آیا Big Data نحوهٔ استفادهٔ ما از شبکه‌های اجتماعی را تغییر خواهند داد؟

آیا Big Data نحوهٔ استفادهٔ ما از شبکه‌های اجتماعی را تغییر خواهند داد؟

استفاده از Big Data در چند سال آینده بیش از پیش در مرکز توجه خواهد بود؛ برای کمپانی‌ها، بیگ دیتا (کلان داده‌ها) و فضای مجازی ترکیبی ایده‌آل هستند اما این مفاهیم برای کاربران معمولی به چه معنا هستند؟

برای بازاریاب‌ها و شرکت‌هایی که شدیداً با دیتا سروکار دارند، آپدیت بودن با ترندهای جدید به‌منظور بیشترین میزان بهره‌وری و سودآوری ضروری است؛ بدون شک، کلان داده در چند سال آینده در مرکز توجه خواهد بود اما پیش از هر چیز، بایستی ببینیم که کلان داده به چه معنا است؟

کلان داده دقیقاً چیست؟
هر کس که این مفهوم برایش کمی گیج کننده است، برای جواب باید خیلی ساده به خود این اصطلاح توجه کند. کلان داده دقیقاً همان چیزی است که نشان می‌دهد؛ یعنی مجموعهٔ بزرگی از داده‌های مختلف. هرگاه موضوع کلان داده مطرح است، ۳ مفهوم اساسی برای بررسی وجود دارد که عبارتند از:
- حجم: میزان بسیار زیادی داده برای جمع‌آوری وجود دارد.
- تنوع: داده‌های ساختاریافته و بدون ساختار هم باید درنظر گرفته شوند.
- سرعت: ما هم می‌توانیم به‌صورت لحظه‌ای و هم به‌صورت آرشیو شده به داده‌ها دسترسی پیدا کنیم.

اهمیت شبکه‌های اجتماعی هم برای کسب‌وکارها و هم برای کاربران
درحالی‌که کلان داده با انواع منابع مختلف سروکار دارد، برآوردها حاکی از آنند که اکثر داده‌های بزرگ از منابع به‌اصطلاح Unstructured (بدون ساختار) تأمین خواهند شد. بنابراین می‌توان حدث زد که شاید بزرگترین منبع داده بدون ساختار برای کلان داده‌ها، شبکه‌های اجتماعی خواهند بود.

لایک‌ها، توییت‌ها، بازدید‌ها، کامنت‌ها، گزینه‌های مورد علاقه و هر کاری که کاربران در شبکه‌های اجتماعی می‌توانند انجام دهند، می‌تواند توسط گروه‌های مختلف علاقمند به آن موضوعات، جمع‌آوری و آنالیز شود.

در عصر دیجیتال، شبکه‌های مجازی برای هر نوع بیزینسی حائز اهمیت‌اند؛ حضور مداوم در پلتفرم‌هایی مانند فیسبوک، توییتر و ... ضروری است چراکه به مردم این امکان را می‌دهد که با شرکت‌ها در سطحی به‌ظاهر حضوری، ارتباط داشته باشند که این موضوع از جنبه‌های متعددی برای شرکت‌های ارائه دهندهٔ خدمات و محصولات مفید خواهد بود.

این موضوع همچنین برای کاربران عادی هم اهمیت دارد؛ فیسبوک به تنهایی آمار 2 میلیارد کاربر ماهانهٔ خود را همیشه به رخ می‌کشد و این درحالی است که این آمار معادل با 26% کل جمعیت جهان است (برای کسب اطلاعات بیشتر، به مقالهٔ فیسبوک به آمار ۲000000000 کاربر در ماه رسید! مراجعه نمایید). بنابراین درنظر گرفتن این موضوع که کلان داده‌ها در شکل‌های بسیار متنوعی در دسترس خواهد، بود حیاتی است.

نحوهٔ فعالیت در شبکه‌های اجتماعی نقش حیاتی خواهد داشت
سناریویی با این مضمون را درنظر بگیرید که شما می‌خواهید بیمهٔ عمری برای خود تهیه کنید؛ برای این منظور، شروع به جستجو در میان شرکت‌های بیمه می‌کنید و درنهایت یکی را انتخاب می‌کنید.

در بدو امر، متصدی ثبت بیمه نام شما را در سیستم خود سرچ کرده اما درخواست شما را نمی‌پذیرند و این درحالی است که شما خود را یک مشتری بسیار ایده‌آل، با یک شغل ثابت، سابقهٔ پزشکی خوب و بقیهٔ چیزهای دیگر می‌دانید که هر شرکت بیمه‌ای آرزوی چنین مشتری‌ای را دارا است.

با این حال، دلیل این‌که آن‌ها شما را قبول نمی‌کنند اصلاً برای شما مشخص نیست؛ درواقع، دلیل رد شدن درخواست شما این بوده که شما آخر هر هفته، در فیسبوک، توییتر، اینستاگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی تصاویر غذاهای غیرسالمِ مورد علاقهٔ خود -مثل فست‌فود- را قرار داده و این درحالی است که هیچ شواهدی مبنی بر حضور شما در باشگاه‌های ورزشی یا هر نوع فعالیت ورزشی مثل شنا، کوهنوری، دوچرخه‌سواری و دیگر فعالیت‌هایی که حاکی از سلامت جسم شما هستند وجود ندارد!

این دست اطلاعات شاید در نگاه اول نقض آشکار حریم‌خصوصی به‌نظر برسند، ولی خیلی از چیزهایی که شما به‌صورت آنلاین منتشر می‌کنید در طول زمان به‌عنوان داده‌هایی عمومی درمی‌آیند. گرچه قطعاً شما می‌توانید برای حفظ حریم‌خصوصی خود یکسری تنظیمات را انجام دهید، اما حقیقت تلخ این است که نه‌تنها اینترنت همیشه وجود خواهد داشت، بلکه به‌شدت شفاف است و اطلاعات زیادی از شما را در دسترس سایرین قرار خواهد داد!

در چند سال آینده، شاید قوانینی به‌وجود بیاید که به شرکت‌ها اجازه بدهند که فعالیت شما در شبکه‌های مجازی و نحوهٔ استفادهٔ شما از اینترنت را برای تعیین میزان صلاحیت شما برای هرکاری -از بیمهٔ عمر گرفته تا رهن خانه و چیزهای دیگر- بررسی کنند.

شرکت‌‌ها، راه‌های جدیدی برای تحلیل کلان داده‌ها پیدا خواهند کرد
درحال حاضر، کلان داده‌ها و هوش مصنوعی در حوزهٔ یادگیری ماشینی، ۲ جنبه از تکنولوژی هستند که هنوز درحال تکاملند؛ هرچند کسب‌وکارها راه‌هایی برای تعامل با کلان داده‌ها پیدا کرده‌اند، ولی این صرفاً نقطهٔ شروع در این حوزه است.

برای مثال، یک شرکت بازاریابی که در زمینهٔ ترویج برندهای جدید فعالیت می‌کند، ممکن است از یک الگوریتم یادگیری ماشینی استفاده کند که امکان جمع‌آوری دیتا از یک سری افراد با ویژگی‌های خاص را برای آن‌ها فراهم کند. به گفتهٔ برخی مدیران بازاریابی:

بیگ دیتا به ما کمک کرده تصمیمات تبلیغاتی بهتری بگیریم؛ موضوعاتی مانند این‌که چه محتوایی تولید کنیم، چه‌زمانی این کار را انجام دهیم و چگونه رشد وایرال را ترویج کنیم.

براساس یک اصل در عکاسی، ثبت یک عکس خوب، به معنی بودن در جای درست و در زمان درست است و می‌توان گفت این اصل در مورد شبکه‌های اجتماعی نیز صادق است؛ به این معنی که کاربران را با محتوای درست و در زمان درست درگیر نماییم.

حال سؤالی که مطرح می‌شود این است که از کجا بدانیم محتوای درست و زمان درست کدامند؟ همهٔ این‌ها از مقدار بسیار زیادی دادهٔ بدون ساختار که درطول زمان جمع‌آوری و آنالیز شده است به‌دست می‌آید. بنابراین، با کمک تکنولوژی هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی قادر خواهند بود با آنالیز کردن داده‌های هزاران کاربر، دقیق‌ترین اقدامات لازم برای دسترسی به مخاطبین هدف را انجام دهند و با شانس بالایی، فعالیت‌هایشان مطابق با ذائقه کاربرانی از اقشار مختلفی باشد.

در هیچ دوره‌ای، علائق، خواسته‌ها و نیازهای کاربران این‌گونه و با این جزئیات جمع‌آوری و آنالیز نشده است اما کاربران باید یاد بگیرند تا از شبکه‌های اجتماعی با رعایت نکات امنیتی استفاده کنند. یک کاربر معمولی، اطلاع بسیار کم یا گاهی‌اوقات هیچ‌گونه اطلاعی در مورد کلان داده و این‌که شرکت‌های تبلیغاتی و بازاریابی چگونه اطلاعات آن‌ها را جمع‌آوری کرده و از آن‌ها استفاده می‌کنند ندارد.

برای مثال، یک کاربر شاید نداد که هر چیزی که در فیسبوک پست کند، ممکن است توسط متخصص تبلیغات برای آگاهی از علائقش و درنهایت تبلیغات هدفمند مورد سوء‌استفاده قرار گیرد.

چنین اهدافی باید به‌صورت روشن توضیح داده شوند تا کاربران وقتی درحال کار با شبکه‌های اجتماعی هستند، از اتفاقات پشت‌پرده آگاهی داشته باشند که در غیر این‌صورت، ممکن است پروسهٔ جمع‌آوری اطلاعات در آینده -که به‌مراتب نامحسوس‌تر خواهد بود و از آن طریق اطلاعات بیشتری جمع‌آوری خواهد شد- از دید اکثر کاربران نوعی فریبکاری سایبری قلمداد گردد.

منبع