لطفا جاواسکریپت مرورگر خود را فعال سازید!

نحوه فعال سازی در کروم
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
نحوه فعال سازی در فایرفاکس
  1. ابتدا باید اینکارو بگنید
  2. بعدش اونکارو
شش گناه بزرگ در نوشتن یک مقاله

شش گناه بزرگ در نوشتن یک مقاله

اگر کسی بتواند زمان و محل مرگ شما را برایتان پیش بینی کند، آیا باز هم به آن مکان خواهید رفت؟ قطعاً خیر! به همین دلیل برای این که بتوانیم نحوه ی صحیح انجام کاری را دریابیم، ابتدا باید بفهمیم که در آن کار از چه نکاتی باید پرهیز کرد و سپس به هنگام مواجه شدن با آن مسائل، سریعاً مشکل را برطرف نماییم. شاید نوشتن یک مقاله در نگاه اول آسان به نظر برسد اما اگر بخواهید مقاله ای خوانا، مفید و منسجم بنویسید، اوضاع بسیار دشوارتر خواهد بود. برای نوشتن یک مقاله دو راه پیش رو دارید، اول این که اینترنت را به دنبال "روش صحیح مقاله نویسی" زیر و رو کرده و تمام نکات ریز و درشت آن را نوشته و حفظ کنید. دومین راه و از قضا راحت ترین راه آن است که به دنبال "نبایدها" باشید، بدین معنی که ابتدا کارهایی که در نوشتن یک مقاله ی خوب باید از آن ها پرهیز کرد را یاد بگیرید و به هنگام نوشتن یک مقاله (به هر سبکی که می خواهید) تنها حواستان به جلوگیری از آن چند موضوع باشد و بس! در ادامه شش مورد از گناهان نابخشودنی (!) در نوشتن یک مقاله را برایتان آماده کرده ایم.

1- به نام خدا، می خواهم در رابطه با ... بنویسم!
مشکل چیست؟ شما می خواهید که در مورد موضوع 1 صحبت کنید اما همچنین بی صبرانه منتظر معرفی موضوع 2 هستید. موضوع جذاب 3 نیز ناگهان به ذهنتان خطور می کند و پس از مدتی موضوع 4 نیز وارد مقاله می شود. اگر به این ترتیب پیش بروید، بدون شک مقاله ی شما در نظر خواننده، نامنسجم و گیج کننده خواهد بود. اگر نتوانید هدف اصلی مقاله ی خود را به طور واضح و شفاف مشخص نمایید، در ادامه ی متن نیز با مشکل مواجه خواهید شد. مقاله ای که در رابطه با مأموریت خود نوشته اید، بیشتر شبیه به خاطرات روزانه خواهد بود و گزارشی که در رابطه با میزان فروش تنظیم کرده اید، بیشتر به درد راهنمای خرید می خورد تا گزارش به رئیس! راه حل چیست؟: خواننده ی ایده آل خود را در ذهن مجسم کنید. حال تصور کنید که این فرد رو به رویتان نشسته و از شما می پرسد که "آیا می تونی خلاصه ی مقاله ات را در یک جمله برایم بگویی؟" سپس کامل ترین و جامع ترین پاسخی که می توانید به دوست تخیلی خود بدهید را نوشته و تمامی متن مقاله را حول همان پاسخ پیش ببرید. و این چنین است که می توانید مقاله ای منسجم، متمرکز و شفاف داشته باشید که حواس خواننده را در بین موضوعات متعدد پخش نمی کند.

2- تیترهای غیر جذاب!
مشکل چیست؟ مقاله ی شما با فاکتورگیری از تیتر آن، بسیار جذاب، علمی و خواندنی است اما بازخوردی که باید را ندارد. اگر این چنین است، پس به احتمال بسیار زیاد باید نگاهی دوباره به تیتر مقاله تان بیاندازید و جالب است که بدانید از هر ده نفر، هشت نفر تنها به خواندن تیترها اکتفا کرده و تنها دو نفر هستند که متن مقاله ی شما را به طور کامل می خوانند. پس اهمیت تیترها در جذب خواننده را دست کم نگیرید. راه حل چیست؟: بسیاری از نویسندگان ابتدا تیتر مقاله ی خود را انتخاب کرده و سپس ادامه ی متن را براساس آن می نویسند اما شما بحثتان فرق می کند و باید به فکر چاره ی جدیدی باشید. بهتر است که از همان ابتدا به سراغ متن اصلی مقاله رفته و آن را به طور کامل بنویسید. سپس موضوع اصلی مقاله و حرف اصلی آن را دریابید و تیتر تعجب برانگیز خود را بر اساس آن بسازید. برای نمونه، به جای یک تیتر ساده و معمولی مانند "چگونه یک مقاله ی خوب بنویسیم؟" می توانید از تیتری همچون "مقاله نویسی، جلسه ی اول: در 5 حرکت اول خواننده را کیش و مات کنید!" استفاده کنید. هشدار! از کلمات گمراه کننده و گنگ در تیترهایتان استفاده نکنید چرا که اگر محتوای شما با مقاله تان همخوانی نداشته باشد، خوانندگان شما را به عنوان "نویسنده ی تبلیغاتی" خواهند شناخت که تنها به دنبال جذب کلیک های بیشتر بوده و مطالب بی محتوا منتشر می کند. از آن پس، هنگامی که نام شما در کنار مقاله ای قرار گیرد، هر چقدر هم که آن مقاله جذاب باشد، خوانندگان تمایل کمتری به خواندن آن خواهند داشت (نیازی به معرفی چوپان دروغگو هست؟).

3- دست کم گرفتن بچه تیترها!
مشکل چیست؟ به هر روشی که شده موفق شده اید تا خواننده را جذب کرده و به صفحه ی مربوط به مقاله تان بیاورید اما آن طور که از آمار سایت پیدا است، این خوانندگان وقتی برای مطالعه ی مقاله ی شما نمی گذارند و به سرعت محل را ترک می کنند! این بدان معنا است که شما یا به اندازه ی کافی از تیترهای فرعی استفاده نمی کنید و یا تیترهای فرعی شما به اندازه ی تیتر اصلی جالب نیستند. راه حل چیست؟: به عنوان یک نویسنده شاید شنیده باشید که مقالات لیست وار بسیار خطرناک و نازیبا هستند اما در حقیقت تیترهای فرعی و یا حتی در برخی موارد استفاده از لیستی کوتاه، می تواند آن غول ترسناک متن های طولانی و بلند را به بخش های کوچک و ملوس تبدیل نماید که هضم آن ها توسط خواننده نیز بسیار راحت تر است. این تیترهای فرعی نه تنها به ایده پردازی و خلاقیت متن صدمه نمی زدند، بلکه اتفاقاً برای پرورش عضله های نویسندگیتان بسیار مفید هستند!

4- رباتیک نویسی!
مشکل چیست؟ "این جمله ی اول است. این یک جمله ی دیگر است. جمله ی قبلی را با این جمله ادامه می دهم. این جمله پاراگراف را به پایان می رساند." به تنهایی، تمامی جمله های بالا از لحاظ دستوری کاملاً صحیح می باشند اما هنگامی که آن ها را در کنار هم قرار می دهید، به نوعی "مرده" به نظر می آیند. حسی که به خواننده منتقل می شود آن است که رباتی در پشت کامپیوتر نشسته و جملات بالا را با صدایی غیرطبیعی می خواند! این جملات بی روح و مصنوعی اند و طوری به نظر می رسد که انگار نویسنده فقط می خواسته چندین کلمه و جمله را سر هم کرده و وظیفه را از دوش خود بردارد. راه حل چیست؟: شاید این جمله را بارها و بارها شنیده باشید، اما تکرار آن خالی از لطف نیست: "آن طور بنویس که سخن می گویی". واضح تر بگویم، بهترین و متشخص ترین حالت فردی را در نظر بگیرید و نحوه ی حرف زدن او را بر روی کاغذ پیاده کنید. با اعتماد به نفس، با قدرت و با احترام کامل نسبت به خواننده ی خود بنویسید و مطمئن باشید که خواننده نیز این موضوع را حس خواهد کرد.

5- کلمات بی دلیل!
مشکل چیست؟ برخی اوقات مفهوم "آن طور بنویس که سخن می گویی" اشتباه برداشت می شود و نتیجه ی آن فاجعه ای اینچنینی خواهد بود: "سلام، چطورین ... می خواستم راجع به مقاله نویسی باهاتون حرف بزنم و خیلی چیزها هم می خوام بگم که همشون مهمن، پس..." راه حل چیست؟: یکی از روش های مورد علاقه ی نویسندگان آن است که در ابتدا چک نویسی از مقاله ی خود بنویسند و پس از آن صفت ها، قیدها، استفاده از جملات مجهول و ... را حذف کنند. بدین ترتیب نویسنده می تواند به عنوان یک خواننده به مقاله ی خود نگاهی دوباره بیاندازد و کلماتی که بی دلیل به کار رفته و یا در مواردی برای روان خوانده شدن مقاله مضر هستند را حذف نماید. پیروی از تمامی این قواعد کمی دشوار است، حتی شاید استفاده ی به جا و به موقع از بعضی از آن کلمات "اضافی" نیز بتواند حال و هوای مقاله را عوض کند، تصمیم با شماست!

6- جمع بندی دست و پا شکسته!
مشکل چیست؟ پس از سوزاندن مقادیر بالایی از فسفر و خلاقیت، تیتر، مقدمه و بدنه ی اصلی مقاله را نوشته اید اما فراموش کرده اید که مقداری از انرژی خود را برای بخش پایانی یعنی "جمع بندی" نگاه دارید. بدین ترتیب پاراگراف پایانی به جای جمع بندی تمام هدف شما از نوشتن آن مقاله، پر از کلمات کلیشه ای و تکه تکه شده است که خواننده به هنگام خواندن آن ها به نوعی احساس می کند که به وی خیانت شده است! راه حل چیست؟: تمام هنرمندیتان را در مقدمه رو نکنید! وظیفه ی مقدمه آن است که در عین بیان ایده ی کلی مقاله، خوانندگان را به دنبال خود، به درون مقاله بیاورد. از طرفی، وظیفه ی پاراگراف(های) پایانی آن است که تمام مطالب مطرح شده و نکاتی که رها شده اند را به یکدیگر مربوط ساخته و همه چیز را سر و سامان بخشد. همچنین باید بتواند گوشه ای از قطار افکار نویسنده را به خواننده نشان داده و او را با خود همراه کند، نه اینکه خواننده را در میان زمین و هوا رها سازد!

دیگر چه؟ عده ای از نویسندگان لیست بلند بالایی از قواعد مقاله نویسی تهیه کرده و تمامی آن ها را یکی پس از دیگری رعایت می کنند اما گروهی دیگر (همانند اینجانب) ترجیح می دهند که مُشتی از قواعد را در ذهن داشته باشند و سپس ایده ی خود را به نوشتار تبدیل کنند. از بزرگان شنیده ایم که پس از مدتی، خود نویسنده راهش را خواهد شناخت و می داند که در چه زمانی، از چه عبارات و کلماتی استفاده کند. بهترین پیشنهاد ما می تواند این جمله باشد: "زیاد بنویسید، بلند بنویسید."، تضمین می کنیم که در مدتی کوتاه و بدون آن که متوجه آن باشید، تمامی قوانین مقاله نویسی را اوستا شوید!