لطفا جاواسکریپت مرورگر خود را فعال سازید!

نحوه فعال سازی در کروم
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
نحوه فعال سازی در فایرفاکس
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
خطرناکه حسن، خیلی خطرناکه حسن!

خطرناکه حسن، خیلی خطرناکه حسن!

حسن آقا سایه ات پاینده باد. ظرفیت انتقاد پذیری شما رئیس جمهور عزیز آنقدر متفاوت از سایر روئسای جمهور قبلی بوده که از سیاسیون گرفته تا هنرمندان، شعرا، نویسندگان و … همگی شما رو سورژه ی طنز خود قرار داده اند. در این بین دیدیم که هیچ فردی از جامعه ی توسعه دهندگان و برنامه نویسان که یکی از مهم‌ترین جوامع کاری در عصر دیجیتال به شمار می آیند با شما سر شوخی را باز نکرده، لذا فرصت را غنیمت شمردیم تا چند کلامی با شما درد دل کنیم. پر واضح است که در دو دولت گذشته، آنقدر موانع بر سر راه موفقیت کشور عزیزمان ایران ایجاد شده که اگر شما خیلی فرصت کنی، آن‌ها را مرتفع سازی و بالتبع فرصتی برای خواندن این مقاله نخواهی یافت. به هر حال، امیدوارم اطرافیانت نیم نگاهی به چندی از درد دل های جامعه ی توسعه دهندگان گوش فرا داده و در صورت صلاحدید، شما را در جریان آن‌ها قرار دهند.

از این که شما را به عنوان شخص اول مملکتم انتخاب کردم هرگز پشیمان نیستم اما در مورد این که در دور دوم هم کمکان به شما رأی دهم، دچار تردید شده ام! لذا تصمیم گرفتم درد دل های خودم و مسلماً بسیاری از جوانان این مملکت را با شما در میان بگذارم تا بلکه یک یا چند رأی، به میلیون‌ها رأی ات اضافه شود.

دو برادر هستند به نام های علی و هادی پرتوی که در سیلیکون ولی جزو افراد شناخته شده یی هستند. آن‌ها سایتی به راه انداخته اند به نام code.org که از آن طریق به بچه‌ها مهارت های آی تی به‌ خصوص کدنویسی را می آموزند.
واقعیت امر آن است که در قرن حاضر، گفته می‌شود که در کشورهای جهان اول هر کسی که کدنویسی بلد نباشد به نوعی بی‌سواد است. حال سؤال اینجا است که چرا ما عرضه ی استفاده از چنین پتانسیل هایی را نداریم. وقتی هادی پرتوی در کنار باراک اوباما می ایستد و این سایت را به ایشان معرفی می کند، و اوباما هم شروع به کدنویسی با زبان جاوا اسکریپت می کند، چرا ما چنین فضایی را برای آدم‌های خلاقی همچون این دو برادر و هزاران نفر دیگر ایجاد نکنیم که به تولید علم بپردازند (برای آشنایی بیشتر با این موضوع، به مقاله ی اوباما: اولین رئیس جمهور برنامه نویس دنیا مراجعه نمایید.)

خود شما در برنامه ی پنجم توسعه گفته‌اید که دولت الکترونیک می بایست فراگیر شود. به عبارت دیگر، کارهایی مثل خرید خط تلفن، کارهای مالیاتی، گمرکی و … همگی می بایست از طریق بستر اینترنت صورت گیرند. خب چنین زیرساختی، نیاز به برنامه نویس دارد اما سؤال اینجا است که شما چه فکری برای تربیت منابع انسانی مورد نیاز این طرح کرده اید؟ حسن آقا من یک سؤال از شما دارم و آن هم این که فراگیری کدام مهارت در عصر حاضر ضروری تر است: یادگیری زبان عربی یا یادگیری زبان‌های انگلیسی و برنامه نویسی؟

زبان عربی تا جایی که ما بتوانیم به شکل صحیح قرآن تلاوت کنیم و نماز به جا بیاوریم کافی است و نمی‌دانم بیشتر از این چه لزومی دارد (البته کمی بیشتر که فکر کردم دیدم که یادگیری این زبان خیلی هم بد نیست. فرض کنید خیر سرمون بخواهیم بریم عربستان برای به جا آوردن حج. بعد سعودی ها ما رو بگیرن و مورد تجاوز قرار بدن! خب با زبان شیرین پارسی که نمیشه گفت بابا بی خیال شید، بلکه باید عربی بلد بود!) لپ کلام این که ما در آینده نیاز به برنامه نویس های به مراتب بیشتری از این در داخل ایران داریم اما این در حالی است که دانشگاه‌ها توان این کار را ندارند و شما می بایست از الان به فکر باشید. مواظب باش حسن، اوضاع بیریخته!

وزرات فناوری اطلاعات و ارتباطات شما داره سوتی می ده در حد مرگ! هر استان داره دولت الکترونیک خودش رو به راه می اندازه و مثلاً با یک شرکت استانی قرارداد می بندن و شروع می کنن به کدنویسی پروژه غافل از این که شما در نهایت نیاز به تجمیع این اطلاعات دارید اما پس از چند سال می‌بینید که یک پروژه ی استانی با پی اچ پی نوشته شده، دیگری با دات نت و یکی هم با جاوا. تازه پس از چند سال به این نتیجه می‌رسید که می بایست کار گروهی تشکیل می‌دادید و یک سیستم جامع می نوشتید. به نظرم الان هم دیر نشده و جلوی ضرر رو از هر کجا که بگیرید فایده است. مواظب باش حسن، خیلی خطرناکه حسن!

خب فرض کنیم که دولت الکترونیک به بهترین شکل ممکن پیاده‌سازی شد اما این دولت الکترونیک که روی هوا پیاده‌سازی نمی شه بلکه نیاز به اینترنت پر سرعت داره! آیا فکر اینجای کار رو هم کرده اید؟ علاوه بر این، همه جای دنیا برای این که افراد رو تشویق به استفاده از خدمات آنلاین کنند، خدمات رایگان یا حداقل ارزان‌قیمت به ایشان ارائه می‌دهند و باز هم سؤال اینجا است که برای این هم فکری اندیشیده اید؟

خیلی از کشورهای تراز اول هستند که سرویس های آنلاین مثل فروشگاه های اینترنتی را تا چند سال معاف از مالیات می‌کنند اما آیا دولت شما حتی چنین چیزی به ذهنش خطور کرده است چه رسد به عملی کردن آن!

برای این که این قضیه حسابی به تن شما بنشینه، مثالی می زنم. فرض کن من در یک شهرستان زندگی می‌کنم و قصد خرید یک مانیتور واید رو دارم اما این مانیتور در محل زندگی من وجود ندارد. خب باید بیام کجا، درست حدس زدی، شهر شما تهران. این آمدن و رفتن من از شهرم به تهران کلی ضرر فردی و ملی در بر خواهد داشت.

من یکی دو روز باید از کارم مرخصی بگیرم (ضرر شماره یک)، بعد سوار ماشین بشم و بیام تهران. بالتبع مصرف بنزین و استهلاک چرخ، لنت ترمز و روغن موتور هم پیش خواهد آمد (ضرر شماره دو) از این موارد، خوشبختانه فقط مجبورم بنزین را از تولید داخل استفاده کنم که اگر در این زمینه هم دستم باز بود، هرگز این کار را نمی کردم. خدا رو شرک، تایرهای تولید داخل که مزخرف هستند و کومهو باید خرید، لنت های ساخت داخل که ترمز نمی گیرند، پس باید فرانسوی اش رو گرفت (تازه اگر گیر بیاد) و روغن هم چی بهتر از توتال!

جدای از این ها، آدم شانس بیاره -به قول جادی- در این دیوونه خونه تصادف نکنه و نمیره! (ضرر شماره سه)؛ حال به تهران می‌رسیم شهری پر از آلودگی. آمدن من هم به این شهر مزید علت خواهد شد و به شلوغی و آلودگی آن افزوده خواهد شد (ضرر شماره چهار).

می‌بینید که یک خرید خیلی ساده چقدر ضرر و هزینه برای این مملکت در بر خواهد داشت. اما اگر شما بیاید و به فروشگاه های آنلاین بها بدهید، آن‌ها را معاف از مالیات کنید، به اداره پست دستور دهید که با آن‌ها مساعدت کامل انجام دهند و … خواهید دید که در دراز مدت میلیاردها تومان صرفه جویی مالی صورت خواهد گرفت (اما کو گوش شنوا).

حال بیاییم از یک بعد دیگر به این قضیه نگاه کنیم. این فروشگاه های آنلاین برای آن که بتوانند خدمات و محصولات خود را به بهترین شکل ممکن در دسترس خریداران قرار دهند، نیاز به پلتفرمی تحت عنوان شبکه‌های اجتماعی دارند که متأسفانه اکثر آن‌ها در ایران فیلتر هستند. باز هم سؤال من از شما این است که اگر مثلاً شبکه ی اجتماعی توییتر حرام است! پس چرا شما و همچنین گل سر سبد کابینه ی شما آقای ظریف در این شبکه حضور دارید. به شما توصیه می‌کنم به داستان خرما خوردن پیامبر (ص) رجوع کنید شاید تغییر نگرشی حاصل گردد. نکن حسن، خیلی خطرناکه حسن!

شبکه‌های اجتماعی اصلاً چیز بدی نیستند به شرط آن که فرهنگ استفاده از آن‌ها را هم به ملت همیشه در صحنه آموزش دهید. مسلماً خوب به یاد دارید زمانی که داشتن دستگاه ویدیو جرم محسوب می‌شد اما نتیجه چه شد؟ این ملت همیشه در صحنه باز هم حریص تر شدند تا جایی که به این نتیجه رسیدید که آن را آزاد کنید.

حسن آقای گل گلاب قبل از این که ادامه ی مقاله ام را بخوانی، توصیه می‌کنم که فیلم «در مدت معلوم» با بازی جواد عزتی رو نگاه کنی چرا که حرف‌هایم در ادامه بهتر و بیشتر به تن شما خواهد نشست. ما در یک کشور مسلمان زندگی می‌کنیم و دین اکثر ما ایرانیان اسلام است. در چنین دینی، رابطه با نامحرم، دیدن تصاویر نامحرم و چیزهایی از این دست حرام است. از طرفی، در اسلام سفارش شده که دخترها و پسرهای جوان خیلی زود متاهل شوند تا به فکر از اون کارها نیفتند!
آخه مرد مؤمن مگه شما بستر ازدواج رو برای این خلق الله فراهم کرده‌اید که می گید دوست دختر/پسر نداشته باشن، از اون فیلم‌ها هم نبین و خیلی کارهای دیگه نکنن!

فرض رو هم بر این بگذاریم که یک جوان کیس مناسب خود رو پیدا کرد، آخه مگه کارآفرینی براش شده که بتونه بره سر کار. فلسفه ی شما این است که اگر اینترنت باز باشد، جوانانی که نمی‌توانند ازدواج کنند و نیازهایی دارن، می‌روند و سایت‌های خفن نگاه می کنن. سؤال دیگر من این است که فکر می‌کنی الان مردم نمی تونن برن سیستم شما رو دور بزنن. ما که دیگه سن و سالی ازمون گذشته اما حاضرم با شما شرط ببندم با این که هیچ پروکسی روی سیستمم نصب نیست، زیر پنج دقیقه هر سایتی رو که خواستی برات باز کنم (استغفر الله)

از سوی دیگر، شمایی که اینقدر علاقمند به مزدوج کردن جوانان هستید، آیا آن‌ها را آماده ی ازدواج کرده اید؟ یادم می‌آید زمان که ما دانشگاه می‌رفتیم (امیدوارم خداوند از سر تقصیرات ما بگذرد که عمری که امانت دست ماست را بیش از چهار سال هدر دادم) یک واحد درسی داشتیم به اسم «تنظیم خانواده» که اخیراً شنیده‌ام اسمش عوض شده؛ کاری نداریم، در این درس بیش از آن که به ما تفکر انتقادی، روش‌های فکر کردن برای انتخاب همسر، هوش هیجانی در زناشویی، درک نیازهای طرفین، روش‌های مواجهه با چالش های زناشویی و … آموزش داده شود، روش‌های جلوگیری از بارداری و خزعبلاتی از این دست گفته می شد. لپ کلام این که مسیر رو داریم اشتباه می ریم. نکن حسن، خیلی خطرناکه حسن! مشکل ما با فیلتر کردن اینترنت حل نخواهد شد.

گریزی زدیم به دانشگاه ها، بد نیست از یک بعد دیگر هم به محیط های غیر علمی دانشگاهی نیم نگاهی بیندازیم. برای مثال، رشته ی نرم‌افزار را مد نظر قرار می دهیم. شما حداقل چهار سال وقت ملت همیشه در صحنه را تلف می‌کنید تا چیزهایی به آن‌ها بیاموزید که شاید تا چهارصد سال دیگر هم به درد یک توسعه‌دهنده ی نرم‌افزار نخورد؛ از یادگیری زبان‌های قدیمی -مثل پاسکال- گرفته تا واحدهای درسی که هرگز در تحلیل یک نرم‌افزار دردی را از برنامه نویس دوا نخواهند کرد! پس از فارغ التحصیلی، فرد یا باید ادامه تحصیل دهد و به فراگیری مشتی خزعبلات دیگر ادامه دهد یا برود سربازی (البته اگر آقا باشد) و در این مدت تقریباً دو ساله، آقای برنامه نویس هرچه الگوریتم و فلوچارت و … بلد بوده رو از یاد خواهد برد!

توصیه ی من این است که در دانشگاه‌ها مراکز رشد استارتاپ ها را تقویت کنید تا به طور مثال وقتی یک دانشجوی رشته ی نرم‌افزار وارد دانشگاه می شود، از همان سال اول عضو یک تیم استارتاپی شود مثلاً یک شبکه ی اجتماعی ایرانی. در مدت نه چندان کوتاه چهار ساله، تیم های دانشگاهی می‌توانند بستری برای آینده ی شغلی خود پی ریزی کنند تا پس از فارغ التحصیلی به فکر این نباشند تا شروع به گشت زنی در سایت‌های کاریابی کنند. علاوه بر این، یادگیری مهارت های توسعه ی نرم افزاری به صورت پروژه محور بسیار متفاوت از چیزی است که برخی اساتید دانشگاه‌های شما پای تخته می نویسند! در اساطیر ما، در دین ما، در سنت ما، در دولت ما و در دانشگاه‌های ما به اندازه ی کافی حرف‌های خوب زده شده، اما ما الان نیاز به عمل داریم و اگر الان دست به کار نشویم، اوضاع خطرناک می شه حسن!

یک نکته ی دیگر این که این افتضاحی که دوستان شما در سال‌های گذشته به بار آورده اند، پدر همه رو به نوعی درآورده، پدر ما برنامه نویس ها رو هم به شکلی دیگر. مثلاً می‌خواهیم بریم اس دی کی اندروید رو از سایت گوگل بگیریم اما با پیغام زیر مواجه می شویم:

403. That’s an error.
Your client does not have permission to get URL / from this server. That’s all we know.

برای یک برنامه نویس، این ارور از صدتا فحش رکیک هم بدتر است و این مشکلی است که کلید آن به دست شما است (همان کلیدی که در تیزرهای انتخاباتی نشان می دادی) تا سایر کشورهای دنیا، ما رو آدم حساب کنن و پرمیشن هایشان را به روی ما نبندند.

در پایان هم این نکته را یاد آور شوم که سایت شخصی شما rouhani.ir، سایت خوبی است اما چند مشکل دارد:
- ریسپانسیو نیست.
- در صفحه ی هوم پیج اش از تگ h1 استفاده نشده (اگر برای دور دوم هم بخوای کاندید بشی، خب این مسأله از دید موتورهای جستجو مهمه!)
- سورس کد صفحات سایتت Minify نشده و همین مسأله سرعت لود سایت رو بالا می بره.
- رنگ تبلیغاتی شما در انتخاب بنفش بود، اما هیچ نشانی از این رنگ در سایت شما دیده نمی شه (عجیبه!)
- در بخش گالری فیلم‌های سایتت، لینک فیلم در یوتیوب رو قرار دادی. آخه برادر دینی من اگه یوتیوب بده، اگر یوتیوب خلاف شرعه، اگر یوتیوب غیر مجازه، پس چرا خودت داری استفاده می کنی!
- این همه دارید فرهنگ سازی می‌کنید که به جای فاکس بگیم دورنگار، به جای ایمیل بگیم پست الکترونیک و … بعد خودتون در بخش ثبت نام و ارسال نظر سایت برای لیبل پست الکترونیک از واژه ی «ایمیل» استفاده کرده اید!
- این سایت لامصب توی بخش‌های مختلفش که می ری، دیگه دکمه ی رفتن به خانه یا صفحه ی اصلی وجود نداره که آدم به هوم پیج برگرده. این می تونه به یو ایکس سایت لطمه بزنه و 
- ...

جناب آقای دکتر حسن روحانی عزیز، در پایان لازم می دونم از شما عذرخواهی کنم اگر کمی پایم را فراتر از گیلیمم گذاشتم، شما رو حسن خطاب کردم، شوخی کردم، انتقاد کردم و به طور کلی زیاده روی کردم. شما رو دوست دارم از بیشتر از شما، ایران رو دوست دارم و فقط و فقط قصدم ارتقاء مملکت بود. یک نکته ی پایانی و آن هم این که اگر برو بچه‌های سامانه ی فیلترینگ، سکان آکادمی رو فیلتر کنن، باز هم چوب لای چرخ توسعه ی فضای آی تی به‌خصوص حوزه ی برنامه نویسی از یک سو و تعطیل شدن فضای کسب درآمد چند جوان باانگیزه برای تولید علم گذاشته اند. سفارش ما رو بکن بی خیال شن! در ضمن، با لباس اسپرت خیلی خوش تیپ تری؛ چه اشکالی داره این‌طوری بیای توی تلویزیون که ما جوون ها بیشتر باهات ارتباط برقرار کنیم (البته من که تلویزیون نمی بینیم)

ارادتمند شما
بهزاد مرادی
یک Crazy که تلاش برای بهبود مملکتش می کنه



بهزاد مرادی