فیل سفید چیست و چگونه می‌توان در زندگی شخصی و کاری از آن حذر کرد؟

فیل سفید چیست و چگونه می‌توان در زندگی شخصی و کاری از آن حذر کرد؟

در زندگی با شرایط زیادی رو به رو می‌شویم که برای کسی، مهارتی، شغلی و به طور کلی هر چیزی زمانی را اختصاص داده‌ایم اما علیرغم بی‌فایده بودنشان، دل کندن از آن‌ها بسیار برایمان دشوار است. چنین اتفاقی، اصطلاحاً The White Elephant یا The Albino Elephant به معنی «فیل سفید» نامیده می‌شود که در بسیاری از مواقع، عدم آگاهی از این قانون، می‌تواند زندگی فردی و کاری ما را دچار مشکل سازد. در ادامه با سکان آکادمی همراه باشید و آشنایی با مفهوم فیل سفید را از دست ندهید.

در گذشته، فیل های سفید در کشورهای آسیایی به‌خصوص تایلند، هند، سریلانکا، میمار و … به عنوان حیوانات مقدسی شناخته می‌شدند و این در حالی بود که نگهداری یک فیل سفید، هزینه‌ ی نسبتاً زیادی برای صاحبش داشت چرا که با غذاهای معمولی نمی‌شد این‌گونه فیل ها را تغذیه کرد و به خاطر مقدس بودنشان، باید توجه ویژه یی دریافت می کردند. وجه تسمیه ی اصطلاح اقتصادی فیل سفید به پادشاه کشوری به نام سیام -نام قدیم تایلند- بر می‌گردد که از دست یکی از درباریانش ناراحت شد و برای انتقام گرفتن، یک فیل سفید به وی هدیه داد. اگرچه که این فیل سفید چیز ارزشمندی بود و مایه ی مباهات آن فرد محسوب می‌شد، اما هزینه‌ ی نگهداری آن به شکلی بود که پذیرنده ی هدیه را به خاک سیاه نشاند و بالتبع پادشاه به هدفش دست یافت! به عبارت دیگر، آن فرد دریافت کننده ی هدیه از طرفی نمی خواست که یک حیوان مقدس را از دست بدهد اما از طرفی هم از عهده ی خرج و مخارج اش برنمی آمد و دچار یک دوگانگی شده بود!

در دنیای اقتصاد، فیل سفید به پروژه هایی گفته می‌شود که برای به ثمر رساندن آن‌ها زمان و هزینه ی زیادی صرف کرده‌ایم اما سودآوری چندانی برایمان ندارند. در اقتصاد سیاسی هم از اصطلاح فیل سفید استفاده می‌شود به این شکل که برخی سیاستمداران روی پروژه هایی اصرار می‌ورزند که هزینه ی زیادی برای ملت به بار آورده اما ارزش افزوده ی چندانی در تولید ناخاص داخلی ندارند و این دست سیاستمداران عملاً در جهت اجرای شیوه‌های ناکارا گام برمی‌دارند. به منظور درک بهتر مفهوم فیل سفید، در ادامه چند مثال مختلف از زندگی شخصی، زندگی کاری، دنیای اقتصاد و البته سیاست می آوریم.

در زندگی شخصی مان، حداقل یکی دو باری اتفاق می‌افتد که عاشق شویم. فرض کنیم قهرمان قصه ی ما فردی است به نام «محمدعلی» که عاشق دختری شده به نام «ایکس» محمدعلی قصه ی ما برای رسیدن به ایکس خانم، سختی‌های زیادی را پشت سر گذاشته، تحقیر شده، زیر منت رفته، وام گرفته، برای درآوردن خرج زندگی مجبور شده به کارهایی دست بزنه که از صمیم قلب با آن‌ها مخالف بوده و …

به طور خلاصه، محمدعلی هزینه ی خیلی زیادی برای به دست آوردن ایکس خانم صرف کرده است. حال چند سالی از زندگی این زوج می‌گذرد تا این که اتفاق بدی می افتد. مشکلاتی به زندگی این زوج ورود پیدا کرده که خوشحالی آن‌ها را تحت الشعاع قرار داده، خانم ایکس آن دختر آرزوهای محمدعلی نیست، بد اخلاق است، محمدعلی را تحت فشار قرار می‌دهد و … اما محمدعلی هرگز حاضر به ترک زندگی مشترک نیست چرا که هر وقت که به فکر طلاق می افتد، هم‌زمان به یاد هزینه ی زیادی که برای به دست آوردن خانم ایکس کرده‌ افتاده و از این تصمیم حذر می‌کند علیرغم این که طلاق به نفع اش خواهد بود!

فرض کنیم که پس از گذشت یک سال، پول‌های اضافی مان را جمع کرده و یک کفش ریبوک اصل به مبلغ ۶۰۰۰۰۰ تومان می خریم. پس از مدتی می‌بینیم که این کفش علیرغم اصل بودنش، حس راحتی چندانی به پاهایمان نمی‌دهد. این کفش بلااستفاده است اما هرگز حاضر به دور انداختن آن نمی‌شویم و جالب است بدانیم هرچه پول هزینه شده برای این کفش بیشتر بوده باشد، احتمال نگه داشتن این کفش بیشتر خواهد بود و این در حالی است که اگر یک جفت کفش به ارزش ۴۰۰۰۰ تومان خریده بودیم، به سادگی می توانستیم از آن دل بکنیم.

در دنیای برنامه نویسی هم این اصطلاح کاملاً صدق می‌کند به این شکل که به طور مثال ما برای یادگیری یک زبان برنامه نویسی نسبتاً قدیمی مثلاً دلفی زمان زیادی را صرف کرده‌ایم و هزینه ی نسبتاً زیادی برای یادگیری این زبان برنامه نویسی صرف کرده‌ایم اما علیرغم این که بازار کار خیلی زیادی برای این زبان وجود ندارد، دل کندن از این زبان برایمان کاری دشوار بوده و به کدنویسی با این زبان ادامه می دهیم!

مثال‌های مرتبط با دنیای اقتصاد هم کم نیستند. برای روشن‌تر شدن این مطلب، مثالی از دنیای وب فارسی می زنیم. فرض کنیم سایتی راه اندازی کرده‌ایم تحت عنوان www.example.com. چیزی در حدود ۴ سال از عمر این سایت می‌گذرد و این در حالی است که برای بالا نگاه داشتن این سایت، ماهانه رقمی معادل با ۳ میلیون تومان هزینه کرده‌ایم که جمعا مبلغی بیش از ۱۴۰ میلیون تومان می شود. باتوجه به وجود رقبای زیاد در وب فارسی، سایت آن طور که باید و شاید مورد استقبال کاربران وب فارسی قرار نگرفته و به نوعی می‌توان گفت که محکوم به شکست است اما ما کماکان حاضر هستیم به امید روزی که به قول معروف «سایت بگیرد» به کار خود ادامه دهیم چرا که اصلاً دوست نداریم به این باور برسیم که ۱۴۰ میلیون تومان پول را هدر داده ایم!

در دنیای سیاست هم مثال‌های زیادی از فیل سفید می‌توان آورد و این در حالی است که تعداد فیل های سفید در حکومت های کشورهای جهان سوم و عقب افتاده به مراتب بیش از کشورهای جهان اول است. برای روشن‌تر شدن این مسأله مثالی می زنیم.

فرض کنیم در کشوری زندگی می‌کنیم به نام «ایکس» که در این کشور، یک نیروگاه هسته یی وجود دارد که با‌گذشت چند سال، میلیاردها دلار صرف احداث آن شده اما کماکان آن طور که باید و شاید زیر بار نرفته است. فرض کنیم کشوری که فناوری این نیروگاه را به دولتمردان کشور ایکس انداخته، کشوری است با نام «ایگرگ» و جالب است بدانیم که کشور ایگرگ یکی از نسل های اولیه ی نیروگاه های هسته را برای کشور ایکس احداث کرده که هم از لحاظ فناوری های استفاده شده و هم از لحاظ امنیت، با نسل های جدیدتر نیروگاه های هسته یی کاملاً فاصله دارد (برای روشن‌تر شدن این مطلب، می‌توانید فرض کنید که شما یک توسعه‌دهنده ی وب هستید که به جای استفاده از زبان PHP نسخه ی ۷، از نسخه ی ۲ این زبان برای پروژه های خود استفاده می کنید!)

دولتمردان کشور عقب افتاده ی ایکس، در دام فیل سفید افتاده اند چرا که اگر توسعه ی این نیروگاه را متوقف کنند، هیچ جوابی برای ملتی که سال‌های سال درد تحریم، تورم، فقر و … را چشیده اند نخواهند داشت و اگر هم به توسعه ی نیروگاه ادامه دهند، روز به روز به هزینه‌های احمقانه ی صرف شده برای چنین پروژه یی می افزایند!

به طور کلی، یافتن فیل های سفید در زندگی کاری و شخصی یک چیز است، از بین بردن این فیل ها چیز دیگری است. مهارت اولیه یی که در این راستا باید کسب کنیم، شناخت فیل های سفیدی است که در پیرامون ما زندگی می‌کنند و پس از آن، باید با مهارت های از بین بردن، ترد کردن و یا جایگزین کردن این حیوانات شوم در زندگی‌مان آشنا شویم.

حال نوبت به نظرات شما می رسد. آیا تاکنون هیچ فیل سفیدی در زندگی شما وجود داشته است که باعث عقب افتادگی شما شده باشد؟ اگر این‌ طور است، آیا توانسته اید با موفقیت آنها را از زندگی خود بیرون کنید؟ اگر بتوانید با ذکر مثال‌هایی واقعی نظرات خود را پیرامون این مسأله بیان کنید، شاید به درک بهتر و عمیق‌تر این موضوع برای خوانندگان کمکی کرده باشید.



بهزاد مرادی