استارتاپ هایی که گوی سبقت را از رقبا ربوده اند چه ویژگی هایی دارند؟

استارتاپ هایی که گوی سبقت را از رقبا ربوده اند چه ویژگی هایی دارند؟

نیاز به توضیح نیست که اکثر شرکت های تراز اول دنیا روزی یک استارتاپ بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به شرکت های اپل، گوگل، فیسبوک و … اشاره کرد (در میان شرکت های مطرح ایرانی هم می توان به دیجی کالا، پارس پک و ... اشاره کرد.) در این مقاله قصد داریم به ویژگی‌هایی اشاره کنیم که اگر استارتاپ ها رعایت کنند، احتمال تبدیل آن‌ها به شرکت های حرفه‌ای دو چندان خواهد شد. برای آشنایی بیشتر با این ویژگی ها، با سکان آکادمی همراه باشید.

هدف مشخص
هدف استارتاپ شما آنقدر می بایست واضح و مشخص باشد که به راحتی در قالب یک عبارت بتوان آن را پشت کارت ویزیت تان نوشت. استارتاپ هایی که هدف مشخصی ندارند بدون شک محکوم به شکست خواهند بود. به طور مثال، هدف ما در سکان آکادمی مبدل شدن به یکی از مراجع آموزش برنامه نویسی معتبر می باشد.

مشخص سازی بازار هدف
استارتاپ شما می بایست بازار مشخصی داشته باشد. به عبارت دیگر، در بدو تاسیس استارتاپ، حتماً می بایست مشخص سازید که گروه هدف شما یا همان کاربران وب سایت یا اپلیکیشن شما چه افرادی هستند، جنسیت آن‌ها چیست، سطح سواد آن‌ها چقدر است، مکان جغرافیایی آن‌ها کجا است و بسیاری سؤال دیگر از این دست.

در‌ واقع زمانی که بازار هدف شما مشخص باشد، با دید بهتری استراتژی های تولید خدمات یا محصولات استارتاپ خود را می‌توانید مشخص کنید و این خدمات و محصولات زودتر به دست کاربران رسیده و در نتیجه سود بیشتری به استارتاپ سرازیر شود.

ما در سکان آکادمی بازار هدف خود را کاربرانی قرار داده‌ایم که علاقمند به یادگیری برنامه نویسی یا طراحی سایت هستند اما زبان انگلیسی ایشان آنقدر خوب نیست که بتوانند از مراجع انگلیسی زبان استفاده کنند. علاوه بر این، بازار هدف ما کاربرانی است که امکان شرکت در کلاس‌های حضوری برنامه نویسی که در شهرهای بزرگی همچون تهران برگزار می‌شوند را ندارند و مجبور هستند به صورت آنلاین هدف خود را دنبال کنند.

مشتریان پولدار
استارتاپ هایی که خدمات یا محصولاتی به بازار عرضه کرده‌اند که گروه هدف ایشان قشر پولدر جامعه بوده‌اند از ریسک موفقیت بیشتری نسبت به رقبا برخوردارند که از جمله ی این شرکت ها، می‌توان به شرکت اپل اشاره کرد.

تمرکز
اکثر مشتریان یا کاربران تمایل دارند تا محصولی را انتخاب کنند که ارزش منحصر به فردی برای ایشان به ارمغان می‌آورد لذا استارتاپ ها یا شرکت هایی زودتر به موفقیت دست پیدا می‌کنند که بتوانند چنین چیزی در اختیار کاربران خود قرار دهند که این مهم با تمرکز به دست می رسد.

حل کردن مشکلی از مشکلات جامعه
استارتاپ هایی می‌توانند به شرکت های بزرگی مبدل شوند که بتوانند خدمت یا محصولی را به بازار عرضه کنند که یکی از مشکلات جامعه یا افراد جامعه را حل کند. در پاسخ به این سؤال که چرا سایت استک اورفلو به موفقیت بسیاری دست یافته است؟ بایستی گفت که این سایت توانسته مشکلات بسیاری از برنامه نویسان سراسر دنیا را به سادگی حل کند!

متفاوت بودن
راه گذشتگان را رفتن و اصلاً خلاقیتی به خرج ندادن به نظر ایده ی خوبی برای راه اندازی یک کسب و کار جدید نمی آید. شعار شرکت اپل Think Different است و همین مسأله منجر شده تا یک استارتاپ که در یک گاراژ خانه شکل گرفته بود به بزرگ‌ترین شرکت فناوری دنیا مبدل شود که داشتن محصولات این شرکت مایه ی مباهات مشتریان است!

تیم حرفه ای
یک نکته ی جالب اینکه DNA یک شرکت یا استارتاپ در سه ماه اول شکل‌گیری آن ایجاد می شود. مدیران استارتاپ ها که خودشان No 1 هستند افراد No 1 را به خود جذب می‌کنند و مدیرانی که خودشان حرفه‌ای نیستند، افرادی همچون خودشان را به خدمت می‌گیرند چرا که تحمل دیدن افراد بالاتر از خود را در کنارشان ندارند. در واقع، در اینجا منظور از DNA همان استانداردهایی است که یک استارتاپ برای خودش در نظر می‌گیرد که در دراز مدت این DNA مشخص کننده ی موفقیت یا عدم موفقیت آن استارتاپ می گردد. DNA ما در سکان آکادمی عبارت است از تولید محتوای خوب، عدم کپی کردن از سایر سایت، ارائه خدمات رایگان و مهم‌تر از همه، به خدمت گرفتن تیمی که در کار خود حرفه‌ای و تراز اول هستند.

چابکی
استارتاپ هایی که اصطلاحاً Agile یا چابک نباشند، خیلی احتمال موفقیت نخواهند داشت چرا که نیازهای بازار و کاربران دائماً در حال تغییر است و استارتاپی که چابک نباشد و خود را با نیازهای کاربران همسو نسازد، خیلی احتمال موفقیت نخواهد داشت.

اولویت مداری
استارتاپ هایی که دوست دارند به موفقیت بیشتری برسند، آن‌هایی هستند که اولویت هایشان مشخص است و تمام توان خود و تیم شان را به کار می‌گیرند تا آن اولویت را عملی سازند.

گیر افتادن در برزخ
استارتاپ هایی که اصلاً در ابتدای راه اندازی پولی نداشته اند، از احتمال موفقیت بیشتری برخورداند -همچون شرکت اپل- چرا که این بی پولی یا به عبارتی گیر افتادن در برزخ منجر به ایجاد نظم کاری، تمرکز، اولویت مداری، صرفه جویی و کیفیت گرایی می گردد. پس اگر قصد راه اندازی استارتاپی را در ذهن می پرورانید اما در عین حال یک قران پول در جیبتان ندارید اصلاً نگران نشوید چرا که همین بی پولی به منزله ی یکی از برگ برنده های شما خواهد شد (زمانی که سکان آکادمی داشت شکل می گرفت، ما حتی ۶۰ هزار تومان پول برای ثبت هاست و دامنه نداشتیم و پول قرض کردیم!!!)

امیدواریم که با به کارگیری این راه کارها، بتوانید استارتاپی حرفه‌ای به راه اندازید که در ایران حرفی برای گفتن داشته باشد. به نظر شما به غیر از موارد فوق، چه ویژگی‌های دیگری منجر به موفقیت یک استارتاپ می شود؟ نظرات خود را به سایر کاربران با اشتراک بگذارید.

منبع


بهزاد مرادی