تأثیر نیروی انسانی به اصطلاح A Player در موفقیت استارتاپ شما

تأثیر نیروی انسانی به اصطلاح A Player در موفقیت استارتاپ شما

به طور کلی، منظور از A Player افرادی باهوش، سخت‌کوش و حرفه‌ای است. حال که با مفهوم این اصطلاح آشنا شدیم، نیاز است تا رویکردی جالب را یاد بگیریم که اگر بتوانیم آن را در زندگی بیزینسی خود به کار بندیم، تأثیر بسزایی در موفقیت کسب‌و‌کار یا بهتر بگوییم استارتاپ ما خواهد داشت. در یک کلام، مدیران متعلق به گروه A، افرادی را به استخدام خود در می‌آورند که در سطح A باشند اما افراد متلعق به گروه B، افرادی که متلعق به گروه B باشند را به استخدام خود در نمی‌آورند بلکه افراد متعلق به گروه‌های C و D در تیم استارتاپی ایشان مشغول به کار خواهند شد! 

به عبارت دیگر، اگر خود شما در کاری که قرار است شروع کنید حرفی برای گفتن داشته باشید، در یک کلام فردی از گروه A باشید، این امکان برای شما میسر است تا سایر اعضای تیم‌تان را از افرادی انتخاب کنید که هم‌ردهٔ شما باشند اما اگر قضیه برعکس باشد، یعنی شما به کاری که قرار است انجام دهید اعتقاد نداشته و از سوی دیگر هم در آن زمینه خیلی حرفه‌ای نباشید، اصلاً نمی‌بایست تا این انتظار را داشته باشید که افرادی حرفه‌ای برایتان شروع به کار کنند مگر با صرف هزینه به چینن مهمی دست یابید.

بسیاری از کارآفرینان در بدو امر، یعنی زمانی که می‌خواهند تیم تشکیل دهند، با وسواس خاصی شروع به انتخاب هم‌تیمی‌های خود می‌کنند. به عبارت دیگر، تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا اعضای استارتاپ ایشان همگی جزو گروه A باشند؛ این قضیه تا زمانی که استارتاپ کوچک است به خوبی پیش می‌رود اما زمانی که استارتاپ ایشان تبدیل به یک شرکت می‌شود و ایشان نیاز به جذب نیروی کاری بیشتری پیدا می‌کنند، وسواس ایشان کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شده تا جایی که گاهی‌اوقات به افراد گروه D و F هم رضایت می‌دهند.

تا حدود زیادی حق با این است کارآفرینان بوده و اصلاً نمی‌شود به آنها خرده گرفت چرا که در فضای کسب‌وکار فعلی حاکم بر جامعه کسانی که از دانشگاه‌ها و یا مؤسسات آموزشی فارغ‌التحصیل می‌شوند آمادگی ورود به دنیای کار را نداشته و همین مسأله منجر به این می‌گردد تا شرکت‌ها با کمبود منابع انسانی حرفه‌ای مواجه شوند!

خبر ناامیدوارکننده اینکه به محض استخدام پرسنلی که به گروه B تعلق دارند، کیفیت کار شما شروع به کاهش می‌کند و این قضیه تا جایی می‌تواند پیش رود که در آینده‌ای نه چندان دور، شما به افرادی با سطح کاری Z هم رضایت خواهید داد که در چنین شرایطی، خود کارآفرین سند مرگ استارتاپش را امضاء کرده است (جهت آشنایی بیشتر با اهمیت این موضوع، توصیه می‌کنیم به مقالهٔ استارتاپ شما شبیه به یک ظرف میوه است، در انتخاب میوه‌ها شدیداً دقت کنید! نیز مراجعه نمایید).

در پاسخ به این سؤال که راه‌کار چیست؟، به نظر می‌رسد که ۲ گزینه بیشتر پیش روی نداشته باشیم: یا اینکه خود کارآفرین شروع به تربیت نیروی انسانی کرده و روی نیروهایی که به گروه‌های D و F تعلق دارند سرمایه‌گذاری کرده و تمام تلاش خود را به کار بندد تا ایشان را به گروه A ارتقاء دهد یا اینکه سعی کند حقوق بیشتری برای استخدام اعضای تیم در نظر گیرد تا از این طریق بتواند A-Playerهایی که در حال حاضر در سایر شرکت‌ها مشغول به کار هستند را به سمت استارتاپ خود جذب کند.

نقطه ضعف مورد اول این است که در بسیاری مواقع زمانی که ما شروع به تربیت یک نیروی انسانی می‌کنیم، وقت و هزینهٔ نسبتاً زیادی صرف آموزش وی خواهد شد و تجربه نشان داده است زمانی که ایشان تا سطح A ارتقاء یافتند، نگاه داشتن ایشان کار دشواری خواهد بود. به عبارت دیگر، این گروه افراد همچون نهالی هستند که شما به مدت چند سال شروع به آب دادن به آن‌ها می‌کنید و به محض اینکه می‌خواهید از آن نهال میوه برداشت کنید، آن نهال تمایلی به ماندن در باغ شما را نخواهد داشت!

نقطعهٔ ضعف مورد دوم هم این است که معمولاً استارتاپ‌ها از تیم‌هایی تشکیل یافته‌اند که سرمایه هنگفتی برای اجرای ایدهٔ خود نداشته و این امکان برای ایشان وجود ندارد تا مثلاً به یک برنامه‌نویس پایتون ماهانه مبلغ ۴ الی ۵ میلیون تومان حقوق پرداخت کنند!

به هر حال، راه‌اندازی یک ایدهٔ کسب‌وکار دارای پستی و بلندی‌های بسیاری است و اگر شما هم تمایل به ورود به حوزهٔ استارتاپ‌ها را دارید، می‌بایست سختی مسائل مرتبط با نیروی انسانی و همچنین بسیاری مسائل دیگر را تحمل کنید. به نظر شما در چنین مواقعی چه راه‌کاری می‌بایست اتخاذ کرد؟ آیا به غیر موارد فوق‌الذکر، مورد دیگری به ذهن شما می‌رسد که با اتخاذ آنها بتوان یک تیم استارتاپی حرفه‌ای تشکیل داد؟ نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با ما و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.