۱۲ چیزی که فکر می‌کنید استارتاپ شما نیاز دارد اما اصلاً این‌طور نیست!

۱۲ چیزی که فکر می‌کنید استارتاپ شما نیاز دارد اما اصلاً این‌طور نیست!

معمولاً استارتاپ‌ها به کسب‌و‌کار‌های نوپایی گفته می‌شود که معمولاً در زمینهٔ تکنولوژی فعال هستند. راه‌اندازی یک استارتاپ اصلاً کار دشواری نیست بلکه صرفاً نیاز است تا هوش به خرج داده و تا حد ممکن سخت‌کوش باشید تا رؤیای خود را از بالقوه به بالفعل درآورید.

همواره کسانی که رؤیای کار کردن برای خودشان را در سر می‌پرورانند با این مشکل روبه‌رو می‌شوند که سعی می‌کنند کلیهٔ لوازم کار را فراهم کنند اما این در حالی است که چنین دیدگاهی نه تنها اشتباه محض است بلکه ممکن است آیندهٔ استارتاپ را نیز به مخاطره اندازد. در این مقاله با وبلاگ سکان آکادمی همراه باشید تا به بررسی ۱۲ موردی بپردازیم که معمولاً افراد در لانچ استارتاپ‌شان دغدغهٔ آنها را دارند و این در حالی است که بدون نیاز به آنها، باز هم می‌توان استارتاپی به راه انداخت که موفق گردد.

مکان فیزیکی
بسیاری از کسانی که در ایالات متحده هستند فکر می‌کنند برای راه‌اندازی یک استارتاپ می‌بایست به سیلیکون ولی بروند (جایی که مقر اصلی شرکت‌های بزرگ فناوری دنیا همچون فیسبوک، گوگل و غیره است) و یا کسانی که در ایران هستند فکر می‌کنند که اگر در شهر تهران باشند، استارتاپ ایشان با موفقیت بیشتری رو‌به‌رو خواهد شد.

شاید ۱۰ سال گذشته چنین باوری تاحدودی درست بود اما این در حالی است که در عصر کنونی که اینترنت در همه جا حضور دارد، مکان فیزیکی به هیچ وجه نمی‌بایست دغدغهٔ علاقمندان به کارآفرینی، به خصوص در فضای آنلاین، باشد (شاهد این ادعا هم آنکه دفتر مرکزی بسیاری از استارتاپ‌های معروف ایرانی در شهرستان‌ها قرار دارد).

برخورداری از یک مدیر مالی
در شرکت‌های بزرگ، برخورداری از یک CFO (مدیر مالی) ضروری است اما این قضیه برای استارتاپ‌ها نه تنها کمکی نمی‌کند، بلکه دست و پا گیر هم خواهد بود. اما در عین حال توجه داشته باشیم که حسابداری صحیح می‌تواند متضمن موفقیت یا شکست یک کسب‌و‌کار گردد زیرا زمانی که شما لیست ریزهزینه‌های استارتاپ خود را داشته باشید، با دید بازتری خواهید توانست به مدیریت منابع مالی خود بپردازید. امروزه نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های بسیاری هستند که با هزینهٔ ناچیزی می‌توانید یکی از آنها را تهیه کرده و منابع مالی خود را مدیریت کنید.

منشی
زمانی که شما برای استارتاپ خود نیازی به دفتر کار نداشته باشید، مسلماً به چیزهای بیشتری نیز بی‌نیاز خواهید بود که از آن جمله می‌توان به منشی اشاره کرد. اگر هم خیلی به یک منشی نیاز داشته باشید، می‌توانید از منشی تلفنی استفاده کنید.

دپارتمان منابع انسانی
اگر استارتاپ شما دربرگیرندهٔ ۳۰ کارمند است، مسلماً شما به یک مدیر منابع انسانی نیاز دارید اما اگر یک کسب‌وکار نوپا دارید، اصلاً نیازی نیست تا هزینه‌های خود را افزایش داده و برای استارتاپ خود دپارتمان منابع انسانی تشکیل دهید. امروزه سرویس‌های آنلاین بسیار خوبی مثل لینکداین، ایران تلنت، ای‌استخدام و … هستند که با استفاده از آنها می‌توانید نیروی مورد نیاز استارتاپ خود را بیابید.

یافتن سرمایه‌گذار
اگرچه یافتن سرمایه‌گذار می‌تواند به رشد استارتاپ شما سرعت بخشد اما این در حالی است که اگر از همان بدو امر بتوانیم جلوی پول قرض گرفتن خود را بگیریم، این کار مزایای بسیار زیادی برایمان خواهد داشت که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
- شما مجبور می‌شوید روی توانایی‌های خود حساب باز کنید،
- سرمایه‌گذاران شما را محدود می‌کنند و گاهی‌اوقات می‌بایست به ساز ایشان برقصید،
- هر تصمیمی که بگیرید به راحتی خواهید توانست آن را اجرایی کنید و نیاز به مجاب کردن دیگران ندارید.

حال ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که استارتاپ مد نظر شما نیاز به یک سرمایهٔ اولیه دارد (مثلاً فرض کنیم که می‌خواهید یک فروشگاه آنلاین به راه اندازید) که در چنین صورتی شما حتماً نیاز به سرمایهٔ اولیهٔ نسبتاً قابل‌توجهی خواهید داشت. در چنین صورتی در ابتدا اصلاً به دنبال سرمایه‌گذار نرفته و سعی کنید تا حد توان خود را به کار بندید و در نهایت به دنبال جذب سرمایه‌گذار بروید. با اتخاذ چنین رویکردی، دید شما نسبت به کسب‌وکار جدیدتان بهتر شده و تصمیمات به مراتب هوشمندانه‌تری خواهید گرفت.

هیئت مدیره
زمانی که قید سرمایه‌گذاران را بزنید، مسلماً دیگر نیازی هم به هیئت مدیره نخواهید داشت تا تصمیمات کلان را در آن مطرح کنید. یکی از ویژگی‌های استارتاپ‌ها این است که چابک هستند. به عبارت دیگر، در استارتاپ‌ها می‌بایست به سرعت تصمیماتی جدید اتخاذ کرد و اگر راه را به اشتباه رفته‌اید، در سریع‌ترین زمان ممکن می‌بایست اشتباه خود را جبران کنید و وجود هیئت مدیره به عنوان یک محدودیت در این زمینه محسوب می‌شود. 

جلسات طولانی
جلسات طولانی خصیصهٔ اصلی سازمان‌های دولتی ایرانی است که در بیشتر مواقع خروجی هم ندارند و اگر استارتاپی بخواهد زمان قابل‌توجهی از نیروهای خود را با جلسات تلف کند، مدیران آن استارتاپ شکی به دل راه ندهند که راهی را در پیش گرفته‌اند که منجر به شکست است.

توجه داشته باشید که در ابتدای راه شما نیاز به یکسری جلسات دارید که شاید چندین ساعت به طول انجامند، اما اگر در آن جلسات همه چیز به خوبی روشن شود، تعداد این جلسات کاهش خواهد یافت و شما در ماه به ۲ الی ۳ جلسه بیشتر نیازی نخواهید داشت (در همین راستا، توصیه می‌شود به مقالهٔ آشنایی با روش مدیریت جلسات کاری به سبک ایلون ماسک مراجعه نمایید).

اتاق کنفرانس
اگر قرار باشد که شما جلسات زیادی نداشته باشید، به طور حتم نیازی هم به اتاق کنفرانس نخواهید داشت و اگر هم روزی نیاز پیدا کردید تا با یکی از مشتریان خود جلسه‌ای برگزار کنید، می‌توانید ایشان را به یک کافی‌شاپ دعوت کنید. 

فاکس
در این مورد توضیح زیادی نمی‌دهیم چرا که در عصر ایمیل، وجود یک دستگاه فاکس در استارتاپ دور ریختن پول است.

قوانین دست و پا گیر
ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثل نحوهٔ لباس پوشیدن، نحوهٔ نامه‌نگاری، خوش‌قول بودن و … خیلی خوب است اما به نظر می‌رسد که برای یک استارتاپ در بدو امر غیر ضروری باشند. سعی کنید همه چیز دوستانه و غیررسمی پیش رود و به مرور زمان قوانینی وضع کنید که منجر به بهبود کیفیت کارتان شود. 

تحقیقات بازار بیش از حد
برای اینکه شما یک استارتاپ موفق به راه اندازید، می‌بایست شناخت خوبی از بازار داشته باشید و به خوبی بدانید که مشتریان بالقوه خدمات یا محصولات شما چه کسانی هستند اما بلافاصله پس از آنکه آمار و ارقام نسبتاً درستی کسب کردید، تحقیقات خود را متوقف کرده و بیشتر تمرکز خود را روی تولید خدمات و محصولات باکیفیت قرار دهید زیرا اگر خود را خیلی غرق در تحقیقات بازار و آمار و ارقام به دست آمده کنید، نه تنها زمان را از دست می دهید، بلکه ممکن است تا حدودی ناامید هم شوید.

خود شما
استارتاپ شما همیشه به خود شما نیاز نخواهد داشت بلکه نقش شما این است که استارتاپ را به راه انداخته،‌ آن را پیش برید، تیم خوبی تشکیل دهید و از آن پس، همه چیز طبق روال به پیش خواهد رفت. یکی از اشتباهاتی که برخی کارآفرینان انجام می‌دهند این است که رد پایی از خودشان در تار و پود استارتاپ به جای می‌گذارند که این کاری بس اشتباه است چرا که کلیهٔ اعضای تیم متکی به این فرد شده و اگر خدای نکرده اتفاقی برای این فرد رخ دهد، استارتاپ از هم خواهد پاشید. سعی کنید تا حد ممکن کار را تفویض کنید تا همه چیز متکی به شما نباشد و عرصه برای رشد سایر اعضای استارتاپ نیز فراهم گردد. 

درست است که در این پست در مورد چیزهایی که یک استارتاپ به آن‌ها نیاز ندارد صحبت کردیم، اما به خاطر داشته باشیم که نه تنها در کل دنیا بلکه در ایران هم که شرایط تاحدودی متفاوت است، بیش از ۹۰٪ از موفقیت یک استارتاپ بستگی به نیروی انسانی آن استارتاپ دارد. لذا بیش از هر چیز، به دنبال اعضای تیم درستکار، صادق، حرفه‌ای، هدف‌دار و باهوش باشید چرا که اگر شما بهترین دفتر کاری در میدان ونک تهران را هم داشته باشید و سرمایهٔ چند صد میلیونی هم در حساب بانکی‌تان باشد اما در جمع‌آوری یک تیم حرفه‌ای ضعیف عمل کرده باشید، استارتاپ شما محکوم به شکست است اما در مقابل اگر مکان فیزیکی نداشته و از حداقل سرمایهٔ مورد نیاز برخوردار باشید اما یک تیم حرفه‌ای داشته باشید که یکی از اعضای تیم در مشهد باشد، دیگری در بندرانزلی، یکی هم در اصفهان و غیره،‌ بدون شک در دراز مدت موفقیت از آن شما خواهد بود.

به نظر شما راه‌اندازی استارتاپ در ایران چه تفاوتی با راه‌اندازی استارتاپ در کشورهای مترقی مثل آمریکا دارا است و برای موفق شدن در راه‌اندازی استارتاپ به چه پیش نیازهایی نیاز خواهیم داشت؟ نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با ما و سایر کاربران سکان آکادمی به اشتراک بگذارید.



فرنوش فهیم