مقایسه‌ای مابین خاکشیر و انگیزهٔ افرادی که وارد بازار کار می‌شوند!

مقایسه‌ای مابین خاکشیر و انگیزهٔ افرادی که وارد بازار کار می‌شوند!

راه‌اندازی استارتاپ اگرچه از هیجان بسیار زیادی برخوردار است و پس از تأسیس آن حس کارآفرینی به مؤسس‌اش دست می‌دهد و امروزه خیلی‌ها را می‌بینیم که در تب‌وتاب راه‌اندازی یک کسب‌وکار نوپا هستند، اما این کار در عین حال چالش‌های خاص خود را نیز دارا است که یکی از اصلی‌ترین آنها، تیم‌سازی است که سنگ زیربنای استارتاپ است. 

به گفتهٔ برایان تریسی:

نیروهای درجه یک متعلق به شرکت‌های درجه یک هستند، نیروهای درجه دو متعلق به شرکت‌های درجه دو هستند و نیروهای درجه سه هم به شرکت‌هایی متعلق هستند که هیچ سهمی از بازار به آنها تعلق نداشته و محکوم به شکست می‌باشند!

گرچه چنین دیدگاهی همیشه صددرصد صادق نیست، اما می‌توان گفت که در بیشتر مواقع درست از آب درمی‌آید. در همین راستا، باید ببینیم که به چه شکل می‌توان دست به انتخاب اعضای تیم استارتاپی خود زده و از آن مهم‌تر، انگیزهٔ ایشان را برای ادامهٔ راه تأمین کنیم. برای یافتن پاسخ به این سؤال از یک سو و همچنین درک ارتباط میان خاکشیر با انگیزهٔ اعضای یک استارتاپ از سوی دیگر، در ادامهٔ این پست همراه باشید.

استارتاپ چیست؟
امروزه به کرات در مورد استارتاپ، استارتاپ ویکند، شتابدهنده، مراکز رشد و … چیزهای زیادی می‌شنویم اما پیش از هر چیز، باید ببینیم که استارتاپ چیست؟ اگر بخواهیم پاسخی خلاصه به این سؤال بدهیم، بایستی بگوییم که استارتاپ:

کسب‌و‌کاری نوپا با ایده‌ای خلاقانه و بدیع است که توسط تیمی از افراد باانگیزه که به صورت موقت در شرایطی غیرایده‌آل و ناپایدار دور هم جمع شده‌اند تا با آزمون و خطا کردن یک مدل کسب‌و‌کار سودآور مقیاس‌پذیر را ایجاد کنند تشکیل شده است اما این در حالی است که اعضای تیم ۱۰۰٪ هم به آیندهٔ کاری که می‌کنند مطمئن نیستند چرا که تجربهٔ چندانی در حوزهٔ مد نظر ندارند.

چنین تعریفی همچون دو روی سکه است. از طرفی کار کردن روی ایده‌ای ناب و خلاقانه در میان تیمی از افراد باانگیزه به صورت غیررسمی خیلی جذاب و لذت‌بخش است اما از سوی دیگر، پیش‌رو داشتن آینده‌‌ای که اصلاً تضمینی برای موفقیت آن وجود ندارد دلهره‌آور است! در چنین شرایطی افرادی که به یک استارتاپ می‌پیوندند به چند گروه تقسیم می‌شوند (توجه داشته باشیم که این تقسیم‌بندی اصلاً علمی نیست بلکه برگرفته از تجربهٔ نگارنده می‌باشد):
- گروه الف،
- گروه ب،
- گروه پ،
- و از همه مهمرتر، گروه ت

گروه الف به افرادی اطلاق می‌گردد که صرفاً به خاطر تب‌و‌تاب اکوسیستم استارتاپی سعی می‌کنند به یکی از آنها پیوندند. معمولاً این گروه از افراد خیلی زود انگیزهٔ خود را از دست می‌دهند و مدیران استارتاپ‌ها هرگز نمی‌توانند برای بلندمدت روی ایشان حساب باز کنند.

گروه ب افرادی حرفه‌ای هستند که اصلاً کاری ندارند استارتاپ می‌گیرد یا نه، بلکه تنها شرط همکاری ایشان این است که از روز اول حقوق دریافت کنند آن هم حقوقی مکفی! این گروه از افراد معمولاً در جایی مشغول به کار هستند و مشارکت در استارتاپ‌ها به منزلهٔ کار دوم ایشان است.

گروه پ افرادی هستند که با هزار امید و آرزو شغل ثابت خود را ترک می‌کنند، به یک استارتاپ می‌پیوندند به این امید این که در آینده‌ای نه چندان دور درآمد به مراتب بیشتری نسبت به زمانی که یک شغل باثبات داشتند کسب کنند.

و گروه ت هم افرادی هستند که هرگز به دنبال کسب درآمد نیستند و صرفاً تلاش خود را برای موفقیت استارتاپ مد نظرشان می‌کنند چرا که این گروه از افراد دائماً در تلاش برای تبدیل کردن دنیای پیرامون خود به جای بهتری برای زندگی کردن دیگران هستند.

تیم‌سازی در اکوسیستم استارتاپی
اگر ایده‌ای دارید که قصد دارید آن را در قالب یک استارتاپ از بالقوه به بالفعل درآورید، مسلماً نیاز به تیم‌سازی دارید اما کدام یک از تیپ‌های فوق را باید به عنوان هم‌تیمی خود انتخاب کنید؟

- تیپ الف: افراد گروه الف تحت هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند و خیلی زود شما را ترک خواهند کرد؛ پس بهتر است که تحت هیچ عنوان به صورت بلندمدت روی ایشان حساب نکنید.

اما از کجا می‌توان چنین افرادی را از افراد باانگیزه تمیز داد؟ بهترین راه‌کار این است که اعضای استارتاپ را در سخت‌ترین شرایط ممکن قرار دهید -مثلاً تایم کاری زیاد، ضرب‌العجل‌های غیرمنطقی، کارهای پراسترس، فشار روانی و غیره- که در چنین شرایطی افراد گروه اول خود را خیلی زود به خوبی نشان خواهند داد. پس از یافتن این گروه از افراد، در سریع‌ترین زمان ممکن آنها را از تیم حذف کنید که در غیر این صورت در آینده دچار مشکل خواهید شد.

- تیپ ب: این گروه تکلیفشان با خودشان کاملاً روشن است؛ برای خود قیمتی در نظر گرفته‌اند و تحت هیچ عنوان هم حاضر نیستند خود را به حراج بگذارند. گاهی‌اوقات نیاز به حضور این گروه از افراد در یک استارتاپ کاملاً حس می‌گردد. فرض کنید که قصد دارید یک استارتاپ مبتنی بر فناوری تأسیس کنید که شدیداً نیاز به یک توسعه‌دهندهٔ موبایل دارید. در چنین شرایطی، حضور یک برنامه‌نویس موبایل حرفه‌ای که صرفاً ظرف چند روز می‌تواند یک MVP تحویل دهد ضروری است.

نکتهٔ منفی در مورد اکثریت گروه ب این است که هرگز روی این گروه از افراد نمی‌توان حساب بلندمدت باز کرد زیرا همان‌طور که پیش از این اشاره شد، این گروه از افراد دارای یک شغل ثابت هستند و خیالشان از آنجا راحت است و مثلاً کدزنی در یک استارتاپ، جزو فعالیت‌های فوق‌ برنامهٔ ایشان است (البته این اتفاق قطعی نیست!)

- تیپ پ: افراد گروه پ آدم‌هایی احساسی هستند چرا که اگر از روی منطق تصمیم می‌گرفتند و با مفهوم استارتاپ آشنایی داشتند، می‌دانستند که «استارتاپ سازمانی موقت است که تحت هیچ عنوان تضمینی برای موفقیت آن وجود ندارد!» اما از طرفی دیگر، این گروه از افراد را می‌توان آدم‌های قابل اعتمادی تلقی کرد چرا که ایشان پل‌های پشت سر خود را خراب کرده‌اند لذا تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا استارتاپ به موفقیت برسد.

- تیپ ت: افراد متعلق به این گروه که تعدادشان خیلی اندک است، اعضایی ارزشمند در دنیای کسب‌وکار محسوب می‌شوند. این گروه از افراد نه به دنبال گرفتن سهام در استارتاپ‌ها هستند و نه به دنبال درآمدزایی؛ معمولاً کسانی که در پروژه‌های اپن‌سورس، توسعهٔ زبان‌های برنامه‌نویسی، سیستم‌عامل‌ها، ان‌جی‌اوها و غیره مشارکت می‌کنند جزو این گروه از افراد می‌باشند. افرادی که به گروه ت تعلق دارند همین که برایشان یک برندسازی شخصی صورت گیرد و اسمشان در لیست اعضایی باشد که مثلاً «لینوکس را توسعه می‌دهند» کافی است.

اکثر کسانی که به این گروه تعلق دارند وظایف محول شده را با «عشق» انجام می‌دهند؛ فرقی نمی‌کند که چه سمتی دارند و روی چه چیزی کار می‌کنند، بلکه تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند.

ارتباط مابین خاکشیر و انگیزهٔ اعضای استارتاپ
به طور کلی، به نظر می‌رسد که یک کسب‌و‌کار نوپا بیش از آنکه نیاز به یک مدیر داشته باشد، نیازمند رهبری است که با استراتژهای مدیریت نیز آشنایی داشته باشد. رهبری، جنبه‌های مختلفی دارد که یکی از جنبه‌های مهم رهبری،‌ انگیزه دادن به اعضای تیم می‌باشد و این در حالی است که اگر مؤسس استارتاپ از عهدهٔ چنین کاری به خوبی برنیاید، در آینده‌ای نه‌چندان دور، دچار مشکل خواهد شد.

برای درک بهتر انگیزه‌دهی، یک لیوان خاکشیر را در نظر می‌گیریم. زمانی که محتویات لیوان را هم می‌زنیم، پس از چند دقیقه می‌بینیم که اگر خرده سنگی داخلش وجود داشته باشد، اول از همه ته نشین می‌شود سپس دانه‌های خاکشیر ته نشین می‌شوند اما در این میان برخی دانه‌ها هستند که خیلی سریع‌تر از بقیه ته نشین شده -این قضیه حتی به چند دقیقه هم نمی‌رسد و ظرف چند ثانیه ته نشین می‌شوند- و برخی دیگر هستند که کمی بیشتر دوام می‌آورند و در آب شناور می‌مانند و گروهی هم که جزو دانه‌های خیلی سبک هستند، دیرتر از بقیه ته نشین می‌شوند اما بالاخره ته نشین می‌شوند.

در مورد کسب‌و‌کارهای نوپا هم قضیه دقیقاً به همین صورت است. یک استارتاپ به نوعی شبیه به یک لیوان خاکشیر است که در بدو تأسیس تمامی دانه‌های خاکشیر -یا بهتر بگوییم اعضای استارتاپ- به تکاپو می‌پردازند و شناور هستند اما به مرور زمان ته نشین، ساکن، بی‌فعالیت و از همه مهم‌تر، بی‌انگیزه می‌شوند.

حال سؤال اینجا است که آیا اگر اعضای تیم استارتاپ شما اصطلاحاً ته نشین شدند، تقصیری دارند؟ در پاسخ به این سؤال بایستی گفت که اگر بتوان دانه‌های خاکشیر را پس از ته نشین شدن مقصر دانست، بدون شک می‌توان اعضایی که پس از مدتی بی‌انگیزه می‌شوند را هم تقصیرکار قلمداد کرد اما واقعیت امر آن است که ذات دانه‌های خاکشیر به شکلی است که پس از چند دقیقه ته نشین می‌شوند و به همین صورت، ذات اعضای یک استارتاپ به صورتی است که برای ادامهٔ راه نیاز به انگیزه دارند و در غیر این صورت، ته نشین خواهند شد.

از گروه‌بندی فوق که انجام دادیم، افراد متعلق به گروه‌ الف مثل همان خرده سنگ‌های داخل خاکشیر هستند که خیلی زود ته نشین شده یا بهتر بگوییم انگیزهٔ خود را از دست می‌دهند (بهتر است موقع شستن خاکشیر دقت کافی به خرج دهیم تا خرده سنگ‌ها هرگز وارد لیوان خاکشیر نشوند).

گروه ب هم به نوعی شبیه به خرده سنگ‌های داخل خاکشیر هستند و در صورتی که هم زده نشوند، خیلی زود ته نشین می‌شوند و انگیزهٔ خود را از دست می‌دهند و از آنجا که در جایی مشغول به کار هستند و خیالشان راحت است، خیلی تمایلی به ادامهٔ همکاری با استارتاپ نخواهند داشت. حال بایستی ببینیم که در اینجا منظور از «هم زده شدن» چیست؟ پاسخ ساده است: پول، پول و باز هم پول! پول بیشتر دادن به این گروه از افراد، همچون قاشقی است که محتویات داخل لیوان خاکشیر را هم می‌زند و حتی خرده سنگ‌ها را هم به تکاپو در می‌آورد.

گروه‌ پ را افراد با‌ارزشی تشکیل می‌دهند و مدیران استارتاپ‌ها باید تا حد توان خود قدر این گروه از افراد را بدانند. افراد متعلق به گروه پ با هزار امید و آرزو زندگی باثبات‌شان را ترک کرده و خود را به چالش کشیده‌اند لذا این یک باید برای مدیران استارتاپ‌ها است که تمام تلاش خود را به کار گیرند تا انگیزهٔ این گروه از افراد از بین نرود که در غیر این صورت، به افراد سرخورده‌ای مبدل خواهند شد.

گروه ت هم که گل سرسبد یک استارتاپ هستند چرا که بدون حضور ایشان، اگر یک درصد شانس برای موفقیت استارتاپی وجود داشت، آن یک درصد هم از بین خواهد رفت! همان‌طور که موقع خاکشیر درست کردن، یکسری گلبرگ‌های ظریف خاکشیر هستند که بدون هم زدن، به خاطر ذاتشان روی آب می‌مانند، این گروه از افراد هم اصلاً نیازی به انگیزه‌های خارجی نداشته و به نوعی می‌توان گفت که خود انگیخته هستند.

چطور انگیزه دهیم؟ 
همان‌طور که گفته می‌شود «راه های رسیدن به خدا بسیارند»، بایستی گفت که راه‌های مختلفی به منظور انگیزه‌دهی به اعضای تیم می‌توان اتخاذ نمود اما حتماً باید این نکته را مد نظر داشت که یک روش انگیزه‌دهی می‌تواند برای عضوی از استارتاپ اثربخش واقع گردد اما برای فردی دیگر هرگز!

شیوه‌های انگیزه‌دهی به اعضای تیم به مراتب فراتر یک مقالهٔ کوتاه است و شاید بتوان کتاب‌ها در مورد آن نوشت اما همین قدر بدانیم که تجربه نشان داده است انگیزهٔ افراد از طُرُق مختلفی حفظ می‌گردد و بسته به این که مخاطب ما چه تیپ شخصیتی دارد و به کدام یک از گروه‌های فوق‌الذکر تعلق دارد، روش‌های انگیزه‌دهی مختلفی باید اتخاذ گردد (برای آشنایی بیشتر با تیپ‌های شخصیتی، به مقالهٔ تست MBTI چیست و چه اطلاعاتی از درون ما را فاش می‌سازد؟ مراجعه نمایید).

حال نوبت به نظرات شما می‌رسد. آیا شما یک مدیر استارتاپ هستید یا عضوی از یک استارتاپ؟ اگر مدیر هستید، آیا گروه‌بندی مطرح شده در این مقاله را قبول دارید و چند درصد از اعضای تیم شما به هر کدام از این گروه‌ها تعلق دارند؟ همچنین چه شیوه‌هایی برای انگیزه‌دهی به اعضای تیم استارتاپی خود به کار می‌گیرد؟ اگر هم عضوی از یک تیم استارتاپی هستید، به کدام یک از دسته‌بندی‌های فوق تعلق دارید و کدام شیوه‌های انگیزشی در مورد شما جواب می‌دهند؟ نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با ما و سایر کاربران سکان آکادمی به اشتراک بگذارید.