از یک مهمانی، تا ورود به دنیای برنامه نویسی و خلق سکان آکادمی

به مناسب تولد ۳ سالگی گروه دانش بنیان سکان آکادمی، تصمیم گرفتم تا داستان شکل گیری این استارتاپ را با قلمی ساده در اختیار کاربران سکان آکادمی قرار دهم. آنچه مسلم است، هدف از انتشار داستان شکل گیری سکان آکادمی از یک سو آشنا سازی کاربران سایت با تاریخچه ی این آکادمی است و از سوی دیگر ترغیب علاقمندان به راه اندازی کسب و کار به منظور عملی ساختن ایده هایشان و در عین حال آشنایی با چالش های راه اندازی یک استارتاپ است. علاوه بر این، سعی نمودم تا درس هایی که پس از راه اندازی این آکادمی گرفته ایم را با کاربران به اشتراک گذاشته تا شاید سرنخی باشند برای عملی شدن ایده های جدید ایشان! در ادامه، با سکان آکادمی همراه باشید.

یک روز گرم تابستان در حال قدم زدن از طرف چهار راه ولی عصر به سمت میدان ولی عصر بودم که اتفاقی وارد یک مغازه ی فروش نرم افزار شدم و ناخودآگاه چشمم به نرم افزاری تحت عنوان Adobe Flash Pro افتاد. آن را خریدم و در اولین فرصت آن را روی لپ تاپم -یک لپ تاپ دل اینسپیرون ۱۵۴۵ خیلی قدیمی- نصب کردم.

به عنوان تفریح شروع کردم به ساخت انیمیشن و این در حالی بود که بیشتر تمرکزم را روی بخش گرافیکی نرم افزار می گذاشتم و اصلا هم علاقه یی به کنسول کدنویسی فلش نداشتم چون به نظرم خیلی سخت بود اما در جاهایی بالاخره مجبور می شدم برای آن که تایم لاین را نگه دارم، از دستور stop زبان ActionScript استفاده کنم. زمانی که تایم لاین به جایی که دستور stop نوشته شده بود می رسید و می ایستاد، مثل ... کیف می کردم و احساس می کردم که یک پروژه ی عظیم را کدنویسی کرده ام!

فلش را تا جایی یاد گرفتم که می توانستم یک سایت استاتیک اما در عین حال با کلی جلوه های ویژه طراحی کنم. شرکتی که در آن کار می کردم نیاز به یک سایت داشت و آن ها را مجاب کردم که یک سایت فلش خیلی خوب است -غافل از این که از دید سئو افتضاح است- و یک نمونه ی اولیه هم طراحی کردم که به تعطیلات عید نوروز رسیدیم و پروژه متوقف شد.

پنجم یا ششم فروردین ۹۱ بود که در یکی از روزی های تعطیلات نوروز به یک میهمانی دعوت شده بودم و در آن میهمانی پسر عمه‌ام -رسول- هم حضور داشت. چند هارد اکسترنال داشت که پر بودند از فیلم، انیمیشن، نرم‌افزار و … فلش ام را به او دادم تا تعدادی فیلم اکشن برایم بریزد تا در تعطیلات حوصله ام سر نرود. وقتی که به صفحه ی مینی لپ تاپ اش به فولدر فیلم‌ها نگاه کردم، دیدم فولدری است تحت عنوان Joomla Tutorials؛ ازش پرسیدم این دیگه چیه؟ گفت که اگر این فیلم‌ها رو نگاه کنی، می تونی یاد بگیری چطوری یک سایت طراحی کنی. من هم که دیدم فلش ام هنوز جای خالی داره، گفتم اون فولدر رو هم برام بریز.

در تعطیلات به جای رفتن به میهمانی، در خانه نشستم و شروع کردم به مطالعه ی آموزش های جوملا و چند ویدیوی ابتدایی آن را دیدم. آنقدر مدرس خوب درس می‌داد که مجذوب دوره شدم و روی لپ تاپ ام به صورت لوکال شروع کردم به طراحی یک سایت با سیستم مدیریت محتوای -مزخرف- جوملا! و این ورود جدی ام بود به دنیای طراحی سایت و برنامه نویسی.

پس از تعطیلات سال نو، سایت شرکتی که در آن کار می کردم را این بار با جوملا طراحی کردم که در عین حال فوق العاده افتضاح بود. پس از مدتی از سی ام اس ها زده شده و خواستم خودم کدزنی کنم، پس رفتم سراغ نرم‌افزار دریم ویور و سایت شرکت را این بار بدون استفاده از جوملا مجدد کدنویسی کردم و کمی هم در این زمینه خلاقیتم بیشتر شده بود و در کل سایت حرفه ای تر شد (اما هنوزم که هنوزه خجالت می کشم آن را جزو نمونه کارهایم معرفی کنم!)

پس از مدتی، مدیرعامل این شرکت از یکی از دوستانش خواست تا جلسه یی با طراح سایت شرکت -یعنی بنده- ترتیب دهد چرا که دوستش گفته بود سایت مشکلاتی دارد. جلسه یی ترتیب داده شد و ایراداتی به سایت وارد شد که همگی درست بودند. مثلا کارشناس از من پرسید که برای سئوی سایت چه کارهایی انجام داده اید و آیا سایت سئو دارد؟ این اولین باری بود که واژه ی سئو به گوشم می خورد و اصلا نمی دانستم که چیست و چه کار می کند! اول فکر کردم که سئو یک چیزی است مثل دامین، هاست و این جور چیزها و گفتم مشکلی نیست، می ریم می خریم!!!

آقای کارشناس بدجوری تحقیرم کرد اما تحقیر ایشان باعث شد که سئو را یاد بگیرم و بتوانم در سکان ۳ ساله تکنیک های سئو را پیاده سازی کنم تا در نهایت بتواند گوی سبقت را از خیلی از سایت های چندین ساله در زمینه ی آموزش برنامه نویسی برباید.

پس از قطع همکاری با این شرکت و مجدد جویای کار شدن، فرصت خوبی بود برای مطالعه ی بیشتر؛ از همین رو به برنامه نویسی اپلیکیشن اندروید علاقمند شدم اما اپلیکیشن نویسی برای اندروید نیازمند دانش زبان جاوا بود پس یادگیری این زبان ضروری می نمود. این زبان را فرا گرفتم و سپس وارد حوزه اندروید شدم و در کلاس های حضوری یکی از دوستانم -بهنام آقاجانی مدیر سایت uncocoder.com- شرکت کردم.

این قضیه گذشت تا این که به یک عروسی دعوت شده بودم (در این برهه کماکان بیکار بودم!) سر میز شام بودیم که همان پسر عمه ای که فایل های جوملا را به من داده بود شروع کرد به صحبت کردن در مورد سایتی به نام نارنجی. گفت که خیلی سایت باحالیه و هر روز بهش سر می زنه!!! و این قضیه در ذهنم ماند تا چند روز بعد که یکی از دوستان همسرم به منزل ما آمده بود. زمانی که داشتم در خانه قدم می‌زدم و به فکر این بودم که چگونه پول در بیارم، به من گفت که «بهزاد، چرا ترجمه نمی کنی؟» این جمله، و معرفی سایت نارنجی که از شب عروسی به یادم مانده بود دست به دست هم داد تا لپ تاپم را روشن کرده و کلمه نارنجی را در گوگل سرچ کردم و سایت نارنجی را دیدم تا بلکه بتوانم با این سایت در زمینه ی آموزش و ترجمه همکاری کنم.

راستش در ابتدا کمی رنگ نارنجی سایت توی ذوقم زد و در نتیجه خیلی به مطالب سایت نگاه نکردم و صاف رفتم سراغ «تماس با ما» و ایمیلی برای این سایت ارسال کردم و گفتم که می‌توانم زبان جاوا را در سایت شما تدریس کنم. چند ساعت بعد پاسخی به من داده شد مبنی بر این که یک نمونه کار ارسال کنید. من هم بهترین کاری که می‌توانستم را انجام داده و مجدد برایشان ارسال کردم. فردای آن روز جناب آقای دکتر علی اصغر هنرمند -مدیر عامل سایت نارنجی- با من تماس گرفت و گفت که همکاری مان را شروع کنیم. ما هم دوره جاوا را استارت زدیم و در کوتاه ترین زمان ممکن، به یکی از پرطرفدار ترین بخش‌های سایت نردبان -برادر دوقولوی نارنجی- مبدل شد.

اگر بخواهیم یکی از دلایل موفقیت دوره را نام ببریم، بایستی بگویم که پیش از هر چیز ما آموزش ها را تست می کردیم به این شکل که نرم افزار اکلیپس را روی لپ تاپ همسرم نصب کرده بودم و وقتی آموزش جدیدی تالیف می کردم، آن را برای همسرم ارسال می کردم تا طبق آموزش کدنویسی کند (این در حالی بود که همسرم چیزی از برنامه نویسی نمی دانست!) اگر ایشان OK می داد، دوره برای نردبان ارسال می شد و اگر هم آموزش رد می شد، مجدد آن را بازبینی می کردم. در واقع دلیل انجام چنین کاری این بود که مخاطبین دوره ی ما کسانی بودند که تازه می خواستند برنامه نویس شوند لذا ضروری می نمود که یک فرد مبتدی -همچون همسرم- آموزش ها را تست کند تا مطمئن شویم که مخاطب اصلی دوره -که همان مبتدی ها هستند- آموزش ها را درک می کردند.

این روند داشت ادامه می یافت و به جاهایی خوبی رسید که یک روز با همسرم بحث ام شد و رک و پوست کنده بهم گفت «عمرا دیگه در تالیف دوره ی جاوا کمکت کنم!» اولش کمی ناراحت شدم اما روال کار دستم آمده بود و دیگر نیازی به منت کشی نداشتم و ادامه ی دوره را با همان روند پیش بردم.

استقبال از دوره جاوا، ما را ترغیب کرد تا دوره برنامه نویسی اندروید را هم شروع کنیم و همین کار را هم کردیم و اندروید با استقبال بیشتری نسبت به جاوا رو به رو شد. در این زمان، از این که می‌دیدم توانسته ایم دوره ای اثربخش طراحی کنیم خیلی حس خوبی داشتیم تا این که یک روز صبح که از خواب بیدار شدم، با خود گفتم چرا مثل سایت لیندا -همان سایتی که آموزش‌های جوملایش را -بدون پرداخت حق کپی رایت دیده بودم!- راه اندازی نکنم.

پیش از هر چیز، شروع به نوشتن بیزینس پلن کردم، سایت‌های رقیب ایرانی و خارجی را بررسی کرده و تمامی جوانب کار را سنجیدم. از همان ابتدا می‌دانستم که در این زمینه تجربه ی کمی دارم پس شروع به تیم سازی کردم. مثلاً برای بحث برندسازی اینترنتی از یکی از دوستانم به نام آقای حمید توکلی که مشاور برندسازی اینترنتی و مدیر سایت نامینیک است -و در همان زمان هم در نارنجی در مورد برندسازی مقاله می نوشت- کمک گرفتم.

برای سایت، اسامی خیلی زیادی به ذهنم رسید مثل بهزاد آنلاین (بر وزن مجید آنلاین) و خیلی اسامی دیگر که همه را آقای توکلی رد کرد (خداوند متعال رفتگان ایشان را بیامرزد که بهزاد آنلاین را ریجکت کرد!) در انتخاب اسم مأیوس شده بودم. فرهنگ ۶ جلدی معین را تهیه کرده و صفحه به صفحه این فرهنگ را -به همراه همسرم- بررسی کردیم. برخی اسامی خیلی خوب بودند اما وقتی آن‌ها را چک می کردم، می‌دیدم که کسی قبل از من آن‌ها را گرفته است.

همسرم نام سکان را پیشنهاد داد، آن را تست کردم دیدم که گرفته شده است. با صاحب دامین تماس گرفتم گفت ۵۰۰ هزار تومان دامنه را می فروشد. راستش چون سکان آکادمی یک استارتاپ بود -و الان هم هست- چنین هزینه ای برای ما زیاد بود و بی خیال دامنه سکان شدم اما به هر حال نام سکان چشمم را گرفته بود. یکی از سایت‌های مطرح آموزش آنلاین در دنیا سایتی است به نام خان آکادمی. من هم کلمه ی خان را با سکان آکادمی جایگزین کرده و سکان آکادمی ساخته شد (اما کماکان فکر می کنم که این انتخاب نام هم یکی از اشتباهات استراتژیک بوده که برای عوض کردنش، بهای گزافی می بایست بپردازیم!)

برای بیزینس پلن سایت هم سه پلن الف، ب و پ در نظر گرفتیم. در پلن الف، قرار بر این بود تا شبیه به سایت لیندا آموزش های متنوعی به صورت کاملا ویدیویی منتشر کنیم، از آموزش برنامه نویسی گرفته تا آموزش طراحی گرافیکی، راه اندازی کسب و کار، انیمیشن، حسابداری، عکاسی و ... پلن ب کمی محدود تر از پلن الف بود و در صورتی می بایست اجرا می شد که پلن الف شکست بخورد. در پلن ب آموزش ها به حوزه های برنامه نویسی و طراحی گرافیکی محدود می شد و در نهایت هم یک پلن پ در نظر گرفتیم که در صورت شکست پلن ب لازم الاجرا بود. به قول خارجی ها که می گویند Failure Is Not An Option، ما هم با خود عهد کردیم که اگر پلن ب شکست خورد و سراغ پلن پ رفتیم، هرگز نمی بایست شکست را قبول کرده و با خود گوییم «خب پلن پ هم شکست خورد، پس ما اینکاره نیستم!» و ایده ی خود را رها سازیم. در پلن پ، قرار بر این شد که حوزه ی آموزشی فقط و فقط محدود به برنامه نویسی شود.

بگذریم! چون می‌خواستم یک سایت حرفه‌ای داشته باشم، سعی کردم طراحی آن را خودم به عهده نگرفته و از کسانی کمک بگیرم که در این زمینه صاحب تجربه هستند. برای همین منظور، وارد سایت جشنواره وب ایران شدم و سایت‌هایی که به عنوان سایت‌های برتر شناخته شده بودند را انتخاب کردم و طراحان آن‌ها را پیدا کردم. از میان همه ی طراحان، دو نفر انتخاب شدند. با یکی از ایشان وارد مذاکره شدم و ایشان هم قبول کرد که در ازای مبلغی سایت را با وردپرس طراحی کند. سر طراحی خیلی با هم چانه می‌زدیم و جاهایی هم به اختلاف نظر می خوردیم. شاید یکی از دلایل سخت‌گیری من روی طراحی، خواندن زندگی نامه ی مرحوم استیو جابز بود. گویی به نوعی پیرو او شده بودم و کیفیت خیلی برایم مهم شده بود (خواندن این کتاب را به همه توصیه می کنم. البته یادتان باشد که فقط در زندگی حرفه ای از مرحوم استیو جابز الهام بگیرید نه در زندگی زناشویی که چرا که او نتوانسته بود در این زمینه خیلی موفق عمل کند!)

آنقدر به این آقای طراح گیر دادم تا این که خسته شد و گفت که می‌خواهم بروم سربازی و نمی‌توانم کار سایت را به پایان برسانم. از آنجا که بخشی از طراحی انجام شده بود، با هم توافق کردیم که بخشی از هزینه طراحی را به وی بپردازیم و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد (آش نخورده و دهان سوخته!)

در همین اثنی بود که همسرم گفت هیچ کسی با این اخلاق مزخرف تو نمی تونه باهات کار کنه، بنشین خودت طراحی سایت رو به صورت حرفه ای یاد بگیر و سایتت رو خودت طراحی کن که گفتم وقت تنگه و نمی شه و وقت را از دست می دهیم!

رفتم سراغ کاندیدای دوم که در مشهد سکونت داشت. بهم گفت که پروژه دارد و باید تا ۲ ماه دیگر صبر کنم و من هم از خدا خواسته ۲ ماه صبر کردم اما در این مدت با هم روی جزئیات صحبت می کردیم. موعد فرا رسید و دوست مشهدیمون گفت که می‌خواد بره سربازی (گویی هر کسی من با وارد مذاکره می شد، بخت سربازیش باز می شد!) و پروژه زمین گذاشته شد. در این مرحله از کار، پارادایمی در ذهنم در حال شکل گیری بود به این صورت که برنامه نویس ها آدم های بی تعهدی هستند؛ از آن زمان تاکنون، روز به روز این پارادایم قوی تر می شود!

ناامید شده بودم و ایده تقریباً کنسل شده بود تا این که قرار شد در سایت نردبان شروع به آموزش دادن زبان PHP کنم. وقتی به آقای هنرمند -مدیر سایت نارنجی- گفتم که می‌خواهم دوره ی زبان برنامه نویسی پی اچ پی را با استفاده از نرم‌افزار دریم ویور شروع کنم، به من گفت که اصلاً حرفش هم نزن! در شرکت ما هیچ‌کس اجازه استفاده از این نرم‌افزارها رو نداره. پرسیدم چرا؟ گفت که وقتی شما با استفاده از این نرم‌افزارها شروع به کدنویسی می‌کنید، چون در یک محیط بصری طراحی می‌کنید نمی‌دانید که پشت پرده چه کدهایی نوشته می شود. اول قانع نشدم تا این که به من گفت یکی از سایت‌هایی که طراحی کرده‌ای رو سعی کن با نرم افزاری مثل نوت پد ویندوز ویرایش کنی!

من هم که خواستم این کار رو انجام بدم، دیدم که اصلاً از کدها سر در نمی آورم. همه چیز برایم بیگانه بود و تازه فهمیدم که از طراحی سایت هیچ چیز نمی‌دانم (واقعاً دست آقای هنرمند درد نکنه با این راهنماییش!)

سایتی پیدا کردم به اسم کد آکادمی که به صورت رایگان آموزش اصولی طراحی سایت و برنامه نویسی می داد. زبان‌های اچ تی ام ال و سی اس اس رو با این سایت مجدد از پایه یاد گرفتم و وقتی که اعتماد به نفس لازم را پیدا کردم، شروع کردم به طراحی پلان اصلی ایده ام -سکان آکادمی- و در بعد از ظهر یک روز چهارشبه -۲۰ شهریور ۱۳۹۲- دامنه ی ir را به قیمت ۶ هزار تومان خریداری کرده اما متاسفانه یا خوشبختانه پول کافی برای خرید دامنه ی com و فضای هاست نداشتم، لذا به همان دامنه ی ir اکتفا کردم تا فقط کار را زخمی کرده باشم؛ روز بعد کمی پول از همسرم قرض کردم و دامنه ی com و یک فضای هاست لینوکس ۲۰۰ مگابایتی هم خریدم و سایت لانچ شد (و کماکان هم قرض ادا نشده است!) بعدا هم به دامنه ی org را هم ثبت کردم. در آن زمان سایت کاملا استاتیک بود و تحت هیچ عنوان نمی شد به صورت دینامیک به تولید محتوا در آن پرداخت.

به قول آقای هنرمند، مابین سایت های نردبان و سکان آکادمی یک Conflict of Interest وجود داشت (در اینجا معنی Interest چیزی همچون سود، منفعت و ... است)، به این معنی که این دو سایت به نوعی در یک حوزه هستند و در منافع دچار چالش می گردند. با هم سر این قضیه ساعت ها تلفنی -از مهرشهر به کرمان- صحبت می کردیم تا در نهایت به این نتیجه رسیدیم که بنده متعهد شوم تا در سکان آکادمی تحت هیچ عنوان آموزش هایی که برای نردبان تولید کرده ام را منتشر نکنم مگر این که اتفاقی برای سایت های نارنجی و نردبان بیافتد (که متاسفانه همین طور هم شد!)

نکته ی جالب این که وقتی ایده ی سکان آکادمی را به اطلاع آقای هنرمند رساندم، ایشان با لحنی شوخ گفت که «ما با تجربه چندین ساله، چندین برنامه نویس، ادمین سرور و به طور کلی یک تیم ۴۰ نفره، کلی سرمایه و غیره در پیاده سازی سایت های نارنجی-نردبان-نگهبان کلی دچار چالش شده ایم، میشه بگی تیم تو چه کسانی هستند و چه تجربیاتی دارید؟» من هم که بد جور ضایع شده بودم کم نیاوردم و گفتم «تیم ما ۲ نفره است؛ من و خدا!»

به موازات سکان آکادمی، کار در نردبان هم خیلی خوب داشت پیش می‌رفت تا این که روزی دیدیم خبری در سایت نارنجی منتشر شده مبنی بر این که اعضای این سایت در شهر کرمان دستگیر شده‌اند (حتی شایعه دستگیری بنده هم پخش شده بود که صحت نداشت) در اینجا خیلی نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم که چرا همکارانم دستگیر شده‌اند و دلایل توقف سایت‌های نارنجی/نردبان/نگهبان چه بود!

در این حین، دانشجویان دوره های اندروید و جاوا بی‌خبر از همه جا، در وسط دوره رها شده بودند. تا این که تصمیم گرفتیم دوره های اندروید و جاوای سایت نردبان را با ذکر منبع اصلی (یعنی نردبان) در سکان آکادمی منتشر کنیم و بگوییم که کلیه ی حقوق متعلق به سایت نردبان است. مخاطبین دوره کم کم ما را پیدا کرده و مجدد به دوره ها دسترسی پیدا کردند. در نهایت هم با کسب اجازه از مدیرعامل نارنجی، کپی رایت دوره ها به صورت کامل به سکان آکادمی تعلق یافت.

این قضیه گذشت تا این که به فکر ایده ی جدیدی افتادیم. در ایالات متحده سازمانی است به اسم code.org که توسط برادران پرتوی تاسیس شده است. این دو برادر از افراد تأثیر گذار سیلیکون ولی آمریکا هستند و در این کشور چیزی به راه انداخته اند تحت عنوان Hour of Code یا «زنگ کدنویسی» که بچه‌ها را ترغیب به یادگیری برنامه نویسی می کنند. با ایشان مکاتبه کردم -البته به زبان انگلیسی- و گفتم که از سکان آکادمی حمایت کنید تا نماینده ی شما در ایران شویم و به بچه ها آموزش برنامه نویسی دهیم که پاسخ دادند حوزه کاری ما فعلاً در ایالات متحده است. خیلی بهم برخورد که نتوانسته بودم حس ناسیونالیستی یکی از برادران پرتوری را برانگیزانم اما شکست هایی که پیش از این خورده بودم -مثل منحل شدن نردبان، بدقولی برنامه نویسان و غیره- به من یاد داده بود که تسلیم نشوم.

با خودم گفتم که اشکال نداره خودم این کار را انجام می دهم. روزی داشتم قدم می‌زدم که با خودم گفتم آخه یک آدم ۳۰ ساله اصلاً برای آموزش برنامه نویسی به بچه‌ها جذابیتی نداره. مدرس دوره باید یکی باشه از جنس مخاطبین تا این که به فکر یکی از دوستان خانوادگی مان افتادم. پسری داشت به نام نیکان که خیلی باهوش بود. کلاس زبان می رفت، کاراته بلد بود، ویلون می‌زد و کلاً استعداد زیادی داشت. بلافاصله بهش زنگ زدم و گفتم می خوای به پسرت برنامه نویسی یاد بدم و اون هم قبول کرد اما این در حالی بود که من اصلاً اصول برنامه نویسی به کودکان را بلد نبودم. شروع کردم به گشت زنی در اینترنت و به دنبال دوره های آموزش برنامه نویس به کودکان بودم که با زبانی به نام اسکرچ آشنا شدم. خیلی در موردش تحقیق کردم و دیدم که یکی از بهترین زبان‌ها برای آموزش اصول برنامه نویسی به کودکان -و حتی بزرگسالان- است.

دوره های آموزشی زیادی در مورد این زبان وجود نداشت فقط چند کتاب پی دی اف بود. خیلی سعی کردم تا همچون سرقت سیستم عامل ویندوز، نرم‌افزار فتوشاپ و بسیاری از نرم افزارهای دیگه که بدون پرداخت هزینه واقعی آن‌ها ازشون استفاده می کردم، این کتاب رو هم از تورنت دانلود کنم که نشد. مجبور شدم این کتاب را از انگلستان به قیمت ۱۴ پوند بخرم (البته این روزها دیگه اپن سورسی شده ام و دزدی را کنار گذاشته ام البته نه کاملا!)

کتاب به دستم رسید. آن را می‌خواندم و یاد می‌گرفتم سپس به نیکان ۱۳ ساله درس می دادم و پس از آن که مطمئن می‌شدم که مطالب را فرا گرفته، شروع به ضبط می کرد. خیلی کار دشواری بود. گاهی اوقات هر دو هم خسته و هم مأیوس می شدیم. به این شکل، در طول ۹ ماه، چیزی در حدود یک گیگابایت ویدیوی آموزشی تألیف کردیم و در سکان آکادمی قرار دادیم واقعیت امر این است که بنده تصور می کنم این دوره ی آموزشی نه تنها در ایران بلکه در دنیا منحصر به فرد است زیرا تاکنون دوره ی مشابهی به این صورت که از صفر تا صد به بچه ها توسط یک بچه آموزش برنامه نویسی بده ندیده ام (البته اگر کسی دوره ی مشابهی دیده، لطفا در بخش نظرات اعلام کند تا اطلاع رسانی شود.)

دوره ی خیلی خوبی از آب درآمد و مصمم شدیم تا دوره ی برنامه نویسی اندروید برای بچه‌ها را در سایت منتشر کنیم که متأسفانه نیکان به کشور کانادا مهاجرت کرد و نتوانستیم این دوره منحصر به فرد را عملی کنیم و فردی مثل نیکان را پیدا کنیم که باهوش و باانگیزه باشد تا دوره را از طریق ایشان تالیف کنیم (البته برای نیکان خیلی خوشحالم که می تواند در یک کشور جهان اول از زندگی اش لذت ببرد.)

دوره ی آموزش برنامه نویسی به کودکان می بایست به مراتب بیشتر از این استقبال می‌شد که نشد. بررسی کردیم دیدیم که برای موفقیت این دوره ابتدا می بایست والدین را مجاب کرد. پس کارگاهی ۲ ساعته طراحی کردیم تحت عنوان «چرا و چگونه به فرزندان خود برنامه نویسی یاد دهیم؟» که این کارگاه کاملاً رایگان بود، هر سازمان و موسسه آموزشی که تمایل داشت، صرفاً با تهیه فضای کارگاهی و جمع کردن چیزی در حدود ۵۰ الی ۶۰ پدر یا مادر، این کارگاه را برایش برگزار می کردیم.

در این کارگاه، از مزایای یادگیری برنامه نویسی برای کودکان صحبت می کردیم؛ این که با یادگیری برنامه نویسی، بچه‌ها خلاق تر می شوند و تفکر انتقادی پیدا می کنند، در درس خود موفق تر می‌شوند و در نهایت از نسلی مصرفی به نسلی تولید کننده مبدل می‌شوند (به عبارت دیگر، بچه‌ها را از نسلی که بازی انگری برد انجام می دهند، به نسلی مبدل می‌سازیم که بازی انگری برد بسازند!) در نهایت هم توانستم بخش های مهم این کارگاه را در اولین گردهمایی بزرگ برنامه نویسان ایران که در مرداد ماه ۱۳۹۵ در تهران برگزار شد، ارائه دهم (برای آشنایی با چکیده ی این ارائه، به مقاله ی چکیده ی ارائه «ضرورت آموزش برنامه نویسی به کودکان» در اولین گردهمایی بزرگ برنامه نویسان ایران مراجعه نمایید.)

من در سن ۳۰ سالگی برنامه نویسی را شروع کردم اما طی ۱ سال، صرفا توانسته بودم طراحی استاتیک سایت را فرا بگیریم. در شرکتی به عنوان مترجم/مسئول منابع انسانی استخدام شدم که یکی از بخش های این شرکت، دپارتمان برنامه نویسی و طراحی سایت بود. در این برهه، به خاطر دوستی با بچه های تیم برنامه نویسی، به فکر دینامیک کردن سایت افتادم. از آنجا که اکثر تیم برنامه نویسی شرکت با زبان PHP کد می زدند، به من هم توصیه شد که این زبان را یاد بگیریم.

مبانی این زبان را به صورت Self-study یاد گرفتم و یکی از برنامه نویس های ارشد شرکتم را هم به صورت خصوصی گرفتم تا در ۴ جلسه مبانی OOP را بهم یاد داد. شروع کردم سایت را از فاز استاتیک به فاز دینامیک بازطراحی کردن اما در این مرحله پسوند یو آر ال های سایت سکان آکادمی صرفا از html. به php. تغییر پیدا کرده بود و کماکان همه چیز استاتیک بود.

در این مرحله، نیاز به یک پروژه ی واقعی داشتم تا بتوانم زبان PHP را به صورت عملی به کار بگیرم. در شرکتی که به عنوان مسئول منابع انسانی کار می کردم، دیدم که مدیران بخش ها، خیلی در جریان کارهای پرسنل زیر دست خود قرار نمی گیرند؛ لذا با یک هماهنگی خیلی ساده با مدیرعامل شرکت، شروع کردم به کدنویسی یک پروژه به نام Staff Report.

پروژه یی بود که یک ادمین پنل داشت. هر کارمند جدید که در شرکت استخدام می کردم، یک پروفایل برایش درست می شد و برایش یک سرپرست انتخاب می کردم؛ پرسنل هم هر روز می بایست گزارش کار خود را در این سیستم وارد می کردند تا مدیران بتوانند از چند و چون عملکرد ایشان با خبر باشند.

با کلی ذوق، رفتم و ایده ام را در تیم برنامه نویسی پرزنت کردم؛ برنامه نویسان ارشد تیم هم ظرف ۳۰ ثانیه جلوی چشمانم سایت رو هک کردند! این لحظه یکی از تحقیر آمیز ترین لحظات زندگی ام بود به طوری که قلبم درد گرفت و با خود گفتم نامردم اگه دیگه یک خط کد بزنم و این حرفه را برای همیشه کنار می گذارم اما بعدا این را هم یک شکست عادی در نظر گرفتم و شروع کردم به رفع کردن باگ های پروژه و به نوعی نامرد شدم!

دیده بودم که وقتی برنامه نویس ها با هم صحبت می کنند، حرف از فریم ورک می زنند. در همین راستا، شروع کردم به بررسی فریم ورک های پی اچ پی تا به این نتیجه رسیدم که لاراول از همه پرطرفدارتر است؛ یادگیری آن را شروع کردم و سکان را به صورت کاملا دینامیک روی نسخه ی لاراول ۴ بالا آوردم. پس از چندی، نسخه ی ۵ به بازار عرضه شد که اصطلاحا Backward Compatible نبود لذا مجبور به کدنویسی مجدد سکان آکادمی روی نسخه ی جدید لاراول شدم.

شرکتی که در آن کار می کردم، از فریم ورک زند استفاده می کرد و تنها عاملی که می گذاشت بتوانم وارد تیم برنامه نویسی شوم، یادگیری این فریم ورک بسیار دشوار بود. برای آن که بهتر این فریم ورک را فرا بگیریم، شروع کردم به کدنویسی مجدد سکان روی فریم ورک زند و کلا لاراول را کنار گذاشتم. در آخرین ورژن سورس کد سکان آکادمی، دوستان زیادی تجربیات خود را با بنده به اشتراک گذاشتند که از آن جمله می توان به محمد رستمی و مصطفی پورغریب اشاره کرد.

این بود داستان شکل گیری سکان آکادمی اما این در حالی است که در موفقیت نسبی این آکادمی آنلاین برنامه نویسی، صرفا یک فرد موثر نبوده و خرد جمعی همه ی اعضاء منجر به ایجاد این آکادمی گشته است. راه اندازی یک استارتاپ یک چیز است،‌ نگهداری و توسعه ی آن چیز دیگری است! آنچه در ادامه خدمتتان عرض می کنم، مجموعه ای از ناخوشی ها و خوشی هایی است که در مدت این ۳ سال با آن ها مواجه شده ایم.

شکست های ما تا حال حاضر
پیش از راه اندازی سکان آکادمی، مقالات زیادی در مورد راه اندازی یک کسب و کار خوانده بودم و یک چیز جالب که در مورد استارتاپ ها گفته می شد، این بود که چیزی در حدود ۷۰ الی ۸۰ درصد از تصمیماتی که مدیران استارتاپ ها می گیرند در نهایت اشتباه از آب در می آید غافل از این که آماری که من می دانستم در مورد کشورهای جهان اول مثل ایالات متحده بود و بعدا متوجه شدم که راه اندازی کسب و کار در کشوری همچون ایران بسیار متفاوت است و آن آمار ۷۰ الی ۸۰ درصدی برای ما در سکان آکادمی به ۹۰ الی ۹۵ درصد ارتقاء یافت! آنچه در ادامه خدمتتان عرض می کنم را بیشتر به مثابه ی Case Study در نظر می گیریم تا کسانی که تمایل به راه اندازی کسب و کار دارند از آن ها درس گرفته و اشتباهات ما را مجدد مرتکب نشوند:

- راه اندازی دوره ی سی شارپ و حذف آن: در ابتدای راه که بودیم جو گیر شدیم و دوره ی سی شارپ را هم به لیست دوره ها اضافه کردیم اما متاسفانه به خاطر عدم توافق با مدرس دوره در مورد میزان کیفیت دوره، مجبور به حذف این سری از آموزش ها شدیم که در نهایت منجر به نارضایتی کاربران شد و مجبور به عذرخواهی از ایشان شدیم!

- راه اندازی سرویس ارسال خبرنامه ی ایمیلی: برای آن که کاربران از زمان انتشار آموزش های جدید خبردار شوند، سرویس ارسال خبرنامه ی ایمیلی را راه اندازی کردیم اما با زیاد شدن تعداد کاربران، این کار -چون اصولی طرح ریزی نشده بود- شکست خود را باز هم مجبور به عذرخواهی از کاربران شدیم!

- راه اندازی سرویس خبرنامه ی پیامکی: برای آن که کار را راحت تر کنیم، یک سرویس ارسال اس ام اس تهیه کردیم و به کاربران گفتیم که هر کس تمایل دارد تا از زمان آموزش های جدید مطلع شود، شماره ی موبایل خود را در اختیار ما قرار دهد. در ابتدا کار داشت خوب پیش می رفت اما باز هم با افزایش تعداد کاربران، هزینه های ارسال پیامک زیاد شد و طرح شکست خورد و مجدد مجبور به عذرخواهی از کاربران شدیم!

- راه اندازی دوره ی پاورپوینت: این دوره هم به زمانی اختصاص دارد که پلن الف در دست اجرا بود. پس از آن که به پلن ب مهاجرت کردیم مجبور به حذف دوره شدیم و از کاربران این دوره ی آموزشی -که خیلی زیاد هم نبودند- عذرخواهی کردیم.

- شروع آموزش نرم افزار ایندیزاین: زمانی که پلن ب سکان آکادمی در حال اجرا بود، با خود گفتیم که یک نرم افزار کاربردی را به لیست آموزش های گرافیکی اضافه کنیم اما پس از سوییچ کردن به پلن پ، مجبور به حذف این دوره ی آموزشی خوب شدیم و باز هم از کاربران عذرخواهی کردیم!

- استفاده از سیستم مدیریت محتوای وردپرس برای وبلاگ: بخش اصلی سایت کدنویسی اختصاصی شده بود و وبلاگ هم با وردپرس بالا آمده بود و همین مسئله منجر به این شده بود که برای ورود به سایت دو نام کاربری و رمز عبور نیاز داشتیم. علاوه بر این، بخش هایی از وبلاگ با سایت اصلی همخوانی نداشت مثلا این که به راحتی نمی توانستیم آخرین مطالب وبلاگ را در صفحه ی اصلی نمایش دهیم که در نهایت مجبور به حذف وردپرس شدیم.

- طراحی سایت به صورت استاتیک: پس از مهاجرت از سایت کاملا استاتیک که با زبان اچ تی ام ال نوشته شده بود به زبان پی اچ پی، سایت آن طور که باید و شاید دینامیک نبود و افزودن یک مقاله ی جدید به وبلاگ، افزودن یک آموزش جدید و به طور کلی آپدیت نگه داشتن سایت زمان زیادی از ما می برد.

- استفاده از فریم ورک لاراول: پس از آن که تصمیم گرفتیم سایت را از حالت نیمه دینامیک به فول دینامیک درآوریم، فریم ورک لاراول را انتخاب کردیم که یکی از محبوب ترین فریم ورک های زبان برنامه نویسی پی اچ پی است. سایت کاملا با استفاده از این فریم ورک بازنویسی شد. همه چیز خوب بود اما فریم ورک لاراول ماژولار نبود. به عبارت دیگر، به راحتی نمی توانستیم بخش های وبلاگ، جابز، دوره های آموزشی و ... را در بک اند از هم مجزا سازیم تا این که سایت را مجدد با استفاده از فریم ورک زند بازنویسی کردیم.

- استفاده از سیستم نظردهی دیسکاس: سیستم نظردهی Disqus خیلی خوب است اما یک مشکل عمده دارد و آن هم این که موتورهای جستجو به راحتی نمی توانند کامنت هایی که کاربران در پایین یک پست می گذارند را ردیابی کنند چرا که کامنت ها در دیسکاس به صورت ای جکس لود می شوند. علاوه بر این، کاربران یک بار می بایست در خود سایت سکان آکادمی ثبت نام می کردند و یک بار دیگر در سیستم دیسکاس و این تجربه ی کاربری نسبتا نامطلوبی برای کاربران ایجاد می کرد که در نهایت این سیستم را حذف کردیم و کلیه ی کامنت های کاربران که طی ۲ سال در سایت قرار داده بودند نیز حذف شد و مجدد مجبور به عذرخواهی شدیم!

- شبکه ی اجتماعی سکاندار: از یک پروژه ی اپن سورس به نام HumHub برای راه اندازی شبکه ای اجتماعی برای کاربران سکان آکادمی استفاده کردیم که این شبکه ی اجتماعی هک شد و چیزی در حدود ۹۰۰ کاربری که در این شبکه ثبت نام کرده بودند بلاتکیف شدند. علاوه بر این، از آنجا که این شبکه ی اجتماعی یک سی ام اس مجزا بود، کاربران نیاز داشتند تا به صورت مجزا در آن ثبت نام کنند (به عبارت دیگر، یک بار در خود سکان آکادمی، یک بار در سیستم دیسکاس و یک بار هم در سکاندار!) که در نهایت پس از هک شدن آن، از کاربران عذرخواهی کردیم و قید شبکه ی اجتماعی را زدیم.

- راه اندازی فروشگاه آنلاین سکان آکادمی: پس از راه اندازی سکان -همچون بسیاری از مدیران سایر سایت ها- فکر می کردیم که از فردای راه اندازی سایت کاربران به سمت سایت ما هجوم می آورند و به دنبال خدمات و محصولات هستند. از همین رو، از یک سی ام اس دیگر استفاده کردیم برای راه اندازی فروشگاه (اینجا هم کاربر می بایست مجدد در سایت برای بار چهارم ثبت نام می کرد!) در این فروشگاه، قرار بر این بود تا محصولات مرتبط با برنامه نویسی مثل کتاب های آموزش برنامه نویسی و محصولات مالتی مدیای آموزشی مثل سی دی و ... در اختیار کاربران سایت قرار دهیم. با مراکز پخش این گونه محصولات وارد مذاکره شدیم و به صورت نقدی محصولات را از ایشان خیلی ارزان تر از قیمت بازار خریداری کردیم و بدون سود -یا با سود اندکی- در فروشگاه برای فروش گذاشتیم. در ابتدای کار فروش خوب بود تا این که غولی به نام دیجی کالا شروع به عرضه ی محصولات آموزشی که ما در فروشگاه داشتیم کرد (نمی دانم دیجی کالا چگونه توانسته بود قیمت ما را هم بشکند!) در واقع، بیش از این ادامه ندادیم و شکست را قبول کردیم و فروشگاه جمع شد و مجدد از کاربران عذرخواهی کردیم (لازم به ذکر است که اصلا از دیجی کالا دلخور نیستیم و همواره برای تیم حرفه ای آن آرزوی موفقیت می کنیم.)

- همکاری با یک شرکت معتبر در تهران به منظور برگزاری دوره ی آموزش حضوری برنامه نویسی به کودکان: از آنجا خیلی دوست نداریم کسی را تخریب کنیم از بردن نام شرکت مذکور خودداری می کنیم. با مدیران این شرکت قرار شد تا دوره ی آموزش حضوری زبان اسکرچ را برگزار کنیم که به دلیل بی برنامگی، هماهنگی ها آنقدر به طول انجامید تا نیکان -مدرس دوره ی اسکرچ در سکان آکادمی- از ایران به کانادا مهاجرت کرد و طرح شکست خورد.

- برگزاری کارگاه چرا و چگونه به فرزندان خود برنامه نویسی یاد دهیم در دانشگاه امیرکبیر: طبق هماهنگی ها، قرار شد تا سکان آکادمی در رویدادی که در دانشگاه امیرکبیر تهران برگزار می شد کارگاهی تحت عنوان «چرا و چگونه به فرزندان خود برنامه نویسی یاد دهیم؟» برگزار کند. بنده این اجازه را داشتم تا یک نفر میهمان هم به کارگاهم دعوت کنم. کارگاه با همان یک نفر در یک سالن ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفری برگزار شد که حسابی آبروی سکان رفت (البته همان یک نفر آنقدر EQ داشت که در پایان کارگاه بلند شد و برایم کف زد و کلی حال کردم!) این تصمیم اشتباه من، منجر به این گشت تا سایر اعضای تیم دیگر حق تصمیم گیری به بنده در مورد مسائلی بیرونی را ندهند و جایگاه سازمانی ام از یک مدیر استارتاپ به یک طراح ساده ی سایت تنزل کرد -که خیلی هم دردناک بود!- اما به مرور زمان، مجدد قدرت از دست رفته ام را پیدا کردم.

- برگزاری کارگاه رایگان آموزش زبان برنامه نویسی پی اچ پی در شهر کرج: به منظور ارتقاء علم برنامه نویسی از یک سو و همچنین فراهم آوردن فرصتی برای کسانی که پول شرکت در کلاس ها حضوری را ندارند از سوی دیگر، تصمیم گرفتیم تا کارگاه یک روزه ی آموزش مقدماتی زبان برنامه نویسی پی اچ پی را در شهر کرج برگزار کنیم. کلی هزینه کردیم -و بدون در نظر گرفتن میهمانان خود سکان آکادمی- فقط ۲ نفر در این کارگاه شرکت کردند که این طرح هم شکست خورد.

- برگزاری کارگاه رایگان آموزش زبان برنامه نویسی پی اچ پی در شهر تهران: پس از شکست کارگاه در شهر کرج، با خود گفتیم که دلیل شکست کارگاه این بوده که ما در تهران نبوده ایم پس با اجاره ی فضای آموزشی از یک آموزشگاه برنامه نویسی، کارگاه ۲ روزه ی آموزش مقدماتی زبان برنامه نویسی پی اچ پی را در شهر تهران برگزار کردیم که در جلسه ای اول -بدون نظر گرفتن میهمانان- یک نفر آمد و در جلسه ی دوم آن یک نفر هم نیامد!

- اضافه کردن بخش دونیت به سایت: خیلی از کاربران برای ما ایمیل می زدند که ای کاش یه جوری می شد بخشی از زحمات شما را جبران کنیم و کمک هزینه ای به سکان آکادمی اختصاص می دهیم. از همین رو، بخش حمایت از سکان آکادمی را در فوتر سایت قرار دادیم که هر کسی که تمایل داشت، از تولید علم در این آکادمی آنلاین برنامه نویسی حمایت کنه تا بتونیم آموزش ها را گسترش دهیم که کلا چند هزار تومانی به جیب زدیم و فقط خودمان را ضایع کردیم!

- تالیف دوره ها به صورت ویدیویی: در ابتدای کار، فکر می کردیم که تولید محتوا به صورت ویدیویی کار بسیار آسانی است اما در اواسط راه متوجه شدیم که کار بسیار طاقت فرسا و دشواری است؛ به طور مثال، برای یک آموزش ۱۰ دقیقه یی به صورت ویدیویی، چیزی بیش از ۶۰ دقیقه زمان بایستی در نظر گرفت. علاوه بر این، مدرسین نمی توانستند با استانداردهای سخت گیرانه ی سکان آکادمی دست به تولید محتوای ویدیویی بزنند و تحت هیچ عنوان امکان ویرایش دوره های تالیف شده را نداشتیم، لذا تصمیم گرفتیم تا ادامه ی فعالیت سکان آکادمی در زمینه ی تولید متحوا به صورت متنی باشد.

- اشتباه در انتخاب نام: نام این استارتاپ می توانست به مراتب بهتر از این باشد که متاسفانه به دلیل بی تجربگی، نتوانستیم دست به انتخاب نام مناسب تری بزنیم.

- اشتباه در انتخاب بعضی از اعضای تیم: به قول برایان تریسی، شرکت های A نیروی های سطح A را به خدمت می گیرند، شرکت های B نیروهای سطح B را به خدمت می گیرند و شرکت های C محکوم به شکست هستند چرا که با نیروهای سطح C تحت هیچ عنوان نمی توان کار شاخصی انجام داد. از بدو تاسیس تاکنون، هم توفیق همکاری با نیروهای بسیار مستعدی را داشته ایم و گاهی هم در انتخاب همکار دست به اشتباهات فاحشی زده ایم تا جایی که بنده -به عنوان یک برنامه نویس- در حال حاضر اعتقاد پیدا کرده ام «برنامه نویس جماعت» به منزله ی یکی از بی تعهدترین نیروهای بازار کار کنونی ایران است (البته این قانون کلی نیست و خدای ناکرده قصد جسارت به افراد حرفه یی این حوزه را نداریم.) 

 

- شروع به تقلب در رتبه ی الکسا: در اوایل کار چون خام بودیم و فکر می کردیم که رتبه ی الکسا معیار موفقیت یک سایت است، شروع کردیم به تقلب در هرچه پایین تر آوردن رتبه ی الکسا که در نهایت متوجه شدیم اشتباه کرده ایم؛ تقلب را متوقف کرده و توبه کردیم که دیگه هرگز این کار را انجام ندهیم!

دستاوردهای سکان آکادمی در طی این ۳ سال
به نظرم، آنچه فعالیت در یک استارتاپ را لذت بخش می کند، وجود شکست ها و موفقیت ها در کنار یکدیگر است که به آدم انگیزه ی ادامه ی مسیر را می دهد. تاکنون اوضاع آنقدر هم که به نظر می رسد خراب نبوده و توانسته ایم به چیزهای خوبی هم دست یابیم که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- توفقیق همکاری با افرادی حرفه یی: موفقیت هرگز روی دوش یک فرد نمی چرخد و اگر اعضای حرفه یی کنونی سکان آکادمی حضور نداشتند، هرگز نمی توانستیم به تولید علم باکیفیت در حوزه ی برنامه نویسی بپردازیم.

- شرکت در هشتمین همایش بین المللی تجارت الکترونیک در برج میلاد: با کمک ایران موبی کد، در این رویداد ۲ کارگاه تحت عناوین «چرا و چگونه به فرزندان خود برنامه نویسی یاد دهیم؟» و «نقد و بررسی فریم ورک های پی اچ پی» توسط کوروش شریفی برگزار شد، که توانستیم مخاطبین را حسابی تحت تاثیر قرار دهیم و این یکی از اولین موفقیت های ما بود.

- برگزاری کارگاه چرا و چگونه به فرزندان خود برنامه نویسی یاد دهیم در دفتر مرکزی مارال چرم: شرکت مارال چرم حامی این رویداد شد و توانستیم در شهر کرج این کارگاه را برگزار کنیم که حضور مخاطبین کارگاه آنقدر پرشور بود که کل فضای کارگاه پر شد.

- همکاری با برگزار کنندگان همایش پی اچ پی ایران: در سال ۱۳۹۴، اولین همایش پی اچ پی ایران در شهر تهران برگزار شد که علاوه بر شرکت در این رویداد، حامی رسانه ای همایش هم شدیم که این همایش راه را باز کرد برای شرکت در اولین گردهمایی بزرگ برنامه نویسان ایران در سال بعد.

- افتخار همکاری با جادی: جادی هم که نیاز به معرفی ندارد. او لطف کرد و هم تیمی ما شد که از این پس از مشاوره ی وی در تولید علم -به خصوص در حوزه ی اپن سورس- بهره مند خواهیم شد.

- حامی رسانه یی اولین گردهمایی بزرگ برنامه نویسان ایران: حامی رسانه یی این رویداد شدیم و پرزنتیشنی در خصوص لزوم آموزش اصول برنامه نویسی به کودکان ارائه دادیم که با استقبال خوبی رو به رو شد.

- معرفی سکان آکادمی در ضمیمه ی کلیک روزنامه ی جام جم به عنوان یکی از منابع معتبر آموزش آنلاین در ایران

- اختصاص جایگاه برخی کلیدواژگان حوزه ی برنامه نویسی در موتور جستجوی گوگل به سکان آکادمی: در طی این ۳ سال، توانسته ایم برخی از کیوردها را در موتور جستجوی گوگل به سکان آکادمی اختصاص دهیم که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد (البته لازم به ذکر است که این جایگاه ها به صورت روزانه می توانند دستخوش تغییر شوند و جایگاه های اعلام شده در زمان انتشار این مقاله هستند.):

- آموزش آنلاین برنامه نویسی (لینک اول گوگل)
- آموزش جاوا (لینک اول گوگل)
- آموزش اسکرچ (لینک اول گوگل)
- آموزش طراحی سایت به کودکان (لینک اول گوگل)
- آموزش برنامه نویسی به کودکان (لینک اول گوگل)
- آموزش پی اچ پی (لینک اول گوگل)
- آموزش اندروید (لینک چهارم گوگل)
- آموزش پایتون (لینک دوم گوگل)
- آموزش برنامه نویسی (لینک ششم گوگل)
- اسختدام برنامه نویس (لینک هشتم گوگل)
- آموزش جاوا اسکریپت (لینک هشتم گوگل)

نتیجه گیری
خیلی از کاربران گاها سوال می کنند که من ۲۴ الی ۲۵ ساله هستم و فکر می کنم برای شروع برنامه نویسی خیلی دیر شده است؛ اما این در حالی است که بنده در سن ۳۰ سالگی برنامه نویسی را شروع کردم، پس به یاد داشته باشیم که هیچ وقت دیر نیست!

به طور کلی، اکثر برنامه نویسان آدم های بدقول و بی تعهدی هستند -اصلا قصد جسارت به گروهی از برنامه نویسان که متعهد هستند را ندارم- لذا روی دیوار برنامه نویس جماعت اصلا یادگاری ننویسید! اگر هم خواستید این کار را انجام دهید، از ایشان چک و سفته با مبالغ بالا بگیرید که وسط کار شما را تنها نگذارند.

تحت هیچ عنوان با تفکر هیئتی یک استارتاپ را اداره نکنید (منظور از این طرز تفکر آن است که کیفیت را فدای کمیت کنید.) به کاربران خود احترام بگذارید و تمام تلاش خود را برای فاخرتر شدن استارتاپ به کار بندید.

اگر علاقه ی زیادی به راه اندازی استارتاپ دارید، باید شب نخوابی بکشید، بی پولی رو تجربه کنید، تحقیر شوید، شکسته شوید، غرور خود را زیر پا بگذارید و غیره تا بتوانید به موفقیت هایی برسید. به طور مثال، اوایل کار سکان آکادمی روزهایی را تجربه می کردم که صرفا ۴ ساعت در شبانه روز می خوابیدم. و یا به عنوان مثال دیگر، پس از ازدواجم، هنوز فرصت نکرده ام به ماه عسل بروم!

اگر متاهل هستید، همسر شما می بایست همسو با شما باشد که در غیر این صورت، به مشکلات جدی بر خواهید خورد. واقعیت امر آن است که زندگی با یک برنامه نویس کار نسبتا دشواری است به خصوص زمان هایی که این آقا/خانم برنامه نویس به باگ می خورد!

به طور کلی، امیدوارم که در این مدت ۳ سال تیم سکان آکادمی توانسته باشد تاثیر مثبتی در وب فارسی و نشر دانش برنامه نویسی در میان علاقمندان ایفا کرده باشد. در این مقاله، سعی کردم خیلی صادقانه و واقعگرایانه داستان شکل گیری سکان آکامی را با خوانندگان فرهیخته ی این سایت به اشتراک بگذارم. امیدوارم تجربیات ما راه گشای کسانی باشد که تمایل به راه اندازی استارتاپ دارند.

0


بهزاد مرادی

از جمله علائقم می‌شه به نشر علم،‌ سرمایه‌گذاری روی نسل آینده، برنامه‌نویسی به خصوص زبان PHP و جامعهٔ اپن‌سورس و همچنین راه‌اندازی استارتاپ و کارآفرینی اشاره کرد و اعتقاد دارم که سکان آکادمی می‌تونه بستری باشه که از اون طریق به علائقم جامهٔ عمل بپوشونم!






  • الیاس براهویی نژاد در تاریخ: 1395/06/19

    سلام آقای مرادی عزیز
    مرسی که این همه تلاش می‌کنید. من از نردبان با شما آشنا شدم و بعد از بلایی که سر نردبان اومد از کامنت‌های اون سایت اینجا را پیدا کردم و خوشحالم که در این سه سال هر روزی که اینترنت داشتم حداقل روزی یکبار به این سایت سر زدم هر چند گاهی برای چند روز چیز جدیدی اینجا نبوده ولی با این حال باز هم سکان آکادمی از خیلی از وبسایت‌های آموزش برنامه‌نویسی دیگه بهتر عمل کرده.
    موفق باشید.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    سلام آقای براهویی نژاد عزیز
    خوشحالم که دوست خوبی مثل شما دارم. این که می فرمایید گاهی اوقات چند روز سایت به روز نمی شود خودم را بیش از همه آزار می دهد. امیدوارم که روزی برسد که به مراتب حرفه یی تر شده و دیگر شاهد این اتفاقات نباشیم
    ارادت
    مرادی

  • احمد میرزایی در تاریخ: 1395/06/19

    سلام.
    خیلی خوب بود و مثل همیشه ساده و صادق...
    شما از ۳۰ سالگی شروع کردید و موفق هم شدید، این نشون میده که در هر سن و شرایطی میشه با تلاش و پیگیری موفق بود.
    نکته مهم اینجاست که شما تجربه های خودتون رو با دیگران در میان گذاشتید، کاری که خیلی جرات می خواد. عالی بود، خواهش می کنم بکارتون ادامه بدید.موفق باشید.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    آقای میرزایی عزیز سلام و عرض ادب
    هدف اصلی من هم همین بود که ۲ چیز را به سهم خودم فرهنگ سازی کنم: یکی صداقت و دیگری شفاف بودن.
    سربلند باشید.

  • green در تاریخ: 1395/06/19

    درود بیکران بر شما
    با زندگینامه سکان آکادمی زندگی کردم با این توصیف و فراز و فرودها.
    از زمانی که سایت شبیه ویکی پدیا بود و مقالات پی دی اف هستم باهاتون.
    مرسی بخاطر همه چیز آموزش های روان و کاربردی و همه چی خوبه

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    گرین عزیز سلام
    یادم می یاد اون زمان ها خیلی ضایع بود!
    ارادت

  • عیسی پور در تاریخ: 1395/06/19

    سلام آقای مرادی عزیز
    آقا اشکم در اومد این چه سرگذشتی بود :'(
    خوشحالم که با این سایت آشنا شدم یکی از سایتهایی ایه که کاملا مطالبش رو دنبال میکنم امیدوارم به هدفتون برسید چراکه استادی آینده نگر و دلسوز هستید برای خودتون و خونواده محترمتون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم
    راستی توصیه میکنم اصلا به فکر تغییر دامنه سکان آکادمی نباشید چراکه به خوبی جا افتاده اینجاست که به قول معروف محتوای مفید سایت به دادش رسیده
    پاینده و شادکام باشید

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    آقای عیسی پور
    عصر به خیر
    امیدوارم که آدینه ی خوبی را سپری کرده باشید
    از این همه لطف شما شرمنده ام
    در مورد تغییر دامنه هم حتما توصیه ی شما را گوش می کنیم
    سربلند باشید

  • Amir Mahmoudi در تاریخ: 1395/06/19

    سلام آقای مرادی
    تبریک میگم بابت پشتکار و اراده ی قویه شما
    فکر میکردم با 27 سال سن برای یادگیریه برنامه نویسی اندروید خیلی دیر شده, اما میبینم نه هنوز دیر نشده
    ممنون از شما

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    امیر جان سلام
    اصلا دیر نشده
    از همین امروز شروع کن

    Amir Mahmoudi در تاریخ: 1395/06/21

    حتما آقا بهزاد
    ضمنا خیلی جالبه هرکی با شما آشنا شد بخت خدمتش باز شد !!! منم چند ماهه پیش آخرای خدمتم بود که یکی از هم خدمتیام سکان آکادمی رو بهم معرفی کرد :)))
    بازم ممنون و موفق باشید.

  • مسعود در تاریخ: 1395/06/19

    سلام. آقا مرادی مثل همیشه خیلی متن قوی بود. دمت گرم.
    به امید پیشرفت هر چه بیشتر { بهزاد آنلاین } :)

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    مسعود جان سلام
    نظر لطف شماست

  • سعید در تاریخ: 1395/06/19

    سلام آقا بهزاد. سرگذشتت رو خوندم و واقعا از صمیم قلب به خاطر زحماتت ازت ممنونم. کارای تو در زندگی من تاثیر زیادی گذاشته و دو سال پیش با سرچ آموزش برنامه نویسی به سایت سکان رسیدم و آموزشای جاواتو دنبال کردم و هرچند در جاوا حرفه ای نشدم ما دیدم به زندگی عوض شد، رویاهای آیندم تغییر کرد و تفکرات جدیدی در من شکل گرفت که تفکراتم نسبت به آینده ام رو تغییر داد و باعث شد چیزهای جدید دیگری را یاد بگیرم که در صورت عدم وجود تو و کارهای تو امکان پذیر نبود و الان در مسیر دیگری بودم. یه دنیا ممنون ازت میدونم کسای خیلی زیادی هستن که سرنوشتی مشابه من رو داشتن. و در انتها جاست کیپ یور موینگ

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    سلام آقا سعید
    خیلی خوشحالم که اگر روزی مردم و اون دنیا ازم پرسیدن که این فرصتی که در دنیا در اختیارت دادیم رو چه طور گذروندی، می تونم بگم که «تونستم به یک نفر کمک کنم که در مسیر بهتری زندگی کنه»
    ارادت

  • Misagh Lotfi در تاریخ: 1395/06/19

    سلام اقای مرادی اول جا داره به شما و تیم سکان خسته نباشید بگم.
    سکان همیشه از سایت هایی بوده که مطالبشو دنبال کردم .
    از زمانی که نارنجی بسته شد وقتی که به دنبال یادگیریه برنامه نویسی اندروید بودم با سکان اشنا شدم و خوشحال بودم که میتونم مطالب خوبتونو دنبال کنم.
    امیدوارم که هرروز بهتر بشین..
    چند وقتی هست که فعالیتتون کم شده امیدوارم که بیشتر بشه و بتونیم استفاده کنیم.
    خسته نباشید اقا بهزاد و تیم سکان و موفق باشین

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    ممنون از شما

  • مرتضی حسینی در تاریخ: 1395/06/19

    کارتون درسته و خیلی خیلی ممنونم بابت به اشتراک گذاری تجربیات ارشمندتون که برای کسب هر کدوم باید خون دل ها خورد. همیشه موفق و پیروز باشید.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    آقای حسینی سلام و عرض ادب،
    ممنون از انرژی مثبت شما

  • Aria در تاریخ: 1395/06/19

    سلام آقای مرادی
    همین که بعد از هر شکست دوباره ادامه دادی خیلی حرفه
    همین که بعد از هر شکست معذرت خواهی کردی خیلی کار بزرگیه
    دمت گرم

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    Aria جان سلام
    دم شما گرم

  • محمدرضا شریفی خراسانی در تاریخ: 1395/06/19

    بهزاد عزیز...
    Stay hungry! Stay foolish! : )

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/19

    به به شعار معروف مرحوم استیو جابز

  • patriot در تاریخ: 1395/06/19

    سلام خدمت آقای مرادی .
    چنین سایت هایی با این چنین طرز تفکری به مانند شما در وب فارسی خیلی کم هستند . من در کل به 4 سایت در روز سر میزنم و یکی از آن ها سایت شماست .
    به تمامی دوستان توصیه می کنم با این چنین افرادی مثل : آقای مرادی ، آقای آقاجانی (uncox.com) ، آقای مازیار موسوی (http://goo.gl/cZQs6d) حتما در ارتباط باشند . به این دلیل که این چنین افرادی مانند کسانی که نام بردم واقعا دارای آرمان های ارزشمندی هستند که می تواند زندگی شما را متحول سازد و در شما دید جدیدی به زندگی و وجود حقیقی خودتان ایجاد کند .
    کلام آخر : دنبال کردن این چنین سایت هایی مانند : sokanacademy.com ، uncox.com را به همه ی عزیزان توصیه می کنم .
    آرزوی موفقیت و سعادتمندی را برای آقای مرادی دارم .

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/20

    پاتریوت عزیز سلام و عرض ادب
    بنده هم خدمت آقای آقاجانی ارادت دارم
    به هر حال ممنون از نظر شما

  • yazdan baravand در تاریخ: 1395/06/19

    سلام آقای بهزاد مرادی
    سکان اکادمی واقعا یکی از بهترین سایت های فارسی در زمینه برنامه نویسیه و هر روز و یا دو روز یکبار سعی میکنم سایت رو چک کنم و اینکه قصد داشتم زبان جاوا رو یاد بگیرم ولی بخاطر منابع فارسی کم و بی کیفیت نا امید شدم و یادگیری رو به تاخیر می نداختم ولی بعد دوره جاوا سایت رو خوندم و تمرین کردم که باعث شد درک بهتری از جاوا داشته باشم و بهتر منابع حرفه ای جاوا رو بخونم .
    امیدوارم این استارتاپ به یکی از موفقترین استارتاپ های ایران تبدیل بشه .

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/20

    یزدان جان سلام
    ما رو از دعای خیر خود محروم نکن.

  • nikan نیکان زمانی در تاریخ: 1395/06/19

    سلام آقای مرادی
    اول از همه جا داره تشکر کنم از زحماتتون برای راه اندازی این سایت و تلاشهاتون توی سایت نردبان چون پیدا کردن منبع خوبی مثل سکان آکادمی واقعا سخت.من خودم شب و روزم تو سکان آکادمی و پرند میگذره دوم این که بنده دوره های اندرید و جاوای شما رو خوندم و مشتاقانه منتظر تالیف دوره های html و css هستم .ولی تو این جریان برنامه نویسی اندرید برای کودکان لطفا یکی رو برای تالیف این مباحث پیداکنید چون واقعا فکر خوبیه و اگر از دست بنده (کودک نه ولی نوجوان 15 ساله) چیزی بر بیاد حتما و بدون تعارف در خدمت هستم
    در آخر این که تو دوره ها تمرین رو جز از سرفصل ها قرار بدید(مثل دوره های برنامه نویسی اسکرچ) راستی توی گوگل برای برنامه نویسی اندرید چهارم نیستید دومید

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/20

    نیکان جان سلام
    چه خوب که در گوگل دوم هستیم.
    راستش الان آنقدر سر خودم را شلوغ کرده ام که فعلا صلاح نیست دروه ی جدید را شروع کنیم تا دوره های قبلی به اتمام برسند
    به هر حال ممنون از اظهار لطف شما

  • patriot در تاریخ: 1395/06/19

    جدیدا در سایت uncox.com طرحی کلید خورده به نام " کار گروه " که در این طرح سعی شده برنامه نویسانی و طراحانی UIوUX که علاقه ی زیادی به انجام کار گروهی دارند ولی نسبت به وظایف و مباحث teamwork آشنایی چندانی ندارند و اصلا نسبت به ابزار های استفاده شده در یک کار teamwork آشنایی چندانی ندارد سرمایه گزاری صورت گرفته و در نهایت افراد با استعداد و مستعد شناسایی شده و اگر اشتباه نکنم به عنوان منابع انسانی شرکت در نظر گرفته می شود .
    شرکت در " کار گروه " های آتی را به تمامی عزیزان توصیه می کنم . با استفاده از این کار گروه می توانید ، فعالیت به صورت یک تیم نرم افزاری را تجربه کنید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر به لینک روبرو مراجعه نمایید : http://goo.gl/ThIXpQ
    آرزوی موفقیت برای تمامی عزیزان مستعد را دارا می باشم .

    patriot در تاریخ: 1395/06/19

    و این نکته را هم در نظر داشته باشید که یکی از اولویت های استخدام شرکت های نرم افزاری تجربه ی افراد در یک کار گروهی می باشد . و از این طرح می توانید در رزومه ی خود استفاده کنید .
    آقای آقاجانی از جمله افرادی هستند که نسبت به کاری که انجام می دهند متعهد هستند .

  • patriot در تاریخ: 1395/06/19

    یادگیری زبان انگلیسی را از همین الان شروع کنید :
    شاید در منطقه ای باشید که منابعی برای یادگیری زبان انگلیسی در دسترس نباشد و یا آموزشگاه های با روش های آموزشی معتبری در شهر خود وجود نداشته باشد . می توانید از آموزشگاه زیر استفاده کنید که واقعا دوره های بی نظیری را تدوین کرده اند و دوره های آن به صورت حضوری و غیر حضوری می باشند :
    http://goo.gl/9F8pu4
    موفق باشید .

    patriot در تاریخ: 1395/06/19

    این منبع را به خاطر این لینک دادم ، که در هر رشته ای که باشید و یا در هر تخصصی که باشید ، یادگیری زبان انگلیسی یکی از ملزومات می باشد .

  • محسن غفاری در تاریخ: 1395/06/20

    سلام وقت بخیر
    می خواستم از سایت بسیار زیبا و بسیار مفید و درجه یکتون تشکر کنم
    بنده خودم برنامه نویس هستم و واقعا سایتی به این کاملی در زمینه مفاهیم برنامه نویسی نیافته ام
    بنده هم دقیقا با مشکلاتی که شما گفتید روبرو بوده ام
    وظیفه خودم دانستم که تشکر ویژه ای رو از جنابعالی به عمل آورم
    ممنون و موفق باشید

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/20

    سلام
    نظر لطف شماست.

  • vahid در تاریخ: 1395/06/20

    آقای مرادی منم از شما و تیم سکان بخاطر زحماتتون تشکر میکنم و امیدوارم در آینده و به کمک شما بعد از "کسب تخصص لازم" بتونم به تیم سکان آکادمی ملحق بشم.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/20

    سلام
    باعث افتخار ماست که آدم های حرفه یی به تیم ما بپیوندند.

  • Programmer در تاریخ: 1395/06/22

    سلام به آقای مرادی و همکاران عزیزشون در سایت سکان آکادمی
    من یک پسر پانزده ساله علاقمند به برنامه نویسی هستم و چند سالی میشه که با برنامه نویسی آشنا شدم. کار خودمو با دوره جاوای این سایت شروع کردم و کلی هم از یاد گرفتن جاوا لذت بردم و وقتی نتایج کادر کنسول ایکلیپس من با چیزی که در آموزش ها بود منطبق میشد کیف می کردم.
    بعد از اون سراغ دوره اندروید رفتم و در مدت کوتاهی تمومش کردم. بعد دو تا برنامه اندروید طراحی کردم که با واژه افتضاح هم نمیشه توصیفشون کرد - فکر می کنم همه برنامه نویس ها در مورد کار اولشون این نظر رو داشته باشن - و این رو هم بگم که از اون راه برنامه نویسی اندروید سختی های خیلی زیادی کشیدم. از دردسر های نصب بسته های نرم افزاری با وجود تحریم های گوگل گرفته که مطمئنم برای من از همه بیشتر بود تا باگ های عجیب و غریب وقت تست برنامه ها و کد ها.
    الان تصمیم گرفتم که دوباره یادگرفتن برنامه نویسی رو شروع کنم. یعنی اندروید رو ادامه بدم و یک برنامه نویس بهتر بشم به همین چند تا مجموعه ویدیو آموزشی از سایت ها و منابع مختلف دانلود کردم. به تمامی سایت هایی که در مقاله ای به عنوان منابع آموزش برنامه نویسی معرفی کردین سر زدم و در سایت هایی که به دردم میخورد ثبت نام کردم. یک پکیج آموزشی برنامه نویسی خریدم اما یه سوال یا شاید مشکل کوچولو دارم.
    از اونجایی که تقویت زبان انگلیسی در کنار برنامه نویسی خیلی مهمه و من هم دانشم از زبان انگلیسی در حد یه دانش آموز متوسط رو به بالای کلاس نهمی هست میخوام بدونم برای درک بهتر آموزش های انگیلیسی زبان دقیقا باید چه مهارت هایی از زبان انگلیسی خودم رو تقویت کنم و اینکه راهی به من نشون بدین تا در کنار برنامه نویسی در حوزه زبان هم به موازات برنامه نویسی پیشرفت کنم.
    ببخشید که حرف هام اینقدر زیاد شد. با تشکر از شما تیم منسجم و سایت عالی تون.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/22

    سلام
    خوش به حالت که از سن خوبی شروع کرده ای
    لطفا به مقاله یی که نوشته ام تحت عنوان «آسیب شناسی آموزش زبان» به آدرس http://ow.ly/dSZM3047ydY مراجعه کن
    در این مقاله یک فایل پی دی اف حاوی ۲۰۰۰ واژه ی پرکاربرد زبان انگلیسی معرفی شده که اگر آن ها را فرا بگیرید، در بیش از ۸۰ درصد مواقع مشکل شما حل می شود.
    اگر منظور شما از آموزش انگلیسی، آموزش های متنی است که صرفا باید دامنه ی لغات مناسب و درک مطلب خوبی داشته باشید و اگر هم منظور شما از آموزش ها انگلیسی، آموزش های ویدیویی است که باید مهارت لیسینینگ خود را تقویت کنید که این هم با هر چه بیشتر دیدن فیلم هایی با لهجه ی «آمریکایی» و نه «بریتانیایی» میسر خواهد شد. البته به یاد داشته باش که این مهارت در کوتاه مدت اثربخش نبوده و به مرور زمان این مهارت در شما نهادینه خواهد شد.
    امیدوارم کمک کرده باشم
    ارادت
    ب. مرادی

  • Programmer در تاریخ: 1395/06/22

    سپاس گذارم خیلی لطف کردین
    داشتم نظراتو میخوندم دیدم که جواب سوالمو دادین
    بازم ممنون ...

  • امین در تاریخ: 1395/06/23

    سلام خدمت شما بزرگواران
    بنده برنامه نویس وبم.جای تعجبه که شما گفتید دوره اموزش برنامه نویسی برای کودکان که توسط کودک یا نوجوان تدریس شده نیست! با وجود اینهمه برنامه نویس کم سن! من شخصا چندین برنامه نویس 14و15 ساله میشناسم حتی برنامه نویسی که با وجود سن کمی (15) ماهی 7و8 میلیون در امد داره !
    بنده برنامه نویس وبم(...وhtml,css,js,php,mysql,jquery,bootstrap) امید وارم اگه منو لایق دونستید بتونم با کمکتون دوره اموزشی برای کودکان و نوجوانان(حتی بزرگسالان!) تالیف کنم!
    با سپاس بی کران

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/24

    سلام و عرض ادب
    احتراما به استحضار می رساند که در حال حاضر تمرکز روی دوره هایی است که ناتمام هستند و دوره ی جدیدی شروع نخواهیم کرد.
    ارادت

  • عیسی پور در تاریخ: 1395/06/24

    آقای مرادی عزیز یادم رفت بپرسم فرانت اند سکان رو با چی نوشتین؟ و اینکه چرا آموزش های طراحی وبتون داخل نت شهر هست و با این حال نه در اینجا و نه در پادکست اشاره ای به نت شهر نکردین؟ و سوال آخر اینکه بعد از اون سه دوره (html,css,php) کاربر رو تنها نذارید بهتره یه راهنمایی بکنید که بعدش چیکار کنه, موفق باشید

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/24

    سلام
    فرانت اند با بوت استرپ است.
    قبلا در آن سایت کار می کردم و بخشی از کارم هم مربوط به تولید محتوا بود.
    راستش یادم رفت اشاره کنم
    ارادت

  • morteza در تاریخ: 1395/06/24

    همین الان ثبت نام کردم که بتونم حتما زیر این پست کامنت بدم :)
    آقا بهزاد میخواستم بگم قلم عالییی داری
    من دوره ی آموزش جاوا رو توی ساییتتون شروع کردم و الان آخراشم
    خیلی از سایتا رو برای یادگیری زبان جاوا جستجو کردم و سایت شما بهترین بود
    سایتتون عالی هست
    میخاستم اگه امکانش هست آموزش برنامه نویسی با اندروید استدیو رو به صورت پیشرفته تر ادامه بدید
    من معمولا پست های طولانی نمیخونم
    ولی این پستتون اینقد جذاب نوشته شده بود که دوست داشتم کلمه به کلمه تا آخرش بخونم
    از یه ماه قبل که با سایتتون آشنا شدم و هر روز چند ساعت توی سایت شما مطلب های جاوا رو میخونم ، همیشه دعاتون میکنم که همچین آموزش های عالی رو رایگان گذاشتید ، ان شالله خدا هزار برابرش بهتون بده و همیشه سالم و شاد باشین

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/24

    سلام
    نظر لطف شماست.
    برای تیم سکان دعا فرمایید که انگیزه ی خود را از دست ندهند و توفیق داشته باشند برای این مملکت ویران تولید علم کنند.
    ارادت

  • abc در تاریخ: 1395/06/25

    جادی کیه؟

    yazdan baravand در تاریخ: 1395/06/25

    یک وبلاگ نویسه که تو حوزه تکنولوژی مطلب میزاره و خیلی چیزای دیگه ادرس سایتش:jadi.net

    Maziyar در تاریخ: 1395/06/27

    سایتش فیلتره

  • دانیال در تاریخ: 1395/06/27

    من اهل مراوه تپه یکی از شهر های مرزی نزدیک ترکمنستان هستم.
    14 سالمه و خیلی به تکنولوژی و برنامه نویسی علاقه مندم.
    فعلا دارم جاوا یاد میگیرم و اول راهم.....
    اگر در مورد اون آموزش برنامه نویسی جاوا کمکی از دستم برمیاد بگید:)
    درضم خیلی دوست دارم با شما در زمینه ی وبلاگتون ویا ... همکاری کنم امیدوارم من رو بپذیرید.
    اگر ممکنه پاسخ را به ایمیلم بفرستید
    ممنون....

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/27

    سلام
    نظر لطف شماست
    درخواست های همکاری از طریق بخش همکاری با ما پیگیری می شوند

  • Maziyar در تاریخ: 1395/06/27

    آقا درسته شما چندتا برنامه نویس بی تعهد دیدی ولی این درست نیست که شما میگی برنامه نویسا بی تعهد ترین هستن مثل این میمونه که یه نفر خلافکار باشه بعد بگی همه ملت خلافکارن

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/27

    مازیار عزیز سلام
    اصلا قصد جسارت به کسی را ندارم فقط تجربه ی تلخ شخصی ام را گفتم که این تجربه می تونه از دید خیلی های دیگه دقیقا عکس باشه
    به هر حال ممنون از نظر شما

    Maziyar در تاریخ: 1395/06/30

    ببخشید اگه یکم تند خویی کردم منم اصلا قصد جسارت به شما رو نداشتم

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/30

    ارادت

  • محمد در تاریخ: 1395/06/29

    سالها تلاش کرده بودم با استفاده از کتاب های آموزش برنامه نویسی برنامه نویس شوم. اما متاسفانه هم سطح آموزش ها خوب نبود و هم بسیاری از مطالب گنگ بود. خلاصه بی خیال برنامه نویسی شدم تا اینکه حدود چهار سال قبل دوباره تصمیم گرفتم برنامه نویسی را یاد بگیرم و به شکل خاص دوست داشتم برای اندروید برنامه بنویسم.
    با سایت نردبان شروع به یادگیری جاوا کردم و اولین مقاله و توضیحات نویسنده اش مرا جذب این دوره کرد. هر چه حلوتر می رفتم بیشتر لذت می بردم. حدودا تا قسمت چهلم را مطالعه و تمرین کردم و درک خوبی از برنامه نویسی بدست آورده بودم. من که تا آن روز چند بار تلاش کرده بودم برنامه نویسی را یاد بگیرم و همیشه بعد از مدتی کوتاه دلسرد می شدم این بار توانسته بودم مقدمات حاوا را یاد بگیرم. چیزی که سبب شد از قسمت چهلم جلوتر نروم این بود که مفهوم return را خوب درک نکرده بودم. الان که به آن روزها فکر می کنم خنده ام می گیرد که چطور این مفهوم برایم گنگ بوده است. به هر صورت پس از دوره های شما سراغ آموزش های جاوای لرن فایلز رفتم که متاسفانه الان از سایت برداشته شده. پس از آن هم برنامه نویسی اندروید را از استاد بهنام آقاجانی یاد گرفتم که حقیقتا بهترین آموزش های برنامه نویسی برای اندروید می باشد. امروز که این کامنت را می نویسم توانسته ام به زبان اندروید برنامه بنویسم و در نظر دارم در آینده ای نه چندان دور برای آی او اس نیز برنامه بنویسم.
    این کامنت را نوشتم تا تشکر ویژه ای از شما بکنم که اگر آموزش های کاربردی و مفهوم شما نمی بود شاید امروز من برنامه نویس نمی بودم و هیچ برنامه ای ننوشته بودم. من آموزش های شما را به دوستان مختلفم داده ام و آنها نیز از آموزش های شما استفاده کرده و راضی بوده اند.

    موفق و پیروز باشید

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/30

    سلام
    نظر لطف شماست

  • سلمان در تاریخ: 1395/06/30

    سلام
    اصولا آدمه کامنت نگذاری هستم !
    تا قطره آخره مطلبو خوندم . سپاس و خسته نباشید .

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/06/30

    سلام
    ارادت

  • محمود محبی در تاریخ: 1395/07/03

    سلام و خسته نباشید به تیم خستگی ناپذیر سکان آکادمی مخصوصا آقای مرادی عزیز
    باید بگم که داستان شکل گیری سکان آکادمی عالی بود. بهترین مقاله این بود که تا حالا خوندم.
    این مطلب عالب چند تا نکته جالب توجه داشت:
    یک اینکه آقای مرادی خیلی روی کیفیت تاکید داره اینو بشخصه تجربه کردم (قرار بود همکار سکان آکادمی بشم اما خوب کیفیت پایین کار اجازه این افتخار رو نداد - هر چند بعد از درخواست همکاری که داشتم گفتن که لازمه کیفیت کار رو بالا ببرم هرچند میتونم مدتی رو به آزمایشی کار کنم. اما خوب ترجیح دادم مدت آزمایشی رو زمانی شروع کنم که بهترین باشم و بتونم برای سکان هم بهترین باشم و باعث مشکل در تیم نشم. -)
    نکته دوم که خیلی هم جالب بود بی تعهد خوندن برنامه نویس ها بود :)
    نکته سوم رو راست بود در ارائه مطلب بود که واقعا خیلی خیلی زیاد جای تقدیر داره

    در کل خیلی خوب بود. آرزوی بهترین ها رو برای سکان آکادمی دارم. موفق باشید.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/07/03

    آقای محبی عزیز سلام
    نظر لطف شماست

  • مجتبی در تاریخ: 1395/07/10

    به نام خدا
    با سلام
    آنچه در متن مشهود است، صداقت و اهمیت کیفیت در کار است که هر دو قابل تقدیر است.

    با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما و همکارانتان.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/07/12

    سلام
    مجتبی عزیز ممنون از نظر شما
    ما رو از دعای خیر خود فراموش نکنید.

  • Alireza در تاریخ: 1395/07/16

    سلام
    گفتار و نوشتار صادقانه همیشه به دل میشینه.
    واقعا زیبا بود و پر انرژی تبریک میگم
    من تازه با سایت شما آشنا شدم و در واقع دنبال آموزش پایتون میگشتم که سایت مفید و پر محتوای شما رو دیدم
    تعریف نیست واقعیته .... تالیف آموزش های شما بسیار روان و آموزنده است و از نظر من پیشرو هستین توی اینکار
    پشت کارتون عالیه امیدوارم متوقف نشه . در پناه خداوند منان باشید و سلامت

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/07/19

    سلام
    نظر لطف شماست

  • عرفان در تاریخ: 1395/08/02

    آقا بهزاد واقعا دمت گرم.
    من عرفان 18 ساله از شیراز هستم که خوشبختانه(یا شوربختانه) دانشجوی ترم اول رشته نرم افزار دانشگاه آزاد شیراز(واحد پردیس) نیز هستم.
    من تاحالا برنامه نویسی نکردم(فقط نهایت کاری کردم اینه که با زبان ویژوال بیسیک، یه ماشین حساب که فقط 4 عمل اصلی رو انجام میداد طراحی کردم) و خیلی به یادگیریش علاقه داشتم و دارم. من عین مرغ پرکنده تو دو سال اخیر دنبال یادگیریش بودم ولی به دلیل عدم توانایی در پرداخت شهریه های سنگین کلاس ها(چون تا اون جا که من دنبالش بودم، کلاس عمومی تو این زمینه تو شیراز برگزار نمیشد، میبایست کلاس خصوصی میگرفتم) بر نمی اومدم، موفق به یادگیریش نشدم. کتاب خریدم ولی چون خیلی ثقیل نوشته بودن از پسش بر نیومدم.
    اما الآن که با وبسایت توپتون که آشنا شدم، انگیزه یادگیری با متن رو پیدا کردم، (مخصوصا با این سرگذشتی که اینجا گذاشتید).
    کلا خواستم بگم این تجربتون رو که با ما در میون گذاشتین، در من انگیزه و اشتیاقی دو چندان متولد کردین.
    من این اواخر(سال گذشته تا یک ماه پیش) خیلی سرخورده و افسرده بودم، چون من رشتم تو دبیرستان علوم تجربی بوده و وقتی که در خودم دیدم پزشکی نمیارم داشتم دق میکردم و فکر میکردم دنیام تموم شده ولی وقتی که یه دفعه خودم رو تو رشته مورد علاقم دیدم(همین یک ماه پیش موقع ثبت نام دانشگاهم رو میگم) دوباره انگیزه پیدا کردم و به زندگیم امیدوار شدم ولی بازم یه ناامیدی هایی هم نسبت کمبود سواد تو یه سری زمینه ها دیدم، که با این پستتون بخش اعظم ناامیدی ها به امیدواری تبدیل شد.

    خلاصه دمتون گرم و یک کلام، عاشقتون شدم.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/08/03

    عرفان جان سلام
    خوشحال شدم که برای این کار انگیزه داری
    امیدوارم که به زودی شاهد موفقیت های شما باشم.

    عرفان در تاریخ: 1395/08/03

    خیلی ممنون،
    ایشالله به موازات همدیگه من هم شاهد موفقیت های بیشتر شما باشم. (ایشالله خدا حفظتون کنه، آخه خیلی گُلید، اما خدا کنه طول عمرتون مثل گل نباشه)

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/08/04

    ما هم بهترین ها رو برایتان آرزو می کنیم.

  • مهندس :) در تاریخ: 1395/08/21

    سلام و خداقوت... واقعا تو این برهه از زندگیم خوندن همچین سرگذشتی حکم آب در بیابون رو داشت... امیدوارم سالهای سال سایت زیباتون به کار خودش ادامه بده و از مطالب خوبتون استفاده کنیم...
    من خودم تازه تصمیم گرفتم برنامه نویسی اندروید کار کنم اعتراف میکنم که 2-3 بار تو همون مراحل اولیه اش ناامید شدم و بستم گذاشتمش کنار... الان دوباره اومدم سراغش ...اینبار با امید بیشتر و روحیه شکست ناپذیر تر ;)
    این مطلب رو که خوندم گفتم حتما باید نظر بذارم :دی و بگم همچنان پیگیر مطالب زیبای سایتتون هستیم :) و با آرزوی موفقیت روز افزون :)

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/08/22

    سلام
    اوه مای گاد !!!
    از این که اینقدر انگیزه دارید خیلی خوشحالم. امیدوارم که سکان آکادمی توانسته باشید کمی در این مسیر به شما یاری رسانده باشد

  • محمد نصیری در تاریخ: 1395/08/25

    امیدوارم که در همه مراحل زندگی موفق باشید هر قسمت از مطلبتون یاداور یک خاطره برای من هست ... با قدرت ، همت ، پشتکار و استقامت به کارتون ادامه بدید ، آموزش به همگان بصورت رایگان هم پیشرفته و هم عبادت ...

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/08/29

    سلام
    ممنون از اظهار لطف شما دوست عزیز

  • java در تاریخ: 1395/08/29

    منم در حال راه اندازی سایت توی رشته ای که خوندم هستم و دیروز سایت منتشر شد. با اینحال کلی مشکلات داشتیم. من فکر میکردم این مشکلات فقط برای من بوده که با خوندن مقاله ی شما کلی حالم بهتر شد. یه دنیاااا ممنون. ان شاالله همیشه موفق باشید.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/08/29

    سلام
    ان شاء الله که شاهد موفقیت های روز افزودن شما باشم

  • اردلان میلان در تاریخ: 1395/09/05

    با سلام و درود بیکران و گرم خدمت استاد عزیز
    من واقعا نمیدونم چطوری و با چه زبونی از شما تشکر کنم واقعا این حرفو زدم شما زاه زندگی و پیشرفت رو به من نشون دادید من واقعا علاقه به زمینه کامپیوتر دارم و قصد یادگیری زبان برنامه نویسی رو دارم ولی واقعا گیج شده بودم و گم شده بودم که میدیدم روزها همینطوری دارن سپری میشن و من هنوز گیج بودم که از کجا و چونه باسد شروع کنم و چطوری پیش برم که با سایت شما آشنا شدم و با خوندن این پستتون واقعا راهمو پیدا کردم واقعا کمترین سایتی پیدا میشه که اینجوری زندگی نامه خودشو بیان کنه من زیاد سرتون رو درد نیارم بازم از شما نهایت تشکر و قدردانی رو میکنم

    همیشه در زندگی و کارتون موفق باشید و براتون آرزوی سلامتی میکنم

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/09/05

    آقای میلان عزیز سلام و عرض ادب
    امیدوارم که تیم سکان آکادمی بتواند با دعای خیر همراهان خوبی مثل شما بیش از پیش بتواند در راه تولید محتوای فاخر فارسی گام بردارد.
    ارادتمند
    ب. مرادی

  • محمد حسین م در تاریخ: 1395/09/24

    اینقدر این مطلب خوب بود که تصمیم گرفتم تا از امروز مطالب سکان رو دنبال کنم

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/09/25

    محمد حسین عزیز سلام
    امیدواریم که سکان بتونه برای شما و سایر کاربران فرهیخته مفید باشد

  • سینا صادقی در تاریخ: 1395/10/02

    سلام امیدوارم در همه مراحل زندگیتون موفق باشید و ممنونم که تجربه هاتون رو در اختیارمون گذاشتید
    من 12 سالمه و از تابستون 95 شروع به یادگیری برنامه نویسی در سایت شما کردم. اول که وارد سایتتون شدم اسکرچ رو ندیدم و رفتم سراغ جاوا چون می خواستم برنامه نویسی اندروید یاد بگیرم. آموزش جاواتون خیلی خیلی عالی بود طوری که حتی من دوره آموزش اصول برنامه نویسی تو سایتتون رو کار نکردم و تمام مطالب جاوایی که تو آموزشا گفته بودین رو درک کردم!
    امیدوارم همینطور ادامه بدید. منتظر آموزش های جدیدتون هستم.

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/10/02

    سینا عزیز سلام
    ان شاء الله که همواره موفق باشید.

  • حسین ح در تاریخ: 1395/10/04

    سلام آقا بهزاد
    سایتتون واقعا عالیه
    آموزشا که حرف نداره
    مقاله ها هم خیلی خوبه
    من ترم یک مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار دانشگاه آزاد نجف آباد(اصفهان) (شاید خوشبختانه،شاید متاسفانه)هستم.
    تو سال سوم دبیرستان کمی ویژوال بیسیک کار کرده بودم و خیلی به برنامه نویسی علاقه پیدا کرده بودم.
    ولی نمیدونم چرا دنبالشو نگرفتم
    تا اینکه سال چهارم دبیرستان شد و ما هم کنکوری شدیم
    دچار افسردگی شدیم و خلاصه کنکور پخ پخ!!!
    و در حال حاضر هم دانشگاه آزاد درس میخونم.
    خیلی از بی هدف بودنم رنج میبرم
    اگه میشه راهنمایی کنین.
    ممنون

    بهزاد مرادی در تاریخ: 1395/10/07

    سلام و عرض ادب
    ممنون از اظهار لطف شما
    بی هدف دردی است که من بهش دچار بودم. یک کاغذ A4 بردارید و یک خط عمودی وسطش بکشید؛ سمت راست توانمندی های خودتون رو بنویسید و سمت چپ اهداف. حال ببینید که برای رسیدن به اهدافتون کدام توانمندی های شما به کار می آیند. اگر توانمندی یی داشته باشید که هم راستا با اهداف باشه که عالیه و در غیر این صورت باید ببینید که برای رسیدن به اهداف خود چه پیش نیازهایی نیاز دارید. اون ها رو بنویسید و بر اساس قانون هشتاد بیست، اولویت بندی کنید و شروع کنید به یادگیری بیست درصد از مهارت هایی که در هشتاد درصد اهداف شما کارایی دارند. امیدوارم که اوضاع بهتر بشه.
    راستی یادم رفت بگم، پیش از هر چیز با یاد خدا استارت بزنید

    قربان شما
    ب. مرادی

از طریق این فرم، می توانید بدون ثبت نام نظر دهید و یا اگر قبلا ثبت نام کرده اید، با ورود ناحیه ی کاربری می توانید علاوه بر ثبت نظر، به مدیریت نظرات خود نیز بپردازید.
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)