آیا شما نشانه‌های یک نیروی کار حرفه‌ای را دارا هستید؟

آیا شما نشانه‌های یک نیروی کار حرفه‌ای را دارا هستید؟

هر کسی که وارد بازار کار شده باشد شاید با این تفکر بارها و بارها با این ذهنیت مواجه شده باشد که ای کاش کسب و کار خودم را به راه می انداختم و دیگر زیر دست نبودم. در واقع افراد به دلایل مختلفی همچون نداشتن مهارت های کافی در یک زمینه خاص، نداشتن کاریزمای مدیریتی، نداشتن تجربه و بسیاری موارد دیگر قادر به تاسیس شرکت یا موسسه شخصی خود نمی باشند و لاجرم مجبور هستند تا برای شخصی دیگر تحت عنوان "کارفرما یا رئیس" کار کنند. چنانچه توجه کرده باشید در موارد فوق الذکر نام و نشانی از نداشتن سرمایه برای راه اندازی کسب و کار شخصی به میان نیاوردیم چرا که به نظر ما مادامیکه فرد از یک ایده بکر و خلاقانه برخوردار باشد نباید نگران زیرساخت و سرمایه هنگفتی باشد. مثال هایی که در این زمینه می توان ذکر کرد اندک نیستند. به طور مثال آقای استیو جابز ساخت کامپیوتر های مکینتاش را از کاراژ منزل پدرش آغاز کرد و در نهایت مبدل به غول فن آوری دنیا شد. دلیل این پیشرفت هم کاملا مشخص است: او ایده های نو داشت و مهم تر از آن انگیزه خود را از دست نداد. در حقیقت او این کار را برای پول انجام نداد بلکه این کار را از روی عشق انجام داد. شما اگر کاری را برای پول انجام دهید، به مجرد اینکه پول دار شوید آن کار را رها خواهید کرد و این در حالی است که اگر کاری را از روی عشق و علاقه انجام دهید به هیچ وجه از کار خود دست نخواهید کشید.

در این مقاله به هیچ وجه قصد نداریم پیرامون استراتژی های تاسیس شرکت خصوصی و کسب و کار شخصی صحبت کنیم بلکه بیشتر روی سخن با کسانی است که به دلایل شخصی شرایط اینکه برای خودشان کار کنند را ندارند. به نظر می رسد که یک کارمند حرفه ای بودن به مراتب از یک کارفرمای نالایق بودن بهتر است. به طور مثال فرض را بر این بگذاریم که یک پیشنهاد کاری از طرف شرکت گوگل به شما می شود. با پیش زمینه ای که ممکن است شما در مورد این شرکت داشته باشید مبنی بر اینکه یکی از شرکت های خلاق و پیشرو در دنیا است، شاید بر سر دو راهی قرار بگیرید که آیا یک شرکت خصوصی برای خود تاسیس کنید یا برای گوگل کار کنید. افراد هوشمند اگر در چنان شرایطی قرار بگیرند مسلماً کار در شرکت گوگل را ترجیح می دهند چرا که از زیر ساخت مناسبی برای پیشرفت کارمندان خود برخوردار است. حال پس از آنکه تجربه کافی در حرفه خود در شرکت گوگل کسب کردند –همچون موارد بسیار زیادی که پیش آمده است– از کار خود استعفاء داده و یک استارت آپ موفق به راه خواهند انداخت. مادامیکه شما یک کارمند حرفه ای و خلاق باشید نباید در چنین شرکتی نگران آینده کاری خود باشید چرا که راه تا رده های بالای مدیریتی برای شما باز است. شاید یکی از عللی که اکثر افراد به این فکر می افتند که برای خودشان کار کنند، داشتن مدیرانی نالایق، قدر نشناس و سنت گرا می باشد. این افراد فکر می کنند که از تمام پتانسیل ایشان به نحو احسن در شرکتی که مشغول به کار هستند استفاده نمی شود و البته درست هم هست. حال با ذکر مقدمه ای به مواردی می پردازیم که بر اساس تجربیات افراد برای کار در شرکت های مختلف و همچنین مطالعات علمی در این زمینه به دست آورده ایم. این قول را می توان به هر کارمندی داد که اگر تبدیل به یک کارمند حرفه شود، از این مرحله به بعد این مدیر شما است که باید به دنبال شما باشد نه بالعکس. برای تبدیل شدن به یک کارمند حرفه ای افراد باید در شرکت خود به دنبال فرصت های کاری جدید باشند.

در واقع اگر در شرکت کاری به شما محول شد، از آن کار گله و شکایت نکنید چرا ممکن است شما در آن کار استعداد زیادی داشته باشید و حتی ممکن است مسیر شغلی شما به کلی دست خوش تغییر شود. در ضمن اگر شرکت در حوزه کاری تخصصی شما با ازدیاد نیرو مواجه گردد می تواند از شما در دیگر حوزه ها استفاده کند. اگر حجم کاری شما زیاد بود به هیچ وجه از این مسئله گله نکنید بلکه با فراگیری راه کارهای مدیریت زمان کاری های خود را به ترتیب اولویت انجام دهید. اگر شما از حجم زیاد کاری شکایت کنید با همین کار راه را برای مدیر شدن خود در شرکتتان خواهید بست چرا که مدیران در شرکت های خصوصی کسانی هستند که بیش از مابقی افراد کار می کنند و اگر شما از این مسئله شکایت کنید این ذهنیت را در مافوق خود به وجود خواهید آورد که شما از پتانسیل و سخت کوشی کافی برای ارتقا برخوردار نیستید. اگر در شرکت با مسئله و یا مشکلی مواجه شدید و یا حتی به دنبال ترفیع بودید حتما به طور مستقیم با خود مدیریت مذاکره کنید و به هیچ وجه منشی، مدیر مالی و غیره را واسطه قرار ندهید. در محیط کار خود کاملا جدی باشید و خود را با گفتن جک، خاطرات خنده دار و تکیه کلام های عامیانه مضحکه نکنید. اما این بدان معنی نیست که لبخند نزنید و اخم کنید! تا حد ممکن در مورد مسائل شخصی در محل کار صحبت نکنید مگر در موارد اضطراری. اگر شما از وام هایی که گرفته اید، قرض هایی که باید ادا کنید، مشکلاتی که با همسر خود دارید و ... با همکاران و مدیر خود صحبت کنید، این کار موجب می گردد تا اهمیت و ارزش شما در دید ایشان کم شود. یک کارمندی که وام ندارد به مراتب از کارمندی که کار می کند تا وام های خود را صاف کند در دید مدیر از ارزش بیشتری برخوردار است. اگر از دست کسی عصبانی شدید اول سکوت کنید و سعی کنید روز بعد عصبانیت خود را بروز دهید. در درصد قابل توجهی از موارد عصبانیت شما تا روز بعد فروکش خواهد کرد. به هیچ وجه ارزشهای خود را در محل کار زیر پا نگذارید. به طور مثال اگر شما فرد دروغ گویی نیستید حتی به دستور مدیرتان هم دروغ نگویید. شاید در لحظه این کار موجب دلخوری مدیر شما شود اما نکته اینجا است که در دراز مدت این مسئله موجب می گردد تا مدیرتان به شما از مابقی افراد اعتماد بیشتری پیدا کند. در عین حال که ارزش های خود را محترم می شمارید، ارزش های سازمان و یا شرکتی که برای آن کار می کنید را نیز محترم بشمارید. اگر شرکت شما به سر وقت بودن اهمیت زیادی می دهد پس حتماً این کار را انجام دهید. نظم را سرلوحه کار خود در شرکت قرار دهید.

مدیران موفق معمولاً افراد کاملا منظمی هستند. اصلاً در مورد همکاران دیگر و مهم تر از همه مدیر خود غیبت نکنید چرا که این پارادایم برای همکاران شما بوجود خواهد آمد که شما پشت سر ایشان هم همواره غیبت می کنید. صبر نکنید که مدیر به شما بگوید که چه کار کنید بلکه خلاقیت به خرج داده و به مدیر خود بگویید اگر شما موافق هستید من می خواهم این کار را انجام دهم. اگر در شرکت کسی اعم از مدیر شما گرفته تا همکارانتان از شما انتقاد کردند، چه انتقاد ایشان سازنده بوده و چه مخرب، پذیرای آن باشید اما در عین حال حتماً از فرد منتقد بخواهید که به شما راه کار ارائه دهد. در چنین مواقعی خیلی از افرادی که فقط عادت دارند انتقاد کنند و خودشان هیچ گونه راه کاری برای آن ندارند گیر خواهند افتاد. بله قربان گو نباشید. بر خلاف عقیده عمومی که خیلی ها فکر می کنند اگر همواره به مدیر خود بله بگویند این کار موجب ترفیع ایشان می شود، مدیرانی که دارای تفکر انتقادی هستند از کسانی که با ایشان با دلایل منطقی مخالفت می کنند خوششان می آید. سر کار خود مؤدب باشید. از مدیر گرفته تا آبدارچی، همه باید چیزی به جز احترام از شما نبینند. در حوزه کاری خود دارای اطلاعات به روز باشید. در واقع این همان چیزی است که شما را یک سر و گردن از مابقی کارمندان بالاتر نگه خواهد داشت. بیشتر از آنکه قول دهید، عمل کنید. در واقع زمانی که مدیر شما درخواست کاری را از شما کرد فوراً بله نگویید بلکه چند لحظه ای از ایشان زمان بخواهید و تمامی جوانب کار را بررسی کرده سپس زمانی را برای انجام آن کار به مدیر خود اعلام کنید اما سعی کنید حتی اگر شده یک ساعت زودتر از زمان مقرر کار را تحویل دهید. در ضمن کار را بیش از حد انتظار مدیرتان انجام دهید. اصلا از خود تعریف نکنید. اجازه دهید کار شما معرف شما باشد. شیک پوش باشید و همیشه بوی خوش دهید. اصلا از عطر های تیز استفاده نکنید چرا که اینکار شاید موجب رنجش همکاران شما شود. خوبی این کار این است که اگر مدیر بخواهد به یک جلسه مهم برود شما یک از کاندیدای همراهی ایشان خواهید بود حتی اگر حوزه کاری شما با موضوع جلسه یکی نباشد. به هیچ وجه پیرامون مذهب، سیاست و مسائل جنسی و همچنین مشکلات شخصی سرکار با مدیر و همکاران خود بحث نکنید.

اگر به دنبال یک سوژه برای صحبت کردن هستید در مورد کلیشه هایی مثل آب و هوا هم صحبت نکنید بلکه در مورد اطلاعات به روز خود در مورد حوزه کاری خود صحبت کنید. مسلماً این کار موجب به فکر فرو رفتن همکاران و مدیر شما خواهد شد. خود را ارزان نفروشید. هرچه قدر که خود برای خود ارزش قایل شوید دیگران هم به همان میزان برای شما ارزش قائل می شوند. سعی کنید در یک زمینه خاص به فردی حرفه ای تبدیل شوید که حتی در آن زمینه صاحب نظر هم باشید سپس مهارت خود را به گران ترین قیمت ممکن بفروشید. اگر خود را دسته کم بگیرید این ذهنیت برای شرکت مد نظرتان پیش خواهد آمد که شما فرد حرفه ایی نیستید. البته به هیچ وجه خود را بزرگ نمایی نکنید چرا که فقط پس از چند ماه دست شما رو خواهد شد و بایستی از شرکتتان خداحافظی کنید. در جمع از مدیر خود انتقاد نکنید و شخصیت ایشان را زیر سوال نبرید اما هر موقع که با یکدیگر بودید در محیطی خارج از محیط شرکت با کلامی ملایم از "مدیریت" مدیر خود انتقاد کنید و به هیچ وجه مدیریت ایشان را با شخصیت ایشان قاطی نکنید. به عبارت دیگر شخصیت حقوقی ایشان را مورد انتقاد قرار دهید نه شخصیت حقیقی ایشان را. کاری نکنید که زیر منت مدیر خود بروید. به طور مثال اگر شرکت شما دارای روابط خوبی با بانک ها است و می تواند برای شما وام بگیرد و یا خود شرکت می تواند به شما وام دهد، سعی کنید تا حد ممکن زیر بار این کار نروید چرا که این کار قدرت شما را در محیط کاری تان کاهش خواهد داد. اگر از دست مدیر خود دلخور شدید منتظر شرایطی باشید تا دلخوری خود را به ایشان ابراز کنید چرا که این کار به منزله یک سوپاپ اطمینان خواهد بود. اگر شما این کار را نکنید پس از گذشت زمان دلخوری های شما تبدیل به تنفر خواهد شد و کار در آن شرکت را برای شما غیر ممکن خواهد ساخت. اگر مدیر شما عادت به قدردانی از زحماتی که شما بیش از انجام وظیفه تان می کشید ندارد این کار را به ایشان یاد آور شوید چرا که شما برای تبدیل شدن به یک کارمند خوب نیاز به سوخت دارید و تمجید و تشکر از شما می تواند این سوخت را برای ادامه فعالیت حرفه ای تان تأمین کند. اگر از مدیر خود درخواست مرخصی کردید و ایشان قبول نکرد مشکل مدیر شما نیست بلکه مشکل خود شما هستید.

شما می بایست آن قدر به کاری می خواهید انجام دهید اطمینان داشته باشید که مدیر شما اهمیت این کار را از چشمان شما بخواند و به خود اجازه مخالفت با شما را ندهد. اگر شما برای زندگی شخصی خود ارزش قائل نشوید و به محض این که درخواست مرخصی برای یک کار شخصی کردید و مدیرتان با شما مخالفت کرد کوتاه بیایید، مطمئن باشید که مدیرتان در مابقی موارد هم برای زندگی شخصی شما ارزش کمی قائل خواهد شد. با شرکت خود رو راست باشید و به هیچ وجه به مدیر خود دروغ نگویید. فرض کنید که کار اشتباهی انجام می دهید و مدیر خود را از ضرری که متوجه شرکتش شده است مطلع نمی سازید. این کار نه تنها زیر پا گذاشتن ارزش های فردی است بلکه ممکن است در مابقی موارد با مرتکب شدن اشتباه یکسانی ضرر بیشتری را متوجه شرکتتان کنید اما اگر مدیر خود را مطلع سازید شاید ایشان راه کار مناسبی را به شما بیاموزند. به هیچ وجه از زمان استراحت و مهم تر از آن خانواده برای کار خود استفاده نکنید چرا که شما کار می کنید تا بتوانید با خانواده خود اوقات خوشی را بگذرانید نه اینکه خانواده تشکیل داده اید که برای مخارج آن کار کنید. اگر پس از گذشت چند سال در موقعیت کاری خود باقی ماندید و ارتقائی نگرفتید بدانید که یک جای کار می لنگد. حتماً به دنبال مشکل باشید. در این مورد یا مشکل از شما است که نتوانسته اید نظر مدیر خود را جلب کنید و یا مشکل از مدیر است که قدر شما را نمی شناسد. کارهایی را که برای مبدل شدن به یک کارمند حرفه ای می توان انجام داد زیاد هستند.

مواردی که ذکر شد حداقل در مورد نگارنده این پست صادق بوده اند اما کارهایی که می توان انجام داد تا به یک کارمند حرفه مبدل شد به اینجا ختم نخواهد شد. با انجام کاری های فوق کاری کنید که جایگزینی شما برای شرکت نه تنها دشوار باشد بلکه غیر ممکن باشد. امیدواریم با انجام کاری های فوق راه پیشرفت را در حرفه خود هرچه سریع تر دنبال کنید.



بهزاد مرادی