طراحی اپلیکیشن کاربر-محور چیست و چرا شرکت‌های برنامه‌نویسی می‌بایست از آن تبعیت کنند؟

طراحی اپلیکیشن کاربر-محور چیست و چرا شرکت‌های برنامه‌نویسی می‌بایست از آن تبعیت کنند؟

نکته‌‌ای که عدم آگاهی از آن می‌تواند صدمات جبران ناپذیری به اپلیکیشنی که توسعه می‌دهیم -خواه سایت باشد، خواه اپ موبایل یا نرم‌افزار دسکتاپ- خواهد زد عبارت است از مفهوم نرم‌افزار کاربر-محور. ایجاد یک تجربهٔ کاربری خوب به معنای واقعی کلمه یک چالش بزرگ است. در حقیقت، شرکت‌های برنامه‌نویسی می‌بایست به پیش‌بینی نیازهای کاربران پرداخته و تمام تلاش خود را به کار بندند تا از دید یک کاربر عادی به قضیه نگاه کنند و چنانچه تیم‌های توسعهٔ اپلیکیشن حتی یک اشتباه کوچک در ارزیابی اولیهٔ خود داشته باشند، این مسأله می‌تواند به قیمت شکست کامل آن محصول یا سرویس و به هدر رفتن سرمایه‌‌های چندین میلیونی گردد!

جالب است بدانیم که چالش‌های پیش رو در ایجاد یک تجربهٔ کاربری حرفه‌ای، بدون در نظر گرفتن محتوای اپلیکیشن و کدنویسی بک‌اند آن است و در صورتی که این موارد را نیز روی کاغذ آوریم، سختی تولید اپلیکیشن دوچندان خواهد شد.

هدف اول و آخر در تولید اپلیکیشن، می‌بایست کاربرانی باشد که قرار است از اپلیکیشن ما استفاده کنند اما سؤال اینجا است که از کجا می‌شود به نیازهای این گروه هدف -که غالباً وفادار نبوده و به محض دیدن اپلیکیشنی با کاربری راحت‌تر و قابلیت‌های بیشتر و هزینه‌های کمتر به طرف آن مهاجرت خواهند کرد- چیست؟ آنچه در ادامه با شما به اشتراک می‌گذاریم، چکیده‌ای از اقداماتی است که شرکت‌های تولید نرم‌افزار و حتی فریلنسرها می‌توانند دنبال کرده تا در نهایت بتوان برچسب اپلیکیشنی کاربر-محور را روی پروژه‌های ایشان زد.

تست همه‌جانبهٔ اپلیکیشن
هرگز بخشی از اپلیکیشن را به بخش‌های دیگر برتری ندهید. کاربران وسواسی کلیهٔ جوانب کار را سنجیده و یک نمرهٔ کلی به نرم‌افزار یا اپلیکیشن شما می‌دهند؛ لذا تیم توسعه می‌بایست اپلیکیشن را از ابعاد مختلفی از دید کاربران تست کند (در اینجا منظور از اپلیکیشن هر نوعی از محصول است؛ از وب‌سایت گرفته تا اپ موبایل و غیره).

برای روشن شدن این مسأله مثالی می‌زنیم. در گذشته زمانی که شرکت‌های نرم‌افزاری اقدام به طراحی یک سایت می‌کردند، صرفاً نمایش سایت در نمایشگرهای دسکتاپ را مبنا قرار داده اما با ظهور گوشی‌های هوشمند و فراگیر شدن آنها در میان کاربران، این نیاز احساس گردید تا سایت‌های طراحی شده اصطلاحاً Responsive (واکنش‌گرا) گردیده تا اگر کاربری با گوشی موبایل خود وارد سایت شد، همه چیز را مرتب و منظم ببیند.

توصیه می‌کنیم وقتی که تغییری در نرم‌افزار ایجاد می‌کنید -حتی کوچک‌ترین تغییر- حتماً بسنجید و ببینید که آیا آن تغییر با بخش‌های دیگر سایت هم‌خوانی دارد یا خیر. اگر جواب مثبت بود که هیچ اما در غیر این صورت یک نمرهٔ منفی به خود داده و طراحی آن بخش را از نو آغاز کنید! علت این مسأله آن است که وقتی توسعه‌دهندگان صرفاً بخشی از سایت را مجزا از سایر بخش‌ها در نظر می‌گیرند، کاربران هدف این ناهماهنگی مابین بخش‌های مختلف را دیده و احساس عدم وابستگی مابین بخش‌های مختلف سایت می‌کنند.

محترم شمردن حس کاربران
زمانی که اقدام به توسعهٔ یک اپلیکیشن می‌کنید، روی تکه کاغذی بنویسید که دوست دارید کاربر پس از تعامل با اپلیکیشن شما، چه حسی بگیرد. برای این که تست کنید آیا حس مد نظر شما -مثلاً دوست دارید کاربران پس از تعامل با سایت شما حس حرفه‌ای بودن به ایشان دست دهد- درست منتقل می‌شود یا خیر، پروژه را در معرض دید یک فردی که درگیر پروژه نبوده -مثلاً یکی از نیروهای دفتری شرکت یا یکی از دوستان خود- قرار دهید و از وی بپرسید که نظرش چیست؟ بدون شک اگر حس مد نظر شما به فرد مخاطب دست نداد، یک جای کار می‌لنگد (البته به خاطر داشته باشید که هیچ وقت نمی‌توان به تجربهٔ کاربری یک نفر اکتفا کرد و برای بالا بردن ضریب موفقیت نظرسنجی، باید از چندین کاربر با مشخصات مختلف -مثلاً سن مختلف، تحصیلات مختلف، جنسیت مختلف و غیره- نظرسنجی کرد).

بیان داستان
داستان ما را قادر می‌سازد تا به سادگی به جنبه‌های شخصیتی دست نیافتی کاربران دست پیدا کنیم. علاوه بر این، وجود داستان به یاد آوردن چیزهای مختلف -مثلاً خدمات یا محصولات شما را- به مراتب راحت‌تر می‌سازد و از همه مهم‌تر داستان‌سرایی باعث ایجاد روابط انسانی/احساسی مابین کاربران و اپلیکیشن می‌گردد.

داستان اپلیکیشن شما زمانی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که کاربران سایت بتوانند با آن همزادپنداری کنند. توجه داشته باشید که هرگز از شعارهایی همچون «اولین تولیدکنندهٔ … در ایران»، «بزرگترین مرکز پخش … در ایران»، «محبوب‌ترین برند بهداشتی … در ایران» و چیزهایی از این دست استفاده نکنید چرا که کاربران به اندازهٔ کافی از این دست شعارها شنیده‌اند بلکه سعی کنید موفقیت‌های خود را در قالب داستانی واقعی در اختیار کاربران قرار دهید.

هدفمندی اپلیکیشن
اپلیکیشنی که طراحی می‌کنیم، می‌بایست یکی از مشکلات کاربران را حل کرده و ایشان را به هدفشان نزدیک‌تر سازد. هر بخش از اپلیکیشن می‌بایست دارای هدف خاصی باشد بنابراین پس از تکمیل اپلیکیشن، عقب نشسته و نگاهی به کار نهایی بیندازید. اگر به طور مثال با صفحه‌ای از سایت مواجه شدید که نتوانستید هدفی برای آن در نظر بگیرید و یا صفحهٔ مد نظر هدفمند است اما استفاده از آن مشکل است، بدون شک چنین حسی به اکثر کاربران سایت نیز منتقل خواهد شد و می‌بایست پیش از آنکه کاربران زیادی را مأیوس کند، درست شود!

رصد کردن رفتار کاربران اپلیکیشن
کار درست نیازمند تحقیقاتی همه جانبه است و طراحی اپلیکیشن هم از این قاعده مستثنی نیست. شما به عنوان توسعه‌دهندهٔ اپلیکیشن می‌بایست تک‌تک کلیک‌های کاربران را رصد کنید و ببیند که آیا می‌شود مثلاً سایت را به گونه‌ای طراحی کرد که کاربر با تعداد کلیک کمتری به نتیجهٔ مد نظر خود برسد یا خیر؟

علاوه بر این، زمانی که طول می‌کشد تا سایت لود شود نیز از عوامل تأثیرگذار در ایجاد یک تجربهٔ کاربری خوب است. جالب است بدانید که با بهبود سرعت اینترنت در کشورمان ایران، آستانهٔ تحمل کاربران نیز دستخوش تغییر شده و کاربران انتظار سرعت لود شدن به مراتب سریع‌تری نسبت به چند سال پیش دارند.

ابزارهایی همچون گوگل آنالیتیکس، به وب‌مسترها کمک می‌کند تا اطلاعات خوبی در مورد کاربران سایت به دست آورند. با تحلیل این اطلاعات، می‌توان به چیزهایی همچون زمان سپری شده در بخش‌های مختلف سایت، اطلاعات جنسیتی/جغرافیایی کاربرانی که از سایت استفاده کرده‌اند و همچنین تأثیر شبکه‌های اجتماعی در جذب مخاطب به سایت دست یافت.

نگاه به اپلیکیشن از دید کاربران
گاهی‌اوقات تیم‌های توسعهٔ نرم‌افزاری آن‌قدر مجذوب طراحی‌های خود می‌شوند که در نهایت فکر می‌کنند طراحی ایشان منحصر فرد است اما این در حالی است که واقعیت امر چیز دیگری است. وقتی که یک برنامه‌نویس یا طراح روی پروژه‌ای کار می‌کند، این پروسه چیزی در حدود چند هفته تا چند ماه به طول می‌انجامد و این فرایند توسعه به‌ قدری است که خود برنامه‌نویس یا طراح به هیچ وجه گزینهٔ مناسبی برای تست یوایکسی اپلیکیشن نخواهد بود و نیاز به یک فرد خارجی داریم تا این کار را برای ما به انجام رساند (البته توجه داشته باشید که گوش کردن به کلیهٔ حرف‌هایی که آدم‌های خارجی در مورد اپلیکیشن ما می‌زنند همیشه صلاح نیست و گاهی‌اوقات می‌بایست برخی نصحیت‌ها را از یک گوش گرفت و از گوش دیگر به در کرد).

برای روش شدن این مسأله مثالی می‌زنیم. فرض کنیم سایتی طراحی کرده‌ایم که یکی از نیازهای اصلی مشتری آن سایت، Google Friendly بودن آن است. به عبارت دیگر، برای مشتری مهم است که خدمات یا محصولات سایت در نتایج جستجوی گوگل در جایگاه بالایی -مثلاً جایگاه اول تا سوم گوگل- در معرض دید جستجوکنندگان قرار گیرد.

حال ما از یک فرد خارجی می‌خواهیم که وب اپلیکیشن ما را تست کند و ایشان انتقادهای زیادی به سایت می‌کند که یکی از آنها، عدم استفاده از فناوری ای‌جکس در برخی جاهای سایت است تا کاربران برای استفاده از سایت منتظر رفرش شدن سایت نشوند. درست است که فناوری ای‌جکس کمک بسیار زیادی به ایجاد یک تجربهٔ کاربری خوب می‌کند، اما اگر ایندکس شدن صفحات سایت برای ما در اولویت باشد، می‌بایست استفادهٔ هوشمندانه‌ای از ای‌جکس کرد که در غیر این صورت، نیاز اصلی مشتری که همان سئو است برآورده نخواهد شد.

نتیجه اینکه ایجاد یک تجربهٔ کاربری خوب برای اپلیکیشن‌هایی که طراحی می‌کنیم آن‌قدر هم که به نظر می‌رسد دشوار نیست بلکه صرفاً نیاز است تا حداقل نیازهای کاربران بالقوهٔ اپلیکیشن مد نظر را محترم شمرده و این نیازها را به بهترین شکل ممکن در اختیار وی قرار دهیم.

به نظر شما یک نرم‌افزار کاربر-محور چه ویژگی‌های دیگری به غیر از موارد فوق‌الذکر می‌تواند داشته باشد؟ نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با ما و سایر کاربران سکان آکادمی در میان بگذارید.