لطفا جاواسکریپت مرورگر خود را فعال سازید!

نحوه فعال سازی در کروم
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
نحوه فعال سازی در فایرفاکس
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
۲۱ سؤالی که پیش از راه اندازی استارتاپ می بایست به دنبال پاسخ آن‌ها بود!

۲۱ سؤالی که پیش از راه اندازی استارتاپ می بایست به دنبال پاسخ آن‌ها بود!

زمانی بود که می‌گفتند «هر کسی که از مادرش قهر می کنه می ره خواننده می شه!» البته که آوردن این مثل هرگز بدان معنا نیست که چنین مثلی درست است. امروزه هم جوانان زیادی را می‌بینیم که بدنبال راه اندازی استارتاپ هستند. گویی امروزه استارتاپ راه انداختن مد شده است. خیلی خوب است که در حال حاضر افراد بسیاری را می‌بینیم که بدنبال کسب درآمد از طریق کسب و کارهای نوپا هستند اما هرگز یک چیز را فراموش نکنیم که راه اندازی استارتاپ کار ساده‌ای نیست. استیو جابز ابتدا یک استارتاپ راه انداخت که بعداً به یک غول فناوری تبدیل شد. فیسبوک یک استارتاپ بوده که توانست گوی سبقت را از سایر شبکه‌های اجتماعی برباید و گوگل هم نیازی به توضیح ندارد. استارتاپ هایی از این دست همگی دارای یک وجه اشتراک هستند که باعث موفقیت آن‌ها شده است. در ادامه با وبلاگ سکان آکادمی همراه باشید تا ببینیم برای راه اندازی استارتاپ چه زمینه‌هایی را می بایست فراهم سازیم.

شرکت های اپل، فیسبوک و گوگل در این زمینه مشترک هستند که توانستند یک نیاز اساسی کاربران را رفع نمایند. اپل در صنعت کامپیوترهای پرتابل تحول عظیمی ایجاد کرد. فیسبوک نقاط ضعف بسیاری از شبکه‌های اجتماعی گذشته را رفع کرد و به همان چیزی تبدیل شد که کاربران به دنبالش بودند و گوگل هم توانست در زندگی روزمره افرادی که با اینترنت سروکار دارند جای خود را باز کند. در این مقاله قصد داریم به ۲۱ سؤالی پاسخ دهیم که متضمن موفقیت استارتاپ ها خواهند شد که عبارتند از:

1- خدمات یا محصولات استارتاپ شما چه کمکی به کاربران خواهند کرد؟
توجه داشته باشید که وب سایت استارتاپ های مختلف یک صفحه «درباره ما» دارد که در مورد ماموریت، چشم انداز و ارزش‌های آن تیم صبحت می‌کند اما منظور ما اصلاً چنین چیزی نیست بلکه منظور آن ارزش واقعی است که استارتاپ شما برای کاربرانش به ارمغان خواهد آورد. اگر کسی از شما بخواهد تا هدف استارتاپ خود را در یک جمله معرفی کنید چه می گویید؟ به طور مثال، ما در سکان آکادمی «آموزش باکیفیت و در عین حال رایگان» در اختیار کاربران قرار می‌دهیم چیزی که شاید کمتر رقیبی بتواند ارائه دهد و شاهد این ادعا هم آنکه صرفاً پس از گذشت چیزی کمتر از ۲ سال از تولد سکان آکادمی، توانسته ایم لینک اول «آموزش جاوا» در سرچ گوگل را به خود اختصاص دهیم.

2- استارتاپ شما چه مشکلی از کاربران را حل خواهد کرد؟
به غیر از کسب درآمد، هدف اصلی استارتاپ شما چیست؟ به عبارت دیگر، استارتاپ شما چه مشکلاتی از کاربران را رفع خواهد کرد. در‌واقع اگر شما استارتاپی به راه اندازید که هیچ مشکلی از کاربرانش را حل نکند، استارتاپ شما محکوم به شکست خواهد بود. در پاسخ به این سؤال که سکان آکادمی چه مشکلی از کاربران را حل می کند، بایستی بگوییم که بسیاری از علاقمندان به برنامه نویسی هستند که در شهرهای کوچک قرار دارند که به کلاس‌های آموزشی با استادان خبره دسترسی ندارند و یا اگر هم دسترسی داشته باشند شاید پول کافی برای شرکت در آن دست کلاس‌ها را نداشته باشند. سکان آکادمی صرفاً برای پاسخگویی به نیاز این دست کاربران متولد شده است.

3- سه رقیب اصلی شما کدامند؟
این خیلی مهم است که شما از رقبایتان شناخت داشته باشید. با شناخت کافی از رقبای خود، به سادگی خواهید توانست نقاط ضعف و قوت ایشان را شناسایی کرده و برند خود را از برند ایشان قوی‌تر سازید. در پاسخ به این سؤال که رقبای سکان آکادمی چه سایت‌هایی هستند، این پاسخ را به شما خواننده عزیز واگذار می‌کنیم و از شما می‌خواهیم تا در بخش نظرات، رقبای اصلی سکان آکادمی را در ایران نام ببرید.

4- برگ برنده شما نسبت به رقبا چیست؟
چرا کاربران می بایست از خدمات یا محصولات شما استفاده کنند؟ در عصری که به سر می بریم، مشتریان به عنوان یکی از بی‌وفاترین ارباب رجوع ها شناخته می‌شوند چرا که به محض یافتن خدمات یا محصولاتی که تا اندازه‌ای باکیفیت تر از آنچه در حال حاضر استفاده می‌کنند باشد، به شرکت قبلی پشت کرده و از محصول جدید استفاده خواهند کرد. برگ برنده دوره های سکان آکادمی رایگان بودن آن‌ها است.

5- آیا داستان خاصی در پس استارتاپ یا نام استارتاپ شما وجود دارد؟
داستان ارزش بسیار زیادی دارا است. در حقیقت، افراد از طریق داستان به مراتب راحت‌تر و سریع‌تر به یک محصول یا خدمت جذب می گردند. بیان داستان شکل‌گیری یک استارتاپ به عنوان یکی از راه‌های مؤثر در برندسازی است. اگر بخواهیم داستان شکل‌گیری سکان آکادمی را به طور خلاصه بیان کنیم، بایستی بگوییم که پس از متوقف شدن فعالیت سایت های نارنجی/نردبان/نگهبان، کاربران دوره های اندروید و جاوا که در سایت نردبان منتشر می‌شد پا در هوا ماندند و برای اینکه ایشان به آموزش‌های اندروید و جاوا مجدد دسترسی داشته باشند، سایتی با نام سکان آکادمی را راه اندازی کردیم. حال چرا نام سکان آکادمی؟ از روی سایت خان آکادمی نام سایت را انتخاب کردیم. حال چرا سکان؟ زیرا همان‌گونه که سکان می‌تواند یک کشتی را به مقصد برساند، ما هم قصد داریم علاقمندان به برنامه نویسی را به مقصدشان برسانیم.

6- چند صفتی که استارتاپ شما را به خوبی توصیف می‌کنند بیان کنید؟
این صفاتی که شما انتخاب می کنید، تا حد بسیار زیادی نمایان گر ماهیت استارتاپ شما خواهند بود. به عبارت دیگر، با استفاده از این صفات شما مشخص می سازید که دوست دارید در ذهن کاربرانتان چگونه دیده شوید. ما هم تعدادی کلمه که توصیف کننده ارزش‌های گروه است انتخاب نموده ایم اما آن‌ها را بازگو نکرده و باز هم از شما کاربران عزیز می‌خواهیم تا با استفاده از چند صفت، سکان آکادمی را توصیف کنید تا ببینیم که آیا توانسته ایم به هدفمان دست یابیم یا خیر.

7- برند شما از چه طرقی به مخالب القاء خواهد شد؟
یک برند از طریق روش‌های زیادی در ذهن مخاطب نهادینه می‌شود که از آن جمله می‌توان به رنگ سازمانی، لوگو، تی شرت، وب سایت، بسته بندی و … اشاره کرد. این قضیه در مورد استارتاپ شما چگونه است؟ آیا رنگی الهام بخش دارد که خیلی سریع در ذهن مخاطب ماندگار خواهد شد؟ آیا لوگوی استارتاپ شما دارای معنا و مفهوم خاصی است؟ آیا وب سایت شما حرفه‌ای است و از UI و UX خوبی برخوردار است؟

8- آیا خدمات و یا محصولات استارتاپ شما نیاز به تغییر و تحول دارند؟
این همان چیزی است که غالباً نادیده انگاشته می شود. در‌واقع پس از آنکه ما یک محصول یا خدمت را ایجاد کردیم فکر می‌کنیم که برای مدت طولانی در بازار دوام خواهد آورد اما هرگز این‌گونه نیست. برای مثال یاهو ۳۶۰ درجه را می‌توان نام برد که خیلی به نیازهای کاربرانش اهمیت نداد تا اینکه یک تازه وارد به نام فیسبوک آمد و کلیه کاربرانش را ربود. به عنوان مثالی دیگر از خود سکان آکادمی، می‌توان به سرعت پایین انتشار آموزش‌های جدید اشاره کرد. در‌واقع اگر ما بخواهیم این سبک مشتری مداری را ادامه دهیم و ماهانه یک آموزش ویدیویی ۵ دقیقه‌ای منتشر کنیم، شکی نباید داشته باشیم که محکوم به شکست خواهیم بود (امیدواریم که این اتفاق هرگز رخ ندهد)!

9- تصمیم گیرندگان استارتاپ شما چه کسانی هستند؟
در ابتدای راه اندازی استارتاپ -به خصوص استارتاپ هایی که با همت چند نفر بوجود می آیند- افراد خیلی در بند اینکه چه کسی مدیر اصلی یا تصمیم گیرنده باشد نیستند به قول معروف همه چیز به صورت مرامی انجام می‌شود اما به محض اینکه پای کسب درآمد و موفقیت‌های روز افزودن استارتاپ به میان می آید، افراد تازه شروع به جاه طلبی می کنند. اگر شما می‌خواهید تا استارتاپ موفقی به راه اندازید، حتماً می بایست از ابتدا همه چیز مشخص گردد که نفرات اصلی استارتاپ چه کسانی هستند، روی هر یک از اعضای تیم چقدر می‌توان حساب کرد؟ تصمیم گیرنده نهایی کیست و سؤالاتی از این دست.

10- چقدر بودجه دارید و به چه شکل آن را مدیریت خواهید کرد؟
به نظر ما، دو چیزی که ضامن موفقیت یک استارتاپ می‌شود عبارتند از: پول و ایده که مورد دوم به مراتب مهم تر است. اگر شما پول داشته باشید اما ایده خاصی نداشته باشید استارتاپ شما محکوم به شکست است. از سوی دیگر هم اگر شما ایده خوبی داشته باشید اما پول کافی یا اسپانسر برای عملی کردن ایده خود نداشته باشید باز هم استارتاپ شما شکست خواهد خورد. حتماً پیش از راه اندازی استارتاپ در مورد این مسائل فکر کنید.

11- مشتری ایده‌آل خود را توصیف کنید؟
به نظر شما کدامیک از اقشار جامعه، مشتری خدمات یا محصولات استارتاپ شما خواهند بود؟ مخاطبین استارتاپ شما از دید جغرافیایی، جنسیتی، تحصیلاتی و … می بایست کاملاً مشخص گردند تا با دید واضح تری بتوانید نیازهای ایشان را برآورده سازید. در‌واقع اگر شما ندانید که مخاطبین سایت شما در کدامیک از شهرهای ایران -و شاید جهان- قرار دارند، آقا هستند یا خانم، سطح سواد ایشان چقدر است و بسیاری مسائل دیگر، احتمال موفقیت استارتاپ شما کاهش خواهد یافت.

12- پیام اصلی استارتاپ شما که می‌خواهید به مخاطبین اش منتقل شود چیست؟
این پیام صرفاً نمی بایست یک جمله مثل «ما حامی شما هستیم، حق با مشتری است و ...» باشد بلکه این پیام می بایست توسط مشتریان شما حس شود. برای مثال، هر موقع که شما یک آیفون در دست می‌گیرید چه حسی به شما دست می دهد؟ به نظر شما سکان آکادمی چه حسی به مخاطبینش القاء می کند؟

13- صفاتی که مخاطب ایده‌آل شما را توصیف می‌کند برشمارید؟
اگر شما به خوبی به سؤال شماره یازده پاسخ داده باشید، مسلماً بایستی بتوانید یک مشتری ایده‌آل را در چند کلمه توصیف کنید. برای مثال، اگر دیجی کالا بخواهد مشتری ایده‌آل اش را در قالب چند صفت توصیف کند با صفاتی همچون آدمی کیفیت گرا،‌ آدمی بی اعتماد به سایر فروشگاه ها،‌ فردی که زمان برای ارزش زیادی دارد، کاربری که سواد اینترنتی دارد و … مواجه خواهیم شد.

14- آیا تحقیقات بازار پیش از راه اندازی استارتاپ انجام داده اید؟
تحقیقات بازار بدان معنا است که شما ابتدا تمامی رقبای خود را شناسایی کرده سپس به بررسی ویژگی‌های آن‌ها بپردازید. علاوه بر این، با استفاده از بررسی های مختلف می بایست بسنجید ببینید که مخاطبین احتمالی شما دارای چه نیازهایی هستند؟ برای رفع نیازهای خود حاضرند چقدر پول خرج کنند؟ و غیره.

15- چرا الان می‌خواهید استارتاپ به راه اندازید؟
هیچ کسی را نمی‌توان یافت که یک روز صبح از خواب بیدار شود و با خود بگوید «من امروز باید یک استارتاپ راه بیندازم» معمولاً کسانی که یک استارتاپ را به راه می اندازند، از قبل روزها و شاید ماه ها در مورد هدف خود فکر کرده‌ و با افراد مختلفی مشورت کرده اند. حتماً این سؤال را از خود بپرسید که چرا هم‌اکنون می‌خواهید استارتاپ به راه اندازید. به طور مثال، اگر دو سال آینده ایده خود را عملی کنید چه تفاوتی با عملی ساختن آن در سال جاری دارد؟ و یا اگر سال گذشته این کار را انجام می دهید چقدر به نفع شما می شد.

16- اگر طرح اصلی استارتاپ شما با شکست مواجه شود، پلان بعدی شما چیست؟
معمولاً کارفرمایانی که حرفه‌ای عمل می‌کنند چند پلان مختلف دارند مثلاً پلان الف، ب، و پ. هدف اصلی اجرای پلان الف است اما اگر تیم استارتاپ موفق به عملی ساختن آن نشود، ایشان به سراغ پلان ب می‌روند و اگر باز هم در اجرای آن با شکست مواجه شوند به سراغ پلان آخر می روند. شما هم حتماً می بایست حداقل سه پلان اجرایی برای ایده استارتاپ خود در نظر بگیرید و تمام تلاش خود را به کار بندید تا پلان اصلی را عملی کنید. این قضیه در مورد سکان آکادمی هم صدق می کند. به عبارت دیگر، ما از روز اول سه پلان در نظر داشتیم. طرح الف ما این بود که شبیه به سایت لیندا دات کام شویم به این شکل که آموزش‌های ویدیویی مختلف در زمینه برنامه نویسی، گرافیک، انیمیشن، بازاریابی، مدیریت و … داشته باشیم. این طرح هرگز عملی نشد و ما نتوانستیم به این هدف دست یابیم پس به سراغ طرح ب رفتیم که سازوکار آن به این شکل بود که از کلیه دوره های آموزشی، صرفاً روی دوره های مرتبط با برنامه نویسی و گرافیک تمرکز کنیم که این هم متأسفانه نشد. در نهایت به سراغ طرح آخر رفتیم که آموزش صرفاً در زمینه برنامه نویسی بود. حال ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که چرا نتوانستیم طرح های الف و ب را اجرا کنیم. پاسخ به این سؤال کاملاً ساده است: نبود منابع انسانی که از یک سو سواد این کار را داشته باشند و از سوی دیگر به کار آموزش رایگان اعتقاد داشته باشند.

تذکر بسیار مهم: خیلی از کسانی که استارتاپ به راه می‌اندازند با این مشکل مواجه می‌شوند که اگر طرح پ ایشان هم با شکست مواجه شد، دست از کار می‌کشند و استارتاپ خود را متوقف می‌سازند که این کاری بس اشتباه است. انگلیسی‌ها جمله جالبی دارند: Failure Is Not An Option به این معنی که «شکست جزو گزینه های روی میز نخواهد بود» به عبارت دیگر، ما به سادگی نمی بایست از پافشاری روی اجرای طرح های استارتاپ خود دست بکشیم و باید تمام تلاش خود را به کار بندیم تا اصلی‌ترین طرح عملی گردد. اما زمان هایی پیش می‌آید که نمی‌توان یک کار را کرد (شاید هم قسمت نباشد)، پس باید به سراغ پلان بعدی رفت. اگر پلان بعدی هم با شکست مواجه شد مجبور به دنبال کردن پلان آخر خواهیم بود اما این در حالی است که اگر پلان آخر هم عملی نشد، هرگز نمی بایست دست از فعالیت کشید و پلان آخر را می بایست با تمام چالش هایش به جان خرید و این همان کاری است که ما در سکان آکادمی کردیم.

17- بایدها و نبایدها در استارتاپ شما چه چیزهایی خواهد بود؟
مشخص سازی بایدها و نبایدها پس از راه اندازی استارتاپ به منزله چراغ راهی خواهد بود که شما را در آینده راهنمایی می کند. با خودتان رو راست باشید و ارزش‌های استارتاپ خود را به صورت کاملاً شفاف مکتوب کنید و تمام تلاش خود را به کار بندید تا در طول مسیر به آن‌ها پایبند باشید. یکی از ارزش‌های ما در سکان آکادمی این است که در ازای ارائه آموزش‌های برنامه نویسی پولی از کاربران دریافت نکنیم و آنچه مسلم است اینکه تا پایان راه به این ارزش پایبند خواهیم بود.

18- چند برندی که الهام بخش شما هستند را نام ببرید؟
این سؤال به منزله یکی از مراحل سخت کار است. ما آدم‌ها خیلی وقت‌ها از برندها یا محصولات مختلف به صورت ناخودآگاه الهام می‌گیریم اما اگر کسی از ما سؤال کند که منبع الهام بخش شما چه برندی است، ممکن است نتوانیم پاسخ دقیقی به ایشان بدهیم. برندهای الهام بخش شما کدامند؟ هرگز این تصور را نداشته باشید که اگر مثلاً استارتاپ شما در زمینه فناوری است، برندهای الهام بخش شما می بایست اپل، گوگل و فیسبوک باشند بلکه ممکن است شما از کوکاکولا الهام خاصی را گرفته باشید. از جمله برندهای خارجی که از آن در راه اندازی سکان آکادمی الهام گرفتیم lynda.com بوده است چرا که کیفیت آموزش هایش واقعاً جای هیچ گونه انتقادی را باز نمی‌گذارد. از میان برند های داخلی هم سایت دیجی کالا خیلی به ما کمک کرد تا با مفهوم کار باکیفیت و احترام به مشتری ایده بگیریم (اگرچه شاید نتوانسته باشیم آنطور که باید و شاید کار باکیفیتی ارائه دهیم به کاربران مان احترام بگذاریم.)

19- بر خلاف سؤال بالا، چند برندی که از دید شما ضعیف هستند را نام ببرید و دلایل خود برای ضعیف بودن آن‌ها بیان کنید؟
این کار مثل همان جمله «ادب از که آموختی، از بی ادبان» است. برخی برندها هستند که علیرغم شناخته شدنشان، حس خوبی به شما نمی دهند. لیستی از چنین برندهایی تهیه کنید و دلایل خود برای داشتن حسی منفی نسبت به آن‌ها را بیان کنید و سعی کنید در استارتاپ خود هرگز چنین اشتباهاتی را مرتکب نشوید.

20- طرح بلند مدت شما چیست؟
آیا شما صرفاً به این خاطر که دوست ندارید برای شخص دیگری کار کنید می‌خواهید استارتاپ به راه اندازید یا تصمیم شما به این خاطر است که راه اندازی استارتاپ مد شده است؟ شاید هم پولی به دستتان رسیده و با خود فکر می‌کنید که سرمایه‌گذاری روی یک استارتاپ بهتر است از سرمایه‌گذاری روی ملک! اگر دید شما به استارتاپ این‌گونه است، باید بگوییم که آینده شومی در انتظار شما خواهد بود زیرا ایده‌هایی که اینقدر خام باشند احتمال موفقیت کمی خواهند داشت (به واژه احتمال دقت کنید). دلایلی این چنین جواب نمی‌دهند و اگر هم جواب بدهند کوتاه مدت خواهند بود و این در حالی است که اگر بخواهید استارتاپ شما موفق شود، می بایست یک Big Picture در ذهن خود داشته باشید. منظور از این اصطلاح این است که پنج سال آینده استارتاپ خود را از بدو امر در نظر داشته باشید. چنین کاری منجر به این خواهد گشت تا استراتژی هایی که به کار می‌بندید کوتاه مدت نبوده و موفقیت شما در آینده را دوچندان خواهند کرد. Big Picture یی که برای سکان آکادمی متصور هستیم این است بتوانیم در توانمندسازی نسل جوانی که علاقمند به دنیای برنامه نویسی است گام موثری برداریم و ثابت کنیم که برنامه نویسی هرچند سخت است، اما اگر به خوبی آموزش داده شود قابل فهم خواهد بود.

21- هم تیمی های شما چه کسانی هستند؟
برخی اساتید مدیریت می‌گویند که چیزی در حدود بیش از ۹۰ درصد موفقیت یک کسب و کار، مرتبط با نیروی انسانی آن کسب و کار است. شکی به خود راه ندهید که یک تنه نمی‌توانید یک استارتاپ موفق به راه بیندازید بلکه نیاز به کسانی خواهید داشت که در طی این مسیر همراه شما باشند. در انتخاب هم تیمی های خود بسیار دقت کنید و جمله Hire Slowly, Fire Fast به معنی «با تأمل هم تیمی های خود را انتخاب کنید، اما به محض اینکه دیدید هم تیمی شما مناسب نیست ایشان را از تیم حذف کنید» را همیشه به کار بندید.

نتیجه
اگرچه این لیست کمی طولانی به نظر می‌رسد اما برای موفق شدن در راه اندازی کسب و کارهای جدید چاره‌ای به جزء پاسخگویی به این سؤالات نخواهید داشت. آیا به غیر از این ۲۱ مورد، چیز دیگری به ذهن شما می‌رسد که کمک به موفقیت کسب و کارهای نوپا کند. اگر این‌طور است، می‌توانید نظرات خود را با سایر کاربران سکان آکادمی به اشتراک بگذارید.



بهزاد مرادی