اولیه‌ی UX، می‌توانند در یونان باستان نیز ریشه داشته باشند. شواهدی وجود دارند که نشان می‌دهند یونانیان باستان، ابزارها و وسیله‌های خود را با درنظر داشتن قوانین علم ارگونومی طراحی و توسعه می‌دادند. حال ارتباط این موضوع با UX چیست؟

علم ارگونومی(یا به اصطلاحی دیگر عوامل انسانی)، یک ترتیب و نظم علمی است که تعیین می‌کند انسان‌ها چگونه با عنصرهای مختلف یک سیستم تعامل برقرار می‌کنند. اجرا کردن قوانین ارگونومی، به ما کمک می‌کند تا سلامت و تندرستی انسان‌ها و کارکرد یک سیستم را طراحی و پیشرفت دهیم. آنقدرها هم از قوانین UX به دور نیست، نظر شما چیست؟

اوایل قرن 20 میلادی – Fredrick Winslow Taylor و جستجو برای بهره‌وری محل‌کار

چند هزار سال که جلوتر می‌رویم، با Fredrick Winslow Taylor برخورد می‌کنیم. او یک مهندس مکانیک و پیشرو در صنعت تیلوریسم(جنبشی به تبعیت از اقداماتی که در راستای بهبود بهره‌وری با هدف ارتقای مدیریت علمی با استفاده از مطالعات موسوم به حرکت‌سنجی و زمان‌سنجی) یا به اصطلاحی دیگر، مدیریت علمی بود.

در ماموریتی که آقای Winslow برای بهره‌وری بیشتر کار انسان داشت، توانست تحقیقات بزرگی را درباره‌ی نحوه‌ی تعامل کارمندها با ابزارهایشان پیش بگیرد. در سال 1911، او کتابی را با عنوان "اصول مدیریت علمی" نوشت که براساس تئوری و فرضیه‌ی خودش (یعنی مدیریت سیستماتیک راه‌حلی برای بهره‌وری کم‌تر است.) نوشت.

تیلوریسم به دلیل محدود کردن و کاهش دادن افراد در تعامل با ماشین‌ها، منتقدان بسیاری داشت. اما تیلورها، روی پیشرفت دادن رابطه‌ی انسان با ابزارها تمرکز می‌کنند که یادآور  اصول اولیه‌ی UX است.

دهه‌ی 40 میلادی – تویوتا و اهمیت نیروی انسانی

در ادامه‌ی روند بهره‌وری محل‌کار، تویوتا سیستم معروف تولید محصول انسان-محور خود را توسعه داد. برعکس تیلوریسم، فرآیند تولید محصول در سیستم تویوتا، برپایه‌ی احترام به مردم بنیان‌گذاری شده بود. این سیستم روی ساخت یک محیط‌کار پیشرفته و حرفه‌ای، تمرکز بسیاری داشت. نه تنها این، بلکه نیروی‌کار و ورودی انسانی بسیار ضروری و مهم شمرده می‌شد. حتی کارمندان شرکت توانایی این را داشتند که هر زمان صلاح دانستند، کار را متوقف کرده و ایده‌هایشان را برای بهتر کردن پروسه‌ی کارشان بیان کنند. درست همانند تست‌های کاربردپذیری محصول.

سیستمی که تویوتا طراحی و پیاده کرد، قدمی مهم را در آن زمان برای فرآیند پیشرفت UX برداشت. به این دلیل که اولین سیستمی بود که کاربرها را قبل از هر چیز دیگری در نظر می‌گرفت.

سال 1955 میلادی – Henry Dreyfuss و هنر طراحی برای مردم

یکی دیگر از اشخاص کلیدی در تاریخچه UX، آقای Henry Dreyfuss است. یک طراح صنعتی آمریکایی که به طراحی و پیشرفت دادن کاربردپذیری برخی از محصولات خاص شهرت دارد. مانند: نسل پیشرفته‌تری از جاروبرقی‌ها و تلفن‌های رومیزی.

فلسفه‌ی طراحی آقای Dreyfuss، بنا بر دانایی، خرد و رویکردهای علمی بود. در سال 1955، او کتابی با عنوان "طراحی برای مردم" نوشت که UX را به زبان خودش بازگو می‌کند. او نکاتی را در این کتاب برای طراحان آورده که بسیار جذاب و دوست‌داشتنی هستند.

سال 1966 میلادی – والت دیزنی، اولین طراح UX؟

مهندسان و دانشمندان، تنها کسانی نیستند که تاریخچه‌ی UX را شکل دادند. شاید شما هم اگر با والت دیزنی ملاقات می‌کردید، او را اولین طراح UX می‌دانستید! دیزنی، بسیار طرفدار ساخت تجربه‌هایی جادویی و عالی برای کاربرها بود. او به‌صورتی درباره‌ی ساخت دنیای دیزنی می‌گفت، که تنها از یک نابغه‌ی UX برمی‌آمد.

او این‌گونه اصول و قوانینش را به تیم مهندسان (یا به گفته‌ی خودش خیال‌پردازان) دیزنی آموزش می‌داد:

بینندگان و شنوندگان خود را بشناسید، خود را جای آن‌ها بگذارید، و از رنگ، شکل، فرم و بافت برای ارتباط با آن‌ها استفاده کنید.

دیزنی، انتظار مکانی را داشت که در آن، آخرین تکنولوژی‌ها برای پیشرفت دادن زندگی افراد به‌کار‌گرفته می‌شدند. دیدی که امروزه طراحان UX هیچ شکی در گسترش دادن و اشتراک گذاشتن آن با دیگران ندارند.

دهه‌ی 1970 میلادی – زیراکس، اپل و عصر کامپیوترها

دهه‌ی 70 میلادی، زمانی بود که روانشناسان و دانشمندان در کنار هم توانستند تجربه کاربری را به‌صورت صحیح در سیستم‌های شخصی جا بدهند. از همان اولین محصولات زیراکس، اصول تعامل انسان با کامپیوتر مشاهده می‌شد و به همین دلیل، در زمان خود سروصدای زیادی را به پا کرد.

پس از زیراکس، اپل با سیستم مکینتاش و رابط کاربری گرافیکی‌ای که داشت، توانست این اصول را با استحکام بیشتری به دنیا نمایش دهد و با گذر زمان و پیشرفت‌هایی که در محیط گرافیکی محصولاتش و همچنین نمای بصری جذاب آن‌ها داشت، یکی از پیشگامان حوزه‌ی UX در اصل دیجیتال بود.

سال 1995 میلادی – نام‌گذاری طراحی  UXتوسط Don Norman

تا دهه‌ی 90 میلادی، طراحی UX بسیار مرسوم بود و در همه‌جا اتفاق می‌افتاد، اما نامی نداشت.

Don Norman عزیز، یک روانشناش شناختی بود که اصطلاح طراحی تجربه کاربری یا User Experience Design را بنیان‌گذاری کرد. این اتفاق چگونه افتاد؟

در اوایل دهه‌ی 90 میلادی، او به یک تیم در شرکت اپل به عنوان معمار UX پیوست. اولین شخصی که در عنوان شغلی‌اش، اصطلاح UX را داشت. او اصطلاح User Experience Design را به‌عنوان راهی برای توضیح دادن تمامی چیزی که UX به آن می‌پردازد، ارائه داد:

"من این اصطلاح را اختراع کردم چون فکر می‌کردم رابط انسان و کاربردپذیری خیلی به‌هم نزدیک هستند. من می‌خواستم تمامی جنبه‌های تجربه‌ی یک انسان با یک سیستم را پوشش دهم که شامل طراحی صنعتی، گرافیک، رابط، تعامل فیزیکی و دستی می‌شد."

جمع‌بندی

همانطور که دیدیم، طراحی UX مدام در حال توسعه و تکامل یافتن است و این سفر  پررمز و راز  ادامه دارد. از هوش مصنوعی، تا تکنولوژی صدا. از  واقعیت مجازی، تا طراحی بدون رابط. امروزه، طراحان UX همواره در حال رو‌به‌رو شدن با چالش‌های جدیدی هستند. هرآنچه که آینده برایUX  در نظر دارد، به اندازه‌ی تاریخچه‌ی پشت آن جذاب خواهد بود.

پیشنهادات بیشتر سکان بلاگ برای شما