یک اصل مهم در تجربهٔ کاربری: فرض کنید کاربران سایت شما Technophobe هستند!

یک اصل مهم در تجربهٔ کاربری: فرض کنید کاربران سایت شما Technophobe هستند!

در پاسخ به این سؤال که «مهمترین چیزی که می‌بایست برای اطمینان حاصل کردن از کاربرپسند بودن یک سایت مد نظر قرار داد چیست؟» بایستی گفت که هرگز کاری نکنید تا کاربران سایت شما برای استفاده کردن از سایت مجبور به فکر کردن شوند. این قانون یکی از مهمترین اصول در طراحی تجربهٔ کاربری است که اگر به خوبی رعایت نشود، سایر اقداماتی که برای یوایکس سایت خود عملی می‌کنیم، آن‌طور که باید و شاید اثربخش نخواهند بود. به عبارت دیگر، زمانی که سایتی در معرض دید مخاطبی قرار می‌گیرد، خود سایت می‌بایست بدون نیاز به توضیح یا گشت‌زنی، گویای ماهیتش باشد و کاربر بدون نیاز به فکر کردن بفهمد که چگونه باید از آن استفاده کند.

پیش از پرداختن به ادامهٔ مطلب، بهتر کسی کمی با مفهوم Technophobe که در عنوان این مقاله استفاده شده آشنا شویم. این اصطلاح از واژهٔ Technophobia گرفته شده که خود این واژه هم برگرفته از معادل‌های واژگان یونانی «مهارت» و «ترس» است. با این تفاسیر، Technophobe به کسی گفته می‌شود که از استفاده از فناوری‌های جدید واهمه دارد.

حال برای روشن‌تر شدن این مسئله، مثالی می‌زنیم. فرض کنیم که سایتی طراحی می‌کنید و می‌خواهید اطمینان حاصل کنید که سایت شما تجربهٔ کاربری خوبی برای کاربرانش رقم می‌زند. برای این منظور، هرگز روی تجربهٔ خودتان در مورد سایت حساب نکنید چرا که شما -اگر برنامه‌نویس یا طراح سایت هم بوده باشید- آن‌قدر با سایتتان سر و کله زده‌اید که می‌دانید چگونه به کدام بخش سایت مراجعه کنید؛ در عوض، می‌بایست به طور مثال کسی همچون یکی از والدین خود که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد را هدف قرار داده و سایتتان را در معرض دید وی قرار دهید و از وی بخواهید که به فلان بخش سایت برود. در چنین صورتی می‌توانید بسنجید که آیا سایت شما برای کاربران عادی، که برخی از ایشان اتفاقاً تکنوفوب هم هستند، طراحی شده است یا خیر.

به عنوان مثالی دیگر، می‌توان بچه‌ها را مد نظر قرار داد. فرض کنیم سکان آکادمی را به کودکی معرفی می‌کنیم تا شروع به یادیگری اصول برنامه‌نویسی به کودکان کند. اگر این کاربر بدون نیاز به والدینش بتواند پیش از هر چیز دورهٔ مد نظر را یافته سپس اقدام به مشاهدهٔ ویدیوهای آموزشی‌اش کند، این بدان معنا است که سکان آکادمی برای گروه هدف بچه‌ها هم کاربردی است و در غیر این صورت، بدون شک این گروه از کاربران را از دست خواهد داد.

در‌ واقع، پس از اینکه کودکی وارد سایت سکان آکادمی شد، می‌بایست صرفاً با کمی گشت‌زنی در سایت و بدون فکر کردن به اینکه «حالا باید از کجا شروع کنم!» به دورهٔ مد نظر خود که همان آموزش اسکرچ است دست یابد.

گاهی‌اوقات می‌توان پا را از این هم فراتر گذاشته و گفت که ما -به عنوان دولوپر یا طراح سایت- می‌بایست سایت خود را به گونه‌ای طراحی کنیم که اگر کسی هم Technophobe بود، یا IQ پایینی داشت هم بتواند از سایت بهره‌مند گردد (البته این جمله کمی اغراق‌آمیز است و صرفاً می‌خواهیم اهمیت این موضوع را گوشزد کنیم!)

به عبارت دیگر، هرگز نمی‌بایست مبنا را بر این بگذاریم که مخاطبین سایت ما تعدادی آدم گیک هستند بلکه می‌بایست این‌ گونه به قضیه نگاه کنیم که مخاطبین سایت تعدادی آدم عادی هستند که اصلاً نمی‌دانند چگونه باید از یک سایت استفاده کرد و در همین صورت است که می‌توان این اطمینان را حاصل کرد که سایت درصد قابل‌توجهی از کاربران را راضی نگاه خواهد داشت.

چگونه از به فکر فرو رفتن کاربران سایت جلوگیری کنیم؟
چیزهایی که در سایت‌ها منجر به فکر کردن کاربران می‌شوند زیاد هستند. برای مثال، فرض کنیم که استارتاپی به دنبال استخدام برنامه‌نویسی Python است. برای این منظور، در صفحهٔ اصلی سایت هم می‌بایست دکمه‌ای در نظر گرفت که متقاضیان را به صفحهٔ مد نظر هدایت کند. برای این دکمه می‌توان برچسب‌های مختلفی در نظر گرفت که از آن جمله می‌توان به «فرصت‌های شغلی»، «استخدام مشاغل»، «استخدام برنامه‌نویس پایتون»، «همکاری با ما»، «فقط گیک‌ها کلیک کنند»، «همکار ما شوید» و … اشاره کرد.

به نظر می‌رسد که از میان عناوین فوق، صرفاً گزینهٔ «استخدام برنامه‌نویس پایتون» نسبت به مابقی عناوین کاربران را کمتر مجبور به فکر کردن کرده و اگر کسی برنامه‌نویس پایتون باشد، به راحتی جذب آن دکمه خواهد شد.

یکی دیگر از چیزهایی که منجر به تجربهٔ کاربری بدی می‌شود، این است که طراحان فرانت‌اند دکمه‌ها را به گونه‌ای طراحی می‌کنند که کاربر مخاطب سایت از اینکه تشخیص دهد یک دکمه در مقابل وی قرار گرفته ناتوان خواهد بود. به طور کلی، می‌بایست دکمه‌ها و یا لینک‌ها به گونه‌ای طراحی شوند که کاربران بدون نیاز به فکر کردن، خیلی سریع آنها را بیابند.

همواره برخی سایت‌ها را می‌بینیم که لینک‌هایی در آنها استفاده شده که با مابقی متون هیچ فرقی نمی‌کنند و صرفاً زمانی که نشانگر ماوس را روی آنها قرار می دهیم، نشانگر ماوس شبیه به یک دست می‌شود. به عبارت دیگر، کاربر با آزمون و خطا متوجه وجود لینک‌ها خواهد شد و این مساوی است با کاهش ماندگاری کاربران در سایت.

لیستی که در ادامه مشاهده خواهیم کرد، دربرگیرندهٔ چیزهایی است که علاوه بر موارد فوق، کاربر اصلاً نمی‌بایست در مورد آنها فکر کند و در یک نگاه باید متوجهٔ آنها گردد که عبارتند از:
- من الان کجای سایت هستم؟
- استفاده از سایت را از کجا باید شروع کنم؟
- بخش X کجای سایت است؟
- مهمترین چیزهای این صفحه‌ٔ به‌خصوص کدامند؟
- چرا این بخش از سایت X نامگذاری شده است؟

به طور کلی، ما می‌بایست سایت خود را به گونه‌ای طراحی کنیم که تعداد علامت سؤال‌هایی که ممکن است در ذهن کاربران نقش بندد را به حداقل برسانیم و همین مسأله می‌تواند به عنوان یکی از رموز موفقیت سایت ما گردد.

نکته جالبی که در مورد برخی کاربران به چشم می‌خورد این است که وقتی با سایتی مواجه می‌شوند که اصطلاحاً اصلاً UX خوبی ندارد، به جای آنکه انگشت اتهام را به سمت طراح سایت بچرخانند، روی خود برچسب «احمق» می‌زنند و فکر می‌کنند که مشکل از خود ایشان است که نمی‌توانند به سادگی با سایت کار کنند.

آنچه مسلم است اینکه صفحات سایت ما باید خود گویای محتوایشان از یک سو و همچین نحوهٔ استفاده از آن محتواها از سوی دیگر باشند. یک طراح موفق کسی است که سایتش را به گونه‌ای طراحی کند که حداقل نیاز به Guide (راهنما) برای استفاده از سایت وجود داشته باشد و خود لی‌اوت صفحه به عنوان یک راهنمای حرفه‌ای، کاربران را به راحت‌ترین شکل ممکن به بخش‌های مختلف صفحه هدایت کند.

دیدگاه استیو جابز در مورد تجربهٔ کاربری
دیدگاهی که استیو جابز نسبت به تجربهٔ کاربری داشت هم جالب است؛ وی اعتقاد داشت که دفترچهٔ راهنمای کامپیوترهای مکینتاش را می‌بایست به گونه‌ای نوشت که یک بچهٔ کلاس اولی هم با خواندن آن متوجه نحوهٔ استفاده از مکینتاش شود. سپس یک گام جلوتر رفته و می‌گوید که اصلاً دفترچهٔ راهنمای مکینتاش می‌بایست توسط یک بچهٔ کلاس اولی نوشته شود و در نهایت هم اعتقاد داشت که مکینتاش باید به گونه‌ای طراحی گردد که اصلاً نیازی به دفترچهٔ راهنما نداشته باشد و صاحب آن کامپیوتر به محض اینکه کامپیوتر خود را روشن کرد، با کمی گشت‌زنی در بخش‌های مختلف، کاملاً متوجه شود که هر بخش، مخصوص انجام چه کاری است.

حال نوبت به نظرات شما می‌رسد. آیا با این دیدگاه موافق هستید که در حین فرایند طراحی سایت یا اپ موبایل، باید فرض را بر این بگذاریم که کاربران اصطلاحاً Technophobe هستند یا IQ پایینی دارند؟ علاوه بر این، آیا آنچه در این مقاله ادعا شده در طراحی رابط کاربری سکان آکادمی رعایت شده است؟ نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با ما و سایر کاربران سکان آکادمی به اشتراک بگذارید.