دایی نبی

من میلیون ها دلار ضرر کردم!

دایی نبی خوره ی کتاب و برنامه نویس تحت وب

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی دایی نبی می‌باشد.

یک روز، مدیر اجرایی شرکتی، اشتباهی انجام می دهد و ده میلیون دلار ناقابل به شرکت ضرر می زند. روز بعد خیلی نا امیدانه به دفتر کارش میرود و تمام وسایلش را جمع می کند و  طوری که انگار منتظر باشد، یک تماس دریافت می کند که "مدیرعامل میخواهد شما را ببیند". به زحمت به سمت اتاق مدیر عامل راه می افتد، وارد می شود و یک کاغذ روی میز سُر میدهد.

- "این دیگه چیه؟"، مدیر عامل می پرسد.

+ "استعفا نامه. فکر کردم من رو برای همین صدا کردید که اخراجم کنید."

- "اخراجت کنم؟ چرا؟! من تازه ده میلیون دلار خرجِ آموزشت کردم!"

متن بالا یک درس بزرگ می دهد. مدیر عامل می داند اخراج نه تنها ده میلیون دلار را بر نمی گرداند بلکه باعث می شود کسی را از دست بدهد که یاد گرفته دیگر چنین اشتباهی را تکرار نکند. جامعه ی امروزِ مدیریتی ما تشنه ی چنین تفکراتی است. ما باید قبول کنیم که در خیلی جا ها لنگ می زنیم. هنوز هستند کسانی که اشتباه کردن را عیب می دانند و در مقابلش شدیداً عکس العمل نشان می دهند. فرقی هم نمی کند در محیط کار باشد یا خانه.

در ادامه ی متن بالا، یکی از کارکنان گوگل می گوید: از شعار های مورد علاقه ام در گوگل این جمله است: "شکست یک گزینه است". بعد ادامه می دهد: اگر مدام در حال شکست خوردن نباشید یعنی به اندازه ی کافی خلاق و ریسک پذیر نیستید.

" شکست" یک موقعیت طلایی برای آموزش دیدن و پیشرفت کردن است. توماس ادیسون معروف است به این قول که: "اگر ده هزار بار ببینم تلاشم نتیجه نمی دهد شکست نخورده ام. من دلسرد نشده ام چرا که هر سعیِ شکست خورده ای یک قدم دیگر به جلوست."

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
arshazm
arshazm برنامه نویس وب - علاقمند تدریس و استارتآپ
۱۳۹۷/۰۶/۳۱
سلام
1. جناب دایی نبی ، داستان جالبی بود.
2. این که ما به دیگران اعتماد کنیم و کاری کنیم که دیگران راحت بتونن به ما اعتماد کنن ، دنیا رو به جای بهتری تبدیل میکنه چه برسه به محل کار ، اینجوری خیلی از وقت تلف کنی ها (یک نوعش ، داستان بالا) صورت نخواهد گرفت.
3. لازمه اجرایی شدن این داستان در کشور ما و کلا هر جای دیگه ، اینه که هم کارمندامون مثل کارمند فوق باشن و هم مدیرانمون.
موفق و پرانرژی (+) باشید.
عبدالحمید ارجمند
عبدالحمید ارجمندAndroid Developer - Java - عاشق گجتهای اپل و مایکــ
۱۳۹۷/۰۳/۲۸
آیا آن صحبت مشهور توماس ادیسون این نیست ؟ :
" اگر با هزار بار شکست به جایی نرسم ، این بدان معناست که من هزار راهِ بسته را امتحان کرده ام و به موفقیت نزدیک شده ام " این یعنی باید بدم چون من هزار راه بسته رو میشناسم و الآن باید با تمایل بیشتری به جلو پیش برم
GHM
GHM
۱۳۹۷/۰۳/۲۰
زیبا و آموزنده بود از خوندنش لذت بردم
اما بسیار با ما تفاوت دارند چون اگر در ایران اتفاق میافتاد حتما یه بلایی سرش میآورد ولی خب حتما به مدیر اجرایش خیلی اطمینان داشته که دوباره بهش فرصت داده چون من دیدم بعضی انسانها درس نمیگیرن و دوباره مرتکب همون اشتباه میشن یا به عبارتی (در ایران زیاد دیدم) از یک سوراخ چندصدبار نیش میخورن ولی بازم ...
بهزاد مرادی
بهزاد مرادیمدرس، کپی‌رایتر و دولوپر
۱۳۹۷/۰۳/۲۰
سلام و تشکر
اگه اشتباه نکنم، این داستان منصوب به کمپانی IBM هست.
در کل خیلی می‌شه از این داستان کوتاه درس گرفت اما ...
اما یک نکته رو نباید فراموش کرد و اون هم بستری است که چنین رفتار مثبتی داخلش پیاده می‌شه. برای روشن‌تر شدن مسئله، مثالی می‌زنم.
فرض کنیم در یک فرهنگ کمتر توسعه یافته یک CEO چنین رفتاری رو با Employee خود انجام بده حالا نه در حد میلیون دلار بلکه فرض کنیم چند میلیون تومن.
رفتار مدیرعامل دقیقاً شبیه به رفتار مدیرعامل کمپانی‌ای است که شما بهش اشاره کرد اما رفتار کارمند شبیه به رفتار اون کارمند نیست! به عبارت دیگه، پس از مدتی ممکنه که این پارادایم در ذهن کارمند شکل بگیره که «ای بابا، این مدیرعامل ما هم این‌قدر پول داره و شرکتش داره از گردهٔ ما کار می‌کشه و پول روی پول می‌گذاره که اگر هم ضرری زدم، اصلاً بهش فشاری نمی‌یاد!»
در واقع، می‌بینیم که رفتار یکسانی از دو مدیرعامل اما در دو بستر فرهنگی مختلف می‌تونه انتظارات بسیار مختلفی رو ایجاد کنه و این خیلی برای یک کسب‌وکار، به خصوص استارتاپ‌ها، خطرناکه.
به طور خلاصه، من اعتقاد دارم (که می‌تونه هم اشتباه باشه) که بسته به شخصیت مخاطب (کارمند) باید اقتضایی عمل کرد. به عبارت دیگر، شاید بشه به باد دادن چند میلیون توسط یک کارمند که ارزشش رو داره نادیده گرفت اما گاهی هم هزار تومن هدر دادن پول توسط فردی دیگر رو نباید ازش گذشت
ارادت
نیما
نیما
۱۳۹۷/۰۳/۲۰
خودِ شکست خوردن که اصلا چیز خوبی نیست خیلی هم چیز بدیه ، ولی اگر از شکست خوردن درس بگیرم و یاد بگیریم که چه کنیم که دیگه با روش قبل شکست نخوریم ، میشه گفت تقریبا درست عمل کردیم ؛ ادیسون و ... هم هزار بار از راه های متفاوت شکست خوردند و درس گرفتند نه از یک راه! 🏀 گل ل ل ل ل ل .
بهنام صباغی
بهنام صباغیتوسعه‌دهنده c++ (دیتا ویژوال و nosql)
۱۳۹۷/۰۳/۲۰
تفکر قشنگی هست .
و کاملا درست به نظر من آم از هر شکست فقط یه درس نمیگیره وقتی دقیق به کارهایی نگاه کنیم که منجر به شکست شده یک سری کار خوب انجام دادیم که میتونیم ادمش بدیم و یک سری کار بد چون هر شکست نتیجه فقط و فقط یک کار نیست یک مجموعه از کارها هست که منجر به شکست یا موفقیت توی یک موضوع میشه بنابراین هر شکست چندین قدم یک فرد رو به جلو میبره .
این تفکر خیلی خوبه ولی یک سوال آیا من نوعی این تفکر رو توی زندگیم دارم ؟
البته کسانی هم هستند که مستعد شکست خوردن هستند و اصلا کار میکنند که شکست بخورند و بدون درس گرفتن بارها از یک سوراخ گزیده میشند وقتی با این تفکر مدام به راحتی فرصت دوباره داشته باشند .
شاید بهتر باشه بعد از هر شکست یک فشار سنگین به طرف وارد بشه که سرش به سنگ بخوره بعد بهش فرصت دوباره داده بشه .
البته این فقط نظرمه نمیدونم درست هست و دوستان موافق هستند یا نه ؟
کاربر میهمان
کاربر میهمانمن یک کاربر مهمان هستم
۱۳۹۷/۰۳/۲۰
واقعاً اگر از شکست نترسیم و بتونیم اون رو بپذیریم به شدت رشد می‌کنیم. از نگاه ریاضی بخوایم نگاه کنیم با انجام یک کار و دریافت نتیجه آن در صورتی که نتیجۀ خوبی نداشته باشد آن کار را از میان تمام حالت‌های ممکن حذف می‌کنیم. با این عمل یکی از حالت‌های نامطلوب را از بین برده‌ایم و این یعنی یک قدم جلوتر به سوی داشتن نتایج ایده‌آل‌تر!