بهنام صباغی

شنا یا برگشتن به ساحل

بهنام صباغی توسعه‌دهنده c++ (دیتا ویژوال و nosql)

این محتوا بدون نظارت تیم سکان آکادمی تولید شده و صرفاً نظرات شخصی بهنام صباغی می‌باشد.

نمیدونم برای شما پیش اومده یا نه که میرید سر یک پروژه که نیمه کاره هست و می‌بینید تمامی اصول کد نویسی و کامنتینگ و ... توی این کد به دقت زیر پا گذاشته شده و کد رسما هیچ ارزش مادی و معنوی نداره بعد می‌مونید که به کارفرما بگید این کد به درد نمیخوره باید از اول زده بشه یا این که حرف نزنید و به همین روش پروژه رو تکمیل کنید و تحویل بدید .

من این وضعیت رو به وضعیتی تشبیه میکنم که شما توی رودخانه هستید و یک قایق شکسته دارید نمی‌دونید برگردید به عقب و به ساحل برسید و با یک قایق بهتر بیاید یا این که ادامه راه رو با همین قایق شکسته طی کنید .

چه زمانی به عقب برگردیم ؟

خب فکر میکنم در این حالت بهتر هست به عقب برگردید که کار تازه شروع شده باشه و هزینه و زمانی که براش شده نسبت به هزینه و زمانی که قراره براش صرف بشه کمتر باشه در این صورت بهتره خیلی محکم بگید این کدبیس مشکل داره و برای ادامه و ارتقاع و نگهداریش به این روش نمیشه پیش رفت .

چه زمانی شنا کنیم ؟

خب وقتی پروژه به ددلاین نزدیک شده و یا کارفرما تاکید داره روی همین سورس کار بکنید یا می‌بینید نیاز هست پروژه به سرعت تحویل داده بشه برای فاز اول و فاز های بعدی در راه هست شاید بهتر باشه بقیه راه رو روی همین کد بیس نه چندان چذاب پیش برید به امید این که بشه یک روزی کد رو ریفکتور کرد یا از اول نوشت .

چه زمانی غرق می‌شویم ؟

ساده بخوام بگم وقتی که کارفرما به هیچ راهی مستقیم نیست و میگه باید روی همین سورس پیش بری و اصلا هزینه مالی و زمانی نمی‌خوام برای اخترع دوباره چرخ بکنم (این یه تیکه به اونهایی بود که این شده تکیه کلامشون )در واقع میگه من زمان گذاشتم و هزینه کردم حالا این کد هست و کار میکنه تو قابلیت هایی که میخوام رو پیاده کن . ولی اصلا متوجه نیست که این تغییراتی که میخواد با کدبیس نابودی که به ما سپرده قابل پیاده سازی نیست یا اگر هم پیاده سازی بشه یجایی کار گیر می‌کنه . خب اینجا حق انتخاب با شماست که از کار استعفا بدید یا وایسید توی روی مدیر و اخراج بشید .

شما تا بحال توی شرایط مشابهی گیر افتادید ؟ ممنون میشم تجربیاتتون رو در اختیار بقیه دوستان قرار بدید .

ایدهٔ خود را در سکان‌پلاس بنویسید!

لیست نظرات
کاربر میهمان
دیدگاه شما چیست؟
کاربر میهمان
arshazm
arshazm برنامه نویس وب - علاقمند تدریس و استارتآپ
۱۳۹۷/۰۶/۳۱
سلام
زمانی که خود کارفرما به این موضوع اهمیت نمیده + زمانی که خیلی کیفیت کد پایین نیست + زمانی که خیلی پرفورمنس مهم نیست = شنا
زمانی که به فکر پرفورمنس هستیم + زمانی که پروژه خیلی جلو نرفته + زمانی که وقت کافی داریم + زمانی که برای کارفرما کیفیت مهمه = برگشتن به ساحل
بهزاد مرادی
بهزاد مرادیمدرس، کپی‌رایتر و دولوپر
۱۳۹۷/۰۲/۲۹
سلام و تشکر بابت به اشتراک گذاشتن تجربتون
واقعیت امر این هست که من می‌خواهم کمی به عقب برگردم و مقدمه‌ای بگم سپس برسم به اصل مطلب
شاید برای اینکه قشنگ این داستان به تنمون بنشینه، بهتر باشه که به جای قایق شکسته از استعارهٔ یک فردی که هم سرطان داره هم مشکل ریه و هم مشکل قلبی و با این فرد بخواهیم برویم المپیک 😕
خب مسلم هست که نمیشه اما یک مهارتی که در اکثر ماها کمتر توسعه یافته، مهارت مذاکره هست. به عبارت دیگه، بلد نیستیم که مطلبی که توی ذهنمون هست رو به مخاطب (که اینجا کارفرما است) منتقل کنیم و همین میشه که کارفرما حق به جانب می‌مونه و حرفش به کرسی می‌شینه.
مورد بعدی که باید توجه داشته باشیم این است که باز هم ما در پلتفرمی اصطلاحاً Educate شده‌ایم که جرأت اعتراض کردن و بیان خواستهٔ خودمون رو ندارم و اگر هم داشته باشیم، بلد نیستیم که چه‌طور مطرحش کنیم. مثلاً ممکنه طوری این قضیه رو به کارفرما منتقل کنیم که احساس کنه به شعورش توهین شده و همین باعث بشه که ذهنش بیشتر مقاومت کنه.
در پایان مقاله اشاره کردید که «خب اینجا حق انتخاب با شماست که از کار استعفا بدید یا وایسید توی روی مدیر و اخراج بشید» که خود این هم جای بحث داره.
فرض کنید دولوپری هستید که اجاره خونه می‌دید، فرزند دارید و کلی مخارج زندگی اما در عین حال گیر یک کارفرمای زبان نفهم هم افتاده‌اید اما از طرفی هم ادامهٔ کار روی این پروژه برند شخصی شما رو زیر سؤال خواهد برد در آینده اما می‌بینیم که در اکثر مواقع به این کار تن می‌دیم چون به پولش نیاز داریم (یک مثل هست که می‌گه هیچ‌وقت گنجشکی که جوجه نداره توی دام غذا نمی‌افته!)
متأسفانه یا خوشبختانه، جنبه‌های مختلف زندگی ما بدجوری به هم تنیده شده‌اند و به راحتی در شرایط مختلف نمی‌شه تصمیم گرفت.
تجربهٔ شخصی من نشون می‌ده که وقتی آدم با پروژه‌ای حال نکنه، نه فکرش کار می‌کنه و نه می‌تونه خلاق باشه و نه می‌تونه تا سه نصفه‌شب بیدار بمونه که فلان ماژول رو تکمیل کنه و نه با دل و جون کد بزنه. تجربه نشون داده وقتی آدم‌ها به کاری که بهش اعتقاد ندارن می‌پردازن، اصلاً براش سنگ تموم نمی‌گذارن
والسلام