چگونه یک تیم استارتاپی موفق تشکیل دهیم؟

چگونه یک تیم استارتاپی موفق تشکیل دهیم؟

تحقیقات حاکی از آنند که رمز موفقیت بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا فارغ از حوزهٔ کاری‌شان، منابع انسانی یا بهتر بگوییم نیروی کار آن شرکت است. با این تفاسیر، اهمیت برخورداری از یک تیم حرفه‌ای در استارتاپ‌ها به مراتب بیشتر می‌گردد و این همان چیزی است که در ادامه قصد داریم مورد بررسی قرار دهیم.

ایجاد یک فرهنگ استارتاپی
همواره سخت‌ترین استخدام عضو تیم، مرتبط با اولین کسی است که می‌خواهیم به استخدام خود درآوریم و این در حالی است که این فرد تأثیر بسزایی در روند استخدام‌های بعدی و به طور کلی موفقیت استارتاپ شما خواهد داشت. اما پیش از شروع به جذب نیرو، می‌بایست ببینید که استارتاپ شما قرار است در قالب چه فرهنگ کاری پیش رود. آیا قرار است روابط افراد بسیار دوستانه و صمیمی باشد و یا اینکه در نظر دارید تا استارتاپ شما جزو شرکت‌های کاملاً رسمی و با دیسیپلینی خاص باشد.

ببینید روابط در استارتاپ شما قرار است به چه شکل باشد؛ اعضای تیم می‌توانند همدیگر را با اسم کوچک صدا کنند و یا اینکه القابی همچون آقای، جناب، سرکار خانم و … به منزله جزء لاینفک فرهنگ استارتاپی شما خواهند بود.

رو راست بودن اعضای تیم چقدر برای شما مهم است؟ اگر دروغ نگفتن و رو راست بودن جزو اولویت‌های شما است، پس در حین جذب نیرو می‌بایست تمام تلاش خود را به کار بندید تا از صحت و سقم ادعاهای فردی که مقابل شما نشسته است اطمینان حاصل کنید.

در واقع، پس از اینکه تکلیف فرهنگ استارتاپی شما مشخص شد، می‌بایست شروع به جذب نیروهایی کنید که بیشترین نزدیکی را با فرهنگ مد نظر شما دارند. برای یافتن پاسخ به این سؤال که چرا یافتن پاسخ به این دست سؤالات پیش از استخدام اولین عضو تیم حائز اهمیت است، به مقالهٔ استارتاپ شما شبیه به یک ظرف میوه است، در انتخاب میوه‌ها شدیداً دقت کنید! مراجعه نمایید.

چک کردن پیشینه اعضای تیم
زمانی که شما تیمی برای یک استارتاپ تشکیل می‌دهید، جدای از اینکه یک گروه متشکل از افراد مختلفی را دور هم جمع می‌کنید، شما در حین گذاشتن سنگ زیربنای استارتاپ خود می‌باشید و توجه کنید که حتی یک اشتباه می‌تواند منابع، درآمد، زمان، برند و بسیاری چیزهای دیگر را در طول زمان زایل کند و در چنین شرایطی شکی به دل راه ندهید که فرد به اشتباه انتخاب شده می‌بایست جایگزین گردد.

در همین راستا، حتماً از معرف‌هایی که متقاضیانی حضور در استارتاپ شما معرفی کرده‌اند سؤالاتی مختلف دربارهٔ فرد مد نظر بپرسید و اگر حتی یک نفر هم چیزهایی گفت که با اظهارت متقاضی ضد و نقیض بود، نیاز است تا زمان بیشتری برای انتخاب آن فرد اختصاص دهید.

حال ممکن است این نگرانی برای شما پیش بیاید که شما نیاز به نیروی کار دارید و اگر بخواهید این‌ قدر سخت‌گیری کنید، تک و تنها باقی خواهید ماند! در پاسخ به این سؤال بایستی گفت که در ۷۰ الی ۸۰ میلیون ایرانی، مسلماً خواهید توانست ۷ یا ۸ و در نهایت ۱۰ نفری که با اولویت‌های شما همخوانی داشته باشند را بیابید و از این بایت اصلاً نگران نباشید.

نوشیدن یک فنجان چای
برای تشکیل یک تیم قوی و مجرب، صرفاً تست کردن متقاضیان از لحاظ فنی کافی نبوده و شما می‌بایست از لحاظ خانوادگی، رفتارهای اجتماعی، تربیت و … ایشان نیز مطمئن شوید. بنابراین نیاز است تا پیش از نهایی شدن استخدام وی، فرد جدید را به یک کافی‌شاپ و یا رستوران دعوت کنید.

در حین نوشیدن چای، قهوه و یا میل کردن غذا، سعی کنید در مورد مسائل مختلفی به جزء مسائل کاری صحبت کنید مثل سیاست، روابط اجتماعی، خانواده، نگرش فرد نسبت به جنس مخالف و … (البته می‌دانیم که در موقع صرف غذا، صحبت کردن کار بدی است ولی این بار چاره‌ای نیست زیرا قرار است انتخاب مهمی انجام دهید!)

حال ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که چیزی همچون نوشیدن یک فنجان چای چه ربطی به موفقیت یک استارتاپ دارد؛ برای روشن شدن این مسأله مثالی می‌زنیم. فرض کنیم که شما یک مدیر فنی یا طراح سایت استخدام می‌کنید. ایشان در کارش بسیار حرفه‌ای است اما روزی شما برای پرزنت کردن محصولات یا خدماتتان، جلسه‌ای مهم خواهید داشت که نیاز است مدیر فنی یا … هم در آن جلسه حضور داشته باشند. پس به اتفاق به دفتر مشتری می‌روید و از قضا برای شما نوشیدنی می‌آورند. همه یک فنجان بر می‌دارند و مدیر فنی شما هم از این قاعده مستثنی نیست اما ماجرا از اینجا شروع می‌شود که به محض اینکه او شروع به نوشیدن چای می‌کند، صدای هورت سکوت اتاق جلسه را می‌شکند …

دیر استخدام کنید اما زود اخراج کنید
تا اینجای بحث گفتیم تا حد ممکن، فرد مورد نظر را پیش از استخدام مورد سنجش و آزمایش قرار دهید؛ به عبارت دیگر، اصلاً در استخدام یک نیرو عجله‌ای به خرج ندهید اما به یاد داشته باشید به محض اینکه دریافتید فردی مُخل پیشرفت استارتاپ شما است و به نوعی چوب لای چرخ کسب‌وکار شما می‌گذارد، شکی به دل راه ندهید که وی می‌بایست اخراج شود.

این کار در ظاهر خیلی بی‌رحمانه به نظر می‌رسد، اما به این فکر کنید که یک فرد نامناسب می‌تواند کل کسب‌وکار شما و آیندهٔ شغلی چندین نفر دیگر را به مخاطره اندازد و آن موقع شما باعث بیکاری چند نفر شده‌اید به جای یک نفر! پس اگر هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید و با خود می‌گویید که فلان شخص اصلاً مناسب هم‌تیمی بودن نیست، تا قبل از ظهر از ایشان خداحافظی کنید.

بی‌پولی خود را به اشکال دیگری جبران کنید
استارتاپ اسمش با خودش است؛ یعنی گروهی افراد باانگیزه که دور هم جمع می‌شوند تا ایده‌ای بِکر را عملی کرده و به درآمدزایی برسانند و غالباً استارتاپ‌ها سرمایهٔ زیادی ندارند و امکان پرداخت حقوق بسیار بالایی برای ایشان غیرممکن است.

در عوض، می‌توانید به حداقل‌ها اکتفا کرده و نقشهٔ راهی برای اعضای تیم ترسیم کنید که منجر به ارتقاء حقوق ایشان خواهد شد. به عبارت دیگر، تمام تلاش خود را برای موفقیت استارتاپ‌تان به کار بسته و این اطمینان را برای اعضای تیم حاصل کنید که همه در موفقیت‌های آتی تیم سهیم خواهند بود.

علاوه بر این، می‌توانید عدم برخورداری از پول کافی را با چیزهای جانبی جبران کنید؛ به طور مثال، سعی کنید تجربیات خود را به اعضای تیم منتقل کنید، ایشان را راهنمایی کنید، نقش برادر بزرگ را برای ایشان بازی کنید، در غم و شادی کنار ایشان باشید، به همکاران خود انرژی مثبت دهید، محیط شادی برای ایشان تأمین کنید، به ایشان اعتماد به نفس و قدرت تصمیم‌گیری دهید و ...

در یک کلام،‌ به خاطر داشته باشید که همه چیز پول نیست بلکه اگر بتوانید محیطی فراهم سازید که آدم‌ها از بودن در آن محیط لذت ببرند، حتی شاید کسانی حاضر باشند پول بدهند تا در کنار شما باشند!

شخصیت ثابتی داشته باشید
شفافیت در روابط با اعضای استارتاپ خود، در موفقیت آن نقش بسزایی دارد. امروزه آدم‌ها باهوش‌تر از آنی هستند که بتوان چیزی را از ایشان پنهان کرد و یا اینکه ظاهرسازی کرد. علاوه بر این، سعی کنید چه در محیط کار و چه در خارج از تایم کاری، شخصیت ثابتی داشته باشید چرا که این کار می‌تواند اعتماد اعضای تیم را جلب کند.

شخصیتی داشته باشید که اعضای تیم بدون واهمه از شما و سیاست‌هایتان انتقاد کنند. به اعضای تیم خود دروغ نگویید و در عوض از ایشان هم بخواهید تا در همهٔ احوال با شما رو راست باشند (دروغ‌گو نه تنها دشمن خدا است، بلکه دشمن استارتاپ هم می‌باشد!)

به طور کلی، راه‌اندازی استارتاپ کار سختی است و کار زمانی سخت‌تر می‌شود که شما هم‌تیمی‌های مناسبی هم نداشته باشید و شاید به جرأت بتوان گفت که شکست استارتاپ در چنین شرایطی قطعی خواهد شد. برخورداری از اعضای قوی و درست، متضمن سربلند بیرون آمدن از پس چالش‌ها و مشکلات پیش‌روی یک استارتاپ است.

حال نوبت به نظرات شما می‌رسد. آیا در فرهنگی که ما در آن بزرگ شده‌ایم می‌توان چنین ایده‌هایی را پیاده کرد یا خیر؟ علاوه بر این، برای تشکیل یک تیم استارتاپی چه معیارهای دیگری را می‌توان مد نظر قرار داد؟ نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با ما و سایر کاربران سکان آکادمی به اشتراک بگذارید.



بهزاد مرادی