برای داشتن تجربهٔ کاربری عالی به دنبال اشتباهات خود باشید!

برای داشتن تجربهٔ کاربری عالی به دنبال اشتباهات خود باشید!

داده ها و طراحی تجربه ی کاربری -User Experience یا مخفف آن UX، احساسی است که کاربران در مواجهه با یک سیستم پیدا می کنند. این سیستم می تواند یک وب سایت، یک برنامه ی تحت وب، و یا یک نرم افزار کاربردی باشد. طراحی تجربه ی کاربر هم در واقع تمام تلاش هایی است که طراحان انجام می دهند تا نیاز‌های کاربران هنگام استفاده از سیستم آن ها را برآورده سازند و ایشان از کار با سیستم احساس رضایتمندی داشته باشند- دست در دست یکدیگر به شما این امکان را می دهند تا چیزهایی را بدانید که هرگز از طرق دیگری نمی توانستید متوجه آن ها گردید که در نهایت منجر به بهبود کیفیت محصولات یا خدمات شما خواهند شد. اگر فکر می کنید با تعریف و تمجید کردن از کار خود می توانید به همه ی اهدافتان دست یابید، سخت در اشتباهید؛ برای آن که کارهای بزرگ کنید، تا حد ممکن می بایست به دنبال اشتباهات خود بگردید. در پاسخ به این سوال که چگونه می توان به اشتباهات خود دست یافت، توصیه می کنیم که در ادامه این مقاله با سکان آکادمی همراه باشید.

تجربه ی کاربری ذاتا منفی است
ممکن است آغاز کردن یک مقاله در مورد مزیت استفاده از داده ها برای رسیدن به سطوح جدیدی از محصولی فوق العاده، کمی جادویی به نظر برسد اما این موضوع حقیقت دارد. تجربه ی کاربری همیشه آن طور که به نظر می رسد خوب و خوش نیست. اگر شما هم جزو طراحان و توسعه دهندگانی هستید که یافتن مشکلات کاربری سایت یا اپلیکیشن جدیدی که طراحی کرده اید برایتان حائز اهمیت است، بایستی به شما بگوییم که برای یافتن این دست مشکلات می بایست خود را در جای کاربران سایت یا اپلیکیشن تان قرار دهید. تجربه ی کاربری به طور ذاتی کاری ناخوشایند است زیرا صرفا با یافتن مشکلات سر و کار دارد و این در حالی است که شما بدون پیدا کردن مسائل و مشکلات محصول خود، قادر به حل آن نخواهید بود.

افراد عادی هرگز تلاش نمی کنند تا ایرادات کارهای خود را پیدا کنند
بینش شما از خودتان به گونه ای شکل گرفته است که با این عقیده که چیز اشتباهی در درون شما، در محصول شما، در شرکت شما یا حتی در ترجیحات شخصی شما وجود داشته باشد، در تعارض است حتی اگر این موضوع حقیقت داشته باشد.

ایده های شما، کار شما و تمام برنامه ریزی ها و تلاش هایی که به آن ها می پردازید برای شما ارزشمند هستند. هم دلی کردن با کاربران زمانی که با تمام چیزهایی که برای ساخت آن ها به شدت تلاش کرده اید مخالف هستند، کار دشواری است. مهم ترین، ارزشمند ترین و جذاب ترین مسائلی که در محصول دیجیتالی شما وجود دارند نا مشخص، غیر قابل شهود و مبهم هستند، شما احتمالاً در مورد عواملی که باعث ایجاد آن مسائل می شوند احساس نسبتاً خوبی دارید و گمان نمی کنید آن ها زمینه ساز مسئله ای شوند. به هر حال شما در درجه ی اول آن ها را ایجاد کرده اید. اگر آن ها راه های درست بودند، شما هرگز با چنین مسائلی مواجه نمی شدید، این طور نیست؟

داده ها هرگز دروغ نمی گویند . . . اما حقیقت گاهی خسارت آور است
در طراحی تجربه ی کاربر، ما یک سلاح مخفی داریم که می تواند آن انحرافات طبیعی را حذف کند و به وضوح به ما نشان می دهد که چه وقت چیزی درست کار می کند و چه وقت نه. شما فقط باید بدانید چه طور از آن استفاده کنید و چه طور در مورد آن فکر کنید.

ممکن است اطلاعاتی را که به شما بینش ارزشمندی می دهد، از دست بدهید. ممکن است فکر کنید کاربران سیستم شما متخصص هستند، در حالی که چنین چیزی درست نباشد. ممکن است طرحی را انتخاب کرده باشید که زیبا اما ناکارا باشد. یا نویسنده ی با استعداد آگهی تبلیغاتی شما برچسب های طرح شما را چنان ماهرانه ساخته باشد که هیچ کس نتواند آن ها را درک کند.

در این موارد، ممکن است شما محتوایی ایجاد کنید که هیچ کس آن را به اشتراک نگذارد، یا ببینید که ویژگی های پیشرفته مورد استفاده قرار نمی گیرند، یا بازخوردهای مثبت زیادی دریافت کنید اما هیچ فروش یا تعویضی نداشته باشید. اگر مسئله ای وجود داشته باشد، داده ها آن را به شما نشان خواهند داد. اگر پیشرفتی وجود داشته باشد داده ها آن را به شما نشان خواهند داد. سؤال این است که: شما به دنبال چه چیزی می ‌گردید؟

اگر شما به دنبال اثبات درستی کار خود بگردید: آن را پیدا خواهید کرد
برای سنجش اولیه کالاهای دیجیتالی، غریزه ی اولیه همه ی افراد استفاده از داده ها و اثبات چیزی است که تا به حال آن را باور داشته اند: این که ترفند و ابتکار آن ها به نظر محشر می رسد. مهم نیست که حقیقت چیست، شما همیشه می توانید طوری تفسیر خود را دستکاری کنید تا مهارت و بزرگی خود را به طور زیاد ببینید.

برای همین است که 70 درصد نرخ پرش یا Bounce Rate (یعنی درصدی از بازدید کنندگان که تنها یک صفحه از وب سایت را مشاهده می کنند و پس از آن از سایت خارج می شوند) ناگهان به منزله ی یک  موفقیت در نظر گرفته می شود، همه در مورد "تعداد بازدید های شگفت انگیز" کمپین تبلیغاتی شما صحبت می کنند، در حالی که نرخ کلیک -به عبارتی میزان کلیک روی لینک های مختلف سایت شما- بسیار ناامیدوار کننده است. یا اینکه شما به جای آن که ببینید افراد چرا و چگونه در سایت شما ثبت نام کرده اند، تنها تعداد افراد ثبت نام کرده را بسنجید (خواه به عنوان کاربران فعال باشند خواه نباشند)، زیرا ما آدم ها ناخوادآگاه تمایل داریم چیزهایی که ذهن ما را ارضاء می کنند را ببینیم ولو این که ما را گمراه کنند.

چند سوال ساده از خودتان بپرسید:
۱- چه چیز هایی به نظر آن قدر بدیهی می رسند که شما هرگز حقیقتاً به این فکر نکرده اید که درستی آن ها را بررسی کنید؟
۲- اگر در جایی مشکلی وجود داشته باشد، مخفی ترین جایی که ممکن است ریشه ی آن در آن جا پنهان شده باشد کجا است؟
۳- از هم اکنون تا 6 ماه دیگر، می خواهید چه کاری را بهتر انجام دهید که در حال حاضر امکان آن نیست؟
۴- چه چیز دیگری می تواند زمینه ساز آماری باشد که شما اکنون دریافت می کنید؟
۵- آیا به طور پیش فرض اخبار خوب را باور می کنید، یا در مورد آن ها شک می کنید و سؤال می پرسید؟

به نظر می رسد این کار یک روش تفکر همچون مشاهده کرده نیمه خالی لیوان است، اما موضوع تنها این است که با این روش شما به خودتان بهتر و بیشتر فکر می کنید. اگر شما این سؤالات را در مورد یک رقیب پرسیده بودید، از فهمیدن جاهایی که آن ها اشتباهات بزرگی مرتکب شده اند، تعجب خواهید کرد. اگر تحلیل رقیبانتان تا این اندازه خوب است، چرا این که خودتان را تحلیل کنید این قدر خوب نباشد؟

با زیاد گشتن به دنبال اشتباهات خود، خودتان را کامل کنید
هر زمانی که شما با یک مشکل، یک نقطع ضعف، یا نتیجه ای که بر خلاف انتظارتان است مواجه می شوید، شکی به دل راه ندهید که یک جای کار می لنگد. به عبارت دیگر، شما می بایست تصمیمات بعدی خود را هوشمندانه تر بگیرید. اگر بتوانید در ابتدااشتباهات خود را بیابید، تنها گزینه هایی برای شما باقی می مانند که درست کار می کنند، نه گزینه هایی که شما آن ها را بیشتر می پسندید.

در نهایت شما به جای این که به دنبال ترجیحات خود باشید، به طور مستمر شروع به پیشرفت و رشد خواهید کرد. این موضوع که به کار های خود با دید انتقادی بنگرید و به دنبال بیرون کشیدن اشتباهات خود باشید، تنها در کوتاه مدت جنبه ی منفی داشته و شاید خسته کننده و گاهی اوقات هم ناامیدوار کننده باشد. در دراز مدت، این کار تلاش های کاری شما را متمرکز می سازد و نتایجی که به سادگی، به سرعت، و با حداقل تلاش به دست می آیند، اما اشتباه هستند را حذف می کند. شما وقت خود را صرف چیزهایی خواهید کرد که نتایج درست را به ثمر می نشانند. بنابراین، با فرض اینکه به راستی اشتباه کرده اید، درگیر داده ها شوید و آن ها را بررسی کنید و به دنبال مشکلات بگردید تا آن ها را حل کنید. با این تفاسیر آیا شما واقعاً تجربه ی کاربری را ارج می نهید و به بهترین نحو نیاز های کاربر را تأمین می کنید؟ نظرات خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.